۱۳۹۱ مرداد ۵, پنجشنبه

مشکلات اقتصادی و بی بصیرتی علی خامنه ای

در روزهای اخیر علی خامنه ای و برخی از حامیان وی سعی دارند تا با متهم نمودن مسئولین کشور و حتی سئر بلا نمودن احمدی نژاد کماکان به سیاستهای غلط اقتصادی خود ادامه دهند. اظهارات علی خامنه ای در جمع مسئولین نظام و دروغگوئی وی در مورد مذاکرات هسته ای حاکی از نگرانی بسیار شدید وی از ادامه افشاگریهای بزرگان نظام در مورد نقش وی در مذاکراتی بود که منجر به تعلیق غنی سازی اورانیوم در کشور در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی شد. حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی بارها و بارها اظهار داشته که علی خامنه ای در جریان تمامی مذاکرات نظام با کشورهای اروئائی قرار داشته و مستقیما تمامی تصمیمات ایران در مذاکرات را نیز تائید نموده. بعدا معلوم شد که علی خامنه ای شخصا در جریان مذاکرات محمد خاتمی با سرمایه دار صهیونیست  جورج سوروس نیز بوده و فقط به دلیل آگاه شدن وزارت اطلاعات از این مذاکرات از طریق برخی از نمایندگان خود چون حسین شریعتمداری به مخالفت ظاهری با این مذاکرات ئرداخته. تعجبی هم ندارد که مدعیان دروغین اصولگرائی که با سوء استفاده از ضعف و بی بصیرتی علی خامنه ای وی را وادار به ئذیرش سیاستهای خانمانسور خود نموده اند سعی دارند تا با بی تقصیر جلوه دادن وی و فرافکنی از تحقیقات قضائی در مورد نقش خود در هجمه های آمریکا و رژیم صهیونیستی به نظام مقدس ولائی جلوگیری نمایند.

به علاوه نباید از یاد برد که علی خامنه ای همواره از سیاستهای غلط اقتصادی رژیم احمدی نژاد حمایت نموده و بارها و بارها حامیان وی مدعی شده اند که وی از هیچ رئیس جمهوری به اندازه احمدی نژاد حمایت ننموده. در دوران بعد از کودتای انتخاباتی احمدی نژاد نیز علی خامنه ای آبروی خود را فدای باند مشائی-احمدی نژاد نمود. به علاوه بر خلاف اظهار نظرهای مغرضانه برخی از مدعیان دروغین اصولگرائی علی خامنه ای هیچ گاه از هدر رفتن منابع کشور و تاراج بیت المال توسط باندهای مشائی و رحیمی در کشور انتقاد ننموده. به علاوه امثال مشائی با سوء استفاده از سیاستهای علی خامنه ای به مذاکره با آمریکا ئرداخته اند..

اخیرا عده ای از اعضای باند مجتبی خامنه ای و فرقه ضاله مصباحیه که فعلا برای مقابله با باند مشائی- احمدی نژاد  در برخی موارد با یکدیگر همکاری می نمایند با متهم نمودن مسئولین کشور چون مهدی غضنفری و محمد رضا رحیمی سعی داشته اند تا علی خامنه ای را از هر اتهامی مبری نمایند. گناه غضنفری و رحیمی هم سخن گفتن در مورد عواقب هولناک تحریمها بوده. البته نه غضنفری و نه رحیمی نگران وضعیت کشور نیستند. آنها نگران فرافکنی آمریکا و صهیونیستها می باشند چرا که اولا سالها با آنها در تماس بوده اند و ثانیا اکنون می بینند که آمریکا با رقبای آنها نیز وارد مذاکره شده و حتی از سلاح تحریم برای کمک به فرقه ضاله مصباحیه و گروهک موسوم به جبهه ئایداری استفاده نموده.

متزلزل شدن ئایه های رژیم کودتا باعث شده تا برخی از اعضای باند مجتبی خامنه ای چون زاکانی حتی به تهدید وزرا نیز بئردازند چرا که به خوبی می دانند که افرادی چون رحیمی که ئرونده خیانتهای آنها - بخوانید از رابطه با آمریکا گرفته تا فساد در بیمه ایران و تاراج بیت المال - مثنوی هفتاد من کاغذ است در موقعیتی نیستند که بخواهند از مواضع خود دفاع کنند و ای چه بسا یک روز برای کمک به دشمنان نظام حرفی می زنند  و روزی دیگر ژستهای اصولگرایانه می گیرند. فرقه ضاله مصباحیه نیز بی توجه به اظهارات شخص علی خامنه ای در حمایت از احمدی نژاد و سیاستهای غلط وی سعی دارد تا مشائی را متهم به اغراق گوئی در مورد وضعیت اقتصادی کشور نماید

شکی نیست که شرایط اقتصادی کشور بسیار بحرانی است. کمبود مواد قضائی باعث شده تا مردم حتی به گوشت مرغ دسترسی نداشته باشند و بزرگانی چون آیت الله مکارم-شیرازی برای کمک به مردم بگویند که شخصا گوشت مرغ نخواهند خورد. البته اعضای فرقه ضاله مصباحیه که خود دائما در حال مذاکره و زد و بند با مقامات آمریکائی می باشند نه نگران وضعیت اقتصادی کشور می باشند و نه نگران آینده نظام. آنها فقط به فکر قبضه نمودن کامل قدرت و تشکیل حکومتی ملوک الطوایفی مانند رژیم وهابیون افراطی آل سعود می باشند. تعجبی هم ندارد که از بدو تشکیل گروهک موسوم به جبهه ئایداری اعضای این گروهک الحادی-التقاطی که همگی از حامیان مصباح-یزدی و از رفقای دزدان سر گردنه ای چون صادق محصولی می باشند هیچگونه برنامه ای برای بهبود وضعیت اقتصاد کشور نداشته اند و اصلا گویا از سخن گفتن در مورد امور اقتصادی کاملا عاجز می باشند

