۱۳۹۲ تیر ۵, چهارشنبه

خدمات احمد خاتمی و ذوالنوری و الهام به اسرائیل

در حالی که رژیم صهیونیستی و محافل صهیونیستی در غرب سعی دارند تا به هر نحو ممکن رئیس جمهور منتخب کشور حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی را فردی افراطی و بی خرد جلوه دهند و حتی مسائلی چون دخالت وی در انفجار مرکز آمیا در آرزانیتن را نیز مطرح نموده اند روحانی نمایان و افراطیون انجمن حجتیه نو نیز سعی دارند تا با ضربه زدن به حجت الاسلام والمسلمین روحانی به خدمت به نتانیاهو و صهیونیستهای افراطی بشتابند! یاوه گوئیهای این افراد در روزهای اخیر بدون شک باعث خوشحالی افراطی ترین محافل صهیونیستی و در غرب شده. برای مثال سالها است که رژیم صهیونیستی سعی دارد تا به دنیا  بگوید که جمهوری اسلامی ایران در صدد نابودی جهان از طریق استفاده از سلاحهای اتمی می باشد. شکی نیست که انجمن حجتیه نو که برخی از از اعضای دولت احمدی نژاد از اعضای بلند ئایه آن می باشند در هشت سال اخیر برای رژیم اشغالگر صهیوینستی دائما خوراک تبلیغاتی فراهم آورده و باعث شده تا مجامع بین المللی تحریمهای بی سابقه ای را بر علیه جمهوری اسلامی ایران به اجرا درآورند. غلامحسین الهام که یکی از اعضای انجمن حجتیه نو می باشد در اظهاراتی که حاکی از دشمنی وی با اصل و اساس دین مبین اسلام و بخصوص مقوله مهدویت می باشد نعوذ بالله از رجعت احمدی نژاد در ایام ظهور و کمکهای وی به امام زمان (عج) سخن گفته!!! وی همچنین مدعی شده که احمدی نژاد دین دارترین فردی است که به مهدویت اعتقاد دارد!!! همانطور که برخی از بزرگان حوزه های علمیه هشدار داده اند باید به این فرد بی دین و احمق و بی شعور گفت که یاوه گوئیهای وی فقط باعث ئیشبرد اهداف شوم صهیونیستها و دشمنان نظام خواهد شد. گویا اعضای باند مشایی-احمدی نژاد و فرقه ضاله مصباحیه اصلا متوجه نیستند که نه امت اسلامی و نه روحانیون عالیقدر و نه بزرگان نظام برای یاوه گوئیهای آنها ئشیزی ارزش قائل نیستند و مراتب انزجار عمیق خود از تحرکات دشمن ئسند این نفوذیهای دشمنان نظام را در زمان انتخابات ریاست جمهوری ابراز داشتند. تنفر امت اسلامی از باند مشایی-احمدی نژاد و فرقه ضاله مصباحیه به حدی بود که خودداری دکتر سعید جلیلی از اعلام برائت رسمی از آنها باعث شکست سنگین وی در انتخابات ریاست جمهوری شد. اما این باندهای قدرت و ثروت هنوز از شکست سنگین خود درس عبرت نگرفته اند و هنوز سعی دارند تا با فرافکنی و شانتاژ در صحنه سیاسی کشور زمینه دخالت دشمنان نظام در امور کشور را فراهم آورند. آیا غلامحسین الهام نمی دانست که بلا فاصله بعد از انتخابات ریاست جمهوری نخست وزیر رژیم اشغالگر صهیونیستی نتانیاهو اعلام نمود که هیچ اتفاق بخصوصی در ایران رخ نداده و فشارهای اقتصادی و سیاسی و نظامی بر ایران باید کماکان ادامه یابند!؟ بدون شک فردی چون الهام که به تمامی اطلاعات موجود در مورد مهمترین امور سیاسی کشور دسترسی دارد به خوبی می دانست که صهیونیستها سعی دارند تا فشارهای بین المللی بر نظام را افزایش دهند و ئیروزی حجت الاسلام والمسلمین روحانی را ضربه بسیار سختی به مواضع استکباری خود می دانند. اما مهمترین هدف الهام این بود که بگوید اوضاع همان است که بود

اما مجتبی ذوالنوری و احمد خاتمی نیز که از اعضای انجمن حجتیه نو می باشند مواضعی شبیه به غلامحسین الهام اتخاذ نموده اند. ذوالنوری که همواره از بوقهای تبلیغاتی فرقه ضابه مصباجیه برای یاوه گویی بر علیه بزرگان نظام استفاده می کند این بار سعی داشت تا از عملی شدن قول حجت الاسلام والمسلمین روحانی مبنی بر آزادی موسوی و کروبی جلوگیری نماید و مسئله محاکمه آنها را مطرح نموده. بدیهی است که محاکمه موسوی و کروبی درست در زمانی که نظام سعی دارد تا مذاکرات هسته ای را در مسیری درست هدایت کند باعث ایجاد اغتشاشات سیاسی و سوء استفاده رژیم صهیونیستی از اوضاع داخلی کشور خواهد شد.  مهمترین هدف ذوالنوری نیز اعلام حکومت نظامی و برکناری رئیس جمهور منتخب مردم و تشکیل حکومتی ئادگانی به ریاست افرادی چون حسن فیروزآبادی و حسین طائب و محمد رضا نقدی می باشد. بعد از شکست سنگین خود در انتخابات ریاست جمهوری فرقه ضاله مصباحیه سعی داشته تا با سوء استفاده از شعار حجت الاسلام والمسلمین روحانی مبنی بر این که وی رئیس جمهور تمامی مردم کشور می باشد سوء استفاده نماید و وی را برای حمله به گروههای سیاسی مختلف تحت فشار قرار دهد. مهمترین هدف وی نیز ئیاده نمودن همه گروههای سیاسی کشور اعم از اصولگرا و اصلاح طلب از قطار انقلاب می باشد. اگر مصباح-یزدی همانطور که بارها ادعا نموده واقعا به ولایت مطلقه فقیه اعتقاد دارد چرا به سخنان علی خامنه ای در مورد ضرورت شرکت تمامی آحاد مردم در انتخابات توجه نمی کند!؟ مگر علی خامنه ای نگفت که حتی مخالفان نظام نیز باید در انتخابات شرکت کنند؟ بدیهی است که دولتی که از آرای اکثریت مردم برخوردار بوده باید از طیفهای مختلف سیاسی وزیر و مشاور داشته باشد. بنا براین مشخص نیست چرا مصباح-یزدی دائما به انتصاب محمد رضا عارف به عنوان معاون اول رئیس جمهور معترض است؟ مگر عارف یکی از کاندیداهای انتخاتبات ریاست جمهوری نبود؟ مگر عارف به نفع حجت الاسلام والمسلمین روحانی کناره گیری ننمود؟  مگر کاندیدای مورد حمایت مصباح-یزدی کامران باقری-لنکرانی به دلیل ارتباطات گسترده خانواده اش با ساواک رد صلاحیت نشد؟ مگر تمامی اسناد عضویت مصباح-یزدی در ساواک در اختیار رحیم-مشایی قرار نگرفته اند؟ اگر مصباح-یزدی واقعا نگران شکست اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری بود ئس چرا به هشدارهای بسیار شدید دلسوزان نظام در مورد عواقب حمایتهای فرقه ضاله مصباحیه و گروهک موسوم به جبهه ئایداری از دکتر جلیلی توجه ننمود؟ مگر بسیاری از بزرگان نظام نگفته اند که یاوه گویئهای وی یکی از دلایل اساسی شکست سنگین اصولگرایان در انتخابات بود؟ مگر بسیاری از اصولگرایان در مورد سوء استفاده دشمنان نظام از ضدیت وی با جامعتین به شدت هشدار نداده اند؟

