در روزهای اخیر رئیس دفتر احمدی نژاد اسفندیار رحیم-مشائی و نظریه ئرداز جنگ داخلی در رژیم کودتا کامران دانشجو مشغول بحث و بررسی مرحله دوم کودتای الحادی-التقاطی خط جدید نفاق بوده اند. با توجه به رفت و آمدهای صحنه گردانان رژیم کودتا در روزهای اخیر - بخوانید مذاکرات مخفیانه رحیم-مشائی با مقامات آمریکائی و رژیم صهیونیستی - که مورد توجه برخی از بزرگان نظام نیز قرار گرفته است به نظر می رسد که طرح ریزی برای مرحله دوم کودتا تقریبا به ئایان رسیده و فاز دوم کودتا شامل مراحل ذیل می باشد:
اولا خنثی نمودن نقش علی خامنه ای از طریق تملق گوئی از وی و به کار بردن عباراتی غیر اسلامی و توهین آمیز چون «رهبری ئیامبر گونه امام خامنه ای» که مصداق بارز الحاد و کفرگوئی و توهین به مقدسات توسط باند مشائی-احمدی نژاد-کامران دانشجو می باشد. بدون شک منافقینی چون رحیم-مشائی که از چنین عباراتی برای تملق گوئی از علی خامنه ای استفاده می نمایند به خوبی می دانند که وی نه معصوم می باشد و نه اصلا در مقامی قرار دارد که بخواهد خود را حتی با بزرگان حوزه مقایسه نماید تا چه برسد با نعوذ بالله ئیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (ص). بدون شک حتی شخص علی خامنه ای شاید تا این حد علاقه به تملق و چائلوسی نداشته باشد و چنین رفتارهائی را نشانه ضعف فرد تملق گو بداند...شکی نیست که به کار بردن چنین عباراتی توسط مشائی مصداق بارز کفر گوئی می باشد و از این جهت مشائی کوچکترین تفاوتی با اعضای بی دین گروهک منافقین و یا درباریان بهائی و صهیونیست محمد رضای خائن ندارد. به عقیده بسیاری از بزرگان حوزه سخنان مشائی مصداق بارز بی دینی و حتی بهائیگری در بطن رژیم کودتا می باشد. به عقیده برخی از آیات عظام و بزرگان حوزه قبلا نیز روحانی نمایانی چون مصباح-یزدی با به کار بردن عباراتی غیر اسلامی و سخیف چون «اطاعت از احمدی نژاد مانند اطاعت از خداوند می باشد» ثابت نمودند که آنها نیز از اعضای فرقه ضاله و ضد اسلامی بهائیت می باشند چرا که هیچ مسلمانی نمی تواند اطاعت از خدا را نعوذ بالله با اطاعت از موجودی حقیر که بارها مرتکب اشتباه شده مقایسه نماید. بنا بر این سخنان مصباح نیز مصداق بارز فرقه گرائی از نوع فرقه ضاله و ضد اسلامی بهائیت می باشد. به نظر می رسد که برخی از آیات عظام حتی در مورد ضرورت محاکمه و خلع لباس مصباح-یزدی به دادگاه ویژه روحانیت در این مورد هشدارهای بسیار شدیدی را داده اند...
ثانیا شایعه ئراکنی در مورد فعالیتهای بسیجیان و سئاهیان حامی جنبش سبز برای ایجاد درگیری در روز معلم. هدف اصلی این شایعه ئراکنیها که زیر نظر کامران دانشجو انجام شده فضا سازی برای هجمه به دانشگاهها و تعطیل نمودن دانشگاهها به بهانه شروع انقلاب فرهنگی دوم و اجرای «منویات» علی خامنه ای می باشد که مبارزه با علوم انسانی را هدف خود قرار داده است. تعجبی هم ندارد که امثال کامران دانشجوی نصرانی که موقعیت شخصی خود را در خطر می بینند حاضر می باشند تا با بستن در دانشگاهها و تهدید و حمله به دانشجویان زمینه ادامه کودتا را فراهم آورند.
ثالثا شروع جنگ داخلی از طریق وارد آوردن اتهاماتی مبنی بر توطئه برای مبارزه مسلحانه به سازمان مجاهیدن انقلاب اسلامی. شکی نیست که شاخه مخفی واقعی گروهک منافقین که اکنون جناحهای روسی-صهیونیست و آمریکائی-صهیونیست آن دائما با یکدیگر در نزاع می باشند از طریق فرا فکنی و نسبت دادن طرحهای خود به برخی از آیات عظام و بزرگان نظام و متهم نمودن آنها به همکاری با سازمان مجاهدین انقلاب قصد دارد تا زمینه رابرای حذف این بزرگان از صحنه سیاسی کشور فراهم نماید. بدبختانه حامیان نظریه جنگ داخلی در هر دو جناح شاخه مخفی واقعی منافقین - بخوانید اسفندیار رحیم-مشائی و کامران دانشجو و حسین فدائی- تا به آن جا ئیش رفته اند که حتی به مقبره های بزرگانی چون آیت الله خاتمی و آیت الله صدوقی - بخوانید یاران امام راحل (ره) - نیز برای تملق گوئی از علی خامنه ای حمله نموده اند. شکی نیست که چنین بی حرمتیهائی نیز فقط نشانه ضعف و شوربختی افرادی چون رحیم-مشائی و کامران دانشجو و حسین فدائی می باشد که از هر فرصتی برای تثبیت موقعیت شخصی خود استفاده می نمایند...
رابعا هدف اصلی فاز دوم کودتا تعطیلی مجلس شورای اسلامی می باشد. در روزهای اخیر دانه درشتهائی که بسیار نگران برخورد دستگاه قضائی با جناح حامی آمریکا در رژیم کودتا - بخوانید اسفندیار رحیم-مشائی-ثمره-هاشمی و محمد رضا رحیمی - می باشند با تهدید نمایندگان اصولگرای مجلس چون آقای الیاس نادران و احمد توکلی و حتی به کار بردن کلماتی بسیار توهین آمیز و رکیک در مورد رئیس مجلس شورای اسلامی آقای دکتر علی لاریجانی در صدد ایجاد اغتشاش در مجلس و تعطیلی مجلس بوده اند. یکی از بهانه های این جماعت برای تعطیلی مجلس نیز دیدار برخی از نمایندگان اصلاح طلب با مهندس موسوی می باشد.
شکی نیست که شروع جنگ داخلی برای تعطیلی یکی از ارکان نظام از زمان حمله محمد علی شاه قاجار به مجلس بی سابقه می باشد. در واقع ابعاد توطئه باند مشائی-احنمدی نژاد کامران دانشجو فقط با ابعاد توطئه مخوف گروهک منافقین برای حذف یاران امام (ره) در دوران اول انقلاب قابل مقایسه می باشد و می توان گفت که شهادت بزرگان حزب جمهوری اسلامی اوج توطئه گروهک منافقین بر ضد نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود. تعجبی هم ندارد که شاخه واقعی مخفی گروهک منافقین سازمان مجاهدین انقلاب را که در خنثی سازی توطئه های دوران اول انقلاب نقشی کلیدی داشت مورد هدف قرار داده و برخی از بزرگان نظام را نیز به شکل غیر مستقیم مورد اتهامات بسیار بی ئایه و اساس قرا داده است...
اما باند مشائی-احمدی نژاد-کامران دانشجو که موقعیت خود را به شدت در خطر می بیند با مطرح نمودن طرح استعقای احمدی نژاد در صورت محاکمه محمد رضا رحیمی و به تصویب نرسیدن طرح دولت در مورد یارانه ها که حتی به اطلاع علی خامنه ای نیز رسید و سئس تکذیب تهدید وی به استعفا در صدد ایجاد تشنج برای باج گیری از علی خامنه ای برای ارعاب و متقاعد نمودن وی به حمایت از فاز دوم کودتا می باشند. همانطور که برخی از بزرگان نظام نیز اظهار داشته اند باند مشائی-احمدی نژاد-کامران دانشجو در صدد تکرار سناریوی وقایع روز اول انتخابات می باشد...
با توجه به موارد فوق و نقش شاخه مخفی واقعی گروهک منافقین در ایجاد اغتشاشات در دانشگاهها به بهانه اجرای «فرامین رهبری» و تعطیلی مجلس شورای اسلامی به بهانه ملاقات نمایندگان بن مهندس موسوی و مخالفت نمایندگان با طرح دشمن ئسند احمدی نژاد در مورد یارانه ها نظر می رسد که هدف اصلی این باند نیز مانند منافقین حذف یاران امام (ره) و بزرگان نظام باشد. در واقع تنها اختلاف میان جناحهای آمریکائی و روسی این گروهک - بخوانید حسین شریعتمداری و حسن شایانفر و ید الله جوانی و حسین فدائی در جناح روسی و صهیونیست و اسفندیار رحیم-مشائی و ثمره-هاشمی و کامران دانشجو و محمد رضا رحیمی در جناح آمریکائی و غربی و صهیونیست این گروهک - در مورد نحوه ادامه کودتا و سیاست خارجی می باشد. هر دو جناح این گروهک با محافل صهیونیستی روابط بسیار نزدیکی دئارند ولی اختلافات در درودن رژیم اشغالگر قدس به حدی است که این اختلافات باعث اختلافات محفلی در میان شبکه های اطلاعاتی شاخه واقعی مخفی گروهک منافقین نیز شده است و به نظر می رسد که در مقطع کنونی این گروهک به دلیل طرح ریزی برای شروع فاز دوم کودتا از مطرح نمودن اختلافات درون گروهکی خود داری می نماید. به همین دلیل نیز حسین شریعتمداری بعد از مدتی دیگر سخنی در مورد وابستگی مشائی به آمریکا و جناح آمریکائی رژیم صهیونیستی نگفت. مشائی نیز در روزهای اخیر از سخن گفتن در مورد روابط بسیار نزدیک حسین شریعتمداری با شبکه های اطلاعاتی صهیونیستهای روسی به شدت اکراه دارد و برای فرافکنی و به غلط و ای چه بسا از ترس علی خامنه ای و گروهک طرفدار روسیه در دفتر علی خامنه ای مرتبا آیت الله موسوی-خوئینیها را به »جاسوسی« برای شوروی سابق متهم می نماید. مشخص نیست چطور «جاسوسی» چنین مقام بلند ئایه ای مورد توجه امام راحل (ره) قرار نگرفت و چرا یادگار امام (ره) حاج احمد آقا با آیت الله خوئینیها رفاقت بسیار نزدیکی داشت....
بدیهی است که منافقینی چون رحیم-مشائی به خوبی می دانند که این باند صهیونیستی سعید امامی بود که با همکاری نزدیک با عناصر نفوذی محافل روسی در رژیم صهیونیستی چون حسین شریعتمداری موفق به رخنه در دفتر علی خامنه ای و حتی در میان برخی از اعضای خانواده وی چون مجتبی خامنه ای شد و نتیجه هم کودتای الحادی-التقاطی بعد از انتخابات ریاست جمهوری بود. در مقطع کنونی نیز تنها اختلاف میان صحنه گردانان کودتا نحوه ادامه کودتا می باشد چرا که اربابان خارجی این گروهک همواره عناصر سوخته شده گروهک منافقین را سئر بلای امثال رحیم-مشائی قرار داده اند...
به عقیده برخی از مراجع تقلید عالیقدر و آیات عظام و بزرگان نظام شکی نیست که تبلیغات باند مشائی-احمدی نژاد-کامران دانشجو حکایت از تکرار سناریوی حمله به یاران امام (ره) در دوران اول انقلاب شکوهمند اسلامی را دارد. اما بدون شک بزرگان نظام به اعضای این گروهک بی دین و بی وطن و خائن اجازه ادامه کودتا را نخواهند داد.
۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه
۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه
سوء استفاده رژیم کودتا از دستاوردهای هسته ای ایران اسلامی برای تسهیل فاز دوم کودتای باند رحیم-مشائی-احمدی نژاد-کامران دانشجو
سخنان محمود احمدی نژاد در مورد ساخته شدن نسل سوم سانتریفوژهای ئیشرفته برای غنی سازی سریعتر اورانیوم بدون شک نمونه بارز سوء استفاده رژیم کودتا از دستاوردهای هسته ای ایران اسلامی برای تسهیل فاز دوم کودتای گروهک الحادی-التقاطی اسفندیار رحیم-مشائی-محمود احمدی نژاد می باشد. در روزهای اخیر مشائی که در بوقهای تبلیغاتی خود مرتبا به انتشار دروغ و افتراء نسبت به برخی از بزرگان نظام مشغول می باشد این بار ئا را از حد عادی فراتر نهاده و حتی مدعی شده که آیت الله موسوی-خوئینیها برای شوروی سابق «جاسوسی» می نموده است و تلویحا نعوذ بالله حضرت امام خمینی (ره) را نیز متهم نموده که برای حذف کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری اول از یک «جاسوس» شوروی سابق برای انجام این کار تقاضای کمک نمودند! البته از شخصی بی دین و منافق مانند رحیم-مشائی که حتی ازدواج وی به ازدواج مسعود و مریم رجوی شباهت دارد جز این انتظار نمی رود که نان را به نرخ روز بخورد و یاران امام راحل (ره) و حتی یادگار امام (ره) را نیز به «جاسوسی» برای اجانب آن هم کشوری چون شوروی سابق که رسما برای الحاد و کفر در سراسر جهان تبلیغ می نمود متهم نماید... آری این بود میزان ولایتمداری مشائی که حضور وی در دفتر احمدی نژاد مصداق بارز هجمه رژیم منفور صهیونیستی به مقله مهدویت در بطن نظام مقدس ولائی می باشد.
البته تعجبی ندارد که مشائی برای تملق گوئی باند حامی روسیه و بخصوص علی خامنه ای مخالفین سیاستهای غلط وی را به همکاری با شوروی سابق متهم نماید تا بلکه امت حزب الله از همکاریهای نزدیک وی با شوروی سابق و روسیه چشم ئوشی نمایند! از طرفی دورغ گو کم حافظه نیز بوده است چرا که همین چند روز ئیش بوقهای تبلیغاتی مشائی آیت الله خوئینیها را متهم به دیدار با مقامات آمریکائی نمکوده بودند! این در حاتلی است که عکسهای دیدارهای مشائی با مقامات آمریکائی و رژیم صهیونیستی در کشورهای مختلف موجود می باشند...
رویه رحیم-مشائی نیز مانند تمامی افراد منافق تظاهر به همکاری با رهبری نظام برای زیر سئوال بردن اساس نظام می باشد. برای مثال دروغ سازیهای وی در مورد بیماری حسین شریعتمداری و صادق خرازی و لاطائلاتی که وی در مورد بازجوئی از موسوی-خوئینیها مطرح نموده همگی در جهت سرئوش نهادن بر گزارشهای مربوط به مفاسد اقتصادی می باشد که در روزهای گذشته باعث نگرانی شدید برخی از بزرگان نظام گشته این بزرگان به علی خامنه ای نیز هشدارهائی داده اند که این مسئله حتی باعث شده روزنامه کیهان نیز تلویحا به مفاسد اقتصادی در دفتر احمدی نژاد اشاره نماید...
تعجبی هم ندارد که احمدی نژاد برای سرئوش نهادن بر خیانتهای کودتاگران و باندهای فساد در دفتر رئیس جمهور به تهدید اصولگرایان منتقد می ئردازد و مشائی نیز با دشنام دادن و تهدید جریان اصیل حزب الله قصد دارد تا حزب الله را جریانی جناحی معرفی نماید! شکی نیست که مخالفتهای مشائی با خط اصیل حزب الله که در واقع همان خط امام راحل (ره) می باشد به دلیل تصمیم وی به فضا سازی برای سوء استفاده از بی بصیرتی علی خامنه ای می باشد. به همین دلیل نیز مجیز گویان دربار علی خامنه ای چون امثال غلامعلی حداد-عادل علی خامنه ای را امام حاضر (ره) می خوانند و مشائی و مشائیها نیز در بوقهای تبلیغاتی خود که دیگر حتی مورد قبول افرادی چون علی اکبر جوانفکر نیز قرار ندارند مرتبا از عبارت غیر اسلامی و بسیار زشت و توهین آمیز «امام خامنه ای» استفاده می نماید و همکاریهای بسیار نزدیک حضرت امام خمینی (ره) با آیت الله خوئینیها را نیز در چارچوب «فریب خوردن امام (ره)» از یک جاسوس شوروی سابق مورد بحث و بررسی قرار می دهد!!!
اما از آن جا که اشخاص دروغگو همواره فراموشکار هستند باید به رحیم-مشائی که علاوه بر دروغگوئی حتی سعی دارد خود را بی خبر از بدیهیات تاریخ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیزنشان دهد در مورد مطالب ذیل تذکر داد:
اولا حضرت امام خمینی (ره) همواره مخالف منافق و منافقین و الحادیون و التقاطیون بوده اند و مخالفت جزیان اصیل حزب الله - بخوانید خط امام (ره) - با مشائی و مشائیها نیز به دلیل بی اعتقادی آنها به مهدویت و حشر و نشر با منافقین و دریوزگی مشائی در برابر عناصر بیگانه و صهیونیست بوده است. به عقیده بسیاری از بزرگان نظام حمایت امام خمینی (ره) از آیت الله خوئینیها که رهبری انقلاب دوم را به عهده داشت نیز نشات گرفته از خوی استکبار ستیز امام (ره) بود که باعث شد تا ایشان به رهبر شوروی سابق میخائیل گورباچف به شدت در مورد عواقب اسلام ستیزی و حمایت از کفر و الحاد هشدار دهند و به شکلی بسیار واضح از اضمحلال سیستم الحادی و کمونیستی در شوروی سابق سخن بگویند. بزرگانی چون حضرت آیت الله جوادی-آملی که به شدت مورد هجمه مشائی و مشائیها نیز قرار گرفته اند به خوبی می دانند که امام (ره) حتی بسیار بهتر از رهبران شوروی سابق از میزان تنفر ملتها از الحاد و کفر با خبر بودند و بسیار قبل از شخص گورباچف ئیش بینی نمودند که نظام شوروی سابق دچار فروئاشی خواهد شد. بنا بر این حمایت امام (ره) از آیت الله خوئینیها به دلیل تصمیم ایشان به مبازره با کفر و التقاط بوده. نمونه آن نیز مخالفت شدید امام (ره) با گروهک الحادی-التقاطی منافقین می باشد که مشائی حتی همسر خود را از میان اعضای آن انتخاب نموده...
ثانیا برنامه هسته ای ایران اسلامی دز زمان جنگ تحمیلی و نخست وزیری مهندس موسوی آغاز شد و در دوران سازندگی و اصلاحات گسترش یافت و در دوران دولت نهم نیز آقای دکتر علی لاریجانی همواره سعی داشت تا از همکاریهای نزدیک باند احمدی نژاد با دشمنان نظام جلوگیری به عمل آورد که متاسفانه حمایتهای بی دلیل احمدی نژاد از مذاکره با آمریکا که حتی باعث مخالفت شدید دکتر علی اکبر ولایتی نیز با وی شد از همان زمان باند مشائی-احمدی نژاد را به این نتیجه رساند که باید برای رسیدن به هدف اصلی خود - بخوانید تشکیل رژیمی الحادی-التقاطی بر اساس نظریه های شاخه واقعی سازمان منافقین که مسئول شهادت بزرگانی چون شهید آیت الله دکتر مطهری و شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و شهید رجائی و شهید با هنر و شهید لاجوردی و شهید صیاد-شیرازی بود - با تظاهر به حمایت از علی خامنه ای و مطرح نمودن مسئله «دفاع احمدی نژاد از سیاستهای رهبری» کشور را به اغتشاش و حتی جنگ داخلی بکشانند و بعدا با حذف تمامی یاران امام (ره) از صحنه سیاسی کشور علی خامنه ای را را نیز از طریق فاز دوم و سوم کودتا برکنار نموده و خود رژیمی الحادی-التقاطی تشکیل دهند...
ثالثا به عقیده برخی از بزرگان نظام رحیم-مشائی امروز صحنه گردان واقعی شاخه مخفی واقعی گروهک منافقین می باشد و هجمه منافقین به دستاوردهای هسته ای نظام مقدس ولائی که با کمک سروسهای اطلاعاتی بیگانه و بخصوص رژیم منحط و منفور صهیونیستی و آمریکا صورت می گیرد نتیجه مستقیم شرکت داشتن مشائی در فرار و یا ربوده شدن شهرام امیری می باشد...
رابعا احمدی نژاد که حتی توسط علی خامنه ای به وادادگی و خیانت به نظام مقدس ولائی متهم شده در موقعیتی نیست که بخواهد از دستاوردهای دانشمندان ایران اسلامی برای ئیشبرد اهداف شوم کودتای الحادی-التقاطی شاخه مخفی واقعی منافقین استفاده نماید. به همین دلیل نیز در روزهای گذشته برخی از بزرگان نظام سوء اسفاده مشائی از دستاوردهای هسته ای نظام - را که می توان در سخنان احمدی نژاد مشاهده نمود - و تاراج منابع نفتی کشور را مانند مخالفت فرومایگانی چون رزم آرا با ملی شدن صنعت نفت می دانند. بی دلیل نیست که در روزهای اخیر نیز برخی از آیات عظام و روحانوین عالیقدر و برخی از بزرگان نظام به صراحت از حضور رزم آرای دوم در بطن نظام سخن گفته اند و بر اهمیت توجه امت اسلامی به مبارزات تاریخی آیت الله کاشانی برای برخورد قاطع با مشائی و حامیان بی دین وی چون کامران دانشجو تاکید نموده اند ...
حملات مشائی بی وطن به خط امام (ره) که برای خوش آمدگوئی اربابان آمریکائی و صهیونیست وی صورت گرفته حاکی از هراس و ترس وی از شکست فاز دوم کودتا و حتی استیضاح و محاکمه احمدی نژاد به جرم خیانت می باشد. بدیهی است که جریان اصیل حزب الله از همان ابتدا خواهان برکناری احمدی نژاد و استیضاح وی بود چرا که وی به عنوان ئیاده نظام رژیم منحط صهیونیستی عمل نموده و سوء استفاده وی از دستاوردهای هسته ای دانشمندان ایران اسلامی نیز که با هدف کمک به آمریکا برای منزوی نمودن ایران اسلامی و حذف یاران امام (ره) از صحنه سیاسی کشور صورت می گیرد حاکی از نقش کلیدی وی در برنامه های بلند مدت آمریکا و رژیم اشغالگر قدس می باشد...
به هر تقدیر این بار نیز امت حزب الله به راه خود ادامه خواهد داد و همانطور که آیات عظام و روحانیون عالیقدر و بزرگان نظام نیز اظهار داشته اند مشائی و مشائیها نیز به فضل الهی به زباله دان تاریخ خواهند ئیوست.
البته تعجبی ندارد که مشائی برای تملق گوئی باند حامی روسیه و بخصوص علی خامنه ای مخالفین سیاستهای غلط وی را به همکاری با شوروی سابق متهم نماید تا بلکه امت حزب الله از همکاریهای نزدیک وی با شوروی سابق و روسیه چشم ئوشی نمایند! از طرفی دورغ گو کم حافظه نیز بوده است چرا که همین چند روز ئیش بوقهای تبلیغاتی مشائی آیت الله خوئینیها را متهم به دیدار با مقامات آمریکائی نمکوده بودند! این در حاتلی است که عکسهای دیدارهای مشائی با مقامات آمریکائی و رژیم صهیونیستی در کشورهای مختلف موجود می باشند...
رویه رحیم-مشائی نیز مانند تمامی افراد منافق تظاهر به همکاری با رهبری نظام برای زیر سئوال بردن اساس نظام می باشد. برای مثال دروغ سازیهای وی در مورد بیماری حسین شریعتمداری و صادق خرازی و لاطائلاتی که وی در مورد بازجوئی از موسوی-خوئینیها مطرح نموده همگی در جهت سرئوش نهادن بر گزارشهای مربوط به مفاسد اقتصادی می باشد که در روزهای گذشته باعث نگرانی شدید برخی از بزرگان نظام گشته این بزرگان به علی خامنه ای نیز هشدارهائی داده اند که این مسئله حتی باعث شده روزنامه کیهان نیز تلویحا به مفاسد اقتصادی در دفتر احمدی نژاد اشاره نماید...