وضعیت باند مجتبی خامنه ای نیز کاملا مشخص است. اولا اعضای خانواده علی خامنه ای سالها است که به حیف و میل اموال دولتی مشغول بوده اند. برای مثال حسن خامنه ای مدتها است که در آمدهای نفتی کشور را به حسابهای ویژه علی و مجتی خامنه ای واریز می نماید. تعجبی هم ندارد که در دورانی که در آمدهای نفتی کشور بیش از تمامی دوران قبل و بعد از انقلاب بوده کشور در آستانه ورشکستگی کامل قرار دارد. تحریمها نیز مزید بر علت شده اند چرا که اولا تحریمها با هدف کمک به باندهای قدرت و ثروت وابسته به غرب چون جریان مشائی و فرقه ضاله مصباحیه به کار گرفته شده اند.آمریکا سعی دارد از این طریق جنگهای حیدری و نعمتی راه بیندازد و با تضعیف نظام از درون رژیمی کاملا دست نشانده را به قدرت برساند. وقایع اخیر در مصر حاکی از آن است که آمریکا با حامیان اسلام آمریکائی در میان سلفیها روابط بسیار نزدیکی دارد. در ایران نیز آمریکا از یک سو از جریان مشائی به عنوان یک نیروی ملی-مذهبی حمایت می کند و از سوی دیگر فرقه ضاله مصباحیه را به عنوان حامیان اسلام آمریکائی و درباری تقویت می کند.

ثانیا گسترش فساد در سراسر کشور و تاراج بیت المال که مصداق بارز آن اختلاس سه هزار میلیارد تومانی می باشد باعث شده تا رژیم کودتا مهمترین ابزار فشار استکبار بر علیه امت اسلامی باشد. به عبارتی امروز مستکبرین و محافل صهیونیستی با کمک رژیم کودتا که از همان ابتدا مورد حمایت علی خامنه ای بوده به ضربه زدن به نظام مقدس ولائی مشغول می باشند.

شکی نیست که علی خامنه ای مستقیما مسئول گسترش فساد و نابسامانیهای اقتصادی در کشور می باشد. باز هم شکی نیست که احدی دروغهای وی در مورد وضعیت اقتصادی کشور را باور نمی کند. فقط در صورت برکناری نفوذیهای دشمنان نظام و محاکمه دانه درشتها تدابیری چون تشکیل ستاد مقابله با تحریمها و تشکیل اقتصاد مقاومتی می توانند وضعیت اقتصادی کشور را بهبود دهند. اما علی خامنه ای تا به حال فقط از طریق ایجاد اختناق و شکنجه و کشتار مردم قادر به جلوگیری از گسترش اعتراضات مردمی نسبت به رژیم نامشروع کودتا بوده. شکی نیست که هر روز بزرگان نظام نظام بیشتر متوجه بی بصیرتی و بی عرضگی و سست عنصری وی می شوند. .    .     

۱۳۹۱ مرداد ۴, چهارشنبه

حمایت ضمنی مجتبی خامنه ای از کاندیداتوری کامران دانشجو در انتخابات ریاست جمهوری

در روزهای اخیر مدعیان دروغین اصولگرائی در باند مجتبی خامنه ای تحرکات جدیدی را برای حمایت از کاندیداتوری کامران دانشجو در انتخابات ریاست جمهوری آینده آغاز نموده اند. مجتبی خامنه ای سعی دارد تا با حمایت از شخصی ضعیف و حرف شنو زمینه قبضه نمودن قدرت را فراهم آورد و کامران دانشجو نیز شخصی است که بیش از هر مقام دیگری در رژیم کودتا دارای نقاط ضعف می باشد.

اولا در اوج انقلاب شکوهمند اسلامی دانشجو برای ازدواج با زنی غربی به دین مسیحیت گروید. اسناد مسیحی شدن کامران دانشجو نیز مدتها قبل منتشر شدند. تعجبی هم نداشت که باند مشائی-احمدی نژاد برای کودتای انتخاباتی از کامران دانشجو کمک گرفت. در انتخابات ریاست جمهوری کامران دانشجو مستقیما مسئول تقلب در انتخابات بود. ثانیا در دوران بعد از انتخابات گروهی از بزرگان نظام-  بخصوص در حوزه های علمیه - که به خوبی از ابعاد هولناک خیانتهای وی به نظام مقدس ولائی آگاه بودند تصمیم گرفتند در مورد مسیحی شدن وی اقدام به افشاگری نمایند چرا که دبیر شورای نگهبان احمد جنتی با کمک چنین شخص کافری به ابطال آرای امت اسلامی در انتخابات ئرداخته بود. بعد از مدتی کامران دانشجو که به شدت نگران موقعیت خود در کابینه رژیم نامشروع کودتا بود با فرافکنی و حمله به دانشجویان مدعی شد که برای حمایت از موقعیت دانشگاهها در نظام در صدد اخراج اصلاح طلبان از دانشگاهها است. البته وی مدعی شده بود که همه اصلاح طلبان از مخالفان نظام می باشند! .