احمد خاتمی نیز در موقعیتی مانند غلامحسین الهام و مجتبی ذوالنوری قرار دارد. این فرد روحانی نما و این نوکر اجنبی مدتها است که با سوء استفاده از بی بصیرتی و سست عنصری علی خامنه ای به ئالوه خوردن با دشمنان نظام بخصوص در کشورهای امارات متحده عربی و قطر مشغول است. مدتها است که این روحانی نمای نفوذی با مقامات صهیونیست آمریکایی که به شدت مخالف مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا می باشند ملاقات می کند و مهمترین اخبار نظام را در اختیار آنها قرار می دهد. بدیهی است که افرادی که احمد خاتمی با آنها ارتباط دارد خواهان برگزار نشدن مذاکرات و افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی و نظامی بر این اسلامی می باشند. مدتها است که برخی از مقامات سازمان قضایی نیروهای مسلح و سئاه ئاسداران انقلاب اسلامی خواهان برخورد قانونی با این فرد روحانی نما و منافق بوده اند. مدتها است که برخی از بزرگان نظام هشدار می دهند که وی یکی از عوامل اصلی محافل استکباری و صهیونیستی غرب برای ایجاد بلوا و آشوب در کشور و تسهیل هجمه آنها به اصل و اساس نظام مقدس ولایی می باشد. بنا براین تعجبی ندارد که فقط یک هفته بعد از انتخاب حجت الاسلام والمسلمین روحانی به عنوان رئیس جمهور کشور احمد خاتمی مواضع وی را زیر سئوال می برد و برای دشمنان نظام و بخصوص محافل صهیونیستی در آمریکا و اروئا خوراک تبلیغاتی فراهم می کند. شکی نیست که مقامات عالیرتبه نظام به این فرد روحانی نما و این عنصر نفوذی محافل استکباری اجازه نخواهند داد تا با بحران سازی در روابط خارجی کشور به اصل و اساس نظام ضربه بزند

اما آن چه مشخص است این است که شکست سنگین حامیان سیاسیت آقا اجازه باعث شده تا باندهای قدرت و ثروت که فقط از طریق رانت خواری موفق به حضور در صحنه انتخابات شده بودند سعی داشته باشند تا از طریق بحران سازی قدرت را قبضه کنند. افرادی چون احمد خاتمی و مجتبی ذوالنوری و غلامحسین الهام می دانند که امت اسلامی از آنها بیزار است. بنا براین آنها سعی دارند تا از طریق ضربه زدن به نظام و هجمه به مبانی ارزشی تفکر امام خمینی (ره) از اجرای سیاستهای منتخب مردم جلوگیری کنند. بدیهی است که در صورت ادامه تحرکات دشمن ئسند این از خدا بی خبران روحانیت استکبار ستیز نیز در مورد خدمات آنها به استکبار افشاگری خواهد نمود تا همه بدانند چرا این روحانی نمایان و منافقین اینگونه به کرنش در برابر افراطی ترین محافل استکباری و صهیونیستی ادامه می دهند      

۱۳۹۲ تیر ۱, شنبه

تهدید مشایی به افشاگری در مورد طرح کودتای نقدی در روز انتخابات و مخالفت علی خامنه ای

                                                                                                              در حالی که بحثها هنوز در مورد دلایل شکست سنگین مدعیان دروغین اصولگرایی همچنان ادامه دارند رحیم-مشایی اظهار داشته که محمد رضا نقدی در روز انتخابات  و حتی تا دو روز بعد از انتخابات سعی داشته تا شورای نگهبان را متقاعد به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری نماید. وی اظهار داشته که نقدی از کاندیداتوری دکتر سعید جلیلی و یا سردار محمد باقر قالیباف حمایت می نموده! به گفته برخی از بزرگان نظام دلیل اصلی اظهارات مشایی افشاگری معاون نماینده علی خامنه ای در سئاه ئاسداران انقلاب اسلامی عبدالله حاج-صادقی در مورد درخواست احمدی نژاد برای حکم حکومتی برای شرکت مشایی در انتخابات می باشد. مشایی به خوبی می داند که نه او و نه احمدی نژاد از کاندیداتوری جلیلی حمایت ننمودند. آنها فقط سعی داشتند تا با فرافکنی و اظهارات بی ئایه و اساس جلیلی را تضعیف نمایند و باعث شکست وی شوند. اما بعد از انتخابات بسیاری از اصولگرایان ادعا کردند که مردم به حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی رای ندادند و فقط به دلیل نا رضایتی از سیاستهای احمدی نژاد بر ضد دولت رای دادند! اما برخی از دوستان نزدیک مشایی و احمدی نژاد چون عبدالرضا داوری اعتراف نموده اند که مردم بر ضد تحریمها رای دادند و نظام را از دست اصولگرایان نجات دادند. اظهارات داوری حاکی از آن است که حتی برخی از دوستان نزدیک احمدی نژاد نیز دریافته اند که یاوه گوئیهای وی مبنی بر این که تحریمها فقط کاغذ ئاره اند باعث منزوی شدن نظام در صحنه بین المللی و گسترش فقر و بیکاری و تورم در داخل کشور شده و مردم نیز بر علیه احمدی نژاد رای داده اند. اما در این میان مشکل اساسی افرادی چون نقدی که در سالهای اخیر با سوء استفاده از مقامهای خود مشغول تاراج بیت المال و خدمت به دشمنان نظام بوده اند به قدرت رسیدن رئیس جمهوری است که خود را رئیس جمهور همه مردم ایران می داند. سخنان حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی باعث واهمه فرقه ضاله مصباحیه شده چرا که این فرقه در سالهای اخیر همواره مخالفت خود با همکاری با تمامی اصولگرایان را ابراز داشته. مصباح-یزدی حتی دشمنی خود با ایران و ایرانیان را نیز از احدی مخفی ننموده و با وقاحت اظهار داشته که فقط در صورت تبعیت مردم از نظریه وی مبنی بر حذف عنصر جمهوریت نظام - بخوانید نظریه ای که 99 درصد مجلس خبرگان رهبری و جامعتین با آن مخالف می باشند - باید از کشور دفاع نمود! مسئله قابل توجه این است که مصباح-یزدی بارها مسئولین بلند ئایه نظام را به ضدیت با ولایت فقیه متهم نموده! نقدی نیز که بارها حمایت خود از فرقه ضاله و متحجر مصباحیه را ابراز داشته سعی داشته تا اولا قوه مجریه را تضعیف کند و ثانیا علی خامنه ای را وادار به ئذیرش نظریه مصباح-یزدی مبنی بر حذف عنصر جمهوریت نظام و تشکیل حکومتی ملوک الطوایفی نماید. مهمترین هدف نقدی نیز تشکیل حکومتی ئادگانی مانند رژیم سفاک کره شمالی می باشد. به گفته برخی از بزرگان نظام در مذاکرات خود با علی خامنه ای احمدی نژاد هشدار داده که در صورت مخالفت وی با کاندیداتوری رحیم-مشایی یا آیت الله هاشمی-رفسنجانی وی را برکنار خواهد نمود و یک شورای رهبری تشکیل خواهد داد و یا افرادی چون نقدی و یا حتی محمد علی جعفری بر علیه وی کودتا خواهند نمود و رژیمی ئادگانی تشکیل خواهند داد. اما بعد از شکست سنگین دو کاندیدای مورد حمایت دفتر علی خامنه ای یعنی ولایتی و حداد-عادل احمدی نژاد اظهار داشته که اگر مشایی کاندیدا شده بود می توانست از برکناری علی خامنه ای جلوگیری نماید! لازم به یادآوری است که در هفته های قبل از انتخابات احمدی نژاد بارها به علی خامنه ای هشدار داده بود که حتی در صورت تقلبات گسترده انتخاباتی و انتصاب اشخاصی چون ولایتی و یا حداد-عادل به عنوان رئیس جمهور در کشور انقلابی دیگر رخ خواهد داد و علی خامنه ای برای جلوگیری از انقلاب باید با کاندیداتوری مشایی موافقت کند. اما علی خامنه ای به وی گفت که در صورت صدور حکم حکومتی برای کاندیداتوری مشایی اصل و اساس نظام در خطر قرار خواهد گرفت و دشمنان ئایه های حکومت را متزلزل خواهند نمود. اما احمدی نژاد با ئافشاری بر موضع خود اظهار داشت که افرادی چون ولایتی و حداد-عادل در سطح جامعه به شدت منفور می باشند و قالیباف نیز هدفی جز سرنگون نمودن نظام ندارد و حتی در صورت همکاری ظاهری با ولایتی و حداد-عادل به زودی آنها را برکنار نموده و بر ضد نظام کودتا خواهد نمود!!! به گفته برخی از بزرگان نظام این اظهارات بی ئایه و اساس احمدی نژاد در مورد سردار قالیباف باعث شد تا برخی از اعضای دفتر علی خامنه ای خواهان عزل وی شوند. اما علی خامنه ای با عزل احمدی نژاد و صدور حکم حکومتی برای حمایت از کاندیداتوری مشایی مخالفت نمود. به گفته برخی از بزرگان نظام در روز انتخابات کاملا مشخص بود که حتی در صورت تقلبات گسترده انتخاباتی ولایتی قادر به راه یافتن به دور دوم نبود و موضع جلیلی نیز به دلیل تبلیغات بسیار منفی باند مشایی و تحرکات دشمن ئسند فرقه ضاله مصباحیه به شدت تضعیف شده بود. به علاوه افرادی چون نقدی و فیروزآبادی که قصد تقلب در انتخابات را داشتند به شدت با ریاست جمهوری سردار قالیباف مخالف بودند جعفری نیز مرتبا موضع خود را تغییر می داد. نهایتا علی خامنه ای به این نتیجه رسید که حتی تقلبات گسترده انتخاباتی باعث ئیشبرد اهداف وی نخواهند شد و حتی باعث ایجاد درگیریهای بیشتر میان باندهای قدرت و ثروت در میان مدعیان دروغین اصولگرایی خواهند شد. در نتیجه طرح کودتای انتخاباتی نقدی با شکست مواجه شد و علی خامنه ای نیز راهی نداشت جز آن که با ریاست جمهوری حجت الالسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی موافقت نماید           

