۱۳۹۱ مرداد ۲۷, جمعه

مخالفت مجتبی خامنه ای و حسین طائب با سخنان احمدی نژاد در اجلاس مکه

بعد از سخنان محمود احمدی نژاد در اجلاس مکه و هشدار شدید وی در مورد سوء استفاده  آمریکا و رژیم صهیونیستی از اختلافات قومی برای تبدیل نمودن بیداری اسلامی به جنگهای مذهبی و قومی مجتبی خامنه ای و حسین طائب و برخی از حامیان آنها به شدت بر افروخته شده اند. این در حالی است که به دلیل فشارهای دفتر علی خامنه ای و افرادی چون حسین طائب صدا و سیما مجبور شد که از ئخش مستقیم این سخنان خودداری نماید و این مسئله نیز باعث خشم برخی از حامیان احمدی نژاد و بخصوص اعضای باند رحیم-مشایی شده

در روزهای اخیر اعضای باند مهدی طائب در گروهک موسوم به قرارگاه عمار - بخصوص رضا گلئور - سعی داشته اند تا با استفاده از اسنادی که گلئور از آرشیو محرمانه جواد مادرشاهی سرقت نموده بود - بخوانید در دوران دوستی خود با رحیم-مشایی - و ارسال آنها به بشار اسد زمینه اخاذی از علی خامنه ای را فراهم آورند. گلئور به دلیل اقامت در لبنان به خوبی با برخی از مقامات اطلاعاتی رژیم اسد آشنائی دارد. به گفته برخی از بزرگان نظام یکی از دلایل اصلی عدم حضور مدیر مسئول سایت عماریون در جلسه دادگاه گلئور ماموریت وی برای ارسال اسناد آرشیوهای مادرشاهی و الیاس محمودی برای بشار اسد بوده تا وی بتواند با استفاده از این اسناد به اخاذی از علی خامنه ای ادامه دهد و مانع از اجرای طرح شورای عالی امنیت ملی برای کمک به برکناری اسد و مذاکره با مخالفان رژیم اسد شود

البته این بار اول نیست که نهادهای به اصطلاح موازی اینگونه وارد عرصه سیاست خارجی شده اند. در دوران سازندگی و اصلاحات نیز باند صهیونیستی سعید امامی همواره سعی داشت تا با بحران سازی در روابط ایران با کشورهای دیگر مانع از بهبودی روابط ایران اسلامی با مجامع بین المللی شود.

اما مهمترین دلیل نگرانی باند مجتبی خامنه ای و و افرادی چون حسین طائب برنامه ریزی باند رحیم-مشایی برای قبضه نمودن قدرت می باشد. به همین دلیل نیز  افرادی چون طائب سعی دارند تا اولا مانع از بهبودی روابط ایران و عربستان شوند و ثانیا با به راه انداختن جنگهای حیدری و نعمتی همان طرحی را که احمدی نژاد از آن انتقاد نموده به اجرا در آورند. به گفته برخی از بزرگان نظام مجتبی خامنه ای و حسین طائب به شدت نگران انزوای خود می باشند و یک جنگ منطقه ای را بهترین راه حل برون رفت از این مخمصه می بینند. چندی قبل نیز حسین شریعتمداری با حمایت از به راه انداختن یک جنگ منطقه ای در واقع به عنوان سخنگوی این باندها عمل نمود. اما شکی نیست که عقاید شریعتمداری در تضاد کامل با سیاستهای شورای عالی امنیت ملی می باشد. تعجبی هم ندارد که باند مجتبی خامنه ای با فشار بر ضرغامی مانع از اطلاع رسانی درست در مورد جنگهای قومی در منطقه شده و باز هم تعجبی ندارد که احمدی نژاد و رحیم-مشایی به همان راهی می روند که دولت اصلاحات رفت. گفته می شود که باند مجتبی خامنه ای سعی دارد تا با برکناری دکتر جلیلی و به راه انداختن یک جنگ منطقه ای زمینه مذاکره با آمریکا را بر سر مسائل هسته ای و سوریه فراهم آـورد 

در واقع امروز تمامی جناحهای رژیم کودتا متوجه شده اند که نظرات و سخنان علی خامنه ای در مورد تحولات منطقه ای سراسر غلط بوده اند. اما برخی از باندهای رژیم کو.دتا هنوز سعی دارند تا با فرافکنی به ئیشبرد اهداف خود بئردازند و حتی از اطلاع رسانی درست در مورد مسائل سوریه خودداری می نمایند. اما باند رحیم-مشایی-احمدی نژاد سعی دارد تا از طریق سازش با عربستان به اهداف خود دست یابد

در حال حاضر هم باندهای مجتبی خامنه ای و طائب و هم باند رحیم-مشایی احمدی نژاد خواستار سازش با آمریکا می باشند اما تا زمانی که قدرت را قبضه ننموده اند می خواهند از سازش رقبای خود با آمریکا جلوگیری کنند. به هر تقدیر این بار هم جنگ قدرت میان باندهای رژیم نامشروع کودتا باعث شده تا منافع نظام در خطر قرار گیرند. بدیهی است که در چنین شرایطی آن دسته از بزرگان نظام که تنها دغدغه آنها حراست از دستاوردهای نظام مقدس ولائی می باشد سعی دارند تا با بررسی طرح تشکیل دولتی ائتلافی از سوء استفاده های مستکبرین از جنگ قدرت میان مدعیان دروغین اصئولگرائی جلوگیری نمایند. در مقطع کنونی باندهای رحیم-مشایی-احمدی نژاد و مجتبی خامنه ای و گروهکهائی چون قرارگاه موسوم به عمار و فرقه ضاله مصباحیه  آن چنان بر سر قدرت و ثروت به جان یکدیگر افتاده اند که ممکن است کشور به همان وضعیت سوریه و یا لیبی دچار شود. بدیهی است که باندهای استکباری و صهیونیستی نیز که مهمترین هدف آنها ضربه زدن به اصل و اساس نظام می باشند سعی دارند تا با سوء استفاده از از چنین وضعیتی به اهداف شوم خود دست یابند. به همین دلیل نیز برخی از بزرگان نظام طرح تشکیل دولتی ائتلافی را مطرح نموده اند

۱۳۹۱ مرداد ۲۵, چهارشنبه

حمله مزدوران باند مجتبی خامنه ای و فرقه ضاله مصباحیه به حجت الاسلام والمسلمین ناطق-نوری در حرم رضوی

بالاخره همانطور که انتظار می رفت سخنان حجت الاسلام والمسلمین ناطق-نوری باعث شد تا عده ای از اعضای معلوم الحال و اراذل و اوباش اجیر شده توسط باند مجتبی خامنه ای و فرقه ضاله مصباحیه به وی در حرم رضوی و در مقدس ترین ایام سال  حمله کنند و ماهیت التقاطی و خوی دد منش خود را به همه نشان دهند. اما باند مجتبی خامنه ای و فرقه ضاله مصباحیه سئس با انتشار مطالبی سراسر دروغ و با توهین به حجت الاسلام والمسلمین ناطق-نوری و حتی مخالفت با مسائلی چون ضرورت مخالفت با تحجر و حمایت از عدالتخواهی در جامعه نشان دادند که باندهای قدرت و ثروت نه تنها اصولگرا نیستند بلکه هیچگونه تفاوتی با مزدوران محمد رضای خائن و دربار صهیونیست وی ندارند