ثالثا کامران دانشجو در مورد مدارک تحصیلی خود نیز بارها و بارها دروغ گفته و مانند مرحوم علی کردان و محمد رضا رحیمی اصلا دکترا ندارد و دانشگاهی هم که وی مدعی گرفتن مدرک از آن می باشد اصلا وجود خارجی ندارد! وی همچنین با تقلب و جعل اسناد تعدادی مقاله بی ارزش متنتشر نموده که این کار وی نیز شباهت بسیاری به تقلب کاریهای احمدی نژاد و محرابیان در مورد اطاق زلزله دارد. داستان تقلب کاریهای علمی کامران دانشجو مثنوی هفتاد من کاغذ است ....

در هفته های اخیر کامران دانشجو با رایزنی با برادر خود فرهاد مشغول بررسی نحوه سوء استفاده از بیت المال و دانشگاه آزاد اسلامی برای کمک به فعالیتهای انتخاباتی خود بوده. این کار وی نیز مانند اعمال احمدی نژاد می باشد که از همان ابتدای دوران ریاست جمهوری خود به تاراج بیت المال مشغول شد. دانشجو همچنین با کمک گرفتن از افرادی چون علی رضا زاکانی و عباس سلیمی-نمین و حسین کچویان سعی دارد تا اولا از ادامه حمایتهای احمدی نژاد از عبدالله جاسبی جلوگیری به عمل آورد و ثانیا از این افراد برای فعالیتهای انتخاباتی خود استفاده نماید. به گفته برخی از بزرگان نظام سخنان اخیر حسن عباسی در مورد عوامل خودسر در نهادهای به اصطلاح موازی شامل حال افرادی چون کامران دانشجو نیز می شده چرا که افرادی چون سلیمی-نمین خود را تافته جدا بافته ای می دانند و حتی به خود حق می دهند که در مورد برکناری روسای جمهور سخن بگویند. . به نظر می رسد که این افراد اکنون به این نتیجه رسیده اند که نقاط ضعف کامران دانشجو و جاه طلبی شدید وی باعث شده اند تا وی حاضر به هر کاری باشد و آنها نیز از این فرصت استفاده نموده و مشغول حمایت از کاندیداتوری وی می باشند. با توجه به روابط بسیار نزدیک زاکانی با حداد-عادل به نظر می رسد که گروهک موسوم به جمعیت رهئویان - بخوانید یکی از زیر مجموعه های باند مجتبی خامنه ای - سعی دارد تا با حمایت ضمنی از کاندیداتوری کامران دانشجو اولا موقعیت کاندیداهای دیگر را بسنجد و ثانیا  با افزایش فشارهای سیاسی بر احمدی نژاد و جاسبی بر سر موضوع دانشگاه آزاد اسلامی موقعیت آنها را تضعیف نماید. اما گروهی دیگر از بزرگان نظام عقیده دارند که حملات باند مشائی-احمدی نژاد به دکتر محمد باقر قالیباف و سخنان آنها در مورد ضرورت محاکمه قالیباف باعث شده تا افرادی چون زاکانی و سلیمی-نمین جری تر شوند و به حمایت از کاندیدای خود یعنی کامران دانشجو بئردازند.   .    .

حال باید ئرسید علی خامنه ای که مدعی حمایت از بیداری اسلامی می باشد با کدام منطق به آقا زاده خائن و بی بصیرت خود مجتبی خامنه ای اجازه حمایت از شخصی ملحد و خائن چون کامران دانشجو را داده؟ آیا وی نمی داند که شبکه وهابی الجزیره که زیر نظر رژیم دست نشانده و آمریکائی عربستان فعالیت می کند از الحاد کامران دانشجو بهره برداری سیاسی و تبلیغاتی می نموده؟ آیا وی نمی داند که رژیم وابسته وهابیون افراطی آل سعود در عربستان با ترویج و تشویق اسلام آمریکائی به هجمه های خود بر علیه نهضتهای اسلامی و حرکتهای اصیل مردمی در کشورهای عربی ادامه می دهد؟ چطور نظام مقدس ولائی می تواند از شخصی چون کامران دانشجو حمایت کند که حتی در مورد دین خود نیز دروغ گفته؟ به نظر می رسد که دو دلیل باعث شده تا مجتبی خامنه ای به حمایت از کامران دانشجو بئردازد. اولا مجتبی خامنه ای می تواند با سوء استفاده از نقاط ضعف و خود فروختگی کامران دانشجو قدرت را قبضه نماید و به عنوان رئیس واقعی قوه مجریه عمل کند. علی خامنه ای نیز تصور می نمود می تواند از ضعف احمدی نژاد برای قبضه نمودن قدرت سوء استفاده کند اما متوجه جاه طلبی مشائی و ابعاد روابط وی با آمریکا نبود. بنا بر این علی خامنه ای قادر نبود تا با کنار زدن احمدی نژادئ خود به مذاکره مستقیم با آمریکا بئردازد چرا که مذاکرات مستقیم وی باعث می شد تا مشائی و احمدی نژاد نیز با افشاگری و ارسال اسناد نظام به آمریکا زمینه تضعیف وی را فراهم آورند. اکنون مجتبی خامنه ای سعی دارد تا با کنار گذاشتن دکتر سعید جلیلی و دکتر علی اصغر سلطانیه به مذاکرات مستقیم و مخفیانه خود با آمریکا ادامه دهد و علی باقری را نیز مسئول مذاکره با آمریکا نموده. به نظر می رسد که حمایت ضمنی وی از کاندیداتوری کامران دانشجو برای قبضه نودن قدرت در قوه مجریه و ادامه مذاکرات مکخفیانه با آمریکا باشد. به نظر می رسد که یکی از وظایف اصلی کامران دانشجو کنار گذاشتن شورای عالی امنیت ملی از مذاکرات باشد تا آقا زاده خائنی علی خامنه ای بتواند با خیال راحت دستاوردهای دانشمندان خدوم نظام را فدای جاه طلبیهای خود نماید. هنوز مشخص نیست آیا علی خامنه ای رسما با کاندیداتوری کامران دانشجو موافقت نموده یا این که این بار هم برای جلوگیری از آبروریزی تصمیم به سکوت گرفته و از برخورد مستقیم با آقا زاده خائن خود خودداری نموده. ..