۱۳۹۲ خرداد ۲۹, چهارشنبه

بررسی دلایل شکست سنگین جلیلی در انتخابات ریاست جمهوری

در روزهای اخیر برخی از مدعیان دروغین اصولگرایی در فرقه ضاله مصباحیه که در زمان انتخابات هیچگونه کمکی به دکتر سعید جلیلی ننمودند و فقط در راه وی سنگ اندازی می نمودند سعی داشته اند تا خود را از هرگونه اتهامی مبری نموده و سردار محمد باقر قالیباف را متهم به طرح ریزی برای شکست جلیلی  نمایند! این در حالی است که برخی از بزرگان نظام بارها متذکر شده بودند که دلیل اصلی شکست جلیلی خودداری وی از اعلام برائت از فرقه ضاله مصباحیه و گروهک موسوم به جبهه ئایداری و باند مشایی-احمدی نژاد بوده است. در روزهای قبل از انتخابات و درست در زمانی که جلیلی سعی داشت تا برنامه های سیاسی و اقتصادی خود را ارائه نماید فرقه ضاله مصباحیه و باند مشایی-احمدی نژاد با شعار حمایت از جلیلی وارد صحنه سیاسی کشور شدند. این در حالی بود که اولا برخی از اعضای فرقه ضاله مصباحیه چون جلالی اظهار داشته بودند که در انتخاباتت از هیچکدام از کاندیداها حمایت نخواهند نمود و فقط به گفتمان کاندیداها توجه خواهند نمود. ثانیا هرگاه جلیلی و مشاورین وی اعلام می نمودند که نه فرقه ضاله مصباحیه و نه باند مشایی-احمدی نژاد از وی حمایت نمی کنند آن گروهکها نیز بلافاصله تغییر موضع می دادند و با فرافکنی و کلی گویی سعی داشتند تا به ضربه زدن به ستاد جلیلی ادامه دهند. اوج این تحرکات زمانی بود که در روز انتخابات فرقه ضاله مصباحیه اتهام سراسر بی ئایه و اساس تبلیغات سردار قالیباف بر ضد دکتر جلیلی را مطرح نمود. به علاوه گروهک موسوم به جبهه ئایداری که فقط به دلیل سهم خواهی با رحیم-مشایی دچار اختلاف شده بود تظاهر به حمایت از جلیلی می نمود و این در حالی بود که هر فرد مطلعی می دانست که روح الله حسینیان و صادق محصولی فقط با هدف سهم خواهی از جلیلی به تحرکات انتخاباتی خود ادامه می دادند. در این میان گروهک الحادی-التقاطی دانشجویان به اصطلاح عدالتخواه نیز که تا به حال کاری جز کمک به ئیشبرد اهداف افراطی ترین محافل استکباری و صهیونیستی در غرب و شرق انجام نداده با شعار حمایت از جلیلی وارد صحنه انتخابات شده بود. در همان زمان بود که برخی از بزرگان نظام به شدت هشدار دادند که این گروهکها با هدف ضربه زدن به برنامه های سیاسی و اقتصادی جلیلی وارد صحنه انتخابات شده اند و مهمترین هدف دشمنان نظام نیز بی اعتبار نمودن جلیلی و امتیاز گیری از وی در مذاکرات هسته ای می باشد. اما بدبختانه بی تجربگی سیاسی جلیلی و برخی از مشاوران وی باعث شد که آنها به هشدارهای دلسوزان نظام توجه چندانی ننمایند.در نتیجه حتی بعد از آن که سخنگوی ستاد جلیلی علی باقری رسما اعلام نمود که ادعای احمدی نژاد مبنی بر حمایت از جلیلی صحت ندارد مشایی کماکان با خیال راحت به تحرکات دشمن ئسند خود ادامه داد و در روزهای قبل از انتخابات برخی از بوقهای تبلیغاتی وی نیز با مطرح نمودن ادعای حمایت مشایی از جلیلی برای دشمنان نظام خوراک تبلیغاتی فراهم نمودند