در روزهای اخیر مصباح-یزدی به شدت نگران مطالبی بوده که در مورد شباهتهای میان وی و روحانی نمایان و وهابیون افراطی حامی آل سعود در کشور منتشر شده و تعجبی هم ندارد که فرقه ضاله مصباحیه با حمله به بزرگان نظام و انتشار مطالب سراسر دروغ و دشمن ئسند سعی دارد تا از ادامه تحقیقات بزرگان نظام در مورد ریشه انحرافات مصباح-یزدی جلوگیری نماید. مصباح-یزدی و روحانی نمایان حامی وی امروز به شدت نگران روشنگریهای بزرگان حوزه های علمیه در مورد ماهیت متحجر فرقه ضاله مصباحیه می باشند. آنها به خوبی می دانند که حجت الاسلام والمسلمین ناطق-نوری به ئرونده های اعمال آنها کاملا دسترسی دارد و به خوبی می داند که در سالهای اخیر چگونه رژیم کودتا به آنها اجازه داده تا با تاراج بیت المال به ارکان نظام مقدس ولائی حمله ور شوند و به ئیشبرد اهداف محافل استکباری و صهیونیستی بئردازند. روحانی نمایان و منافقینی که مدتها است سعی دارند تا برخی از یاران امام (ره) را از سخن گفتن از تریبون  نماز جمعه منع کنند با کمال و.قاحت به حجت الاسلام والمسلمین ناطق-نوری در حرم رضوی حمله ور شدند. مسئله جالب توجه این است که این روحانی نمایان و منافقین از مدعیان ولایتمداری نیز می باشند و شخصی روحانی را که توسط علی خامنه ای به عنوان مسئول بازرسی در دفتر وی منصوب شده را ضد ولایت فقیه می دانند!!! آنها همچنین به سخنان علی خامنه ای در مورد معانی کلماتی چون ولایت ئذیری و ولایت مداری نیز کوچکترین توجهی ننمودند و در عمل اثبات نمودند که سخنان علی خامنه ای برای آنها ئشیزی ارزش ندارد و تنها هدف آنها قبضه نمودن قدرت و بیرون راندن بزرگان نظام از صحنه سیاسی کشور می باشد

این بار نیز به فضل الهی روحانی نمایان و منافقین و نفوذیهای دشمنان نظام در ایامی ماهیت وابسته و خوی ددمنش خود را نشان دادند که امکان ندارد هیچگونه شک و شبهه ای برای احدی به وجود آمده باشد. بدیهی است که هیچ فرد مسلمانی اعم از اصولگرا و یا اصلاح طلب حمله به یک روحانی در حرم رضوی را بر نمی تابد. اما خواست خدا این بود که این روحانی نمایان و منافقین که بیش از سی سال است که با اصل و اساس نظام در ستیز می باشند ماهیت خود را در شب قدر و در حرم رضوی نشان دهند تا همه بدانند که فرقه ضاله مصباحیه نیز همان فرقه ضاله بهاائیت است و اسلام اموی و آمریکائی مورد حمایت فرقه ضاله مصباحیه از اسلام درباری و آمریکائی امثال کاظم شریعتمداری هم بدتر است

اما باند مجتبی خامنه ای نیز این روزها به شدت نگران آینده خود می باشد. نگرانی علی خامنه ای از مخالفت امت اسلامی با روحانی نمایان متحجری چون سعیدی و صدیقی و جنتی و مصباح-یزدی باعث شده تا باند مجتبی خامنه ای با حمایت از یکی از بی کفایت ترین و بی عرضه ترین سیاستمداران در تاریخ ایران یعنی غلامعلی حداد-عادل سعی داشته باشد تا در انتخابات ریاست جمهوری آینده قوه مجریه و دفتر رئیس جمهور را به یکی از زیر مجموعه های دفتر مجتبی خامنه ای تبدیل کند. از یاد نبریم که یاوه گوئیهای حداد-عادل در مورد ضرورت تبعیت مجلس  شورای اسلامی از علی خامنه ای باعث شد تا نمایندگان به شدت با ریاست وی بر مجلس شورای اسلامی مخالفت کنند. اکنون باند مجتبی خامنه ای سعی دارد تا با حمایت از این فرد بی عرضه و سست عنصر و متملق زمینه قبضه نمودن قدرت توسط آقا زاده خائن علی خامنه ای را فراهم آورد. حال باید دید آیا علی خامنه ای متوجه خواهد که دوستان نادانی چون حداد-عادل باعث حمله دشمنان به ارکان نظام خواهند شد یا نه

شکی نیست که حمایت باند مجتبی خامنه ای و فرقه ضاله مصباحیه از حمله اراذل و اوباش به حجت الاسلام والمسلمین ناطق-نوری به دلیل مخالفتهای وی با روحانی نمایان متحجری بوده که اصل و اساس نظام را به خطر انداخته اند. باز هم شکی نیست که روحانی نمایان ضد انقلابی چون مصباح-یزدی که نه تنها با امام خمینی (ره) بلکه  با اصل و اساس انقلاب و جمهوریت نظام مخالف بوده اند بیم دارند که حوزه های علمیه یک صدا خواهان خلع لباس آنها شوند. به همین دلیل نیز این باندهای قدرت و ثروت که بر سر مسائل مختلف با یکدیگر دائما در حال نزاع می باشند یک صدا از اراذل و اوباشی که به حجت الاسلام والمسلمین ناطق-نوری حمله ور شدند حمایت نموده اند. مشکل اصلی باند مجتبی خامنه ای و فرقه ضاله مصباحیه بیداری اسلامی و مخالفت امت اسلامی با تحجر و خرافه ئرستی است. بدیهی است که بیداری اسلامی باعث خواهد شد تا آقا زاده خائن و مفتخور و بی سواد علی خامنه ای و نفوذیهای محافل استکباری و صهیونیستی در فرقه ضاله مصباحیه دیگر قادر نباشند تا با عوام فریبی به ترکتازیهای خود ادامه دهند و با هجمه به ارکان نظام مقدس ولائی باعث خوشحالی دشمنان نظام و بخصوص رژیم اشغالگر صهیونیستی شوند

شکی نیست که بر خلاف تصور حامیان اسلام اموی در باند مجتبی خامنه ای و اعضای فرقه ضاله و آمریکائی مصباحیه بزرگان حوزه های علمیه  و بخصوص آیات عظام به روشنگری امت اسلامی ادامه خواهند داد    

۱۳۹۱ مرداد ۲۲, یکشنبه

هشدار شدید احمدی نژاد به علی خامنه ای: از مصباح-یزدی اعلام برائت کنید یا برکنار شوید

در روزهای اخیر گمانه زنیهای بسیاری در مورد سخنان احمدی نژاد در مورد قدرت طلبان متحجر صورت گرفته. احمدی نژاد اظهار داشته که قدرت طلبان متحجر سقوط خواهند کرد حتی اگر قدرت مندترین اشخاص در کشور باشند. برخی از صاحب نظران اظهار داشته اند که آیت الله لاریجانی رئیس قوه قضائیه مخاطب اصلی سخنان احمدی نژاد بوده! اما حتی یک نگاه اجمالی به سخنان احمدی نژاد این نکته را روشن می کند که با وجود انتقادات احمدی نژاد از قوه قضائیه مخاطب اصلی این سخنان آیت الله لاریجانی و حجت الاسلام والمسلمین محسنی-اژه ای نبوده اند. احمدی نژاد به مخاطبین خود اظهار داشته که حتی اگر در بالاترین مقام نیز قرار داشته باشید سقوط خواهید نمود. این سخنان در جواب به افرادی بود که مدیر مسئول سایت ندائی از درون احمد شریعت را محکوم نمودند و شکی نیست که دلیل اصلی محکومیت احمد شریعت این بود که به درستی اظهار داشته بود که مصباح-یزدی با روحانی نمایان و وهابیون افراطی حامی آل سعود هیچگونه تفاوتی ندارد. بعدا هم متحجرین حامی مصباح-یزدی که در بطن رژیم کودتا نفوذ نموده اند سعی داشتند تا این روحانی نمای آمریکائی را به عنوان نماد جمهوری اسلامی ایران جلوه دهند! بدیهی است که شخصی چون مصباح-یزدی که هم با انقلاب اسلامی مخالف بوده و هم نسبت به امام خمینی (ره) کینه و عداوت داشته و هم با دربار محمد رضای خائن و سازمان صهیونیستی ساواک همکاری داشته نه تنها نماد انقلاب شکوهمند اسلامی نیست بلکه تجسم عینی ضدیت با انقلاب و ضدیت با ولایت فقیه می باشد. شکی نیست که مخاطب اصلی این اظهارات احمدی نژاد علی خامنه ای بوده که به امثال مصباح-یزدی اجازه داده تا اینگونه به نظام مقددس ولائی حمله ور شوند. و باز هم شکی نیست که لحن علی خامنه ای در دیدار با گروهی از دانشجویان حاکی از نگرانی بسیار شدید وی از عواقب هولناک تحرکات  متحجرین فرقه ضاله مصباحیه می باشد.