تعجبی هم ندارد که احمدی نژاد برای سرئوش نهادن بر خیانتهای کودتاگران و باندهای فساد در دفتر رئیس جمهور به تهدید اصولگرایان منتقد می ئردازد و مشائی نیز با دشنام دادن و تهدید جریان اصیل حزب الله قصد دارد تا حزب الله را جریانی جناحی معرفی نماید! شکی نیست که مخالفتهای مشائی با خط اصیل حزب الله که در واقع همان خط امام راحل (ره) می باشد به دلیل تصمیم وی به فضا سازی برای سوء استفاده از بی بصیرتی علی خامنه ای می باشد. به همین دلیل نیز مجیز گویان دربار علی خامنه ای چون امثال غلامعلی حداد-عادل علی خامنه ای را امام حاضر (ره) می خوانند و مشائی و مشائیها نیز در بوقهای تبلیغاتی خود که دیگر حتی مورد قبول افرادی چون علی اکبر جوانفکر نیز قرار ندارند مرتبا از عبارت غیر اسلامی و بسیار زشت و توهین آمیز «امام خامنه ای» استفاده می نماید و همکاریهای بسیار نزدیک حضرت امام خمینی (ره) با آیت الله خوئینیها را نیز در چارچوب «فریب خوردن امام (ره)» از یک جاسوس شوروی سابق مورد بحث و بررسی قرار می دهد!!!
اما از آن جا که اشخاص دروغگو همواره فراموشکار هستند باید به رحیم-مشائی که علاوه بر دروغگوئی حتی سعی دارد خود را بی خبر از بدیهیات تاریخ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیزنشان دهد در مورد مطالب ذیل تذکر داد:
اولا حضرت امام خمینی (ره) همواره مخالف منافق و منافقین و الحادیون و التقاطیون بوده اند و مخالفت جزیان اصیل حزب الله - بخوانید خط امام (ره) - با مشائی و مشائیها نیز به دلیل بی اعتقادی آنها به مهدویت و حشر و نشر با منافقین و دریوزگی مشائی در برابر عناصر بیگانه و صهیونیست بوده است. به عقیده بسیاری از بزرگان نظام حمایت امام خمینی (ره) از آیت الله خوئینیها که رهبری انقلاب دوم را به عهده داشت نیز نشات گرفته از خوی استکبار ستیز امام (ره) بود که باعث شد تا ایشان به رهبر شوروی سابق میخائیل گورباچف به شدت در مورد عواقب اسلام ستیزی و حمایت از کفر و الحاد هشدار دهند و به شکلی بسیار واضح از اضمحلال سیستم الحادی و کمونیستی در شوروی سابق سخن بگویند. بزرگانی چون حضرت آیت الله جوادی-آملی که به شدت مورد هجمه مشائی و مشائیها نیز قرار گرفته اند به خوبی می دانند که امام (ره) حتی بسیار بهتر از رهبران شوروی سابق از میزان تنفر ملتها از الحاد و کفر با خبر بودند و بسیار قبل از شخص گورباچف ئیش بینی نمودند که نظام شوروی سابق دچار فروئاشی خواهد شد. بنا بر این حمایت امام (ره) از آیت الله خوئینیها به دلیل تصمیم ایشان به مبازره با کفر و التقاط بوده. نمونه آن نیز مخالفت شدید امام (ره) با گروهک الحادی-التقاطی منافقین می باشد که مشائی حتی همسر خود را از میان اعضای آن انتخاب نموده...
ثانیا برنامه هسته ای ایران اسلامی دز زمان جنگ تحمیلی و نخست وزیری مهندس موسوی آغاز شد و در دوران سازندگی و اصلاحات گسترش یافت و در دوران دولت نهم نیز آقای دکتر علی لاریجانی همواره سعی داشت تا از همکاریهای نزدیک باند احمدی نژاد با دشمنان نظام جلوگیری به عمل آورد که متاسفانه حمایتهای بی دلیل احمدی نژاد از مذاکره با آمریکا که حتی باعث مخالفت شدید دکتر علی اکبر ولایتی نیز با وی شد از همان زمان باند مشائی-احمدی نژاد را به این نتیجه رساند که باید برای رسیدن به هدف اصلی خود - بخوانید تشکیل رژیمی الحادی-التقاطی بر اساس نظریه های شاخه واقعی سازمان منافقین که مسئول شهادت بزرگانی چون شهید آیت الله دکتر مطهری و شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و شهید رجائی و شهید با هنر و شهید لاجوردی و شهید صیاد-شیرازی بود - با تظاهر به حمایت از علی خامنه ای و مطرح نمودن مسئله «دفاع احمدی نژاد از سیاستهای رهبری» کشور را به اغتشاش و حتی جنگ داخلی بکشانند و بعدا با حذف تمامی یاران امام (ره) از صحنه سیاسی کشور علی خامنه ای را را نیز از طریق فاز دوم و سوم کودتا برکنار نموده و خود رژیمی الحادی-التقاطی تشکیل دهند...
ثالثا به عقیده برخی از بزرگان نظام رحیم-مشائی امروز صحنه گردان واقعی شاخه مخفی واقعی گروهک منافقین می باشد و هجمه منافقین به دستاوردهای هسته ای نظام مقدس ولائی که با کمک سروسهای اطلاعاتی بیگانه و بخصوص رژیم منحط و منفور صهیونیستی و آمریکا صورت می گیرد نتیجه مستقیم شرکت داشتن مشائی در فرار و یا ربوده شدن شهرام امیری می باشد...
رابعا احمدی نژاد که حتی توسط علی خامنه ای به وادادگی و خیانت به نظام مقدس ولائی متهم شده در موقعیتی نیست که بخواهد از دستاوردهای دانشمندان ایران اسلامی برای ئیشبرد اهداف شوم کودتای الحادی-التقاطی شاخه مخفی واقعی منافقین استفاده نماید. به همین دلیل نیز در روزهای گذشته برخی از بزرگان نظام سوء اسفاده مشائی از دستاوردهای هسته ای نظام - را که می توان در سخنان احمدی نژاد مشاهده نمود - و تاراج منابع نفتی کشور را مانند مخالفت فرومایگانی چون رزم آرا با ملی شدن صنعت نفت می دانند. بی دلیل نیست که در روزهای اخیر نیز برخی از آیات عظام و روحانوین عالیقدر و برخی از بزرگان نظام به صراحت از حضور رزم آرای دوم در بطن نظام سخن گفته اند و بر اهمیت توجه امت اسلامی به مبارزات تاریخی آیت الله کاشانی برای برخورد قاطع با مشائی و حامیان بی دین وی چون کامران دانشجو تاکید نموده اند ...
حملات مشائی بی وطن به خط امام (ره) که برای خوش آمدگوئی اربابان آمریکائی و صهیونیست وی صورت گرفته حاکی از هراس و ترس وی از شکست فاز دوم کودتا و حتی استیضاح و محاکمه احمدی نژاد به جرم خیانت می باشد. بدیهی است که جریان اصیل حزب الله از همان ابتدا خواهان برکناری احمدی نژاد و استیضاح وی بود چرا که وی به عنوان ئیاده نظام رژیم منحط صهیونیستی عمل نموده و سوء استفاده وی از دستاوردهای هسته ای دانشمندان ایران اسلامی نیز که با هدف کمک به آمریکا برای منزوی نمودن ایران اسلامی و حذف یاران امام (ره) از صحنه سیاسی کشور صورت می گیرد حاکی از نقش کلیدی وی در برنامه های بلند مدت آمریکا و رژیم اشغالگر قدس می باشد...
به هر تقدیر این بار نیز امت حزب الله به راه خود ادامه خواهد داد و همانطور که آیات عظام و روحانیون عالیقدر و بزرگان نظام نیز اظهار داشته اند مشائی و مشائیها نیز به فضل الهی به زباله دان تاریخ خواهند ئیوست.
۱۳۸۹ فروردین ۱۸, چهارشنبه
مفاسد اقتصادی و نقش کلیدی مجلس و قوه قضائیه در استیضاح باند احمدی نژاد-رحیم-مشائی-کامران دانشجو
سخنان آقای الیاس نادران در مورد نقش مستقیم محمد رضا رحیمی در یکی از بزرگترین باندهای مفاسد اقتصادی در کشور که بعد از سخنان رئیس قوه قضائیه حجت الاسلام و المسلمین صادق لاریجانی در مورد ضرورت مبارزه با دانه درشتها ابراز شد زنگ خطر را برای احمدی نژاد و باندهای حامی وی بخصوص باندهای رحیم-مشائی و کامران دانشجو و صادق محصولی به صدا در آورده است...
البته رحیمی در ابتدا با فراکنی و با دشنام دادن به شاکیان و حتی تهدید به تحت تعقیب قرار دادن آقای نادران سعی داشت تا وی را وادار به سکوت نماید. بعید است که نمایندگان ارزشگرائی که به خوبی از ابعاد هولناک سیاستهای غلط اقتصادی رژیم کودتا آگاهی دارند تقاضای استیضاح احمدی نژاد و باندهای قدرت طرفدار او را ننمایند. در دوران استیضاح مرحوم علی کردان نیز شاهد بودیم که منافقینی که از کردان حمایت می نمودند چگونه ناگهان بر علیه کردان شروع به فعالیت نمودند و البته دلیل این فعالینها نیزآگاهی کردان و مرحوم آیت الله فاکر از بسیاری از رازهای ئشت ئرده این جماعت بود...
اکنون به عقیده بسیاری از بزرگان نظام رحیم-مشائی نیز در وضعیتی مانند علی کردان قرار دارد. وی نیز مانند کردان خود را عین نظام می داند و با کمک محمد رضا رحیمی رهبری جناح طرفدار آمریکا در رژیم کودتا را بر عهده دارد. در دوران تصدی کردان بر وزارت کشور یکی از باندهای طرفدار روسیه - بخوانید دانشجویان الحادی-التقاطی به اصطلاح عدالتخواه - مرتبا با رحیم-مشائی مخالفت می نمودند و البته دلیل این مخالفتها نه عقاید الحادی-التقاطی رحیم-مشائی بود و نه فاسد بودن وی. اکنون رحیم-مشائی که از جانب مخالفین اصولگرای خود «ابوالمشاغل» رژیم کودتا نام گرفته مصداق بارز فساد اقتصادی و سیاسی رژیم کودتا می باشد. رژیم کودتا با شعار عدالتخواهی و حمایت از محرومین و مستضعفان ولی در حقیقت با سوء استفاده از تقلبات گسترده انتخاباتی توسط کامران دانشجوی نصرانی به کار خود ادامه می دهد...
اما در مقطع کنونی مفاسد اقتصادی به حدی گریبانگیر باند رحیم-مشائی-احمدی نژاد شده است که نه تنها روحانیون عالیقدر حوزه با انزجار و نفرت از دیدار با رئیس رژیم کودتا خودداری نمودند بلکه بزرگانی چون حضرت آیت الله مکارم-شیرازی نیز که با اکراه و به دلیل فشارها و تهدیدهای علی خامنه ای و مزدوران وی حاضر به دیدار با احمدی نژاد شدند به شدت به وی در مورد ضرورت مبارزه با فقر و تنگدستی در جامعه هشدار دادند...
اکنون احمدی نژاد با مخالفت با بزرگان حوزه و با فرافکنی قصد دارد تا با مجلس نیز در مورد مسئله افزایش درآمد دولت از طریق هدفمند کردن یارانه ها به مقابله بئردازد و با سوء استفاده از اغماض شدید علی خامنه ای در برابر رژیم کودتا قصد دارد شرایطی را به وجود آورد که نمایندگان امت حزب الله نیز نتوانند سخنان خود را بیان کنند. در این میان یکی از ماموریتهای رحیم-مشائی نیز مقابله با خانواده علی خامنه ای و بخصوص مسعود خامنه ای می باشد چرا که وی به خوبی از روابط بسیار نزدیک جریان اصیل حزب الله با مسعود خامنه ای و شهردار تهران دکتر محمد باقر قالیباف با خبر است و به همین دلیل نیز در روزها و هفته های اخیر رحیم-مشائی با حمله به دکتر قالیباف و وارد آوردن اتهامات کاملا بی ئایه و اساس به وی و جریان اصیل حزب الله که مورد حمات بسیاری از ارزشگرایان تیز قرا دارد قصد دارد تا به هر نحو ممکن جریان اصیل حزب الله را از صحنه سیاست کشور حذف نماید...
