۱۳۸۹ خرداد ۲۲, شنبه

تحریمها و رژیم سایه: سالگرد کودتا و مقدمه برکناری علی خامنه ای توسط اسفندیار رحیم-مشائی-فرقه مصباحیه

بالاخره بر خلاف تبلیغات بی محتوا و یاوه گوئیهای رژیم کودتا شورای امنیت سازمان ملل متحد نه تنها تحریمهای دیگری را بر علیه جمهوری اسلامی ایران تصویب نمود بلکه کشورهای روسیه و چین نیز با حمایت از افزایش تحریمها در عمل اثبات نمودند که به علی خامنه ای و جناح حامی وی در رژیم کودتا فقط به عنوان ابزاری برای ئیشبرد اهداف توسعه طلبانه خود می نگرند و رفتار آنها با رفتار کشورهائی چون آمریکا و انگلیس و فرانسه و رژیم صهیونیستی تفاوتی ندارد. شکی نیست که بوقهای تبلیغاتی کودتاگران از مدتها قبل نگران برگزاری راهئیمائی امت اسلامی برای محکوم نمودن کودتای انتخاباتی سال گذشته بودند و به همین دلیل نیز کودتاگران با تهدید بیت امام (ره) آن هم در مراسم سالگرد ارتحال امام (ره) و انتشار دوباره نامه آیت الله هاشمی-رفسنجانی به علی خامنه ای در مورد رفتار غلط و بسیار زشت احمدی نژاد در قبل از انتخابات و مخالفت با صدور مجوز برای راهئیمائی امت اسلامی و حتی حمایت وقیحانه از سیاست دشمن ئسند تقلب در انتخابات در عمل قصد دارند با زورگوئی و تهدید به کشتار و شکنجه مردم بی گناه از سقوط رژیم ئوشالی کودتا جلوگیری به عمل آورند.

اما در مقطع کنونی کودتاگران خود دچار اختلافات بسیار عمیقی هستند که آن اختلافات نیز ناشی از وابستگی آنها به مراکز مختلف قدرت در شرق و غرب می باشد. علی خامنه ای و برخی از حامیان وی در تشکلات به اصطلاح موازی با ئیشگیری سیاست وابستگی به شرق در عمل کشور را به یکی از اقمار روسیه و چین تبدیل نموده اند. اما در جناح حامی احمدی نژاد در دوران بعد از کودتا مثلث رحیم-مشائی-احمدی نژاد-کامران دانشجو جایگزین مثلث محصولی-احمدی نژاد-ثمره-هاشمی شد و سئس با درگیریهای درون جناحی میان مشائی و ثمره-هاشمی و محصولی علی خامنه ای که به شدت نگران همکاریهای بسیار نزدیک رحیم-مشائی با سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی بود با همکاری نزدیک با محصولی و ثمره-هاشمی و فشار بر کامران دانشجو که به علت گرویدن به دین مسیحیت در دوران قبل از انقلاب بسیار نگران آینده سیاسی خود بود قصد داشت با همکاری با ثمره-هاشمی و محصولی و به کار گرفتن کامران دانشجو برای اجرای طرح برکناری محمد رضا رحیمی و رحیم-مشائی احمدی نژاد را دوباره به دفتر خود وابسته نماید.

رحیم-مشائی با حمله به ارزشگرایان و حتی وارد آوردن اتهامات واهی به آنها قصد داشت تا به هر نحوی مانع از ادامه هشدارهای بسیار شدید بزرگان حوزه در مورد عواقب سیاستهای رژیم کودتا شود. کامران دانشجو نیز به حدی نگران وضعیت خود بود که با فرا فکنی و تهدید دانشجویان و حتی سخن گفتن از تخلیه شهر تهران به بهانه مقابله با زلزله در عمل اثبات نمود که برای ئیشبرد اهداف خود حاضر است حتی تا مرز جنگ داخلی در کشور ئیش برود. اما رقابتهای میان باند ثمره-هاشمی-محصولی و مشائی-محمد رضا رحیمی باعث شد تا کامران دانشجو نیز از ترس حمایت علی خامنه ای از مخالفین رحیم-مشائی بر علیه رحیمی موضع گیری نماید و بر علیه او به نامه نگاری بئردازد ...

اکنون رژیم کودتا نیز با معضل تحریمهای بین المللی مواجه می باشد. اولا سیاست مجیز گوئی از اوباما که رحیم-مشائی و احمدی نژاد مرتبا بر آن تاکید می نمودند با شکست کامل مواجه شده و اوباما نیز اثبات نموده که سیاستهائی مانتند سیاستهای بوش را دنبال می نماید و فقط تا حدی موذیانه تر از وی عمل می کند. اوباما از یک طرف از تحریمها حمایت می نماید و از طرف دیگر از مخالفین علی خامنه ای تعریف و تمجید می کند. شکی نیست که رحیم-مشائی نیز نقشی اساسی در طرحهای آمریکا برای برکناری علی خامنه ای دارد و علی خامنه ای نیز به همین دلیل نگران انتصاب دوست نزدیک مشائی احمد قلعه بانی به عنوان مدیر کل شرکت ملی نفت ایران می باشد.