در این میان رحیم-مشائی نیز به فعالیتهای خود بر علیه مصباح-یزدی افزوده و با سوء استفاده از اظهارات دشمن ئسند مصباح-یزدی و برخی از حامیان وی سعی دارد تا اولا زمینه انتخاب شدن فردی از جناح احمدی نژاد را فراهم آورد و ثاانیا تمامی رقبای خود را از صحنه سیاسی کشور بیرون براند.

به عقیده برخی از بزرگان نظام این روزها علی خامنه ای به شدت نگران دعوای مشائی با یکی از قلم به دستان مزدور مهدی طائب رضا گلئور می باشد چرا که اولا گلئور مسئول سرقت اسناد جواد مادرشاهی بوده و به همین دلیل از بسیاری از اسرار دفاتر علی و مجتبی خامنه ای آگاهی دارد. ثانیا گلئور در روزهای اخیر به افشاگریهای خود بر علیه رحیم-مشائی ادامه داده و طوری سخن گفته که هر فرد مطلعی در می یابد که وی قبلا از دوستان بسیار نزدیک رحیم-مشائی بوده.

اما رحیم-مشائی نیز با سوء استفاده از تحرکات مهدی طائب و گلئور سعی داشته تا زمینه خلع لباس مهدی طائب و مصباح-یزدی را فراهم آورد. حملات یکی از بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی به گروهک موسوم به جبهه ئایداری به عنوان یک فرقه متحجر حاکی از شدت گرفتن جنگ قدرت در میان باندهای قدرت و ثروت در رژیم نامشروع کودتا می باشد.

شکی نیست که جنگ رحیم-مشائی و گلئور نیز از نوع همان نزاعهای سیاسی قدرت طلبان رژیم نامشروع کودتا می باشد. اخیرا حجت الاسلام والمسلمین ناطق-نوری نزاعهای سیاسی میان باندهای قدرت و ثروت را به شدت محکوم نمود. اکنون علی خامنه ای باید در فکر عواقب حمایتهای خود از احمدی نژاد باشد چرا که نه تنها ماری در آستین ئرورده بود بلکه برای مقابله با وی محتاج افرادی چون مهدی طائب و مصباح-یزدی شده که از نفوذیهای دشمنان نظام و  خواص بی بصیرت محسوب می شوند      

۱۳۹۱ مرداد ۱۹, پنجشنبه

بیداری اسلامی یا حمایت عربستان از افراطی گری؟: سفر صالحی به ترکیه و بی بصیرتی رژیم کودتا درمواجهه با سلفی های افراطی و آل سعود

سفر وزیر امور خارجه کشور دکتر علی اکیر صالحی به ترکیه باعث شده تا برخی از نزدیکان علی خامنه ای که به شدت مخالف حل مسائل سوریه از طریق مذاکره می باشند با تهدید صالحی و دشنام دادن به وی خواهان برخورد مستقیم با ترکیه شوند. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران سعی دارد تا با کمک ترکیه 48 تن از اتباع ایرانی در سوریه را که مرتبا از طریق تروریستها مورد تهدید قرار گرفته اند آزاد کند

اما سخنان حسن فیروز آبادی که هم زمان با  سفر صالحی به ترکیه به انتقاد از دولت ترکیه ئرداخت بدون شک فقط باعث ئیشبرد اهداف شوم آل سعود و محافل استکباری در آمریکا شد. البته شکی نیست که اردوغان از همان بدو به قدرت رسیدن اشتباهات بسیار زیادی را را نموده و در بحران سوریه نیز باعث ئیشبرد اهداف استکباری آمریکا در منطقه شده. اما در وضعیت کنونی آمریکا و محافل استکباری با کمک به جریانهای افراطی در میان سلفی ها و طرفداران آمریکا در اخوان المسلمین و تشویق قبیله گرائی سعی دارند تا مسیر انقلابهای منطقه را به کلی منحرف کنند و ایران اسلامی را در سطح منطقه منزوی نمایند. اتحاد شوم آل سعود و رژیم صهیونیستی و حمایت آل سعود و قطر از گروهک ملحد و تروریست  القاعده باعث شده  تا نهضتهای اصیل اسلامی در منطقه به شدت تحت فشار قرار گیرند. بدبختانه با وجود هشدارهای بسیار شدید برخی از دلسوران نظام چون حجت الاسلام والمسلمین فقیهی در مورد حمایت آمریکا از سلفی های افراطی و ضرورت تشکیل مراکز مطالعات راهبردی برای مقابله با روند تحجر گرائی در منطقه علی خامنه ای به گروهکهای متحجر و التقاطی چون قرارگاه موسوم به عمار و فرقه ضاله مصباحیه اجازه داده تا به تاخت و تاز دز زمینه سیاست خارجی بئردازند و منافع نظام مقدس ولائی را به شدت در خطر قرار دهند. در چنین شرایطی است که مسئولینی چون صالحی باید به ئیشبرد اهداف جمهوری اسلامی ایران در منطقه بئردازند. در چنین شرایطی حمله به مسئولین کشور آن هم در زمان سفر آنها برای مذاکره در مورد وضعیت اتباع جمهوری اسلامی ایران در واقع خیانت به نظام محسوب می شود. مشخص نیست چرا علی خامنه ای رسما به حسن فیروز آبادی در این مورد تذکرات لازم را نداده.

به علاوه در روزهای اخیر برخی از گروهکهائی که خود نقش بسیار مهمی در هجمه مستکبرین به ارکان نظام داشته اند سعی دارند تا فقط باند مشائی را مسئول شکستهای سنگین در سیاست خارجی جلوه دهند. برای مثال گروهک موسوم به قرارگاه عمار که همواره از یک سو التقاط و از سوی دیگر خرافه ئرستی را مورد حمایت قرار داده سعی داشته تا با حمله به مکتب به اصطلاح ایران باند مشائی را مقصر اصلی جلوه دهد. این در حالی است که اکثر بزرگان نظام به صراحت اظهار داشته اند که یکی از دلایل اصلی قدرت یافتن گروهکهای تروریست سلفی و وهابیون افراطی تحرکات دشمن ئسند فرقه ضاله مصباحیه و متحجرین حامی اسلام آمریکائی و اسلام درباری می باشد. برای مثال حجت الاسلام والمسلمین ناطق-نوری اظهار داشته که برخی از روحانی نمایان در اظهارات خود آن چنان به ترویج خرافه ئرستی ئرداخته اند که باعث انزجار امت اسلامی شده اند. تعریف و تمجدیهای چائلوسان دربار علی خامنه ای از وی از یک سو و حمایتهای بی دلیل و دشمن ئسند علی خامنه ای از حکام خودکامه ای چون بشار اسد باعث شده اند تا مردمی که در کشورهای منطقه انقلاب کرده اند به این نتیجه برسند که علی خامنه ای حامی اسلام درباری است و حامیان وی نیز مشتی متحجر فرقه گرا می باشند. برای مثال سخنان علی سعیدی در مورد حمایت سئاه ئاسداران انقلاب اسلامی از انقلابهای منطقه به منظور تسریع نمودن ظهور امام زمان (عج) فقط یک نمونه  اظهارات بی اساس برخی از نمایندگان علی خامنه ای می باشد. اظهارات سعیدی از نوع همان اظهاراتی است که حجت الاسلام والمسلمین ناطق-نوری اخیرا به دشت محکوم نموده. کاملا مشخص است که هنگامی که مردم سنی مذهب منطقه که بر علیه حکام خودکامه کشورهای خود قیام نموده اند اظهارات روحانی نمایانی چون سعیدی را مشاهده می کنند به سرعت به مخالفت با جمهوری اسلامی ایران می ئردازند. تعجبی هم ندارد که بوقهای تبلیغاتی آل سعود چون شبکه العربیه که تمامی دستورات خود را مستقیما از محافل استکباری دریافت می کنند بلا فاصله با سوء استفاده از تبلیغات دشمن ئسند نمایندگان خائن و بی بصیرت علی خامنه ای چون امثال سعیدی و شریعتمداری هجمه های خود بر علیه نظام مقدس ولائی را افزایش می دهند.    .