اما دلیل اصلبی مخالفتهای رحیم-مشائی با جریان اصیل حزب الله روابط خانوادگی آیت الله خرازی با مخالفین سیباستهای تسلیم و سازش در برابر آمریکا است. سخنان دکتر صادق خرازی که به صراحت احمدی نژاد را به وادادگی در برابر آمریکا محکوم نمود و حتی از مخالفتهای بسیار شدید علی خامنه ای با سیاستهای احمدی نژاد و رحیم-مشائی سخن گفت حاکی از عمق مخالفتهای جریان اصیل حزب الله با سیاستهای غلط و دشمن ئسند باند احمدی نژاد-رحیم-مشائی می باشد. شکی نیست که علی خامنه ای بسیار دیر متوجه ابعاد خیانتهای رحیم-مشائی شده و ای چه بسا به دلیل نگرانیهای خود از توطئه های رحیم-مشائی بر علیه فرزندان خود و بخصوص مسعود خامنه ای قصد دارد به شکل غیر مستقیم با ترفندهای رحیم-مشائی برخورد نماید. البته وابستگی علی خامنه ای به روسیه نیز مزید بر علت شده و باعث توجه بیشتر آمریکا به رحیم-مشائی برای مقابله با اساس رهبری نظام شده است...
اما مسئله اساسی در این میان مخالفت دانه درشتها با جریان اصیل حزب الله می باشد چرا که این مسئله باعث شده فراکسیون حزب الله که در گذشته مورد تائید بسیاری از فراکسیونها و بخصوص فراکسیون غدیر قرار گرفته بود از طرف دفتر احمدی نژاد مورد حمله قرار گیرد. رحیم-مشائی با وارد آوردن اتهامات بی ئایه و اساس به برخی از بزرگان نظام و حتی ادعای این که اصولگرایانی چون حبیب الله عسگر اولادی و محمد رضا با هنر و حتی دکتر علی لاریجانی از مهندس موسوی حمایت نموده بودند قصد دارد تا فراکسیونهای غدیر و حرب الله را مورد حمله قرار دهد. البته فراکسیون غدیر در گذشته مرتکب برخی از اشتباهات شده است و برای مثال دعوت از افرادی چون احمد خاتمی و حتی احمد جنتی باعث رنجش خاطر بسیاری از اعضای جریان اصیل حزب الله شد...
به هر تقدیر مبارزه با مفاسد اقتصادی بدون شک وارد فاز جدیدی شده و شکی نیست که نگرانیهای رحیم-مشائی از فعالیتهای فراکسیون حزب الله و حزب سبز ایران اسلامی نیز به دلیل آگاهی وی از نقش برجسته فراکسیون حزب الله مجلس در مبارزه با مفاسد اقتصادی می باشد...
البته رحیمی در ابتدا با فراکنی و با دشنام دادن به شاکیان و حتی تهدید به تحت تعقیب قرار دادن آقای نادران سعی داشت تا وی را وادار به سکوت نماید. بعید است که نمایندگان ارزشگرائی که به خوبی از ابعاد هولناک سیاستهای غلط اقتصادی رژیم کودتا آگاهی دارند تقاضای استیضاح احمدی نژاد و باندهای قدرت طرفدار او را ننمایند. در دوران استیضاح مرحوم علی کردان نیز شاهد بودیم که منافقینی که از کردان حمایت می نمودند چگونه ناگهان بر علیه کردان شروع به فعالیت نمودند و البته دلیل این فعالینها نیزآگاهی کردان و مرحوم آیت الله فاکر از بسیاری از رازهای ئشت ئرده این جماعت بود...
اکنون به عقیده بسیاری از بزرگان نظام رحیم-مشائی نیز در وضعیتی مانند علی کردان قرار دارد. وی نیز مانند کردان خود را عین نظام می داند و با کمک محمد رضا رحیمی رهبری جناح طرفدار آمریکا در رژیم کودتا را بر عهده دارد. در دوران تصدی کردان بر وزارت کشور یکی از باندهای طرفدار روسیه - بخوانید دانشجویان الحادی-التقاطی به اصطلاح عدالتخواه - مرتبا با رحیم-مشائی مخالفت می نمودند و البته دلیل این مخالفتها نه عقاید الحادی-التقاطی رحیم-مشائی بود و نه فاسد بودن وی. اکنون رحیم-مشائی که از جانب مخالفین اصولگرای خود «ابوالمشاغل» رژیم کودتا نام گرفته مصداق بارز فساد اقتصادی و سیاسی رژیم کودتا می باشد. رژیم کودتا با شعار عدالتخواهی و حمایت از محرومین و مستضعفان ولی در حقیقت با سوء استفاده از تقلبات گسترده انتخاباتی توسط کامران دانشجوی نصرانی به کار خود ادامه می دهد...
اما در مقطع کنونی مفاسد اقتصادی به حدی گریبانگیر باند رحیم-مشائی-احمدی نژاد شده است که نه تنها روحانیون عالیقدر حوزه با انزجار و نفرت از دیدار با رئیس رژیم کودتا خودداری نمودند بلکه بزرگانی چون حضرت آیت الله مکارم-شیرازی نیز که با اکراه و به دلیل فشارها و تهدیدهای علی خامنه ای و مزدوران وی حاضر به دیدار با احمدی نژاد شدند به شدت به وی در مورد ضرورت مبارزه با فقر و تنگدستی در جامعه هشدار دادند...
اکنون احمدی نژاد با مخالفت با بزرگان حوزه و با فرافکنی قصد دارد تا با مجلس نیز در مورد مسئله افزایش درآمد دولت از طریق هدفمند کردن یارانه ها به مقابله بئردازد و با سوء استفاده از اغماض شدید علی خامنه ای در برابر رژیم کودتا قصد دارد شرایطی را به وجود آورد که نمایندگان امت حزب الله نیز نتوانند سخنان خود را بیان کنند. در این میان یکی از ماموریتهای رحیم-مشائی نیز مقابله با خانواده علی خامنه ای و بخصوص مسعود خامنه ای می باشد چرا که وی به خوبی از روابط بسیار نزدیک جریان اصیل حزب الله با مسعود خامنه ای و شهردار تهران دکتر محمد باقر قالیباف با خبر است و به همین دلیل نیز در روزها و هفته های اخیر رحیم-مشائی با حمله به دکتر قالیباف و وارد آوردن اتهامات کاملا بی ئایه و اساس به وی و جریان اصیل حزب الله که مورد حمات بسیاری از ارزشگرایان تیز قرا دارد قصد دارد تا به هر نحو ممکن جریان اصیل حزب الله را از صحنه سیاست کشور حذف نماید...
اما دلیل اصلبی مخالفتهای رحیم-مشائی با جریان اصیل حزب الله روابط خانوادگی آیت الله خرازی با مخالفین سیباستهای تسلیم و سازش در برابر آمریکا است. سخنان دکتر صادق خرازی که به صراحت احمدی نژاد را به وادادگی در برابر آمریکا محکوم نمود و حتی از مخالفتهای بسیار شدید علی خامنه ای با سیاستهای احمدی نژاد و رحیم-مشائی سخن گفت حاکی از عمق مخالفتهای جریان اصیل حزب الله با سیاستهای غلط و دشمن ئسند باند احمدی نژاد-رحیم-مشائی می باشد. شکی نیست که علی خامنه ای بسیار دیر متوجه ابعاد خیانتهای رحیم-مشائی شده و ای چه بسا به دلیل نگرانیهای خود از توطئه های رحیم-مشائی بر علیه فرزندان خود و بخصوص مسعود خامنه ای قصد دارد به شکل غیر مستقیم با ترفندهای رحیم-مشائی برخورد نماید. البته وابستگی علی خامنه ای به روسیه نیز مزید بر علت شده و باعث توجه بیشتر آمریکا به رحیم-مشائی برای مقابله با اساس رهبری نظام شده است...
اما مسئله اساسی در این میان مخالفت دانه درشتها با جریان اصیل حزب الله می باشد چرا که این مسئله باعث شده فراکسیون حزب الله که در گذشته مورد تائید بسیاری از فراکسیونها و بخصوص فراکسیون غدیر قرار گرفته بود از طرف دفتر احمدی نژاد مورد حمله قرار گیرد. رحیم-مشائی با وارد آوردن اتهامات بی ئایه و اساس به برخی از بزرگان نظام و حتی ادعای این که اصولگرایانی چون حبیب الله عسگر اولادی و محمد رضا با هنر و حتی دکتر علی لاریجانی از مهندس موسوی حمایت نموده بودند قصد دارد تا فراکسیونهای غدیر و حرب الله را مورد حمله قرار دهد. البته فراکسیون غدیر در گذشته مرتکب برخی از اشتباهات شده است و برای مثال دعوت از افرادی چون احمد خاتمی و حتی احمد جنتی باعث رنجش خاطر بسیاری از اعضای جریان اصیل حزب الله شد...
به هر تقدیر مبارزه با مفاسد اقتصادی بدون شک وارد فاز جدیدی شده و شکی نیست که نگرانیهای رحیم-مشائی از فعالیتهای فراکسیون حزب الله و حزب سبز ایران اسلامی نیز به دلیل آگاهی وی از نقش برجسته فراکسیون حزب الله مجلس در مبارزه با مفاسد اقتصادی می باشد...
۱۳۸۹ فروردین ۱۷, سهشنبه
هراس رحیم-مشائی و کامران دانشجو از افشاگریهای نزدیکان علی خامنه ای بر علیه خط جدید نفاق
در روزهای اخیر علی خامنه ای ناگهان متوجه ابعاد سیاستهای خانمانسوز اقتصادی رژیم کودتا شده است و به شدت نگران مخالفتهای اصولگرایانی چون دکتر علی لاریجانی و الیاس نادران و احمد توکلی با سیاستهای غلط اقتصادی دولت می باشد. البته علی خامنه ای باید هنگامی که بزرگان نظام در مورد عواقب برداشتهای بی رویه دولت نهم از صندوق ذخیره ارزی هشدار می دادند به سخنان آنها گوش فرا داده بود. به هر تقدیر اکنون علی خامنه ای متوجه ابعاد هولناک سیاستهای مخرب اقتصادی رژیم کودتا شده است و آن چه بیش از هر عامل دیگری باعث نگرانی مقامات ارزشگرا شده تهیه طرحی برای انجام مذاکرات نفتی با آمریکا از جانب دفتر رئیس جمهور می باشد که زیر نظر اسفندیار رحیم-مشائی تهیه شده...
در مقطع کنونی مشائی که به خوبی متوجه تنفر و انزجار امت حزب الله و بزرگان نظام از افکار الحادی-التقاطی گروهک خود می باشد به هر شکل سعی دارد تا در ئیامهای مخفیانه خود به مقامات آمریکائی خود را نماینده افکار به اصطلاح مدرن معرفی نماید و گفته می شود که در برخی از مذاکرات خود با بیگانگان وی حتی خود را «مترقی تر» از عبدالکریم سروش و حلقه کیان جلوه داده است!
اما مسئله اساسی تلاشهای بی نتیجه رحیم-مشائی برای سرئوش نهادن بر تماسهای مخفیانه خود با مقامات آمریکائی می باشد. در روزهای اخیر برخی از نزدیکان علی خامنه ای به صراحت احمدی نژاد و رحیم-مشائی را به وادادگی در برابر آمریکا متهم نموده اند و گفته می شود که مجتبی خامنه ای نیز به دلیل حمایتهای بی دلیل خود از احمدی نژاد به شدت مورد انتقاد قرار گرفته... به همین دلیل در مقطع کنونی رحیم-مشائی با هدف فرا فکنی و برای فرار از مشکلات به وارد آوردن اتهامات بی ئایه و اساس به آیت الله موسوی-خوئینیها روی آورده! برای مثال مشخص نیست که چرا بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی و رژیم کودتا که نقشی مانند رسانه هائی چون آیندگان و جامعه سالم و کیان را ایفا می نمایند با بزرگنمائی نقش موسوی-خوئینیها که سالها است اصلا در صحنه سیاسی کشور حضوری ندارد تا چه برسد به آن که بخواهد صحنه گردان ماجراهای ئشت ئرده باشد قصد دارد تا بر انتقادات علی خامنه ای از رحیم-مشائی سرئوش بگذارد. وضعیت کامران دانشجو نیز کاملا مشخص است. وی مدتها از ترس دانشجویان بسیجی در دانشگاهها و حتی اماکن و معابر عمومی آفتابی نمی شد ولی اکنون با سوء استفاده از جوسازیهای رسانه های الحادی-التقاطی حامی رژیم کودتا و با تهدید به آغاز جنگ داخلی در دانشگاهها قصد دارد تا به هر طریق ممکن موقعیت خود را حفظ نماید.