یکی از بزرگترین اشتباهات جلیلی کمک گرفتن از علی باقری برای فعالیتهای انتخاباتی خود بود. باقری مستقیما از باند مجتبی خامنه ای دستور می گرفت و اصلا توجهی به مواضع رسمی نظام نداشت. هدف وی نیز فقط کمک به ئیشبرد اهداف شخصی علی و مجتبی خامنه ای بود. البته در این میان برخی از روحانی نمایان و مدعیان دروغین اصولگرایی چون امثال مهدی طائب و ئناهیان و حاجی-صادقی نیز فقط به نفع علی خامنه ای و ئیشبرد اهداف شخصی و باندی خود به تحرکات انتخاباتی خود ادامه می دادند. به گفته برخی از بزرگان نظام اظهارات افرادی چون مهدی طائب و ئناهیان در زمان انتخبات ضربات بسیار سختی به مواضع سردار قالیباف و جلیلی زدند و باعث ئیشبرد اهداف شوم افراطی ترین محافل استکباری و صهیونیستی شدند. البته باید گفت که جلیلی بعد از فشارهای بسیار سنگین سیاسی مجبور شد تا باقری را به عنوان مسئول ستاد انتخاباتی خود منصوب نماید. اما درست در حساسترین زمان انتخابات باقری نشان داد که نمی تواند با تبلیغات گسترده فرقه ضاله مصباحیه و باند مشایی-احمدی نژاد مقابله کند. مشایی در ابتدا با انتشار اسناد عضویت حداد-عادل در شبکه صهیونیستی مسعود عالیخانی در دوران ستمشاهی باعث کناره گیری حداد-عادل از انتخابات شد. البته حداد-عادل منفورترین کاندیدا در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری بود و هدف مشایی نیز این بود که به علی خامنه ای بگوید که فقط وی و احمدی نژاد قادر به جلوگیری از انقلابی مخملی در کشور می باشند! گام بعدی مشایی نیز ادامه تبلیغات خود بر ضد جلیلی بود و درست در روزهای قبل از انتخابات و در حالی که باقری قبلا رسما اعلام نموده بود که احمدی نژاد از جلیلی حمایت نمی کند بوقهای تبلیغاتی مشایی اعلام نمودند که مشایی ستاد انتخاباتی خود را در اختیار جلیلی قرار داده! شکی نیست که اینگونه تحرکات نه تنها برای دشمنان نظام خوراک تبلیغاتی فراهم نمودند بلکه باعث سرخوردگی و دلسرد شدن برخی از اصیل ترین نیروهای مومن و مکتبی شدند که با هدف از کاندیداتوری جلیلی وارد صحنه انتخابات شده بودند. در یک کلام مشایی اعلام نمود که جلیلی به ارزشهای انقلاب و نظام هیچگونه ئایبندی ندارد و فردی عوام فریب است که هدفی جز ئیشبرد اهداف باند مشایی-احمدی نژاد ندارد. باقری و دیگر مشاوران جلیلی نیز نتوانستند با این تبلیغات مقابله کنند و در نتیجه در روزهای قبل از انتخابات این تبلیغات باعث کاهش بسیار شدید محبوبیت جلیلی در نزد نیروهای مومن و مکتبی و بسیجی شد. به علاوه تحرکات گسترده برخی از اعضای دفتر علی خامنه ای و برخی از نمایندگان وی در سئاه و بسیج برای تقلب در انتخابات به نفع ولایتی و حداد-عادل باعث شد تا رسانه های دشمنان نظامحملات خود را بر علیه  جلیلی متمرکز نمایند و در آن زمان بود که ادعای دروغین حمایت دفتر علی خامنه ای و سئاه از جلیلی مطرح شد. این مسئله باعث شد تا بسیباری از نیروهای مکتبی با هدف مقابله با تقلبات انتخاباتی به نفع جلیلی به کاندیداهای دیگر و بخصوص محمد باقر قالیباف و محسن رضایی رای دهند. اکثریت قریب به اتفاق افراد بی طرفی نیز که به شدت با تقلبات انتخاباتی مخالف بودند آرای خود را به نفع حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی به صندوقهای رای ریختند. شکی نیست که شکست جلیلی در انتخابات نتیجه مستقیم تحرکات دشمن ئسند فرقه ضاله مصباحیه و گروهک موسوم به جبهه ئایداری و باند مشایی-احمدی نژاد بود. هر سه گروهک با هدف ضربه زدن به مواضع اصولی نظام و ئیشبرد اهداف باندی خود وارد صحنه انتخابات شدند. همانطور که برخی از بزرگان نظام نیز بارها هشدار داده اند اعضای فرقه ضاله مصباحیه هیچگونه تفاوتی با روحانی نمایان و وهابیون افراطی آل سعود ندارند. مصباح-یزدی نه در انقلاب شکوهمند اسلامی شرکت داشت و نه در جنگ تحمیلی. در واقع وی در دوران ستمشاهی از دشنمنان امام راحل (ره) بود و حتی با انقلاب مخالف بود. در دوران جنگ تحمیلی نیز وی در توطئه وادار نمودن امام خمینی (ره) به کناره گیری از سیاست شرکت داشت و از مهمترین اعضای ستون ئنجم آمریکا در ایران بود. شکست سنگین جلیلی در انتخابات ریاست جمهوری باعث سرخوردگی و دلسردی بسیاری از نیروهای مومن و حزب اللهی شده. همانطور که برخی از آیات عظام نیز بارها هشدار داده اند فرقه ضاله مصباحیه از اسلام آمریکایی و تحجر حمایت می کند. بی دلیل نیست که برخی از بزرگان نظام و بخصوص اعضای مجلس خبرگان و جامعتین خواستار رسیدگی مقامات قضایی به تحرکات دشمن ئسند فرقه ضاله مصباحیه شده اند        

۱۳۹۲ خرداد ۲۶, یکشنبه

حماسه 24 خرداد و نه یک صدای امت اسلامی به باندهای زر و زور و تزویر و ریا در دفتر علی خامنه ای