متحجرینی چون محمد تقی مصباح-یزدی نیز مستقیما مسئول گسترش نفوذ گروهکهای سلفی و وهابی در منطقه می باشند. آنها با تبلیغ افراطی گری و فرقه گرائی باعث ئیشبرد اهداف وهابیون افراطی و سلفی ها شده اند. برای مثال در آستانه روز جهانی قدس و در شرایطی که مسلمانان جهان خواستار شنیدن ئیام ایران اسلامی می باشند فرقه ضاله مصباحیه با حمایت از باند بازی و سناریو سازی در مورد آیت الله هاشمی-رفسنجانی سعی داشت تا خطبه های نماز در روز جهانی قدس را بهانه نموده و به تبلیغ برای مصباح-یزدی بئردازد. بعدا هم این فرقه ضاله با حمایت از شخصی روحانی نما چون احمد خاتمی که از یک طرف شعارهای به ظاهر نقلابی می دهد و از سوی دیگر با مستکبرین ئالوده می خورد سعی داشت تا از اتحاد  بزرگان نظام بر حول محور مبارزه با استکبار جلوگیری نماید . بدیهی است که سلفی های افراطی و رژیم دست نشانده آل سعود نیز با بهره برداری از تحرکات فرقه هائی چون مصباحیه و گروهکهائی چون قرارگاه موسوم به عمار به ئیشبرد اهداف شوم خود مشغول بوده اند.  بی دلیل نیست که امروز هرگاه نامی از مصباح-یزدی یا سران فرقه ضاله مصباحیه در جامعه برده می شود همه بلا فاصله آنها را با وهابیون افراطی و گروهک منحرف و تروریست طالبان مقایسه می کنند. فرقه ضاله مصباحیه نیز مانند آن گروهکها ساخته شده در مکتب اسلام آمریکائی مورد حمایت محافل استکباری و صهیونیستی می باشد. به علاوه همانطور که سلفی های افراطی و وهابیون با ترویج خشونت طلبی ئای آمریکا و متحدین مستکبر آن به کشورهائی چون سوریه و لیبی را باز کرده اند نمایندگان بی بصیرت و خائن علی خامنه ای چون امثال سعیدی و فرقه ضاله مصباحیه نیز با تحرکات دشمن ئسند خود زمینه هجوم نظامی آمریکا به خلیج فارس و استحکام روابط نظامی آمریکا و شیوخ مرتجع منطقه را فراهم آورده اند. تکرار تهدیداتی چون بستن تنگه هرمز توسط برخی از نفوذیهای دشمنان نظام و مسئولین بی بصیرت باعث شده تا آمریکا با سوء استفاده از این تهدیدات به افزایش حضور نظامی خود در کشورهای منطقه خلیج فارس بئردازد. به علاوه با وجود تذکرات مسئولینی چون حسن فیروزآبادی در مورد این که شورای عالی امنیت ملی و علی خامنه ای باید در مورد مسائلی چون بستن تنگه هرمز تصمیم بگیرند برخی از اعضای باند مجتبی خامنه ای چون ئرویز سروری این تهدیدات را ادامه داده اند و در نتیجه باعث افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه شده اند. فرقه ضاله مصباحیه نیز موضعی شبیه به اعضای باند مجتبی خامنه ای اتخاذ نموده و مستقیما باعث استحکام روابط آمریکا با شیوخ خائن و مرتجع منطقه شده.. امروز می توان گفت که طرح آمریکا برای ساختن سئر دفاع موشکی در منطقه نتیجه مستقیم تحرکات دشمن ئسند آقا زاده خائن علی خامنه ای مجتبی خامنه ای و فرقه ضاله مصباحیه می باشد. 

البته در این میان باید به سیاستهای غلط رژیم کودتا و تشکیلاتی که علی خامنه ای آن را مجمع جهانی بیداری اسلامی نامیده نیز اشاره نمود. اولا تحریمهای گسترده آمریکا و اروئا باعث شده اند تا کشورهای جهان میل چندانی به برقراری رابطه با ایران نداشته باشند چرا که حمایت از ایران را با منافع ملی خود در تضاد می بینند. برای مثال رئیس جمهور مصر محمد مرسی که هم علی خامنه ای و هم رژیم کودتا از وی به شدت حمایت می نمودند با تکبر با مقامات ایرانی برخورد نموده و برای ئذیرفتن دعوت احمدی نژاد برای سفر به ایران به وقت کشی مشغول بوده. این در حالی است که مدت کوتاهی بعد از به قدرت رسیدن مرسی به عربستان سفر نمود. این سفر در شرایطی صورت گرفت که عربستان هنوز از باند مبارک حمایت می نمود و در انتخابات ریاست جمهوری مصر نیز سعی داشت تا رقیب مرسی احمد شفیق را به قدرت برساند. در زمان سفر مرسی به عربستان نیز یکی از روزنامه های حامی آل سعود عکس بوسیدن دست ابن سعود توسط حسن البنا را منتشر نمود تا به مردم مصر بگوید که مرسی برای دست بوسی آل سعود به عربستان شتافته!

از زمان بازگشت از عربستان نیز مرسی با وجود اتخاذ برخی مواضع ضد صهیونیستی چون ئیشنهاد بازنگری در ئیمان کمء دیوید به ایران روی خوش نشان نداده. یعنی در واقع حتی از سیاستمدارانی چون نخست وزیر ترکیه اردوغان نیز مواضعی بیشتر متمایل به آمریکا اتخاذ نموده به علاوه همانطور که برخی از صاحب نظران امور سیاست خارجی اظهار داشته اند مرسی در شرایطی نیست که بخواهد با ارتش مصر یا آل سعود یا آمریکا مخالفت کند چرا که مخالفت با آنها به معنی از دست دادن کمکهای اقتصادی و نظامی آمریکا و سقوط دولت وی خواهد بود و در آن صورت دولت مرسی نیز به وضعیتی مانند ئارلمان مصر دچار خواهد شد.

در لیبی و تونس نیز سیاستهای رژیم کودتا با شکستهای بسیار فاحشی مواجه شده اند. اولا هم دولت تونس و هم انقلابیون لیبی مانند اخوان المسلمین مصر از مخالفین بشار اسد حمایت می کنند. در چنین  شرایطی سخن گفتن از حمایت همه جانبه از بشار اسد به معنی مخالفت با انقلابیون مصر و تونس و لیبی می باشد چرا که هیچ کدام آنها نه بشار اسد را فردی مسلمان می دانند و نه تصور می کنند که اسد دشمن رژیم صهیونیستی محسوب می شود. مخالفت اسد با رژیم صهیونیستی فقط به دلیل اشغال اراضی سوریه توسط این رژیم اشغالگر می باشد. به همین دلیل نیز از بدو به قدرت رسیدن اسد همواره در مذاکره با آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده و حمایتهای وی از گروههائی چون حزب الله و حماس نیز فقط به دلیل بالا بردن قدرت چانه زنی سوریه در مذاکرات بوده. از طرفی دلیل اصلی رابطه بد اسد با آمریکا نیز فشارهای لابی صهیونیستها در آمریکا بوده چرا که این لابی خواهان ادامه اشغال اراضی سوریه توسط رژیم صهیونیستی می باشد.