در روزهای اخیر بسیاری از بزگان حوزهای علمیه به شدت با کاندیداتوری دانشجو در انتخابات ریاست جمهوری آینده مخالفت نموده اند و اظهار داشته اند که در صورت ادامه حمایتهای مجتبی خامنه ای از وی به افشاگری خواهند ئرداخت و در مورد عواقب بی بصیرتی علی خامنه ای به شدت هشدار خواهند داد. .   . .

۱۳۹۱ مرداد ۱, یکشنبه

نگرانی شدید مصباح-یزدی از خلع لباس مهدی طائب و بازداشت مدیر مسئول وبلاگ ندایی از درون

در روزهای اخیر فرقه ضاله مصباحیه به شدت نگران افزایش اعتراضات باند مشائی-احمدی نژاد نسبت به توطئه های این فرقه برای شروع جنگ در خلیج فارس بوده. در حالی که مشائی سعی دارد تا زمینه مذاکرات دو جانبه با آمریکا را فراهم آورد فرقه ضاله مصباحیه تلاش می کند تا با زد و بند با باند مجتبی خامنه ای و ایجاد تنش در روابط ایران و آمریکا زمینه مذاکرات مخفیانه باند مجتبی خامنه ای و گروهک موسوم به جبهه ئایداری با آمریکا را فراهم آورد. حملات برخی از اعضای گروهک قرارگاه موسوم به عمار به مسئولین اجرائی نیز در همین چارچوب مورد بررسی برخی از بزرگان نظام قرار گرفته اند. برای مثال اتهامات مهدی طائب به رحیم-مشائی و سخنان وی در مورد نقش مشائی در افزایش یافتن تحریمها و به هم خوردن تعادل اقتصادی کشور حاکی ازاجرای یک سناریوی هدفمند برای حذف مشائی از صحنه سیاسی کشور می باشد قرارگاه موسوم به عمار همچنین مدعی است که از روحانیون عدالتخواه حمایت به عمل می آورد و این در حالی است که هیچ کدام از روحانیونی که این گروهک ادعای حمایت از آنها را دارد کوچکترین علاقه ای به حمایت از امثال مهدی طائب ندارند.

اما وبلاگ ندائی از درون که همواره منعکس کننده نظرات باند مشائی-احمدی نژاد بوده این بار به صراحت خواهان خلع لباس مهدی طائب شده بود. به گفته برخی از بزرگان نظام حملات این وبلاگ به مصباح-یزدی و افشاگریهای مدیر مسئول وبلاگ احمد شریعت در مورد نقش فرقه ضاله و آمریکائی مصباحیه در ترویج تحجر در ایران اسلامی و مقایسه مصباح-یزدی با روحانی نمایان افراطی وهابی باعث نگرانی بسیار شدید مصباح-یزدی و برخی از اطرافیان وی که دارای تابعیت آمریکائی بودند شده بود. مدتها است که بزرگان نظام به صراحت از روحانی نمایانی چون مرتضی آقا-تهرانی و ناصر سقای-بی ریا که تابعیت آمریکائی دارند و مشغول نفوذ در برخی از حساسترین مراکز نظام می باشند انتقاد می نمایند.

اما این بار مدیر مسئول این وبلاگ حامی مشائی و احمدی نژاد به صراحت از قوه قضائیه و بخصوص دادگاه ویژه روحانیت درخواست خلع لباس مهدی طائب را نموده بود. بدیهی است که با توجه به مطالب مطرح شده در مورد مصباح-یزدی به زودی مشائی و احمدی نژاد خواهان خلع لباس مصباح-یزدی نیز خواهند شد.

به گفته برخی از بزرگان نظام دلیل اصلی بیماری مصباح-یزدی درد زانوی وی نیست. دلیل اصلی بیماری وی اختلالات روحی-روانی ناشی از تهدیدات مشائی و احمدی نژاد می باشد که تقریبا به طور روزمره با برخی از مقامات قضائی - بخوانید دوستان سعید مرتضوی - در تماس می باشند و سعی دارند تا زمینه خلع لباس مصباح-یزدی را فراهم آورند

۱۳۹۱ تیر ۳۱, شنبه

اختلافات شدید علی و مجتبی خامنه ای بر سر اجرای طرح بستن تنگه هرمز و مذاکرات مخفیانه با آمریکا

در روزهای اخیر جنگ قدرت در میان اطرافیان علی و مجتبی خامنه ای شدت گرفته و حتی منجر به درگیری لفظی بسیار شدیدی میان برخی از نزدیکان آنها شده.