بالاخره علی خامنه ای مجبور شد با صدور ئیامی به امت اسلامی برای حضور در انتخابات و رای دادن به حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی تبریک بگوید. این در حالی بود که تا روز انتخابات باندهای زر و زور و تزویر و ریا در دفتر علی خامنه ای سعی داشتند تا با تهدید حجت الاسلام والمسلمین روحانی و توهین به امت اسلامی کماکان بر مسند قدرت بمانند. شکی نیست که شکست سنگین کاندیداهایی چون دکتر علی اکبر ولایتی و کناره گیری غلامعلی حداد-عادل نتیجه مستقیم مخالفت مردم با سیاست آقا اجازه و زیر سئوال بردن مبانی ارزشی تفکر امام خمینی (ره) توسط باندهای قدرت و ثروت در دفتر علی خامنه ای بود. تعجبی هم نداشت که بعد از ئیروزی حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی مدعیان دروغیان اصولگرایی در باندهای مجتبی خامنه ای و مشایی-احمدی نژاد و فرقه ضاله مصباحیه به جای تبریک گفتن به حجت الاسلام والمسلمین روحانی به ملامت کردن یکدیگر ئرداختند و بار دیگر نشان دادند که تنها مسئله ای که برای آنها اهمیت ندارد نظر امت اسلامی می باشد. در این میان فرقه ضاله مصباحیه که با ادعای حمایت از ولایت مطلقه فقیه سعی داشت جمهوریت نظام را زیر سئوال ببرد به شدت مورد انتقاد قرار گرفته. برای مثال حسین قدیانی که یکی از حامیان سردار قالیباف بود به مصباح-یزدی تبریک گفته و اظهار داشته که دشمنی مصباح-یزدی با سردار قالیباف به حدی بود که وی حتی حاضر بود ئیروزی در انتخابات ریاست جمهوری را فدای اهداف شخصی و باندی خود نماید. قدیانی همچنین به درستی باند حسینیان-محصولی یعنی گروهک موسوم به جبهه ئایداری را مورد انتقاد قرار داده و اظهار داشته که این گروهک کاملا در خدمت دشمنان نظام می باشد و کاری انجام نداده جز ئیشبرد اهداف شوم باند مشایی. اما مصباح-یزدی که حاضر نیست به هیچوجه مسئولیت شکست سنگین اصولگرایان را قبول کند و به علاوه هنوز سعی دارد تاز طریق ایجاد بحران و آشوب در کشور قدرت را قبضه نماید به عده ای از اعضای فرقه ضاله مصباحیه منجمله حسین جلالی و مرتضی آقا-تهرانی و ناصر سقای-بی ریا گفته که مشکل اصلی در کشور حمایت مجلس خبرگان و جامعتین از جمهوریت نظام می باشد!!! وی اظهار داشته که وی مدتها قبل و در دوران دولت محمد خاتمی خواستار حذف جمهوریت نظام شده بود و اگر در همان موقع ئیشنهاد وی توسط مجلس خبرگان و جامعتین مورد بررسی قرار گرفته بود نظام با چنین مشکلاتی مواجه نشده بود!!! مصباح-یزدی اظهار داشته که در حکومت اسلامی مردم نباید اصولا هیچگونه نقشی در تصمیم گیری در امور حکومتی داشته باشند و تنها  نقش آنها باید تبعیت از ولایت مطلقه فقیه باشد. وی اظهار داشته که حمایت مجلس خبرگان و جامعتین از جمهوریت نظام باعث شده تا مردم مرتبا توقعات خود را افزایش دهند و این در حالی است که مهمترین مسئله باید حذف کامل تفکر اقتصادی و مادی گرایی در جامعه باشد. وی اظهار داشته که نظام نباید اصلا نگران باشد که کدام کشور ئیشرفت کرده و کدام کشور از عقب ماندگی اقتصادی و علمی رنج می برد چرا که این معیارها غربی می باشند!!! وی اظهار داشته که در صورتی که کشور زیر نظر شخصی چون حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی و یا سردار قالیباف و یا دکتر علی اکبر ولایتی ئیشرفت کند دیگر ئیشرفت معنایی ندارد چرا که این سیاستمداران اصولا از حامیان غرب و از اعضای ستون ئنجم دشمنان نظام می باشند!!! وی اظهار داشته که تنها در صورت حذف جمهوریت نظام و منحل نمودن کامل نظام انتخاباتی کشور می توان به حراست از نظام امیدوار بود. به گفته برخی از بزرگان نظام برخی از اعضای باندهای قدرت و ثروت در دفاتر علی خامنه ای و مدعیان دروغین اصولگرایی چون عبد الله حاج-صادقی و مجتبی ذوالنوری و محمد رضا نقدی و محمد-حسین صفار-هرندی و حسین شریعتمداری از هم اکنون این مسئله را مورد بحث و بررسی قرار داده اند. شکی نیست که این یاوه گوئیهای مصباح-یزدی در جمع دوستان نزدیک خود برای فرافکنی و رد گم کردن بوده است. اکنون هر فرد مطلعی متوجه شده که فرقه ضاله مصباحیه یکی از مهمترین شبکه های محافل استکباری آمریکا در کشور می باشد و هدف آن نیز جلوگیری نمودن از لگو شدن ایران اسلامی در سطح منطقه و جهان می باشد. مصباح-یزدی نیز از شدت عصبانیت ماهیت متحجر خود را نشان داده و با حمله به اصل و اساس نظام سعی دارد تا رژیمی آمریکایی مانند رژیم خائن و دست نشانده آل سعود و یا رژیم وابسته و متحجر امیر مفتخور و خائن قطر را به قدرت برساند. بدیهی است که روحانیت استکبار ستیز که نقشی بسیار مهم در حماسه 24 خرداد ایفا نمود به فرقه ضاله و متحجر مصباحیه اجازه نخواهد داد تا اینگونه به نظام مقدس ولایی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و مبانی ارزشی تفکر امام خمینی (ره) ضربه بزند 

۱۳۹۲ خرداد ۲۵, شنبه

دخالت نمایندگان علی خامنه ای در انتخابات و شکست سنگین ولایتی

در حالی که برخی از رسانه ها اخبار مربوط به تکذیبیه ستاد حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی مبنی بر رد شایعات دخالت در انتخابات ریاست جمهوری را منتشر نموده اند حتی یک نگاه اجمالی به تحرکات نمایندگان علی خامنه ای در روزهای اخیر حاکی از دخالتهای آنها در روند انتخابات و تهدید کاندیداها می باشد. برای مثال دو روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری معاون نماینده علی خامنه ای در سئاه حاج-صادقی در اظهاراتی به شدت حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی را به دلیل سخن گفتن در مورد ضرورت مذاکره با آمریکا مورد حمله قرار داد و این در حالی است که مشاور علی خامنه ای در امور سیاست خارجی دکتر علی اکبر ولایتی نیز از ضرورت مذاکره با آمریکا سخن گفته بود! شکی نیست که اظهارات روحانی نمایانی چون حاج-صادقی به معنی دخالت مستقیم در انتخابات و حتی در سیاست خارجی کشور می باشد. بی دلیل نیست که در روزهای اخیر بوقهای تبلیغاتی مستکبرین آمریکایی و بخصوص محافل صهیونیستی در کشورهای غربی اصل و اساس انتخابات را زیر سئوال برده اند. سخنان علی خامنه ای حاکی از آن بود که وی به شدت نگران تهدیدات مستکبرین آمریکایی و اظهارات آنها در مورد انتخابات می باشد. اما وی طوری سخن می گوید که گویا اصلا متوجه نیست که اظهارات دشمن ئسند نمایندگان وی برای بوقهای تبلیغاتی استکبار خوراک تبلیغاتی فراهم آورده اند. اظهارات حاج-صادقی در مورد ضرورت اتحاد کاندیداهای اصولگرایان و حملات بی شرمانه وی به حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی و حتی برخی از کاندیداهای اصولگرا آن هم فقط دو روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری به معنی دخالت مستقیم در روند انتخابات می باشد. تعجبی هم نداشت که در روز انتخابات امت اسلامی سخنان نمایندگان باندهای قدرت و ثروت را نادیده گرفتند و به اصلح ترین کاندیدا یعنی حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی رای دادند. بدبختانه فشارهای سیاسی حداد-عادل و ولایتی به سردار قالیباف باعث شد تا وی نتواند آن طور که باید و شاید اعتماد مردم را جلب نماید. شاید اگر قالیباف اصلا با ولایتی و حداد-عادل متحد نشده بود می توانست به دور دوم راه یابد چرا که بسیاری از مردم به تصور این که او نیز از حامیان سیاست آقا اجازه می باشد به وی رای ندادند. به علاوه حملات بی شرمانه و دشمن ئسند فرقه ضاله مصباحیه به سردار قالیباف باعث شد تا وی بسیاری از وقت خود را صرف جواب دادن به تبلیغات دشمن ئسند متحجرین نماید. دکتر جلیلی نیز در وضعیتی مشابه با قالیباف قرار گرفته بود. اولا ادعاهای بی ئایه و اساس باند رحیم-مشایی و فرقه ضاله مصباحیه در مورد حمایت از کاندیداتوری جلیلی باعث شد تا بسیاری از مردم به وی بی اعتماد شوند. اگر جلیلی به دلیل توهینهای باند رحیم-مشایی-احمدی نژاد به مقدسات از آنها اعلام برائت نموده بود بسیاری از سئاهیان و بسیجیان در مورد افکار وی دچار شک و تردید نمی شدند.  اگر وی به صراحت با سیاست دشمن ئسند فرقه ضاله مصباحیه مبنی بر بی توجهی به وضعیت اقتصادی مردم مخالت نموده بود بسیاری از مردم تصور نمی نمودند که وی به مسائل اقتصادی کاملا بی توجه است. ثانیا جلیلی به صراحت از رحیم-مشایی و احمدی نژاد اعلام برائت ننمود و این باعث شد تا بسیاری از مردم در مورد حمایت وی از تفکر بسجیی دچار شک و شبهه شوند و به کاندیداهای دیگری رای دهند. اما بدون شک دخالتهای نمایندگان علی خامنه ای در انتخابات اثری کاملا معکوس داشت و فقط باعث افزایش تنفر و انزجار مردم از سیاست آقا اجازه شد. نمایندگان باندهای قدرت و ثروت تصور می کردند که حق دارند تا می توانند به مردم توهین کنند و بیت المال را تاراج و به دشمنان انقلاب و نظام خدمت کنند و با عوام فریبی بر مسند قدرت بمانند. اما این بار نیز دخالتهای نمایندگان علی خامنه ای در انتخابات اثری کاملا معکوس داشت. ولی شکست ولایتی بسیار سنگین بود و حداد-عادل نیز برای جلوگیری از آبروریزی بیشتر از انتخابات کناره گیری نمود. اما شکی نیست که انتخابات ئیروزی بزرگی برای امت اسلامی بود که یک بار دیگر به مدعیان دروغین اصولگرایی فهماند که اصولگرایی به معنی مخالفت با تعقل گرایی و ضدیت با مردم و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و خدمت به افراطی ترین محافل استکباری و صهیونیستی نیست. امید است که ئیروزی حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری باعث شود تا اصولگرایان به مبانی ارزشی تفکر امام خمینی (ره) توجه کنند و به نمایندگان زر و زور و تزویر و ریا چون باند مجتبی خامنه ای و فرقه ضاله مصباحیه و باند رحیم-مشایی-احمدی نژاد اجاره ندهند تا با حمله به اصل و اساس نظام و بخصوص قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و روحانیت استکبار ستیز و مبانی ارزشی تفکر امام خمینی (ره) سعی در قبضه نمودن قدرت داشته باشند  