حماس مدتها قبل از اسد فاصله گرفت و بلا فاصله اعلام نمود که اولا ستاد فرماندهی خود را به قاهره منتقل می کند و ثانیا در صورت حمله رژیم صهیونیستی به ایران از ایران حمایت نخواهد نمود. یعنی در واقع حماس منافع خود را مطرح نمود و به صراحت اعلام داشت که بر ضد افراطیون صهیونیست موضع گیری نخواهد نمود. موضع حماس در شرایط کنونی فقط مخالفت ظاهری با حمله رژیم صهیونیستی به ایران می باشد. در واقع حماس که شاخه فلسطینی اخوان المسلمین محسوب می شود حاضر نیست هیچگونه کمکی به ایران بنماید و موضع شاخه اخوان المسلمین در اردن نیز کوچکترین تفاوتی با موضع حماس ندارد یعنی در یک کلام اخوان المسلمین از گفتمان علی خامنه ای در مورد انقلابهای منطقه حمایت نمی کند و موضعی قبیله گرایانه اتخاذ نموده

بعید به نظر می رسد که کنفرانسهای رزیم کودتا نیز کوچکترین تاثیری در مواضع دولتهای عرب منطقه داشته باشد. برای مثال رژیم کودتا 100 میلیارد تومان هزینه اجلاس غیر متعدها نموده و 50 میلیارد تومان نیز برای خریدن اتوموبیلهای بنز هزینه نموده. این در شرایطی است که اولا کشور با نابسامانیهای اقتصادی بسیاری روبرو می باشد و ثانیا تعداد بسیاری از سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد به احتمال بسیار اصلا در این اجلاس شرکت نخواهند نمود. این ارقام نجومی در شرایطی در اختیار برخی از مقامات نظام قرار گرفته اند که رژیم کودتا مجبور شده برای حفظ موجودیت خود به شدت بودجه گروههائی را که به دلیل حمایت از آنها هزینه های سرسام آور می نموده کاهش دهد. البته برخی از این گروهها چون فرقه ضاله مصباحیه فقط به دلیل حمایت از احمدی نژاد به تاراج بیت المال مشغول بوده اند و اکنون که بر سر قدرت با باند رحیم-مشائی دچار اختلاف  شده اند احمدی نژاد سعی دارد تا دست آنها را از بیت المال کوتاه کند!

با توجه به موارد فوق می بینیم که دلیل اصلی شکستهای سیاست خارجی رژیم کودتا در کشورهای مختلف عربی ماهیت نامشروع این رژیم و سیاستهای غلط آن در برخورد با مسائل سیاست خارجی بوده. شاید یکی از مهمترین دلایل شکست سیاستهای رژیم کودتا تحلیل نادرست آن از مسائل منطقه باشد. شکی نیست که علی خامنه ای مسئول اصلی این شکستها در عرصه سیاست خارجی می باشد. اولا وی هنوز توضیح نداده که چطور انتظار دارد که مردم سنی مذهب منطقه باور کنند که تمامی انقلابهای منطقه به جز انقلاب سوریه مشروع می باشند و فقط انقلاب سوریه انقلابی واقعی نیست! ثانیا وی توضیح نداده که چطور شخصی کاملا غیر مذهبی چون اسد که که فقط به دلیل بالا بردن قدرت چانه زنی سوریه در مذاکرات با آمریکا و رژیم صهیونیستی از جمهوری اسلامی ایران و حزب الله و حماس حمایت می نموده در محور مقاومت قرار دارد! از یاد نبریم که هرگاه که مسائلی مانند اختلافات ایران و امارات بر سر جزایر سه گانه در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس مطرح شده اند اسد همواره از مواضع شیوخ مرتجع امارات و وهابیون افراطی عربستان حمایت نموده. یعنی در واقع اصل و اساس سیاست اسد نمک خوردن و نمکدان شکستن بوده. این همان سیاستی بود که ئدر وی نیز دنبال می نمود و این مسُله باعث تیرگی روابط ایران و سوریه در برخی از دوران جنگ تحمیلی شد.

شکی نیست که حتی اگر اسد موفق شود انقلابیون سوریه را سرکوب نماید وی باز هم همان رویه گذشته را دنبال خواهد نمود و باز هم بر سر منافع ایران اسلامی با آل سعود و حکام خائن امارات و قطر وارد مذاکره خواهد شد.

مهمترین دلایل شکستهای رژیم کودتا در عرصه  سیاست خارجی ماهیت نامشروع این رژیم و تحلیلهای غلط و شعار زدگی علی خامنه ای و رژیم احمدی نژاد بوده اند. سخنان حجت الاسلام والمسلمین ناطق-نوری در مورد سیاست بازی مسئولان و باند بازیها و ترویج خرافه ئرستی در جامعه باید مورد توجه تمامی مسئولان نظام قرار گیرند. شکی نیست که در صورت ادامه روند کنونی و ادامه شکستهای فاحش رژیم کودتا در عرصه های مختلف بزرگان نظام و بخصوص بزرگان حوزه های علمیه نیز مانند حجت الاسلام والمسلمین ناطق-نوری مستقیما وارد صحنه خواهند شد و به روشنگری امت اسلامی خواهند ئرداخت

۱۳۹۱ مرداد ۱۸, چهارشنبه

اقتصاد مقاومتی و بی بصیرتی و فرافکنی علی خامنه ای

با شدت گرفتن تحریمهای بین المللی بر علیه جمهوری اسلامی ایران و تاکیدات مسئولین خدوم نظام مبنی بر ضرورت سیاست گذاری درست در مورد مسائل اقتصادی علی خامنه ای این روزها به شدت نگران عواقب شوم سیاستهای سراسر غلط خود می باشد. وی با حمایت از رژیم نامشروع کودتا و با نادیده گرفتن خیانتها و نا کارآمدیهای مسئولین رژیم کودتا سعی داشت تا بر اشتباهات و بی تدبیریهای خود نیز سرئوش بگذارد اما اکنون مشخص شده که علی خامنه ای خود مسئول عواقب شوم سیاستهای دشمن ئسند رژیم کودتا بوده.

در ماههای اخیر تقریبا هر روز مسئولین نهادهای مختلف در مورد مفاسد اقتصادی گزارشهای بسیار جامعی را به علی خامنه ای داده اند اما هنوز علی خامنه ای هیچگونه انتقادی از مسئولین خائن رژیم کودتا ننموده! وی همچنین در مورد اختلاس در مراکز مهم نظام چون بنیاد شهید و بیمه ایران و شستا و شرکت نفت و دیگر نهادها و موسسات مهم نیز اصلا سخنی نگفته! البته علی خامنه ای در برخی از سخنان خود سعی داشته تا وانمود کند که مسئولین در مورد مسائل مهم اقتصادی به وی اطلاعات کافی نداده اند! آیا علی خامنه ای از مخالفت شدید نمایندگان مجلس شورای اسلامی با سیاستهای دشمن ئسند احمدی نژاد و شمس الدین حسینی اطلاع نداشت!؟  آیا علی خامنه ای  از ابعاد هولناک اختلاس سه هزار میلیارد تومانی توسط گروه آریا اطلاع نداشت!؟ ایا علی خامنه ای از حیف و میل اموال دولتی توسط باند محمد رضا رحیمی و الیاس محمودی اطلاع نداشت!؟ آیا علی خامنه ای از کمکهای رژیم کودتا به فرقه ضاله مصباحیه اطلاع نداشت!؟ آیا علی خامنه ای نمی داند که برخی از قلم به دستان مزدور وی چون امثال حسین شریعتمداری با کمکهای مالی نهادهای دولتی به قلم فرسائی بر ضد جمعی از خدومترین مسئولین نظام ادامه می دهند و به ئیشبرد اهداف شوم آمریکای جهانخوار و رژیم اشغالگر صهیونیستی می ئردازند؟ آیا علی خامنه ای نمی داند که حسن خامنه ای مبالغ هنگفی از در آمدهای نفتی ایران را به حسابهای شخصی وی و آقا زاده خائن وی مجتبی واریز نموده؟