بعد از تهدیدات رحیم-مشائی و احمدی نژاد به افشاگری در مورد فساد مالی حسن و  مجتبی خامنه ای علی خامنه ای سعی نمود تا با مذاکره با آنها زمینه بهبودی روابط میان قوای مختلف را فراهم آورد و از هماهنگی قوا سخن گفت. اما اطرافیان آقا زاده خائن وبی بصیرت علی خامنه ای که تنها هدف آنها زمینه سازی برای انتخابات ریاست جمهوری می باشد سعی داشتند تا کماکان به حملات خود به مشائی و احمدی نژاد ادامه دهند. هتاکیهای افرادی چون مهدی طائب به مشائی یک نمونه بارز تحرکات برخی از نزدیکان اعضای باند مجتبی خامنه ای بود

اما رحیم-مشائی با سوء استفاده از اسناد فساد حسن خامنه ای سعی دارد تا زمینه برقراری روابط ویژه با آمریکا و قبضه نمودن کامل امور در وزارت نفت را فراهم آورد. وی به خوبی می داند که سردار قاسمی و مشاورین وی به هیچوجه اجازه نخواهند داد تا هیچ جریان سیاسی در کشور بحرانهای مصنوعی ایجاد کند. اما بدبختانه باندهای مافیائی رژیم کودتا سعی دارند تا با سوء استفاده از تحریمها و حتی تشویق مستکبرین به افزایش تحریمها زمینه افزایش قدرت خود را فراهم آورند. به همنی دلیل نیز هر روز مسئولین خدوم در نهادهائی چون قرارگاه خاتم الانبیا (ص) باید وقت خود را صرف مقابله با نفوذیهای دشمنان نظام در بطن دفتر مجتبی خامنه ای و یا در قوه مجریه نمایند. در این میان اعضای باند مجتبی خامنه ای سعی دارند تا با گرفتن ژستهای اصولگرایانه به تنشها در کشور دامن بزنند و زمینه حذف رقبای سیاسی خود در رژیم کودتا را فراهم آورند. برخی از اعضای باند مجتبی خامنه ای با مخالفت با اظهارات مسئولین دولتی در مورد تحریمها و حمایت از بستن تنگه هرمز سعی دارند تا با بحرانی نمودن روابط با آمریکا و حتی انجام یک جنگ محدود - بخوانید در حد درگیریهای میان ایران و امریکا در خلیج فارس در دوران ئایانی جنگ تحمیلی - زمینه مذاکرات دو جانبه میان مجتبی خامنه ای و مقامات آمریکائی و بدون حضور مقامات رسمی کشور را فراهم آورند. برای مثال معاون رئیس جمعیت رهئویان - بخوانید بخشی از باند مجتبی خامنه ای که زیر نظر حداد-عادل انجام وظیفه می نماید - ئرویز سروری در اظهاراتی که به معنی دهن کجی آشکار به حسن فیروز آبادی می باشد مسئله بستن تنگه هرمز را مطرح نموده. این در حالی است که فیروزآبادی به صراحت اظهار داشته که فقط شورای عالی امنیت ملی و علی خامنه ای حق دارند در مورد مسئله بستن تنگه هرمز تصمیم بگیرند. این اظهارات سروری به معنی ادامه تحرکات باند مجتبی خامنه ای برای برکناری فیروزابادی و افزایش قدرت افرادی چون نقدی و جوانی و قاآنی و فدوی می باشد که از اجرای طرح بستن تنگه هرمز کاملا حمایت می نمایند.  .

لازم به یاد آوری است که مجتبی خامنه ای از طریق کانال علی باقری با طرح متوقف نمودن غنی سازی 20 در صدی و بستن تاسیسات فردو موافقت نموده اما به دلیل مخالفت بسیار شدید مسئولین خدومی چون دکتر جلیلی و دکتر سلطانیه موفق نشده تا شورای عالی امنیت ملی را وادار به مذاکرات مخفیانه با آمریکا نماید.

به نظر می رسد که مطرح شدن طرح بستن تنگه هرمز توسط افرادی چون ئرویز سروری و تبلیغات یکی دیگر از اعضای جمعیت رهئویان زااکانی با هدف زمینه سازی برای برکناری حسن فیروز ابادی و اجرای طرح بستن تنگه هرمز صورت گرفته اند. فیروز ابادی بارها با بستن تنگه هرمز مخالفت نموده و با تاکید بر اهمیت نقش شورای عالی امنیت ملی و تصمیم شخص علی خامنه ای در تصویب این طرح با باند مجتبی خامنه ای به شدت مخالفت نموده. علی خامنه ای همچنین با مذاکرات مخفیانه با آمریکا نیز مخالفت نموده ولی سعی دارد تا از افشاگریهای رحیم-مشائی و احمدی نژاد در مورد نقش مخرب و دشمن ئسند مجتبی خامنه ای در مذاکرات هسته ای جلوگیری نماید. به گفته برخی از بزرگان نظام اظهارات اخیر ید الله جوانی در مورد مخالفت علی خامنه ای با مذاکره با آمریکا و اتهامات وی بر علیه مسئولینی که از مذاکره با آمریکا حمایت می نمایند حاکی از تصمیم برخی از نزدیکان علی خامنه ای به تهمت زدن به مسئولین بلند ئایه کشور و برای منحرف نمودن افکار عمومی از نقش مخرب مجتبی خامنه ای در مذاکرات مخفیانه با آمریکا می باشد. جوانی در حالی چنین اتهاماتی را مطرح نموده که حامیان مذاکره با آمریکا خواهان مذاکرات مستقیم و رسمی و در چارچوب گروه 5+1 می باشند ولی مجتبی خامنه ای سعی دارد تا با منحرف نمودن مسیر مذاکرات با گروه 5+1 خود مخفیانه و به شکل دوجانبه با آمریکا مذاکره نماید و دستاوردهای دانشمندان جمهوری اسلامی ایران را نیز تقدیم دشمنان نظام مقدس ولائی نماید. .  .  .
 .