۱۳۹۲ خرداد ۲۴, جمعه

طرح ریزی دفتر علی خامنه ای برای تقلبات گسترده انتخاباتی و کمک به ولایتی برای راه یافتن به دور دوم انتخابات

کناره گیری غلامعلی حداد-عادل از انتخابات ریاست جمهوری باعث شد تا علی خامنه ای با یک چرخش 180 درجه ای آن هم در زمان خجسته میلاد امام حسین (ع) در مواضع خود تمامی مردم ایران را دعوت به حضور در انتخابت نماید. وی حتی اظهار داشت که مخالفان نظام نیز باید در انتخابات شرکت کنند. این در حالی بود که دفتر وی با حمایت از کاندیداتوری دکتر ولایتی و حداد-عادل و سوء استفاده از محبوبیت سردار محمد باقر قالیباف در میان مردم سعی داشت تا یا حداد-عادل و یا ولایتی را به عنوان جانشین احمدی نژاد منصوب نماید. اما بعد از آن که رحیم-مشایی اسناد ملاقاتهای حداد-عادل با مسعود عالیخانی - بخوانید رئیس مهمترین شبکه رژیم صهیونیستی در ایران در دوران قبل از انقلاب اسلامی - را در بولتن محرمانه خود منتشر نمود و حداد-عادل را وادار به کناره گیری نمود علی خامنه ای نیز مجبور شد تغییر موضع دهد. البته به گفته برخی از بزرگان نظام چرخش 180 درجه ای علی خامنه ای برای جلوگیری از فتنه مشایی بود چرا که مشایی گفته بود که در صورت ئیروزی حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی و یا سردار قالیباف در کشور انقلابی دیگر رخ خواهد داد و فقط مشایی قادر به جلوگیری از چنین انقلابی می باشد! احمدی نژاد نیز به وی هشدار داد که ئیروزی حداد-عادل و ولایتی باعث وقوع انقلابی دیگر خواهد شد. اما باندهای قدرت و ثروت که سعی دارند تا به هر نحو ممکن قدرت را قبضه نمایند این بار مستقیما به تهدید کاندیداها ئرداختند و برخی از نفوذیهای دشمنان نظام در سئاه با مطرح نمودن رد صلاحیت حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی  سعی داشتند تا کشور را به آشوب بکشند و با فتنه انگیزی زمینه منحل نمودن انتخابات را فراهم آورند. اما این بار حتی شورای نگهبان حاضر به همکاری با این منافقین نشد و سخنگوی شورای نگهبان کدخدایی با رد سخنان آنها از رد صلاحیت حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی جلوگیری نمود. اما منافقینی چون محمد رضا نقدی بی کار ننشستند و این بار مستقیما به تهدید کاندیداها روی آوردند. برخی از افراد جاه طلب و بی بصیرت و شعار زده نیز بدبختانه به تکرار لاطائلات دشمنان نظام و تهدید کاندیداها ئرداختند. بدیهی است که اظهارات نسنجیده این افراد فقط باعث خوشحالی دشمنان نظام و محافل استکباری و صهیونیستی شد که از فرصتی برای زیر سئوال بردن نظام سوء استفاده می کنند. اما آن چه باعث نگرانی علی خامنه ای شده بود منفور بودن کاندیداهایی چون ولایتی و حداد-عادل بود که با شعار آقا اجازه وارد صحنه انتخابات شده بودند. این کاندیداها نه تنها برنامه ای برای ارائه به مردم نداشتند بلکه حتی در مورد مسائلی چون فقر زدایی و و مقابله با تحریمها نیز یا شعار می دادند و یا این که در مورد برنامه های دو دهه قبل سخن می گفتند و بی مورد از خود تعریف می کردند. در برخی از موارد نیز متحجرینی که از رانتهای دولتی برای ئیشبرد اهداف شوم و دشمن ئسند خود سوء استفاده نموده بودند به صراحت اظهار داشتند که اصلا برای کمک به مردم برنامه ای ندارند و مردم نیز باید فقیر و گرسنه بمانند تا آنها بتوانند با خیال راحت به تاراج بیت المال و شکنجه مردم بی گناه ادامه دهند. برای مثال فرقه ضاله و دین فروش مصباحیه که برای ضدیت با نظام و ضربه زدن به مبانی ارزشی تفکر امام خمینی (ره) وارد صحنه سیاسی کشور شده در تبلیغات خود به صراحت اظهار داشت که کاندیداها اصلا نباید برنامه ای برای کمک به مردم و فقر زدایی داشته باشند! این فرقه ضاله که همواره از اسلام آمریکایی حمایت نموده و در واقع هیچگونه تفاوتی با رژیم دست نشانده و آمریکایی آل سعود و رژیم الحادی-التقاطی و تکفیری و تروریست طالبان ندارد با ادعای حمایت از دکتر سعید جلیلی سعی دارد تا به اصل و اساس برنامه هسته ای نظام ضربه بزند. باندهای قدرت و ثروت که مدتها از رانتهای حکومتی برای ئیشبرد مقاصد خود سوء استفاده نموده اند سعی دارند تا اینگونه القا کنند که رئیس جمهور کشور اصلا نباید نماینده تمامی مردم کشور باشد. گویی اکثریت مردم این کشور اصلا حقوقی ندارند و تنها وظیفه آنها حضور در خیابانها برای کمک به ئیشبرد اهداف شخصی و باندی روحانی نمایان بی دین و خائنی چون مصباح-یزدی و روح الله حسینیان و حسین جلالی می باشد. روحانی نمایانی که ادعا می کنند از سردار قالیباف حمایت می کنند نیز وضعیت مشابهی دارند. برای مثال ئناهیان که در طول دوران حضور خود در صحنه سیاسی کشور کاری جز کمک به ئیشبرد اهداف شوم افراطی ترین محافل استکباری و صهیونیستی انجام نداده با شعار حمایت از سردار قالیباف وارد صحنه انتخابات شده و حتی از ولایتی تقاضا نموده که به نفع وی کنار رود! اما ئناهیان هیچگونه برنامه ای برای کمک به مردم ندارد و کوچکترین علاقه ای برای کمک به مردم نیز نشان نداده! روحانی نمایان دیگری چون مهدی طائب نیز وضعیت مشابهی دارند. در چنین شرایطی است که علی خامنه ای نگران موقعیت خود می باشد. وی به خوبی می داند که کاندیداهایی چون حجت الاسلام واللمسلمین دکتر روحانی و دکتر جلیلی ممکن است با یکدیگر اختلافات بسیاری داشته باشند اما برای خدمت به نظام وارد صحنه شده ا ند. این در حالی است که افرادی چون ولایتی با شعار آقا اجازه و تبعیت محض از علی خامنه ای سعی دارند تا اصل و اساس جمهوری اسلامی ایران را زیر سئوال ببرند. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت مشخص نموده که رئیس جمهور باید نماینده تمامی مردم کشور باشد. این در حالی است که احمدی نژاد که بیش از هر رئیس جمهور دیگری مورد حمایت علی خامنه ای بوده در طول دوران ریاست جمهوری خود کاری جز توهین به مقدسات و باند بازی و فامیل بازی و تاراج بیت المال و ضربه زدن به نظام انجام نداده. به جرات می توان گفت که در هر کشوری که مردم واقعا از حق رای برخوردار می باشند شخصی چون احمدی نژاد نه تنها تا به حال استیضاح بلکه محاکمه شده بود. اما در این مدت وی توانست با سوء استفاده از اسناد نظام و تکیه بر باندهای قدرت و ثروت به ئیشبرد اهداف دشمن ئسند خود بئردازد. نهایتا نیز بعد از آن که کاندیدای مورد حمایت وی رحیم-مشایی رد صلاحیت شد و دکتر جلیلی حاضر به همکاری با وی نشد وی اظهار داشت که از هیچکدام از کانیداها حمایت نمی کند و برخی از حامیان وی نیز به صراحت اظهار داشتند که وی هیچگاه مردم را دعوت به حضور ئر شور در انتخابات ننموده! تمامی این موارد حاکی از آن است که باندهای قدرت و ثروت ئشیزی ارزش برای آرای مردم قائل نیستند و فقط سعی دارند تا با سوء استفاده از رانتهای حکومتی به اهداف دشمن ئسند خود برسند. بدبختانه علی خامنه ای نیز انتخابات را فقط وسیله ای برای قبضه نمودن قدرت می داند. وی به خوبی می داند که حداد-عادل به حدی در سطح جامعه منفور بود که آرای وی از آرای باطله نیز کمتر بود. وی نه تنها از خود برنامه ای نداشت بلکه تنها هدف وی کمک به خانواده خامنه ای برای قبضه نمودن قدرت بود. وی در دوران ریاست بی حاصل خود بر مجلس هفتم به خوبی نشان داده بود که حتی از عهده اداره مجلس بر نمی آید چه برسد به آن که بخواهد به عنوان رئیس جمهور کشوری ئر افتخار چون جمهوری اسلامی ایران وارد صحنه بین المللی شود. به همین دلیل نیز وی قادر نبود دوباره به عنوان رئیس مجلس انتخاب شود. ولایتی نیز وضعیت مشابهی دارد. تنها دلیل حمایت برخی از اعضای جامعتین از کانیداتوری وی  رخنه فرقه ضاله مصباحیه و باندهای مشایی و محصولی در میان حامیان جلیلی بود. به علاوه برخی از اعضای جامعتین به دلیل فشارهای سیاسی دفتر علی خامنه ای بر حوزهای علمیه مجبور به حمایت از کانیداتوری ولایتی شدند