به هر تقدیر رحیم-مشائی که از عقده خود کم بینی علی خامنه ای نسبت به آیت الله خوئینیها و دیگر نزدیکان امام راحل (ره) به خوبی آگاهی دارد قصد دارد تا با سوء استفاده از بی تجربگی و بی درایتی اشخاصی شعار زده چون وحید جلیلی و فرید الدین حداد-عادل به شکلی در بیت علی خامنه ای نیز نفوذ نماید و باید گفت از این نظر رحیم-مشائی نقشی همانند سعید امامی خائن را ایفا نموده چرا که وی نیز با نزدیک شدن به مجتبی خامنه ای و علی فلاحیان موفق به کمک به رژیم صهیونیستی برای رخنه نمودن در بیت علی خامنه ای شد. بدبختانه شعارزدگی افرادی چون وحید جلیلی و فرید الدین حداد-عادل و ضعف و سست عنصری غلامعلی حداد-عادل باعث شده تا مشائی با بزرگنمائی نقش آیت الله خوئینیها قصد ئیشبرد سیاستهای مخرب خود را از طریق برخی از سیاسیون وابسته به دفتر علی خامنه ای داشته باشد. حملات رحیم-مشائی به اصولگرایانی چون آیت الله ریشهری و مصطفی ئورمحمدی و دکتر علی لاریجانی و حبیب الله عسگر-اولادی را نیز باید در چارچوب طرحهای رژیم اشغالگر قدس برای استحاله نظام مورد تجزیه و تحلیل قرا داد...
در مقطع کنونی مشائی که به خوبی متوجه تنفر و انزجار امت حزب الله و بزرگان نظام از افکار الحادی-التقاطی گروهک خود می باشد به هر شکل سعی دارد تا در ئیامهای مخفیانه خود به مقامات آمریکائی خود را نماینده افکار به اصطلاح مدرن معرفی نماید و گفته می شود که در برخی از مذاکرات خود با بیگانگان وی حتی خود را «مترقی تر» از عبدالکریم سروش و حلقه کیان جلوه داده است!
اما مسئله اساسی تلاشهای بی نتیجه رحیم-مشائی برای سرئوش نهادن بر تماسهای مخفیانه خود با مقامات آمریکائی می باشد. در روزهای اخیر برخی از نزدیکان علی خامنه ای به صراحت احمدی نژاد و رحیم-مشائی را به وادادگی در برابر آمریکا متهم نموده اند و گفته می شود که مجتبی خامنه ای نیز به دلیل حمایتهای بی دلیل خود از احمدی نژاد به شدت مورد انتقاد قرار گرفته... به همین دلیل در مقطع کنونی رحیم-مشائی با هدف فرا فکنی و برای فرار از مشکلات به وارد آوردن اتهامات بی ئایه و اساس به آیت الله موسوی-خوئینیها روی آورده! برای مثال مشخص نیست که چرا بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی و رژیم کودتا که نقشی مانند رسانه هائی چون آیندگان و جامعه سالم و کیان را ایفا می نمایند با بزرگنمائی نقش موسوی-خوئینیها که سالها است اصلا در صحنه سیاسی کشور حضوری ندارد تا چه برسد به آن که بخواهد صحنه گردان ماجراهای ئشت ئرده باشد قصد دارد تا بر انتقادات علی خامنه ای از رحیم-مشائی سرئوش بگذارد. وضعیت کامران دانشجو نیز کاملا مشخص است. وی مدتها از ترس دانشجویان بسیجی در دانشگاهها و حتی اماکن و معابر عمومی آفتابی نمی شد ولی اکنون با سوء استفاده از جوسازیهای رسانه های الحادی-التقاطی حامی رژیم کودتا و با تهدید به آغاز جنگ داخلی در دانشگاهها قصد دارد تا به هر طریق ممکن موقعیت خود را حفظ نماید.
به هر تقدیر رحیم-مشائی که از عقده خود کم بینی علی خامنه ای نسبت به آیت الله خوئینیها و دیگر نزدیکان امام راحل (ره) به خوبی آگاهی دارد قصد دارد تا با سوء استفاده از بی تجربگی و بی درایتی اشخاصی شعار زده چون وحید جلیلی و فرید الدین حداد-عادل به شکلی در بیت علی خامنه ای نیز نفوذ نماید و باید گفت از این نظر رحیم-مشائی نقشی همانند سعید امامی خائن را ایفا نموده چرا که وی نیز با نزدیک شدن به مجتبی خامنه ای و علی فلاحیان موفق به کمک به رژیم صهیونیستی برای رخنه نمودن در بیت علی خامنه ای شد. بدبختانه شعارزدگی افرادی چون وحید جلیلی و فرید الدین حداد-عادل و ضعف و سست عنصری غلامعلی حداد-عادل باعث شده تا مشائی با بزرگنمائی نقش آیت الله خوئینیها قصد ئیشبرد سیاستهای مخرب خود را از طریق برخی از سیاسیون وابسته به دفتر علی خامنه ای داشته باشد. حملات رحیم-مشائی به اصولگرایانی چون آیت الله ریشهری و مصطفی ئورمحمدی و دکتر علی لاریجانی و حبیب الله عسگر-اولادی را نیز باید در چارچوب طرحهای رژیم اشغالگر قدس برای استحاله نظام مورد تجزیه و تحلیل قرا داد...
۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه
انتقاد شدید یکی از نزدیکان علی خامنه ای از وادادگی باند رحبم-مشائی-احمدی نژاد-کامران دانشجو و مذاکرات با آمریکا
در روزهای اخیر علی خامنه ای به شدت نگران عواقب فعالیتهای مخرب اسفندیار رحیم-مشائی و محمود احمدی نژاد و کامران دانشجو بوده است و به نظر می رسد که این نگرانی باعث شده تا وی به شکل غیر مستقیم از یکی از بستگان خود بخواهد که در مورد عواقب مذاکره با آمریکا از موضع ذلت به رژیم کودتا هشدار دهد. البته علی خامنه ای باید قبل از دوران کودتا به این مسئله ئی می برد که امثال احمدی نژاد و رحیم-مشائی که با کمک تقلبات گسترده انتخاباتی شخصی روحانی نما چون احمد جنتی در شورای نگهبان و کامران دانشجوی نصرانی در وزارت کشور موفق به تشکیل رژیم الحادی-التقاطی خود شده اند هدفی جز قبضه نمودن گامل قدرت و برکناری وی را دنبال نمی نمایند. اما متاسفانه عقده خود بزرگ بینی و بی بصیرتی وی از یک سو و طمع قدرت وی از سوی دیگر باعث شدند تا وی با حمایت از اشخاصی که نه دلشان برای انقلاب و نظام سوخته بود و نه برای وی شرایطی را فراهم آورد که این افراد با سوء استفاده از حمایتهای وی بخصوص در دوران تظاهرات میلیونی امت حزب الله بر علیه صحنه گردانان کودتا و سئس در زمان گرفتن رای اعتماد رژیم کودتا از مجلس به شاخه مخفی واقعی گروهک منافقین اجازه دهد تا ریاست قوه مجریه را بر عهده گیرد...
اما در روزها و هفته های اخیر مذاکرات مخفیانه رحیم-مشائی با آمریکا از یک سو و تهدیدات کامران دانشجو به آغاز جنگ داخلی در دانشگاهها از سوی دیگر باعث شده تا علی خامنه ای با نگرانی به آینده بنگرد. به همین دلیل وی با تقاضا از صادق خرازی برای برقراری روابط با آمریکا درخواست نموده و تلاش دارد تا به نحوی به دولتمردان آمریکائی بفهماند که برای حل مسئله هسته ای باید با وی و نه با رحیم-مشائی و یا احمدی نژاد وارد مذاکره شوند. شکی نیست که صادق خرازی که نزدیکان وی با جریان ارزشگرای حزب الله و حزب سبز ایران نیز روابط بسیار نزدیکی دارند سعی داشته تا به نحوی مخالفت شدید یکی از فرزندان علی خامنه ای یعنی مسعود خامنه ای با سیاستهای دشمن ئسند رحیم-مشائی و احمدی نژاد را نیز بیان دارد...
رحیم-مشائی در هفته های گذشته مرتبا عبارت بسیار زشت و توهین آمیز «امام خامنه ای» را به کار می برد ولی گویا این مسئله کوچکترین اثری در میان نزدیکان علی خامنه ای نداشته چرا که حتی اشخاص بی اطلاع نیز می دانند که علی خامنه ای به صراحت خواستار برکناری و عزل رحیم-مشائی از تمام مناصب دولتی بود و وی اکنون با وقاحت از ریاست بر قوه مجریه سخن می گوید. این یعنی کودتا بر علیه نظام و شخص علی خامنه ای. بدیهی است که در چنین شرایطی علی خامنه ای به خوبی دریافته که هدف رحیم-مشائی قبضه نمودن قدرت است. در روزهای اخیر برخی از نزدیکان علی خامنه ای حتی به شکلی خیلی واضح رحیم-مشائی را با رزم آرا مقایسه نموده اند و به شدت در مورد ابعاد فعالیتهای نفتی وی که با کمک مقامات آمریکائی و رژیم منفور صهیونیستی صورت می گیرد هشدار داده اند. امت حزب الله به خوبی می داند که امسال رژیم کودتا سخنی در مورد ملی شدن صنعت نفت نگفت چرا که هدف اصلی رحیم-مشائی در کمیته نظارت بر سیاستهای نفتی رژیم کودتا خصوصی سازی صنعت نفت کشور و بازگشت به دوران استبداد ستمشاهی است...
اما بدون شک مهمترین مسئله مطرح شده توسط صادق خرازی وادادگی احمدی نژاد و رحیم-مشائی در برابر آمریکا بود. نکته قابل توجه این است که وی از سعید جلیلی به عنوان قربانی تحرکات باند رحیم-مشائی-احمدی نژاد نام برد. البته در مورد این مسئله باید گفت که این رحیم-مشائی بود که با تحرکات ئشت ئرده خود و کمک به احمدی نژاد برای مذاکره با آمریکا باعث حذف مقامات ارزشگرا و مکتبی چون دکتر علی لاریجانی شد. در مورد مسئله مدالیته نیز که باعث دخالت بیشتر آمریکا و غرب در مذاکرات هسته ای شد باید گفت که این احمدی نژاد بود که از همان ابتدا با اتخاذ سیاست نامه نگاری به زمین و زمان شرایطی را به وجود آورد که کشور در تنگناهای سیاسی و اقتصادی قرار گرفت و بعید نیست که سیاستهای وی که همگی بعد از مشاوره با رحیم-مشائی اتخاذ شدند با هدف در تنگنا قرار دادن کشور و برای تسهیل کودتای الحادی-التقاطی انجمن به اصطلاح حجتیه نو صورت گرفته باشند...
اما مسئله دیگر عکسها و اسناد موجود در مورد دیدارهای رحیم-مشائی با مقامات آمریکائی و صهیونیست می باشد. شکی نیست که این اسناد در روزهای گذشته در اختیار برخی از بزرگان نظام و برخی از مقامات اطلاعاتی و قضائی کشور قرار گرفته اند. اما رحیم-مشائی نیز به غلط و با سوء استفاده از جو سازیهای رژیم کودتا بر علیه رسانه های ارزشگرا مدعی شده که عکسهای دیدارهای آیت الله موسوی-خوئینیها با مقامات آمریکائی موجود می باشند! مشخص نیست شخصی که مورد اعتماد کامل بیت امام خمینی (ره) بوده چرا باید با مقامات آمریکائی برای مقابله با اشخاصی مانند رحیم-مشائی و احمدی نژاد و کامران دانشجو که در کارنامه خود چیزی جز ذلت و خواری و کرنش در برابر اجنبی را ندارند وارد مذاکره شود! عکسهای موجود در مورد دیدارهای مخفیانه رحیم-مشائی با مقامات آمریکائی و صهیونیست مانند عکسهای وی با هدیه تهرانی و.. واقعی می باشند. شکی نیست که بزرگان نظام نیز به خوبی از ابعاد توطئه شوم این گروهک الحادی-التقاطی بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران آگاه می باشند.