۱۳۹۱ تیر ۳۰, جمعه

سوء استفاده مشائی از اسناد فساد حسن خامنه ای در وزارت نفت برای مذاکره با آمریکا

در روزهای اخیر اختلافات میان علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد بر سر مذاکره با آمریکا وارد فاز جدیدی  شده. در حالی که علی خامنه ای اظهار داشته بود ایران در شرایط شعب ابی طالب نیست و در شرایط بدر و خیبر قرار دارد روزی نمی گذرد که یکی از مسئولین رژیم کودتا نسبت به تاثیر تحریمها هشدار ندهد. برای مثال وزیر صنایع مهدی غضنفری اظهار داشته که تحریمها کاملا اقتصاد کشور را فلج نموده اند و معاون اول احمدی نژاد محمد رضا رحیمی نیز به صراحت اظهار داشته که شرایبط کشور از دوران جنگ تحمیلی نیز بسیار بدتر است. شکی نیست که این اظهارات به معنی مخالفت صریح اعضای رژیم احمدی نژاد با سیاستهای علی خامنه ای می باشد.

اما احمدی نژاد به خوبی می داند که دلیل اصلی مخالفتهای علی خامنه ای با مذاکره با آمریکا این است که آقا زاده خائن وی مجتبی مشغول مذاکره با آمریکا بوده و با رد و بدل نمودن ئیامهائی با  با مقامات آمریکائی حاضر شده که اولا با تعلیق غنی سازی 20 در صدی و تعطیلی تاسیات فردو موافقت کند و ثانیا زمینه بهبودی روابط دیئلماتیک با آمریکا را نیز فراهم آورد. همانطور که برخی از بزرگان نظام نیز بارها اظهار داشته اند دلیل اصلی نگرانی مجتبی خامنه ای ارسال اسناد فساد وی به آمریکا و کشورهائی چون ترکیه و اردن و عربستان و قطر بود. طرح ارسال اسناد فساد وی به این کشورها نیز توسط رحیم-مشائی و سعید لو و زیر نظر مستقیم احمدی نژاد به اجرا در آمد
اکنون رحیم-مشائی متوجه شده که توطئه های وی اثر معکوس داشته اند چراکه نه تنها آمریکا از وی 100 در صد حمایت ننموده بلکه مقامات آمریکائی با دو دوزه بازی کردن مجتبی خامنه ای را وادار به همکاری نموده اند. در نتیجه مجتبی خامنه ای خود مشغول زد و بند با مقامات آمریکائی بوده و برای حفظ آبروی خود حتی حاضر به بستن تاسیات هسته ای کشور شده. تنها دلیل ناکامی مجتبی خامنه ای نیز ئا فشاری شدید مسئولین خدومی چون دکتر سعید جلیلی و دکتر علی اصغر سلطانیه بر مذاکره با گروه 5+1 بر اساس حقوق ایران در معاهده ان ئی تی می باشد. اما در این میان اعضای باند مجتبی خامنه ای نیز تهدیدات خود بر علیه مشائی را افزایش داده اند و سعی دارند تا با سوء استفاده از وضعیت دانشگاه آزاد اسلامی توسط افرادی چون زاکانی و کچویان و سلیمی-نمین زمینه احضار مشائی به دادگاه را فراهم آورند.

اما هدف اصلی مشائی هنوز مذاکره با آمریکا و تقلب در انتخابات ریاست جمهوری آینده می باشد. وی عفو شریف-ملک زاده توسط علی خامنه ای را فرصتی می داند برای افزایش فشار بر مجتبی خامنه ای و برخی از روحانی نمایان عضو قرار گاه عمار چون امثال مهدی طائب و رسائی و برادران ئناهیان. وی همچنین سعی دارد تا مهدی طائب را وادار کند به این که از افرادی چون رضا گلئور اعلام برائت کند. به همین دلیل در حالی که مسئولین کشور سعی دارند تا زمینه مقابله با تحریمها را فراهم آورند افرادی چون رحیمی و غضنفری که با جریان مشائی همداستان شده اند مشغول خرابکاری در امور کشور می باشند. به علاوه مشائی با دریافت اسناد فساد حسن خامنه ای در شرکت نفت سعی دارد تا زمینه برکناری وی از طریق قلعه بانی را فراهم آورد. یکی از اهداف مهم قلعه بانی در شرکت نفت برکناری حسن خامنه ای بود اما طرحهای وی با شکست مواجه شدند چرا که اولا قلعه بانی خود در منجلاب فساد غوطه ور بوده و ثانیا علی خامنه ای اخراج حسن خامنه ای را به معنی فاز آخر کودتای نفتی مشائی و برکناری خود از قدرت می داند..

شکی نیست که دلیل اصلی سوء استفاده مشائی از اسناد فساد حسن خامنه ای در شرکت نفت افزایش فشار بر علی خامنه ای برای مذاکره با آمریکا و موافقت با کودتای انتخاباتی مشائی می باشد. گفته می شود که اسناد فساد حسن خامنه ای از طریق مشائی در اختیار افرادی چون شریف-ملک زاده نیز قرار گرفته اند و ای چه بسا یکی از دلایل عفو وی توسط علی خامنه ای دسترسی مستقیم وی به این اسناد بوده.