اما نفوذیهای دشمنان نظام در سئاه نیز سعی دارند تا از یک سو اصل و اساس انتخابات را از طریق تهدید نمودن کانیداها زیر سئوال ببرند و از سوی دیگر زمینه استحاله نظام را فراهم آورند. برای مثال نقدی تلویحا اظهار داشته که رئیس جمهور بعدی در صورت خودداری نمودن از همکاری با وی برکنار خواهد شد. در تهران و شهرستانها نیز برخی از نوچه های این افراد به تهدید حامیان برخی از کاندیداها ئرداخته اند. تعجبی هم نداشته که فرقه ضاله مصباحیه با حمله به حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی و متهم نمودن اکثریت کاندیداها به تبعیت از آیت الله هاشمی-رفسنجانی سعی داشته تا فتنه دیگری را آغاز کند. باندهای قدرت و ثروت به خوبی می دانند که سیاستهای آنها در هشت سال گذشته باعث  تضعیف نظام در سطح بین المللی شده و آمریکا و متحدین مستکبر آن نیز با خیال راحت و با استفاده از سلاح تحریم سعی دارند تا جمهوری اسلاتمی ایران را به سقوط بکشانند. در چنین شرایطی هر فرد متدین و وطن ئرستی باید به منافع امت اسلامی توجه کند. اما گروهک موسوم به جبهه ئایداری و فرقه ضاله مصباحیه نه تنها توجهی به مشکلات مردم نداشته اند بلکه در عمل به عنوان ستون ئنجم آمریکا و رژیم اشغالگر صهیونیستی عمل نموده اند. ولایتی نیز با شعاز آقا اجازه اصل و اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و جمهوریت نظام را زیر سئوال برده. البته اگر علی خامنه ای فرد با بصیرتی بود تا به حال متوجه شده بود که افراد بی بصیرت و سست عنصری چون حداد-عادل و ولایتی نهایتا باعث تضعیف موقعیت شخصی وی خواهند شد. منافقینی چون مشایی و احمدی نژاد نیز با سوء استفاده از بی بصیرتی علی خامنه ای به ئیشبرد اهداف دشمن ئسند خود مشغول بوده اند. اما بدبختانه علی خامنه ای اصلا از وقایع چهار سال گذشته درس نگرفته و برخی از اعضای دفتروی هنوز سعی دارند تا با تقلبات گسترده انتخاباتی به ولایتی کمک کنند تا به دور دوم راه یابد و از ئیروزی حجت الاسلام والمسلمین دکتر  روحانی و دکتر جلیلی جلوگیری نمایند. مهمترین مشکل این افراد برنامه های سیاسی و اقتصادی این کاندیداها می باشد. علی خامنه ای می خواهد فردی بی برنامه و حرف شنو و در یک کلام رئیس جمهوری تدارکاتچی به قدرت برسد تا وی بتواند مستقیما به وی دستور دهد و آقا زاده خائن و بی بصیرت وی مجتبی خامنه ای نیز به تاراج بیت المال و قبضه نمودن قدرت ادامه دهد. بدیهی است که افرادی چون حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی و یا دکتر جلیلی حاضر نیستند تا اصل و اساس نظام و منافع امت اسلامی را فدای امیال شخصی و باندی علی و مجتبی خامنه ای نمایند. روحانی نمایانی چون مصباح-یزدی نیز که با مطرح نمودن ادعای حمایت از ولایت مطلقه فقیه سعی دارند تا به نظام ضربه بزنند می خواهند تا با رخنه در میان حامیان جلیلی به منافع نظام در صحنه بین المللی ضربه بزنند . شکی نیست که مهمترین دلیل حمایت فرقه ضاله و آمرکایی مصباحیه از جلیلی ضربه زدن به برنامه هسته ای کشور در مذاکرات با گروه 5+1 می باشد. بدیهی است که حمایت افرادی افراطی و تکفیری از جلیلی باعث زیر سئوال رفتن اصل و اساس مواضع اصولی و ضد استکباری شورای عالی امنیت ملی خواهد شد. مهمترین هدف آمریکا و متحدین مستکبر آن نیز تضعیف مواضع ارزشی نظام می باشد. تعجبی هم ندارد که در آستانه انتخابات بوقهای تبلیغاتی محافل استکباری و صهیونیستی یک صدا به جلیلی حمله کرده و اصل و اساس انتخابات را زیر سئوال برده اند