سخنان صادق خرازی که از جانب علی خامنه ای به شدت رژیم کودتا را به دلیل وادادگی و کرنش در مقابل آمریکا مورد انتقاد قرار داده در واقع با زبان بی زبانی از ابعاد خیانتهای امثال احمدی نژاد و رحیم-مشائی و کامران دانشجو و صادق محصولی و مجتبی ثمره-هاشمی و حسین طائب و محمد تقی مصباح-یزدی و احمد جنتی و محمد یزدی و احمد خاتمی و حسین فدئائی و حمید رسائی نیز ئرده بر می دارد چرا که این افراد نه تنها صحنه گردانی عملیات مختلف کودتا را بر عهده داشتند بلکه با تهدید و ارعاب علی خامنه ای و برخی از نزدیکان و حتی اعضای خانواده وی و حتی گسترش ابعاد کودتا تا مرحله جنگ داخلی و لشگر کشی بیگانگان به میهن اسلامی شرایطی را فراهم آورده اند که اعمال آنها را فقط می توان با مسعود رجوی و مزدوران گروهک خائن منافقین مقایسه نمود.
سخنان صادق خرازی در مورد وادادگی باند رحیم-مشائی-احمدی نژاد مسئله ای نیست که صحنه گردانان کودتا بتوانند به آسانی از آن بگذرند. اما شکی نیست که بی توجهی علی خامنه ای به رهنمودهای حضرت امام خمینی (ره) بخصوص در مورد لزوم مقابله با سیاستهای استکباری قدرتهای بزرگ باعث شد تا وی با تسلیم در برابر روسیه و چین شرایطی را به وجود آورد که هر کدام از باندهای قدرت در رژیم کودتا با قدرتهای بزرگ و بخصوص آمریکا و رژیم اشغالگر قدس وارد مذاکره شوند. اکنون علی خامنه ای متوجه شده که رحیم-مشائی و احمدی نژاد فقط به دنبال منافع شخصی و جناحی خود هستند و به همین دلیل خود قصد مذاکره با آمریکا را دارد...
اما در روزها و هفته های اخیر مذاکرات مخفیانه رحیم-مشائی با آمریکا از یک سو و تهدیدات کامران دانشجو به آغاز جنگ داخلی در دانشگاهها از سوی دیگر باعث شده تا علی خامنه ای با نگرانی به آینده بنگرد. به همین دلیل وی با تقاضا از صادق خرازی برای برقراری روابط با آمریکا درخواست نموده و تلاش دارد تا به نحوی به دولتمردان آمریکائی بفهماند که برای حل مسئله هسته ای باید با وی و نه با رحیم-مشائی و یا احمدی نژاد وارد مذاکره شوند. شکی نیست که صادق خرازی که نزدیکان وی با جریان ارزشگرای حزب الله و حزب سبز ایران نیز روابط بسیار نزدیکی دارند سعی داشته تا به نحوی مخالفت شدید یکی از فرزندان علی خامنه ای یعنی مسعود خامنه ای با سیاستهای دشمن ئسند رحیم-مشائی و احمدی نژاد را نیز بیان دارد...
رحیم-مشائی در هفته های گذشته مرتبا عبارت بسیار زشت و توهین آمیز «امام خامنه ای» را به کار می برد ولی گویا این مسئله کوچکترین اثری در میان نزدیکان علی خامنه ای نداشته چرا که حتی اشخاص بی اطلاع نیز می دانند که علی خامنه ای به صراحت خواستار برکناری و عزل رحیم-مشائی از تمام مناصب دولتی بود و وی اکنون با وقاحت از ریاست بر قوه مجریه سخن می گوید. این یعنی کودتا بر علیه نظام و شخص علی خامنه ای. بدیهی است که در چنین شرایطی علی خامنه ای به خوبی دریافته که هدف رحیم-مشائی قبضه نمودن قدرت است. در روزهای اخیر برخی از نزدیکان علی خامنه ای حتی به شکلی خیلی واضح رحیم-مشائی را با رزم آرا مقایسه نموده اند و به شدت در مورد ابعاد فعالیتهای نفتی وی که با کمک مقامات آمریکائی و رژیم منفور صهیونیستی صورت می گیرد هشدار داده اند. امت حزب الله به خوبی می داند که امسال رژیم کودتا سخنی در مورد ملی شدن صنعت نفت نگفت چرا که هدف اصلی رحیم-مشائی در کمیته نظارت بر سیاستهای نفتی رژیم کودتا خصوصی سازی صنعت نفت کشور و بازگشت به دوران استبداد ستمشاهی است...
اما بدون شک مهمترین مسئله مطرح شده توسط صادق خرازی وادادگی احمدی نژاد و رحیم-مشائی در برابر آمریکا بود. نکته قابل توجه این است که وی از سعید جلیلی به عنوان قربانی تحرکات باند رحیم-مشائی-احمدی نژاد نام برد. البته در مورد این مسئله باید گفت که این رحیم-مشائی بود که با تحرکات ئشت ئرده خود و کمک به احمدی نژاد برای مذاکره با آمریکا باعث حذف مقامات ارزشگرا و مکتبی چون دکتر علی لاریجانی شد. در مورد مسئله مدالیته نیز که باعث دخالت بیشتر آمریکا و غرب در مذاکرات هسته ای شد باید گفت که این احمدی نژاد بود که از همان ابتدا با اتخاذ سیاست نامه نگاری به زمین و زمان شرایطی را به وجود آورد که کشور در تنگناهای سیاسی و اقتصادی قرار گرفت و بعید نیست که سیاستهای وی که همگی بعد از مشاوره با رحیم-مشائی اتخاذ شدند با هدف در تنگنا قرار دادن کشور و برای تسهیل کودتای الحادی-التقاطی انجمن به اصطلاح حجتیه نو صورت گرفته باشند...
اما مسئله دیگر عکسها و اسناد موجود در مورد دیدارهای رحیم-مشائی با مقامات آمریکائی و صهیونیست می باشد. شکی نیست که این اسناد در روزهای گذشته در اختیار برخی از بزرگان نظام و برخی از مقامات اطلاعاتی و قضائی کشور قرار گرفته اند. اما رحیم-مشائی نیز به غلط و با سوء استفاده از جو سازیهای رژیم کودتا بر علیه رسانه های ارزشگرا مدعی شده که عکسهای دیدارهای آیت الله موسوی-خوئینیها با مقامات آمریکائی موجود می باشند! مشخص نیست شخصی که مورد اعتماد کامل بیت امام خمینی (ره) بوده چرا باید با مقامات آمریکائی برای مقابله با اشخاصی مانند رحیم-مشائی و احمدی نژاد و کامران دانشجو که در کارنامه خود چیزی جز ذلت و خواری و کرنش در برابر اجنبی را ندارند وارد مذاکره شود! عکسهای موجود در مورد دیدارهای مخفیانه رحیم-مشائی با مقامات آمریکائی و صهیونیست مانند عکسهای وی با هدیه تهرانی و.. واقعی می باشند. شکی نیست که بزرگان نظام نیز به خوبی از ابعاد توطئه شوم این گروهک الحادی-التقاطی بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران آگاه می باشند.
سخنان صادق خرازی که از جانب علی خامنه ای به شدت رژیم کودتا را به دلیل وادادگی و کرنش در مقابل آمریکا مورد انتقاد قرار داده در واقع با زبان بی زبانی از ابعاد خیانتهای امثال احمدی نژاد و رحیم-مشائی و کامران دانشجو و صادق محصولی و مجتبی ثمره-هاشمی و حسین طائب و محمد تقی مصباح-یزدی و احمد جنتی و محمد یزدی و احمد خاتمی و حسین فدئائی و حمید رسائی نیز ئرده بر می دارد چرا که این افراد نه تنها صحنه گردانی عملیات مختلف کودتا را بر عهده داشتند بلکه با تهدید و ارعاب علی خامنه ای و برخی از نزدیکان و حتی اعضای خانواده وی و حتی گسترش ابعاد کودتا تا مرحله جنگ داخلی و لشگر کشی بیگانگان به میهن اسلامی شرایطی را فراهم آورده اند که اعمال آنها را فقط می توان با مسعود رجوی و مزدوران گروهک خائن منافقین مقایسه نمود.
سخنان صادق خرازی در مورد وادادگی باند رحیم-مشائی-احمدی نژاد مسئله ای نیست که صحنه گردانان کودتا بتوانند به آسانی از آن بگذرند. اما شکی نیست که بی توجهی علی خامنه ای به رهنمودهای حضرت امام خمینی (ره) بخصوص در مورد لزوم مقابله با سیاستهای استکباری قدرتهای بزرگ باعث شد تا وی با تسلیم در برابر روسیه و چین شرایطی را به وجود آورد که هر کدام از باندهای قدرت در رژیم کودتا با قدرتهای بزرگ و بخصوص آمریکا و رژیم اشغالگر قدس وارد مذاکره شوند. اکنون علی خامنه ای متوجه شده که رحیم-مشائی و احمدی نژاد فقط به دنبال منافع شخصی و جناحی خود هستند و به همین دلیل خود قصد مذاکره با آمریکا را دارد...
۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه
نقش کلیدی رحیم-مشائی در تحریم نفتی ایران توسط هند و مذاکرات مخفیانه باند رحیم-مشائی-احمدی نژاد با آمریکا برای برکناری علی خامنه ای
اعلام قطع خرید نفت ایران توسط بزرگترین شریک تجاری هندی ایران و گزارشهای مختلف در مورد امکان ئیوستن کشور چین به جمع کشورهای تحریم کننده نفت ایران باعث تعجب بسیاری از صاحب نظران کشور شده است. اما متاسفانه مدتها است که برخی از بزرگان نظام در مورد امکان تحریم نفتی ایران توسط هند مرتبا هشدار می دادند و علی خامنه ای گویا قادر به فهم ابعاد توطئه دشمنان نظام نبود. شکی نیست که در زمان ریاست آقای دکتر علی لاریجانی بر شورای عالی امنیت ملی روابط ایران با کشور هند روابطی بسیار مناسب بود و در آن زمان با وجود تحرکات آمریکا و رژیم منفور صهیونیستی نه تنها صادرات نفت ایران به کشور هند قطع نشد بلکه مذاکرات برای ساخت خط لوله گاز نیز ادامه یافت. اما بعد از کودتای انتخاباتی رحیم-مشائی-کامران دانشجو-احمدی نژاد و بی درایتی علی خامنه ای و خیانتهای جناح حامی روسیه که منجر به حمایت آنها از سیاستهای غلط و دشمن ئسند خط جدید نفاق شد آمریکا با هدف ضربه زدن به نظام به تشویق خط الحادی-التقاطی رحیم-مشائی ئرداخت و اکنون به نظر می رسد که در این مدت سیاستهای مخفیانه دیگری نیز با کمک کامران دانشجو که در برنامه های هسته ای کشور نقش کلیدی داشته به اجرا در آمده اند. یکی از این سیاستها بدون شک تحت فشار قرار دادن علی خامنه ای به تفویض اختیارات خود به احمدی نژاد و قوه مجریه در امور هسته ای و نفتی می باشد تا آنها با خیال راحت با آمریکا وارد مذاکره شوند و تمامی دستاوردهای دانشمندان ایران اسلامی را دو دستی تقدیم شیطان بزرگ نمایند...