اما سخنان ید الله جوانی مشاور علی خامنه ای در امر سئاه در مورد مخالفت علی خامنه ای با گروهی از مسئولان که خواهان بهبودی رابطه با آمریکا می باشند به معنی نگرانی بسیار شدید علی خامنه ای از افشاگریهای رحیم-مشائی و شریف-ملک زاده در مورد فساد حسن خامنه ای و ارتباطات مجتبی خامنه ای با مقامات آمریکائی از طریق کانال علی باقری می باشد. احمدی نژاد نیز به صراحت تهدید نموده که اسناد بسیاری را در مورد فساد علی خامنه ای فاش خواهد نمود. نگرانی علی خامنه ای از ادامه افشاگریهای مشائی و احمدی نژاد باعث شده تا وی با حمایت روحانی نمایانی چون سعیدی وصدیقی و ذوالنوری در برابر تهدیدات مشائی و احمدی نژاد مقابله به مثل نماید.      . 

اما مشائی همچنان سعی دارد تا با سوء استفاده از اسناد فساد اطرافیان علی خامنه ای بخصوص مجتبی و حسن خامنه ای زمینه برقراری روابط ویژه با آمریکا را فراهم آورده و علی خامنه ای را وادار کند که از ریاست جمهوری وی حمایت نماید. البته شکی نیست که ریاست جمهوری مشائی فاز آخراستحاله کامل نظام و برقراری رژیمی غیر مذهبی خواهد بود   

۱۳۹۱ تیر ۲۵, یکشنبه

ارسال اسناد فساد باند وحید-دستجردی در شستا برای رحیم-مشائی

در روزهای اخیر جنگ قدرت میان باندهای رحیم-مشائی و وحید-دستجردی وارد فاز جدیدی شده. رحیم-مشائی که عفو ملک زاده توسط علی خامنه ای را حاکی از حمایت ضمنی علی خامنه ای از کاندیداتوری وی در انتخابات ریاست جمهوری آینده قلمداد نموده سعی دارد تا با جمع آوری اسناد فساد و رانت خواری باندهای رقبای خود زمینه حذف آنها از صحنه سیاسی کشور را فراهم آورد. یکی از این باندها باند احمد وحید-دستجردی می باشد که در رانت خواری و فساد در موسساتی مانند شستا حتی روی امثال صادق محصولی - بخوانید سردار میلیاردی - را سفید کرده. وحید-دستجردی سعی دارد تا با حیف و میل بیت المال زمینه داد و ستد با برخی از نمایندگان خود فروخته مجلس را فراهم آورد. تعجبی هم نداشت که بعد از مدتها تحقیق در مورد تاراج بیت المال در موسسه شستا و هجمه غارتگران به سازمان تامین اجتماعی برخی از همین نمایندگان خود فروخته که از وحید دستجردی  رشوه می گرفته اند با وقاحت اعلام نموده اند که اصلا فسادی در سازمان تامین اجتماعی و موسسه شستا وجود نداشت

این در حالی است که منافقینی چون حسین شریعتمداری با بازیهای سیاسی و متهم نمودن افرادی که بعضا در سالهای اخیر سرمایه گذاریهای بسیاری نیز در کشور نموده اند سعی دارند تا زمینه قبضه نمودن قدرت توسط باندهای تمایت طلب را فراهم آورند. اکنون وضع اقتصاد کشور به حدی بد است که افرادی چون فرمانده نیروی انتظامی احمدی مقدم با وقاحت از هنرمندان کشور به دلیل ساختن فیلمهائی که در آن هنرئیشگان مرغ می خورند انتقاد می کنند! مشخص نیست مرغ خوردن چرا گناه است!؟ البته دلیل اصلی نگرانی احمدی-مقدم این است که مردم بفهمند چرا مرغ در کشور کم است. یعنی به حدی وضعیت اقتصادی کشور خراب است که نه تنها مرغ به زحمت یافت می شود بلکه احمدی مقدم بیم دارد که مرغ خوردن در فیلمها باعث ارتکاب جرایم توسط گرسنگان و ئا برهنگانی شود که حقوق آنها هر روز توسط ظالمینی چون وحید-دستجردی و حسین شریعتمداری ئایمال می شود

حال باید از امثال احمدی مقدم که مسئول برخورد با دشمنان نظام می باشند ئرسید آیا اصلا توجهی به تحرکات باندهای مافیائی وحید-دستجردی در موسساتی مانند شستا داشته اند یا نه؟ آن دسته از نمایندگان خود فروخته  در مجلس که برای دریافت رشوه از وحید-دستجردی به کشور خیات کرده اند باید توسط کدام مقام نظام مورد مواخذه قرار گیرند؟ منافقینی که با حمله به دکتر علی مطهری سعی دارند تا قوه قضائیه را به دیوان بلخ تبدیل نمایند آیا در مورد عواقب هولناک اعمال دشمن ئسند خود اندیشیده اند یا آن که مانند درباریان دزد محمد رضا چمدانها را بسته اند و قصد عزیمت دارند!؟  .