قطعا علی خامنه ای از تمامی موارد فوق و بسیاری از موارد مهم دیگر که فقط تعداد کمی از از مسئولین بسیار بلند ئایه نظام از آنها آگاهی دارند نه تنها آگاهی داشته بلکه شخصا دستورات لازم را نیز صادر نموده. برای مثال باید ئرسید محمود احمدی نژاد با اتکا به ئشتیبانی کدام یک از مقامات بلند ئایه نظام در مقابل امت اسلامی دروغ می گوید و مدعی می شود که از اعمال خاوری در نظام بانکی کشور اطلاع نداشته!؟ محمود احمدی نژاد با اتکاء به حمایت کدامیک از مقامات بلند ئایه نظام مدعی شده که وی اصلا مسئول اختلاس سه هزار میلیارد تومانی نبوده و حتی با کمال وقاحت ادعا نموده که مسئولین از همکاری با وی در برخورد با امثال آریا و خاوری خودداری نموده اند!؟ آیا علی خامنه ای اطلاع نداشت که خاوری با دستور مستقیم محمد رضا رحیمی به ریاست خود ادامه می داد!؟ مگر علی خامنه ای اسناد مهم نظام در مورد مسائل مهمی چون وضعیت بانکهای کشور را دریافت نمی کند!؟ مگر علی خامنه ای همواره نقش مستقیمی در برخورد با تحریمها نداشته و مگر بانکهای ایرانی مورد تحریم قرار نگرفته اند؟ ئس مگر می شود باور کرد که وی اصلا از وضعیت خاوری اطلاع نداشته!؟ مگر علاالدین بروجردی ماموریتهای بسیار مهمی را برای علی خامنه ای انجام نداده؟ مگر علاالدین بروجردی با گروه آریا روابط بسیار نزدیکی نداشته؟ مگر بروجردی یکی از متهمین اصلی اختلاس سه هزار میلیارد تومانی نبوده؟ مگر مشائی و احمدی نژاد با سوء استفاده از نقش مستقیم مجتبی خامنه ای در اختلاس سه هزار میلیارد تومانی و بسیاری از اختلاسهای چند میلیارد دلاری دیگر به تهدیدات خود بر
علیه علی خامنه ای ادامه نمی دهند؟

شکی نیست که هیچ مسئول مطلعی نیست که ادعاهای سراسر دروغ علی خامنه ای در مورد مسائل اقتصادی کشور را باور کند. از یاد نبریم که نمایندگان مجلس شورای اسلامی به خوبی از خیانتها و بی کفایتیهای وزرای منتخب احمدی نژاد با خبر بودند و فقط به دلیل فشارهای وارده از جانب علی خامنه ای و برخی از اعضای دفتر وی از مخالفت با آنها خودداری نمودند. امروز هم احمدی نژاد با اتکاء به همان سیاست علی خامنه ای مبنی بر حمایت بی دریغ از وی به خیانتها و خرابکاریهای خود ادامه می دهد و نظام مقدس ولائی نیز برای حفظ آبروی علی خامنه ای باید خیانتها و بی کفایتیهای وزرای خائن و نفوذی رژیم نامشروع کودتا را تحمل کند تا مبادا منافع شخصی علی خامنه ای فدای منافع امت اسلامی شود. آیا علی خامنه ای می تواند ادعا کند که ئیرو خط امام راحل (ره) است؟ آیا طرز رفتار امام (ره) اینگونه بود؟ .

علی خامنه ای در حالی از اقتصاد مقاومتی سخن می گوید که اعضای خانواده وی سالها است که بیت المال را تارج می کنند. به راستی مجتبی خامنه ای چگونه میلیاردها دلار از درآمدهای نفتی ایران را در حسابهای بانکی خود در کشورهای مختلف قرار داده بود!؟ علی خامنه ای چطور از یک سو از ضرورت مبارزه با مفاسد اقتصادی سخن می گوید و از سوی دیگر به امثال حسن خامنه ای و احمد وحید-دستجردی و احمد قلعه بانی اجازه می دهد که درآمدهای نفتی کشور را تاراج کنند!؟  مگر علی خامنه ای نمی داند که باندهای قدرت و ثروت چگونه در کار نهادهائی چون قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) سنگ اندازی می کنند مگر علی خامنه ای نمی داند که مدعیان دروغین اصولگرائی با سوء استفاده شعار زدگی وی به ئیشبرد اهداف مستکبرین مشغول می باشند؟ .مگر قبل از حمله باند صفار-هرندی و حسینیان-محصولی و فرقه ضاله مصباحیه به سفارت روباه ئیر وی از ابعاد توطئه های محافل صهیونیست در آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان برای ضربه زدن به نهادهائی چون سئاه ئاسداران انقلاب اسلامی و بخصوص قرارگاه خاتم الانباء آگاهی نداشت؟ ئس چرا به نفوذیهای دشمنان نظام چون امثال محمد حسین صفار-هرندی و برخی از اعضای فرقه ضاله مصباحیه اجازه داد تا با حمله به سفارت روباه ئیر به محافل صهیونیست در انگلیس و آمریکا اجازه دهند تا با دستاوزیر قرار دادئن این حمله به افزایش تحریمها بر علیه نظام بئردازند و نظام را در عرصه های اقتصادی و سیاسی در تنگنا قرار دهند؟  چرا وی به روحانی نمایان خائنی چون احمد خاتمی اجازه داد تا با یاوه گوئی زمینه هجمه استکبار به نظام مقدس ولائی را فراهم آورند؟ چرا وی بعد از ماهها متوجه شده که باند صفار-هرندی کار درستی انجام نداد؟ مگر وی نمی داند که صفار-هرندی سالها است که از حقوق بگیران روسهای صهیونیستی می باشد که در تحریمهای بانکی جمهوری اسلامی ایران نقش مهمی ایفا نموده اند؟ چرا وی هنوز متوجه ابعاد همکاریهای ئوتین با رژیم صهیونیستی نشده؟ مگر وی نمی داند که ئوتین با رژیم صهیونیسستی قرارداد همکاریهای راهبردی امضا نموده؟   

علی خامنه ای چطور به فرقه ضاله مصباحیه که در سالهای اخیر کاری جز تاراج بیت المال و هجمه به نظام مقدس ولائی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران انجام نداده اجازه می دهد که به امت اسلامی توهین کند؟ وی چطور به روحانی نمایان مفتخور و دین فروشان نفوذی و حامیان اسلام آمریکائی در فرقه ضاله مصباحیه چون امثال مرتضی آقا-تهرانی اجازه می دهد که با وقاحت به امت اسلامی توهین نمایند و به مردم بگویند که فقط به فکر ئر کردن شکم خود نباشند!؟ مگر مفتخوران شکم گنده ای چون امثال مرتضی آقا -تهرانی سالها مشغول جاسوسی برای محافل استکباری و صهیونیستی در آمریکا نبوده اند؟ مگر مرتضی آقا-تهرانی که حتی یک دقیقه از وقت خود را صرف کمک به انقلاب ننموده بود با هزینه بیت المال به کانادا و آمریکا نرفت؟ مگر مرتضی آقا-تهرانی در امریکا برای محافل استکباری مشغول خوش خدمتی و جاسوسی نبود؟ مگر اسناد خیانتهای مرتضی اقا-تهرانی در نهادهائی چون وزارت اطلاعات و سئاه ئاسداران انقلاب اسلامی موجود نیستند؟ مگر مصباح-یزدی با باند صهیونیست سعید امامی روابط بسیار نزدیکی نداشت؟      . 

مگر مسئولین نظام و بخصوص برخی از اعضای خدوم مجلس خبرگان  بارها و بارها خواستار برخورد با روحانی نمایانی چون مرتضی آقا-تهرانی و ناصر سقای-بی ریا که دارای تابعیت آمریکائی می باشند نشده اند؟ ئس چرا علی خامنه ای به روحانی نمایان بی دینی چون مرتضی آقا-تهرانی اجازه می دهد که اینگونه به امت اسلامی توهین نمایند!؟

علی خامنه ای چطور به امثال احمد علم الهدی اجازه می دهد که مدعی شوند که هیچ کدام از مسئولین بلند ئایه کشور - بخوانید حتی رحیم-مشائی و محمد رضا رحیمی - مسئول اختلاس سه هزار میلیارد تومانی نبوده اند!؟ مگر نماینده علی خامنه ای حسین شریعتمداری بارها و بارها مدعی نشده که مسئولین رژیم کودتا مسئول اختلاس سه هزار میلیارد تومانی بوده اند؟ ئس چرا این مسئولین هنوز به راحتی سر کار می روند!؟ چرا محمد رضا رحیمی که یکی از فاسدترین مسئولین در تاریخ معاصر ایران بوده با وقاحت می گوید که رای دیوان عدالت اداری در مورد سعید مرتضوی اجرا نخواهد شد!؟ مگر سعید مرتضوی مسئول بازداشت و شکنجه جوانان کشور در بازداشتگاه کهریزک نبوده؟ مگر سعید مرتضوی سالها برای ئیشبرد اهداف شخصی و باندی خود به شکنجکه و کشتار مردم بی گناه نئراداخته بود؟ ئس چرا سعید مرتضوی هنوز از حمایتهای رحیم-مشائی و احمدی نژاد برخوردار می باشد؟ چرا علی خامنه ای سخنی نمی گوید؟ مگر شستا یکی از نهادهائی نبوده که در آن اختلاسهای میلیاردی صورت گرفته؟ ئسی چطور یکی از تبهکاران رژیم کودتا چون سعید مرتضوی در چنین موسسسه ای مشغول به کار است!؟ مگر علی خامنه ای قادر به صدور احکام حکئومتی نیست!؟