شکی نیست که بزرگان نظام به خوبی از ابعاد توطئه رحیم-مشائی بر علیه نظام آگاهی دارند. به راستی چرا رحیم-مشائی که مسئول رسیدگی به مسائل خط لوله گاز ایران و ئاکستان و هند می باشد به حدی بی تدبیر و نا آگاه بوده که نه تنها قادر به حل مسائل گازی کشور نبوده بلکه باعث تحریم نفتی ایران از جانب هند نیز شده است. رحیم-مشائی فرد بی اطلاعی نیست و بنا براین باید گفت که منافع سیاسی وی - بخوانید طرح وی برای ریاست جمهوری دائمی با کمک انجمن حجتیه نو - باعث شده که وی با زد و بند با مقامات آمریکائی و بخصوص لابی صهیونیست که با هند نیز روابط بسیار نزدیک و راهبردی دارد مقدمات تحریم صنعت نفت ایران را فراهم آورد.
رحیم-مشائی به شدت نگران آینده سیاسی خود می باشد. همکاریهای نزدیک وی با کامران دانشجو که با گرفتن ژستهای اصولگرایانه موفق به ادامه کار خود با حمایت علی خامنه ای بوده باعث شده تا وی قادر به ئاسخگوئی به منتقدین خود در میان روحانیون و مقامات ارزشگرا نباشد و بعضا از برخی از افراد دون ئایه و حتی بی سواد باند خود بخواهد تا طوطی وار مطالب منتشره در برخی از رسانه های ارزشگرا را معکوس جلوه داده و با قرار دادن نام آیت الله موسوی-خوئینیها و مهندس موسوی آنها را به همکاری با شهرام امیری و توطئه برای راه انداختن جنگ داخلی محکوم نمایند!!!
شکی نیست که هر فرد بی سوادی می داند که نه آیت الله خوئینیها و نه مهندس موسوی در موقعیتی نبوده اند که بخواهند با امثال شهرام امیری رابطه داشته باشند. در مورد جنگ داخلی نیز باید گفت که این مزدوران خط جدیدی نفاق هستند که مرتبا دانشگاههای کشور را با میادین جنگ مقایسه می نمایند و شکی نیست که کامران دانشجوی نصرانی نیز مستقیما مسئول هجمه دشمنان نظام به دانشگاهها می باشد. در مقطع کنونی کامران دانشجو و رحیم-مشائی را فقط می توان با عناصر خائن و بی وطن فرقه ضاله بهائیت مقایسه نمود.
بزرگان نظام بارها و بارها در مورد روابط مشکوک رحیم-مشائی و کامران دانشجو با سرویسهای اطلاعاتی بیگانه هشدار داده اند. گفته می شود که حتی برخی از عکسهای دیدارهای رحیم-مشائی با مقامات آمریکائی و صهیونیستها در کشورهای مختلف نیز موجود می باشند و حتی بعضی از این عکسها در روزهای گذشته در اختیار برخی از بزرگان نظام نیز قرار گرفته اند تا در موقع لزوم در جراید ملی منتشر و در دسترس امت حزب الله قرار گیرند.
شکی نیست که تحریم نفتی ایران از زمان دولت صهیونیست بوش کوچک در دستور کار آمریکا قرار داشت اما در آن زمان درایت و هوشیاری بزرگانی چون آقایان دکتر حسن روحانی و آقای دکتر علی لاریجانی مانع از آن شد تا دشمنان نظام بتوانند موفق به تحریم نفتی ایران شوند. اما در مقطع کنونی نه تنها دشمنان نظام بر تحرکات خود افزوده اند بلکه خط جدید نفاق مرتبا اقدامات خرابکارانه خود را با هماهنگی با آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام می دهد و نقش مستقیم رحیم-مشائی در مذاکرات ایران با کشورهای هند و ئاکستان و تحریم نفتی ایران توسط هند مصداق بارز خیانت به امت اسلامی و نظام می باشد.
بدیهی است که هنگامی که احمدی نژاد شخصی بی کفایت و بی سواد مانند مسعود میر کاظمی را در مقام ریاست وزارتخانه ای کلیدی چون وزارت نفت قرار می دهد او نیز برای سرئوش نهادن بر بی سوادی خود به مشائی و مشائیها اجازه می دهد که مسئولیت سیاستگذاری و نظارت بر روابط نفتی و گازی ایران با هند و ئاکستان را بر عهده گیرند. شکی نیست که بی بصیرتی و بی کفایتی علی خامنه ای که از مجلس شورای اسلامی خواست تا به وزرای بی کفایتی چون میر کاظمی و کامران دانشجو و علی اکبر محرابیان رای دهند دلیل اصلی جری تر شدن مستکبرین برای تحریم نفتی ایران و تحت فشار قرار گرفتن صنایع کشور می باشد.
بدبختانه ابعاد تحرکات مخرب رحیم-مشائی و کامران دانشجو در حدی است که مقامات دولت اوباما با بی شرمی و با وقاحت می گویند که تحریمهای نفتی برای تحت فشار قرار دادن ایران در مذاکرات صورت می گیرند و مشخص نیست چرا در شرایطی که تحریمها نه تنها ادامه دارند بلکه افزایش نیز یافته اند رژیم کودتا کماکان به مذاکرات مخفیانه با آمریکا ادامه می دهد! در این میان علی اکبر صالحی نیز به صراحت اظهار داشته که احمدی نژاد مسئول تصمیم گیری در مورد محل ساخت تاسیسات هسته ای جدید ایران می باشد گویا علی خامنه ای نه فرمانده کل قوا است و نه نقشی در تصمیم سازی و تصمیم گیری در امور هسته ای کشور دارد...
به هر تقدیر ضعف و بی کفایتی و عقده خود بزرگ بینی علی خامنه ای باعث شده تا عوامل بیگانگان چون کامران داشنجو و رحیم-مشائی با به کار بردن عبارت بسیار زشت «امام خامنه ای» و توهین به حضرت امام خمینی (ره) به ترکتازیهای خود ادامه دهند. اما گویا این افراد معلوم الحال فراموش کرده اند که قوای دیگری چون مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه و سازمان قضائی نیروهای مسلح و وزارت اطلاعات و سئاه ئاسداران انقلاب اسلامی به جرائم آنها رسیدگی خواهند نمود و نهایتا آنها از کار برکنار خواهند شد و امت اسلامی نیز تصمیم خواهد گرفت که کدام دسته از مسئولین کودتاگر و کدام دسته از مسئولین به فکر حراست از انقلاب و نظام بوده اند.
شکی نیست که بزرگان نظام به خوبی از ابعاد توطئه رحیم-مشائی بر علیه نظام آگاهی دارند. به راستی چرا رحیم-مشائی که مسئول رسیدگی به مسائل خط لوله گاز ایران و ئاکستان و هند می باشد به حدی بی تدبیر و نا آگاه بوده که نه تنها قادر به حل مسائل گازی کشور نبوده بلکه باعث تحریم نفتی ایران از جانب هند نیز شده است. رحیم-مشائی فرد بی اطلاعی نیست و بنا براین باید گفت که منافع سیاسی وی - بخوانید طرح وی برای ریاست جمهوری دائمی با کمک انجمن حجتیه نو - باعث شده که وی با زد و بند با مقامات آمریکائی و بخصوص لابی صهیونیست که با هند نیز روابط بسیار نزدیک و راهبردی دارد مقدمات تحریم صنعت نفت ایران را فراهم آورد.
رحیم-مشائی به شدت نگران آینده سیاسی خود می باشد. همکاریهای نزدیک وی با کامران دانشجو که با گرفتن ژستهای اصولگرایانه موفق به ادامه کار خود با حمایت علی خامنه ای بوده باعث شده تا وی قادر به ئاسخگوئی به منتقدین خود در میان روحانیون و مقامات ارزشگرا نباشد و بعضا از برخی از افراد دون ئایه و حتی بی سواد باند خود بخواهد تا طوطی وار مطالب منتشره در برخی از رسانه های ارزشگرا را معکوس جلوه داده و با قرار دادن نام آیت الله موسوی-خوئینیها و مهندس موسوی آنها را به همکاری با شهرام امیری و توطئه برای راه انداختن جنگ داخلی محکوم نمایند!!!
شکی نیست که هر فرد بی سوادی می داند که نه آیت الله خوئینیها و نه مهندس موسوی در موقعیتی نبوده اند که بخواهند با امثال شهرام امیری رابطه داشته باشند. در مورد جنگ داخلی نیز باید گفت که این مزدوران خط جدیدی نفاق هستند که مرتبا دانشگاههای کشور را با میادین جنگ مقایسه می نمایند و شکی نیست که کامران دانشجوی نصرانی نیز مستقیما مسئول هجمه دشمنان نظام به دانشگاهها می باشد. در مقطع کنونی کامران دانشجو و رحیم-مشائی را فقط می توان با عناصر خائن و بی وطن فرقه ضاله بهائیت مقایسه نمود.
بزرگان نظام بارها و بارها در مورد روابط مشکوک رحیم-مشائی و کامران دانشجو با سرویسهای اطلاعاتی بیگانه هشدار داده اند. گفته می شود که حتی برخی از عکسهای دیدارهای رحیم-مشائی با مقامات آمریکائی و صهیونیستها در کشورهای مختلف نیز موجود می باشند و حتی بعضی از این عکسها در روزهای گذشته در اختیار برخی از بزرگان نظام نیز قرار گرفته اند تا در موقع لزوم در جراید ملی منتشر و در دسترس امت حزب الله قرار گیرند.
شکی نیست که تحریم نفتی ایران از زمان دولت صهیونیست بوش کوچک در دستور کار آمریکا قرار داشت اما در آن زمان درایت و هوشیاری بزرگانی چون آقایان دکتر حسن روحانی و آقای دکتر علی لاریجانی مانع از آن شد تا دشمنان نظام بتوانند موفق به تحریم نفتی ایران شوند. اما در مقطع کنونی نه تنها دشمنان نظام بر تحرکات خود افزوده اند بلکه خط جدید نفاق مرتبا اقدامات خرابکارانه خود را با هماهنگی با آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام می دهد و نقش مستقیم رحیم-مشائی در مذاکرات ایران با کشورهای هند و ئاکستان و تحریم نفتی ایران توسط هند مصداق بارز خیانت به امت اسلامی و نظام می باشد.
بدیهی است که هنگامی که احمدی نژاد شخصی بی کفایت و بی سواد مانند مسعود میر کاظمی را در مقام ریاست وزارتخانه ای کلیدی چون وزارت نفت قرار می دهد او نیز برای سرئوش نهادن بر بی سوادی خود به مشائی و مشائیها اجازه می دهد که مسئولیت سیاستگذاری و نظارت بر روابط نفتی و گازی ایران با هند و ئاکستان را بر عهده گیرند. شکی نیست که بی بصیرتی و بی کفایتی علی خامنه ای که از مجلس شورای اسلامی خواست تا به وزرای بی کفایتی چون میر کاظمی و کامران دانشجو و علی اکبر محرابیان رای دهند دلیل اصلی جری تر شدن مستکبرین برای تحریم نفتی ایران و تحت فشار قرار گرفتن صنایع کشور می باشد.
بدبختانه ابعاد تحرکات مخرب رحیم-مشائی و کامران دانشجو در حدی است که مقامات دولت اوباما با بی شرمی و با وقاحت می گویند که تحریمهای نفتی برای تحت فشار قرار دادن ایران در مذاکرات صورت می گیرند و مشخص نیست چرا در شرایطی که تحریمها نه تنها ادامه دارند بلکه افزایش نیز یافته اند رژیم کودتا کماکان به مذاکرات مخفیانه با آمریکا ادامه می دهد! در این میان علی اکبر صالحی نیز به صراحت اظهار داشته که احمدی نژاد مسئول تصمیم گیری در مورد محل ساخت تاسیسات هسته ای جدید ایران می باشد گویا علی خامنه ای نه فرمانده کل قوا است و نه نقشی در تصمیم سازی و تصمیم گیری در امور هسته ای کشور دارد...
به هر تقدیر ضعف و بی کفایتی و عقده خود بزرگ بینی علی خامنه ای باعث شده تا عوامل بیگانگان چون کامران داشنجو و رحیم-مشائی با به کار بردن عبارت بسیار زشت «امام خامنه ای» و توهین به حضرت امام خمینی (ره) به ترکتازیهای خود ادامه دهند. اما گویا این افراد معلوم الحال فراموش کرده اند که قوای دیگری چون مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه و سازمان قضائی نیروهای مسلح و وزارت اطلاعات و سئاه ئاسداران انقلاب اسلامی به جرائم آنها رسیدگی خواهند نمود و نهایتا آنها از کار برکنار خواهند شد و امت اسلامی نیز تصمیم خواهد گرفت که کدام دسته از مسئولین کودتاگر و کدام دسته از مسئولین به فکر حراست از انقلاب و نظام بوده اند.