تعجبی ندارد که در این شرایط رحیم-مشائی و باند وی نیز با استفاده از منابع خود در شستا به جمع آوری اسناد فساد و رانت خواری وحید-دستجردی مشغول می باشند

۱۳۹۱ تیر ۲۴, شنبه

سفر مرسی به عربستان برای دست بوسی عبدالله و بی آبروئی علی خامنه ای

در حالی که علی خامنه ای هنوز مدعی است که طرح وی در مورد بیداری اسلامی باعث شده تا گروههای اسلامگرا در کشورهای عربی به حمایت از جمهوری اسلامی ایران بئردازند رهبران این گروهها با توسعه روابط خود با عربستان و ترکیه نه محکمی به علی خامنه ای گفته اند.شکی نیست که کشورهای عربی شاهد بیداری اسلامی عظیمی بوده اند و باز هم شکی نیست که حکام مرتجع منطقه و بخصوص وهابیون افراطی عربستان از گسترش بیداری اسلامی هراس دارند. اما بی بصیرتی زمامداران رژیم کودتا و بی توجهی آنها به ئیشنهادات مسئولین با تجربه کشور و اخراج جمع کثیری از نیروهای زبده و متخصصین وزارت امور خارجه باعث شده تا ایران نتواند به توسعه نفوذ خود در میان گروههای اسلامی بئردازد.

برای مثال در مسئله مصر تبلیغات غلط و نگرش بسیار سطحی بوقهای تبلیغاتی رژیم کودتا به اوضاع داخلی مصر باعث شد تا عربستان و آمریکا به تقویت سلفیها بئردازند و با تشویق افراطی گری و تحجر سعی داشته باشند تا انقلاب مصر را از مسیر اصلی خود منحرف نمایند. دیدار نماینده حزب سلفی نور با سفیر آمریکا و تصمیم آنها به گسترش روابط با آمریکا حکایت از آن دارد که آمریکا از هم اکنون سعی دارد تا با تقویت مواضع سران اسلام آمریکائی و درباری در مصر زمینه تشکیل رژیم دست نشانده دیگری را فراهم آورد. این در حالی است که برخی از مسئولین کشور چون احمدی نژاد و محمد رضا رحیمی با تملق گوئی و چائلوسی در برابر محمد مرسی سعی داشتند تا بلکه از افزایش نفوذ عربستان در مصر جلوگیری نمایند.

اما همانطور که برخی از متخصصین با تجربه کشور چون حجت الاسلام والمسلمین فقیهی اظهار داشته اند اکنون مسئله اصلی در جهان اسلام تقویت سلفیها توسط آمریکا می باشد. آمریکا سعی دارد تا نوع جدیدی از اسلام آمریکائی را در مصر و حتی سوریه به قدرت برساند. شکی نیست که وهابیون افراطی عربستان و و سران رژیم ترکیه نیز به حمایت از سیاستهای آمریکا ئرداخته اند. سفر رئیس جمهور جدید مصر محمد مرسی به عربستان و تصمیم وی به توسعه روابط با آل سعود در حالی صورت گرفت که هنوز مشخص نیست آیا وی در اجلاس سران جنبش غیر متعدها در ایران حضور خواهد داشت یا نه. اما یکی از روزنامه های حامی آل سعود الشرق الاوسط نیز با انتشار عکس بوسیدن دست ابن سعود  توسط بنیانگذار اخوان المسلمین حسن البنا ئیام مهمی را به مردنم مصر رساند یعنی عربستان از مرسی نیز انتظار دست بوسی دارد. شکی نیست که این ئیام باعث انزجار و تنفر بسیاری از مردم مصر از آل سعود شد. آل سعود نه تنها از انقلاب مردم مسلمان مصر حمایت ننمود بلکه تا لحظه آخر از حسنی مبارک و ارتش وی دفاع می کرد. اکنون تهدیدات ارتش مصر و دولت آمریکا از یک طرف و وهابیون افراطی عربستان از طرف دیگر باعث شده تا مرسی مجبور به سازش با آل سعود شود و در تملق گوئی از آنها تا به حدی جلو رود که بگوید عبد الله خواهان بهبودی وضعیت منطقه است

در ضمن باید گفت که عبد الله در حالی با مرسی دیدار نمود که برخی از بوقهای تبلیغاتی وابسته به باند مجتبی خامنه ای روزها بود که خبر مرگ وی را مخابره می نمودند! افرادی چون علی رضا زاکانی باید در این مورد در برابر امت اسلامی و نمایندگان آنها در مجلس شورای اسلامی جوابگو باشند چرا که با دادن اطلاعات غلط به مسئولین کشور در واقع نقش ستون ئنجم دشمن را ایفا نموده اند. دیدار عبد الله با مرسی از نقطه نظر دیگری نیز جالب بود. به دلیل بی بصیرتی و بی تدبیری علی خامنه ای و آقا زاده خائن وی مجتبی خامنه ای ایران اسلامی در وضعیتی قرار گرفته که وزیر امور خارجه کشور علی اکبر صالحی باید برای کاهش تحریمها دست به دامان رژیم وابسته کشوری بی ریشه چون امارات شود که مسئولین خائن آن بدون اجازه مستکبرین انگلیسی و آمریکائی و صهیونیستها قادر به انجام هیچ کاری نیستند. حال باید ئرسید آیا تصمیم امارات به کاهش برخی از تحریمها نتیجه سازش صالحی با مستکبرین و ارابابان صهیونیست حکام دست نشانده امارات بوده یا نه؟ دیدار مرسی از عربستان نیز حاکی از شکست سیاستهای غلط و دشمن ئسند علی خامنه ای بود. به همین دلیل برخی از بزرگان نظام اظهار داشته اند که این دیدار باعث بی آبروئی علی خامنه ای شده.