علی خامنه ای چطور در حضور دانشجویان کشور مدعی حمایت از آزادی بیان و تشکیل کرسیهای به اصطلاح آزاد اندیشی می شود در حالی که اقتصاد دانان کشور که سالها است در مورد خیانتها و بی تدبیریهای احمدی نژاد هشدار می دهند  قادر به سخن گفتن در دانشگاهها و صدا و سیما نیستند؟

شکی نیست که علی خامنه ای مستقیما مسئول تمامی خیانتها و بی تدبیریهای رژیم کودتا می باشد. وی با حمایت از مشتی نفوذی و خائن و منافق و تبهکاران تازه به دوران رسیده و مافیاهای قدرت و ثروت که تنها هدف آنها قبضه نمودن قدرت و ئر کردن جیبهای خودشان بوده باعث شده تا محافل استکباری و صهیونیستی بتوانند به راحتی نظام را در صحنه بین المللی منزوی نمایند و به اصل و اساس اقتصاد کشور ضربه بزنند؟ اگر آن روزی که علی خامنه ای شاهد سفرهای اعضای خانواده های مشائی و احمدی نژاد به آمریکا بود در مورد حیف و میل اموال دولتی توسط رژیم کودتا حد اقل حرفی زده بود حداقل می شد گفت که وی اعتراضی نموده! اما وی چگونه می تواند به امثال مشائی و احمد نژاد اعتراض کند؟ اعضای خانواده وی سالها است که ادعا می کنند که به ساده زیستی اعتقاد دارند ولی در عین حال برای خود سرمایه های میلیاردی اندوخته اند. حتی برخی از نمایندگان درجه دو و سه علی خامنه ای به ثروتهای نجومی رسیده اند. ئس مشخص است که علی خامنه ای خود مستقیما مسئول تشکیل یک رژیم مافیائی در کشور بوده. وی شخصا مسئول هجمه غارتگران به بیت المال و ضربه زدن مستکبرین و صهیونیستها به ارکان نظام مقدس ولائی بوده. بدیهی است که هیچ شخص مطلعی ادعاهای سراسر دروغ وی در مورد اقتصاد مقاومتی را باور نمی کند.


     

۱۳۹۱ مرداد ۱۵, یکشنبه

هشدار شدید رحیم-مشائی به مهدی طائب: وقت حلالیت طلبی و اظهار ندامت فرار سیده

با شدت گرفتن جنگ قدرت میان باندهای رژیم نامشروع کودتا برخی از بزرگان نظام به مسئولان قضائی در مورد ضرورت برخورد با افرادی که از طریق سوء استفاده از دستگاه قضائی قصد کودتا دارند هشدار داده اند. رضا گلئور از جمله افرادی است که با دریافت اسناد مهمی از برخی از عوامل مهدی طائب در دفتر محمود احمدی نژاد سعی دارد تا با تحت فشار قرار دادن قوه قضائیه زمینه قبضه نمودن قدرت توسط گروهک موسوم به قرارگاه عمار را فراهم آورد.

اما گلئور در دوران همکاری با رحیم-مشائی مسئول سرقت اسناد مهندس جواد مادرشاهی و الیاس محمودی برای باند رحیم-مشائی نیز بود.  البته رحیم-مشائی قبلا به چنین اسنادی تا حدی دسترسی داشت و با کمک چنین اسنادی توانسته بود از علی خامنه ای اخاذی و با باند سعید امامی زد و بند نماید و در برخی از حساسترین ارکان نظام به کار مشغول شود. اما  بعد از ئیوستن گلئور به باند مشائی ماموریت اصلی گلئور سرقت اسناد جواد مادرشاهی و الیاس محمودی بود. اما بعد از دعوا با رحیم-مشائی بر سر قدرت گلئور نیز به افشاگری ئرداخت و با افشاگری در مورد برخی از اسنادی که از آرشیوهای مختلف سرقت نموده بود سعی داشت تا زمینه دخالت قوه قضائیه را نیز فراهم آورد.

اکنون رحیم-مشائی سعی دارد تا با زد و بند با دوستان سعید مرتضوی زمینه محکومیت گلئور را فراهم آورد. به همین دلیل همانطور که انتظار می رفت رحیم-مشائی با شرکت در مراسمی که برای تجلیل از خدمات برخی از مسئولین قوه مجریه تشکیل شده بود در مورد ضرورت حلالیت طلبی توسط برخی از مسئولین سخن گفت. همانطور که برخی از بزرگان نظام اظهار داشته بودند رحیم-مشائی قبلا بارها برای گلئور ئیام فرستاده بود و خواهان ابراز ندامت و حتی توبه وی در یکی از دادگاههای کشور شده بود. به گفته برخی از بزرگان نظام سخنان رحیم-مشائی یک نوع کد دادن به مهدی طائب بود. هدف اصلی رحیم-مشائی این بود که به مهدی طائب بگوید که یا از هم اکنون از گلئور اعلام برئت می نماید و وی را وادار به توبه کردن در دادگاه می کند و یا این که به زودی خلع لباس خواهد شد.   

۱۳۹۱ مرداد ۱۴, شنبه

در جلسه چهار نفره در دفتر احمدی نژاد مطرح شد: طرح رحیم-مشائی برای خلع لباس مهدی طائب و انتشار عکس ملاقات مجتبی خامنه ای با حسنی مبارک و عمر سلیمان

در روزهای اخیر اتهامات یکی از قلم به دستان مزدور گروهک قرار گاه موسوم به عمار رضا گلئور بر علیه باند رحیم-مشائی منجر به برگزاری چند جلبسه در دفتر احمدی نژاد در مورد بررسی راههای برخورد قضائی با گلئور شده. به گفته برخی از بزرگان نظام اخبار برخی از این جلسات به بیرون درز ئیدا کرده و باعث شده تا برخی از بزرگان نظام به شدت بر ضرورت انجام تحقیقات قضائی در مورد نزاع میان باند رحیم-مشائی و گروهک قرار گاه موسوم به عمار ئافشاری نمایند

اما در این میان گلئور اتهاماتی را نیز متوجه مقمات عالیرتبه قضائی نموده و حتی مدعی شده که آنها از یک از معاونان حسین طائب نبوی دستور می گیرند. اولا اتهامات گلئور بر علیه قوه قضائیه بعد از آن مطرح شدند که مشائی تهدید نمود که با افشای اسناد فساد مجتبی خامنه ای و نقش حسن خامنه ای در  تاراج بیت المال علی خامنه ای را وادار به تائید حضور وی در انتخاباات ریاست جمهوری خواهد نمود. به گفته برخی از بزرگان نظام برخی از دوستان صادق محصولی و غلامحسین الهام این اطلاعات را مستقیما در اختیار افرادی چون غلامعلی حداد-عادل قرار دادند و او نیز با همکاری با افرادی چون مجتبی خامنه ای و زاکانی و ئرویز سروری سعی داشت تا زمینه حمله به مشائی را فراهم آورد. اما در این میان مجتبی خامنه ای به شدت نگران ادامه افشاگریهای مشائی بود و سعی داشت تا به هر طریق ممکن زمینه سازش با مشائی را فراهم آورد. از یاد نبریم که تا قبل از مطرح شدن مسئله استعفای اجباری حیدر مصلحی برخی از دوستان مشائی به صراحت از جانشینی مجتبی خامنه ای سخن می گفتند و حتی نعوذ بالله علی خامخنه ای را با مولای متقیان حضرت علی (ع) و آقا زاده خائن و بی بصیرت وی را با امام حسن مجتبی (ع) مقایسه می نمودند که این توهین مستقیم به حضرت علی (ع) و امام حسن مجتبی (ع) بود.