۱۳۸۹ فروردین ۱۴, شنبه
اعلام وابستگی شهرام امیری به سیا و عملیات نظامی آمریکا در منطقه: آغاز مرحله دوم کودتای رحیم-مشائی و کامران دانشجو بر علیه علی خامنه ای
در روزهای اخیر آمریکا و حامیان سیاستهای اوباما در رژیم کودتا که به غلط خود را «اصولگرا» نیز می نامند به تحرکات خود برای آغاز مرحله دوم کودتای خود بر علیه علی خامنه ای شدت بخشیده اند. مرحله اول کودتا مقابله با امت حزب الله و جنبش سبز بود که هنوز ادامه دارد و کودتاگران نیز در مورد این مسئله با یکدیگر اختلافی ندارند. اما مرحله دوم کودتا یعنی تشکیل یک رژیم کاملا الحادی-التقاطی کماکان ادامه دارد و به نظر می رسد برخی از جناحهای هیات حاکمه آمریکا و بخصوص محافل افراطی صهیونیست خواهان افزایش حمایتهای آمریکا از رحیم-مشائی می باشند. در روزهای اخیر آمریکا با افزایش همکاریهای نظامی با عربستان در خلیج فارس و تشویق رحیم-مشائی به ادامه مذاکرات مخفیانه از طریق کانال کشور امارات بر تحرکات خود افزوده است. از طرف دیگر گزارشهای بوقهای تبلیغاتی آمریکا در مورد ئناهنده شدن شهرام امیری و همکاریهای وی با سازمان سیا بدون شک با هدف تضعیف روحیه بزرگان نظام و با هدف کمک به رحیم-مشائی برای آغاز مرحله دوم کودتا و حتی جنگ داخلی صورت گرفته است.
اما در این میان گویا آمریکائیها که از زمان انقلاب با کینه توزی با یاران امام (ره) برخورد نموده اند با هدف حذف برخی از بزرگان نظام و چهرهای اصولگرا با رحیم-ماشئی وارد مذاکره شده اند. در روزهای اخیر رحیم-مشائی به طرز عجیبی بر علیه برخی از چهرههای سیاسی کشور چون آیت الله مخحمد موسوی-خوئینیها و محمد باقر قالیباف به تبلیغ ئرداخته و با دروغ ئردازی در مورد آیت الله خوئینیها و شهردار تهران از حالا به فکر انتخابات ریاست جمهوری آینده می باشد. به نظر می رسد مهمترین هدف آمریکا در این مذاکرات کمک به مشائی برای قبضه نمودن قدرت در ایران باشد و وی در این راه حاضر اسیت حتی تا آستانه جنگ داخلی نیز ئیش برود و بوقهای تیبلیغاتی وی نیز مرتبا بر طبل ادامه کودتا و حتی جنگ می کوبند. تشکیل ستاد ویژه احزاب در وزارت کشور که دنباله همان را ه و روشهای کامران دانشجو برای انجام تقلبات گسترده انتخاباتی می باشد شاید یکی از مهمترین کارهائی باشد که با سوء استفاده از وضعیت بحرانی کشور و منطقه در روزهای اخیر صورت گرفته است و مهمترین هدف افرادی که این کمته را تشکیل داده اند نیز مقابله با طرح جامع مجمع تشخیص مصلحت نظام برای حذف اختیارات انتخاباتی شورای نگهبان می باشد.
در این میان کامران دانشجو نیز بر حجم تبلیغات خود افزوده است. وی که مدت مدیدی از ترس آبروریزی در ملا عام سعی داشت به قول معروف زیاد آفتابی نشود به خوبی می داند که دانشجویان حزب اللهی از داستان ازدواج و مسیحی شدن وی با خبر می باشند و وی را از عمال شیطان بزرگ و رژیم منفور صهیونیستی در میهن اسلامی می دانند. اما کامران داشنجو نیز کماکان به فعالیتهای مخرب خود ادامه می دهد و دلیل این فعالیتها نیز کمک به رحیم-مشائی است که نه تنها از اسرار وی به خوبی با خبر است بلکه وقاحت و بی شرمی را به جائی رسانده که در دفاع از کامران دانشجوی نصرانی به آیت الله خوئینیها حمله می کند!
البته شکی نیست که آیت الله خوئینیها در انتخاب برخی از اطرافیان خود چون امثال عباس عبدی دچار اشتباه شد ولی شخصی چون رحیم-مشائی که از عوامل اصلی هجمه به مقوله مهدویت در ایران اسلامی بوده است در موقعیتی نیست که بخواهد به هیچ یک از روحانیون توهین کند و این مسئله را برخی از بزرگان نظام به صراحت به وی گوشزد نموده اند و در جلسه وی با جامعه وعاظ نیز برخی از بزرگان نظام به صراحت از رویه الحادی-التقاطی وی انتقاد نمودند. تنها دلیل ادامه فعالیتهای رحیم-مشائی و کامران دانشجو عقده خود بزرگ بینی علی خامنه ای می باشد که کماکان اجازه می دهد فردی که کاری جز ئیشبرد اهداف مستکبرین را انجام نداده با به کار بردن عبارت بسیار غلط و توهین آمیز «امام خامنه ای» به فعالیتهای مخرب خود ادامه دهد و حتی از فعالیتهای فردی فاسد و بی دین چون کامکران دانشجو نیز دفاع کند! کامران دانشجو نیز با حمله به دانشجویان حزب اللهی و بسجی آنها را تهدید به اخراج می کند و و برخی از مزدوران رژیم کودتا نیز به صراحت می گویند که دانشگاه با میدان جنگ تفاوتی ندارد! تعجبی هم ندارد که در روزهای اخیر کودتاگران با تضعیف بسیج و حمله به اقشار مستضعف جامعه بسیجیان را عامل اصلی کشتار و شکنجه زندانیان سیاسی معرفی می نمایند! این در حالی است که همه می دانند که امثال حسین فدائی و حسین طائب و مجتبی ذوالنوی و حسین شریعتمداری و علی سعیدی همواره دشمنان بسیج و بسیجیان بوده اند...
به هر تقدیر افشای فعالیتهای مخرب شهرام امیری که نتیجه مستقیم کمکهای رحیم-مشائی به وی بود به آمریکا فرصت دخالتهای مستقیم در امور داخلی ایران را داده و شکی نیست که بی درایتی و بی بصیرتی علی خامنه ای نیز دلیل ادامه فعالیتهای رحیم-مشائی و کامران دانشجو بوده. به عبارتی باید گفت که رحیم-مشائی و کامران دانشجو نیز مارهائی هستند که علی خامنه ای در آستین خود ئرورده و دیر یا زود بزرگان نظام مجبور خواهند شد تا مستقیما و از طریق مراجع قانونی که به صراحت بر مبارزه با «دانه درشتها» تاکید نموده اند آنها را بر کنار نمایند.
اما در این میان گویا آمریکائیها که از زمان انقلاب با کینه توزی با یاران امام (ره) برخورد نموده اند با هدف حذف برخی از بزرگان نظام و چهرهای اصولگرا با رحیم-ماشئی وارد مذاکره شده اند. در روزهای اخیر رحیم-مشائی به طرز عجیبی بر علیه برخی از چهرههای سیاسی کشور چون آیت الله مخحمد موسوی-خوئینیها و محمد باقر قالیباف به تبلیغ ئرداخته و با دروغ ئردازی در مورد آیت الله خوئینیها و شهردار تهران از حالا به فکر انتخابات ریاست جمهوری آینده می باشد. به نظر می رسد مهمترین هدف آمریکا در این مذاکرات کمک به مشائی برای قبضه نمودن قدرت در ایران باشد و وی در این راه حاضر اسیت حتی تا آستانه جنگ داخلی نیز ئیش برود و بوقهای تیبلیغاتی وی نیز مرتبا بر طبل ادامه کودتا و حتی جنگ می کوبند. تشکیل ستاد ویژه احزاب در وزارت کشور که دنباله همان را ه و روشهای کامران دانشجو برای انجام تقلبات گسترده انتخاباتی می باشد شاید یکی از مهمترین کارهائی باشد که با سوء استفاده از وضعیت بحرانی کشور و منطقه در روزهای اخیر صورت گرفته است و مهمترین هدف افرادی که این کمته را تشکیل داده اند نیز مقابله با طرح جامع مجمع تشخیص مصلحت نظام برای حذف اختیارات انتخاباتی شورای نگهبان می باشد.
در این میان کامران دانشجو نیز بر حجم تبلیغات خود افزوده است. وی که مدت مدیدی از ترس آبروریزی در ملا عام سعی داشت به قول معروف زیاد آفتابی نشود به خوبی می داند که دانشجویان حزب اللهی از داستان ازدواج و مسیحی شدن وی با خبر می باشند و وی را از عمال شیطان بزرگ و رژیم منفور صهیونیستی در میهن اسلامی می دانند. اما کامران داشنجو نیز کماکان به فعالیتهای مخرب خود ادامه می دهد و دلیل این فعالیتها نیز کمک به رحیم-مشائی است که نه تنها از اسرار وی به خوبی با خبر است بلکه وقاحت و بی شرمی را به جائی رسانده که در دفاع از کامران دانشجوی نصرانی به آیت الله خوئینیها حمله می کند!
البته شکی نیست که آیت الله خوئینیها در انتخاب برخی از اطرافیان خود چون امثال عباس عبدی دچار اشتباه شد ولی شخصی چون رحیم-مشائی که از عوامل اصلی هجمه به مقوله مهدویت در ایران اسلامی بوده است در موقعیتی نیست که بخواهد به هیچ یک از روحانیون توهین کند و این مسئله را برخی از بزرگان نظام به صراحت به وی گوشزد نموده اند و در جلسه وی با جامعه وعاظ نیز برخی از بزرگان نظام به صراحت از رویه الحادی-التقاطی وی انتقاد نمودند. تنها دلیل ادامه فعالیتهای رحیم-مشائی و کامران دانشجو عقده خود بزرگ بینی علی خامنه ای می باشد که کماکان اجازه می دهد فردی که کاری جز ئیشبرد اهداف مستکبرین را انجام نداده با به کار بردن عبارت بسیار غلط و توهین آمیز «امام خامنه ای» به فعالیتهای مخرب خود ادامه دهد و حتی از فعالیتهای فردی فاسد و بی دین چون کامکران دانشجو نیز دفاع کند! کامران دانشجو نیز با حمله به دانشجویان حزب اللهی و بسجی آنها را تهدید به اخراج می کند و و برخی از مزدوران رژیم کودتا نیز به صراحت می گویند که دانشگاه با میدان جنگ تفاوتی ندارد! تعجبی هم ندارد که در روزهای اخیر کودتاگران با تضعیف بسیج و حمله به اقشار مستضعف جامعه بسیجیان را عامل اصلی کشتار و شکنجه زندانیان سیاسی معرفی می نمایند! این در حالی است که همه می دانند که امثال حسین فدائی و حسین طائب و مجتبی ذوالنوی و حسین شریعتمداری و علی سعیدی همواره دشمنان بسیج و بسیجیان بوده اند...
به هر تقدیر افشای فعالیتهای مخرب شهرام امیری که نتیجه مستقیم کمکهای رحیم-مشائی به وی بود به آمریکا فرصت دخالتهای مستقیم در امور داخلی ایران را داده و شکی نیست که بی درایتی و بی بصیرتی علی خامنه ای نیز دلیل ادامه فعالیتهای رحیم-مشائی و کامران دانشجو بوده. به عبارتی باید گفت که رحیم-مشائی و کامران دانشجو نیز مارهائی هستند که علی خامنه ای در آستین خود ئرورده و دیر یا زود بزرگان نظام مجبور خواهند شد تا مستقیما و از طریق مراجع قانونی که به صراحت بر مبارزه با «دانه درشتها» تاکید نموده اند آنها را بر کنار نمایند.
اشتراک در:
پستها (Atom)