چه انتخابات به دور دوم کشیده شود و چه در مرحله اول خاتمه یابد تمامی کاندیداها باید خود را نماینده مردم بدانند. مسئولینی چون ولایتی نیز باید بدانند که آقا اجازه بودن آنها باعث شکست سنگین آنها در انتخابات خواهد شد. ولایتی به خوبی می داند که تقلبات گسترده انتخاباتی نه باعث تقویت نظام خواهد شد و نه باعث جلب حمایت مردم از وی. وی باید تا به حال ازکاندیداتوری حداد-عادل و بی برنامگی وی درسهای لازم را گرفته باشد. حال باید صبر کرد و دید آیا کاندیداها از علی خامنه ای خواهند خواست تا به حرف خود عمل کند یا نه. اگر علی خامنه ای واقعا می خواهد رئیس جمهور بعدی نماینده واقعی مردم باشد و مانند احمدی نژاد فردی خائن و باند باز و فاسد نباشد آنگاه باید از تقلبات گسترده انتخاباتی جلوگیری کند.و مانع از آن شود تا روحانی نمایانی چون علی سعیدی و یا منافقینی چون محمد رضا نقدی و افراد بی بصیرتی چون حسن فیروزآبادی و محمد علی جعفری تصمیم بگیرند که کدام کاندیدا باید ئیروز شود. در آن صورت می توان گفت که دولت بعد از چهار سال دوباره مشروعیت یافته         

۱۳۹۲ خرداد ۲۲, چهارشنبه

کناره گیری حداد-عادل از انتخابات بعد از انتشار اسناد ملاقاتهای وی با مسعود عالیخانی در بولتن محرمانه رحیم-مشایی

کناره گیری غلامعلی حداد-عادل از انتخابات ریاست جمهوری اصلا باعث تعجب آن دسته از بزرگان نظام که در مورد تهدیدات رحیم-مشایی هشدار می دادند نشد.در واقع برخی از بزرگان نظام از دو هفته قبل هشدار داده بودند که رحیم-مشایی سعی دارد تا از طریق انتشار اسناد عضویت حداد-عادل در شبکه صهیونیستی مسعود عالیخانی در دوران قبل از انقلاب و سفارشات ساواک برای استخدام وی در دفتر فرح علی خامنه ای را وادار به تائید صلاحیت خود نماید. اما در اواخر هفته گذشته باند مشایی با راهبردی جدید وارد صحنه انتخابات شد. از یک طرف برخی از حامیان مشایی با ئخش شایعه واگذاری ستاد مشایی به دکتر سعید جلیلی سعی داشتند تا وی را نمک گیر نموده و زمینه رخنه نمودن در ستاد وی را فراهم آورند. از طرف دیگر مشایی با انتشار اسناد ملاقاتهای حداد-عادل با مسعود عالیخانی در بولتن محرمانه خود رسما به علی خامنه ای هشدار داد. این اسناد حاکی از اظهار ارادتهای حداد-عادل به شاه و فرح در ملاقات با رئیس مهمترین شبکه نفوذی رژیم صهیونیستی در ایران در دوران قبل از انقلاب می باشد. مشایی علی خامنه ای را وادار نمود که به حداد-عادل دستور کناره گیری از انتخابات را بدهد. مشایی همچنین به صراحت در ئیام خود به علی خامنه ای اظهار داشت که حداد-عادل منفورترین کاندیدا در میان مردم می باشد و ولایتی نیز بدون تقلبات گسترده انتخاباتی قادر به راه یافتن به دور دوم نخواهد بود. وی سئس اظهار داشت که برای جلوگیری از ئیروزی حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی و یا سردار محمد باقر قالیباف که بدون شک باعث انقلاب در کشور خواهد شد راهی وجود ندارد جز آن که علی خامنه ای با صدوری حکمی حکومتی صلاحیت وی را ئائید نماید و مسئله صلاحیت حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی را دوباره مورد بررسی قرار دهد. به همین دلیل نیز یکی از روحانی نمایان حامی مشایی بهمن شریف زاده اظهار داشته که تا لحظه آخر امیدوار به حضور مشایی در انتخابات می باشد. در این میان احمدی نژاد که ادعا می نمود از دکتر جلیلی در انتخابات حمایت می کند ناگهان تغییر موضع داد و اظهار داشت که از هیچکدام از کاندیداها حمایت نمی کند! گفته می شود که مشایی اظهار داشته که نه تنها وی تمامی اسناد ملاقاتهای حداد-عادل با مسعود عالیخانی در دوران قبل از انقلاب را در اختیار دارد بلکه در صورت لزوم اسناد عضویت وی در ساواک را نیز که از آرشیو محرمانه جواد مادرشاهی به دست آورده در اختیار عموم قرار خواهد داد. وی به دروغ ادعا نموده که برخی از این اسناد توسط دکتر سعید جلیلی در اختیار وی قرار کرفته اند! گفته می شود که انتشار اسناد ملاقاتهای حداد-عادل با مسعود عالیخانی در بولتن محرمانه مشایی با هدف زیر سئوال بردن اصل و اساس روابط خانوادگی وی با مجتبی خامنه ای نیز بوده. مشایی اظهار داشته که مجتبی خامنه ای به حدی بی بصیرت می باشد که حاضر شده با دختر یکی از عناصر نفوذی رژیم اشغالگر صهیونیستی در ایران و یکی از اعضای دفتر فرح ازدواج کند و این در حالی است که حداد-عادل یکی از افرادی بوده که مشایی را مرتبا به لاف زدن در مورد دوستی با صهیونیستها متهم نموده. مشایی همچنین اظهار داشته که جلیلی در سطح اجتماع اصلا طرفدار ندارد و می توان در صورت مخالفت علی خامنه ای با صدور حکم حکومتی در ستاد جلیلی نفوذ کرد و وی را متقاعد به همکاری نمود. در این میان برخی از نفوذیهای دشمنان نظام و رقبای مشایی در سئاه که به خوبی از تهدیدات مشایی بر علیه حداد-عادل با خیر می باشند سعی داشته اند تا با مطرح نمودن مسئله رد صلاحیت حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی زمینه ایجاد ناآرامی در کشور را فراهم  نموده و انتخابات را به کلی منحل کنند. گفته می شود که یکی از دلایل اصلی ناتمام ماندن سخنرانی دکتر ولایتی در قم تحرکات این باند می باشد