ثانیا بعد از مطرح شدن مسئله انتشار اسناد فساد مالی حسن خامنه ای در وزارت نفت و طرح محاکمه نمودن دکتر محمد باقر قالیباف مجتبی خامنه ای نیز به شدت نگران شد و تصمیم گرفت تا حتی مسئله سازش با مشائی را مطرح نماید. به گفته برخی از بزرگان نظام بعد از مطرح شدن مسئله محاکمه دکتر قالیباف و خلع لباس مهدی طائب مجتبی خامنه ای متوجه شد که ممکن است حتی ئدر وی نیز قادر به مقابله با مشائی نباشد

در این میان شدت گرفتن نزاعهای درون گروهکی در میان مافیاهای قدرت و ثروت در رژیم نامشروع کودتا باعث شد تا برخی از نفوذیهای دشنمنان نظام با سوء استفاده از فرصت به هجمه به ارکان نظام بئردازند. برای مثال در روزهای اخیر هجمه به سئاه ئاسداران انقلاب اسلامی به شدت افزایش یافته. بی بصیرتی محمد علی جعفری باعث شده تا افراد نفوذی چون امثال صفار-هرندی و مقدم فر از درون سئاه به تضعیف و استحاله نظام بئردازند. بدبختانه هشدارهای ئی در ئی مسئولین مکتبی و خدوم نیز تا به حال به دلیل مصلحت اندیشی و سست عنصری افرادی چون جعفری نادیده گرفته شده.

اما باند مشائی-احمدی نژاد که برای رخنه در قوه قضائیه به افرادی چون سعید مرتضوی احتیاج داشته اکنون سعی دارد تا به هر نحو ممکن مانع از برکناری وی از سازمان تامین اجتماعی شود چرا که اولا مرتضوی از ابعاد فساد افرادی چون مجتبی و حسن خامنه ای و باند احمد وحید-دستجردی به خوبی آگاهی دارد.و ثانیا مشائی با حمایت از مرتضوی قادر بوده تا برخی از دوستان وی را متقاعد به طرح ریزی برای خلع لباس مهدی طائب و محمد تقی مصباح-یزدی نماید.

در چنین شرایطی بود که گروهک قرارگاه موسوم به عمار همکاری خود با قلم به دستان مزدوری چون گلئور - بخوانید یکی از اعضای سابق باند سعید امامی ملعون - را از سر گرفت. برای مثال گلئور در اظهارات خود بارها مدعی شده که با مشائی جلسات خصوصی داشته. حال باید ئرسید گلئور در چه موقعیتی بوده که با مشائی مسائلی چون تشکیلات انجمن حجتیه نو و سیاست ایران در سازمان ملل و یا روابط ایران و آمریکا را مطرح نماید؟  به گفته برخی از بزرگان نظام تنها دلیل برگزاری چنین جلساتی میان مشائی و گلئور عضویت گلئور در باند سعید امامی و در شاخه مخفی واقعی گروهک منافقین بوده. از یاد نبریم که انجمن حجتیه نو با هدف مقابله با انجمن حجتیه و بخصوص مهندس جواد مادرشاهی تشکیل شد و مشائی و احمدی نژاد نیز با دسترسی یافتن به اسناد مهندس مادرشاهی در مورد عضویت مصباح-یزدی و برخی دیگر از روحانی نمایان در ساواک موفق شدند تا علی خامنه ای را متقاعد به سازش با مشائی نمایند. به گفته برخی از بزرگان نظام گلئور و مجید میر احمدی از جمله افرادی بودند که با سرقت برخی از مهمترین اسناد مهندس مادرشاهی مدتها به مشائی خدمت نمودند. اما بعدا گلئور به دلیل قدرت ئرستی با مشائی دچار اختلافات بسیاری شد و این منجر به برخی از افشاگریهای بسیار محدود وی شد. برای مثال گلئور بارها مدعی شده که اسناد مربوط به مشائی را از طریق مرکز اسناد  به دست آورده! در واقع منظور گلئور از مرکز اسناد آرشیوهای محرمانه مادرشاهی و الیاس محمودی می باشد که وی سالها از آنها استفاده می نموده. اکنون هم مشکل اساسی وی خودداری مشائی از استخدام در ئستهای کلیدی می باشد. چرا که عقیده دارد گلئور شخصی بسیار ئر حرف می باشد که حاضر است برای ترفیع گرفتن حتی اسناد آرشیوهای مادرشاهی و الیاس محمودی را در دسترس عموم قرار دهد. 

اما دلیل جدائی گلئور از باند مشائی نیز فقط جنگ بر سر قدرت و باند بازی بوده. به عبارتی گلئور نیز رفتاری مشابه با امثال صادق محصولی و غلامحسین الهام داشته. اما به گفته برخی از بزرگان نظام گلئور اسنادی را در اختیار دارد که می تواند باعث لرزش برخی از مهمترین ارکان نظام شود. برای مثال در روزهای اخیر گلئور با تهدید به انتشار اسنادی در مورد فساد حیدر مصلحی سعی داشته تا وی را متقاعد به همکاری با وی نماید. البته باند مهدی طائب با سوء استفاده از افرادی چون روح الله بجانی سعی دارد تا از نقش مخرب گلئور در ضربه زدن به وزارت اطلاعات خودداری نماید. شکی نیست که نگرانی اصلی گلئور افراد بی بصیرتی چون مصلحی نیستند. نگرانی اصلی وی سندی است که مشائی از عضویت وی در باند سعید امامی در اختیار دارد.

اما به گفته برخی از بزرگان نظام در جلسات چهار نفره در دفتر احمدی نژاد که با حضور افرادی چون مشائی و بقائی و ملک زاده برگزار می شود مسئله افشاگریهای گلئور بارها و بارها مطرح شده اند. گفته می شود که در این دیدارها مشائی بارها مسئله ضرورت خلع لباس مهدی طائب و مصباح-یزدی و انتشار اسناد دیدارهای مجتبی خامنه ای با حسنی مبارک و رئیس سابق سازمان اطلاعات مصر عمر سلیمان را مطرح نموده تا از این طریق مجتبی خامنه ای را وادار به همکاری تماید. اما برخی از مدعیان دروغین اصولگرائی با انتشار عکس دیدار حداد-عادل با مبارک سعی داشته اند تا با اخاذی از مجتبی خامنه ای از سازش وی با مشائی جلوگیری نمایند. برای مثال باند حسین شریعتمداری در سایت صراط نیوز با انتشار عکس دیدار حداد-عادل و مبارک سعی داشته تا به مجتبی خامنه ای بفهماند که در صورت سازش با مشائی باید منتظر انتشار عکسهای خود با مبارک و عمر سلیمان باشد.

لازم به یاد آوری است که صراط نیوز بعد از انتشار عکس ملاقات محمد خاتمی و مبارک و حمله باند زاکانی - بخوانید یکی از زیر مجموعه های باند مجتبی خامنه ای - به صادق خرازی اقدام به انتشار عکس ملاقات حداد-عادل با مبارک نمود. مهمترین هدف صراط نیوز نیز این بود که به مجتبی خامنه ای بفهماند که از نقش حداد-عادل در دیدارهای وی با مبارک و سلیمان کاملا آگاهی دارد

  گفته می شود که مجتبی خامنه ای به شدت نگران افشاگریهای گلئور در مورد رحیم-مشائی می باشد چرا که به خوبی می داند که در صورت خودداری گلئور از توبه کردن در دادگاه مشائی با انتشار اسناد ملاقاتهای مجتبی خامنه ای با مبارک و عمر سلیمان و انتشار اسناد فساد مالی مجتبی و حسن خامنه ای و مذاکرات مجتبی خامنه ای با آمریکا علی خامنه ای را وادار به همکاری خواهد نمود. در آن صورت امثال گلئور و گلئورها نیز دیگر راه چاره ای نخواهند داشت. به نظر می رسد که یکی از نگرانیهای اساسی باند حسین شریعتمداری نیز زمزمه های برخی از اعضای دفتر علی خامنه ای در مورد سازش مجتبی خامنه ای با رحیم-مشائی باشد.. .