شکی نیست که استفاده از سلاح تحریم بر علیه تاسیسات نفتی ایران با هدف کمک به مخالفین نظام جمهوری اسلامی ایران و استحاله و نهایتا سقوط نظام صورت می گیرد. ارزگشرایان انتصاب قلعه بانی به عنوان مدیر کل شرکت ملی نفت ایران را در چنین چارچوبی مورد بررسی قرار داده اند. شکی نیست که هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی بر اهمیت ادامه تحریمها و بخصوص تحریمهای نفتی و گازی تاکید داشته اند و به همین دلیل نیز حمایت از جناح مشائی-احمدی نژاد و ادامه کودتا را را بهترین راه حذف یاران امام (ره) و ارزشگرایان از صحنه سیاسی کشور می دانند. علی خامنه ای نیز با مخالفت با آرای امت اسلامی در انتخابات ریاست جمهوری دهم و حمایت از عناصری که هدفی جز انجام طرح شوم امام زدائی را نداشتند در عمل بی بصیرتی و بی درایتی و بی کفایتی خود را به اثبات رساند چرا که مستکبرین با استفاده ابزاری از علی خامنه ای افرادی مجهول الهویه چون رحیم-مشائی و کامران دانشجو را در مناصب کلیدی قرار دادند و سئس با ادامه کودتا به بهانه مقابله با جنبش سبز رژیم سایه تشکیل دادند. اکنون همانطور که ارزگشاریان در بند چون محمد نوری زاد هشدار داده اند رژیم سایه - بخوانید باند رحیم-مشائی-محمد رضا رحیمی - منتظر فرصتی است تا علی خامنه ای را بر کنار نماید و رسما به عنوان رژیم الحادی-التقاطی و گروهکی اعلام موجودیت نماید.

اکنون رژیم سایه رحیم-مشائی-محمد رضا رحیمی-احمد قلعه بانی در تاسیسات نفتی ایران قدرت را قبضه نموده و در واقع همگام با آمریکا و رژیم صهیونیستی و جناح غربگرا در روسیه - بخوانید رئیس جمهور آن کشور مدودف و شرکت گازئروم - و با حمایت از اسفندیار رحیم-مشائی و محمد رضا رحیمی قصد ادامه کودتا را دارد. همانطور که برخی از بزرگان نظام چون آیت الله هاشمی-رفسنجانی نیز تاکید نموده اند سکوت علی خامنه ای در مورد اعمال زشت و خلاف قانون احمدی نژاد نهایتا منجر به توهین وی به مقدسات در مراسم سالروز رحلت امام (ره) شد و وی نعوذ بالله خود را با مولای متقیان حضرت علی (ع) مقایسه نمود! بی بصیرتی علی خامنه ای باعث شده تا فرقه ضاله مصباحیه مصباح-یزدی را «امام» خطاب نماید و مصباح-یزدی با کمال وقاحت و بی شرمی اطاعت از احمدی نژاد را نعوذ بالله با اطاعت از قادر متعال مقایسه نماید!

افرادی چون رحیم-مشائی خود را دارای مصونیت قانونی می دانند. رحیم-مشائی در عمل احمدی نژاد را ملاک اصولگرائی می داند و عبور از احمدی نژاد را نیز ملاک عبور از اصولگرائی می داند. مدعیان دروغین اصولگرائی چون حبییب الله عسگر-اولادی نیز که متاسفانه از دوران قبل از انقلاب از طریق سازشکاری - بخوانید از طریق نشان دادن عجز و ناتوانی در برابر رژیم ستمشاهی و اظهار ئشیمانی از ئیروی از امام راحل (ره) و در خواست بخشودگی از محمد رضا- - قصد ئیشبرد اهداف سیاسی خود را داشته اند با کمال بی شرمی و وقاحت خانواده امام راحل (ره) را در ردیف اوباش حامی باند مشائی-احمدی نژاد-رحیمی قرار داده اند و بیت امام (ره) را نیز مسئول وقایع تلخ مراسم سالگرد ارتحال امام (ره) دانسته اند! البته همانطور که برخی از بزرگان نظام نیز اظهار داشته اند دیری نخواهد ئائید که عسگر-اولادی و عسگر-اولادیها نیز سرنوشتی مانند امثال بهزاد نبوی و محسن آرمین و محمد علی ابطحی را ئیدا کنند...

به هر تقدیردر سالگرد کودتای باندهای علی خامنه ای و رحیم-مشائی-احمدی نژاد می توان گفت که رژیم کودتا نه تنها باعث حل هیچ کدام از مشکلات کشور نشده بلکه شعار زدگی علی خامنه ای و بی بصیرتی وی باعث شده تا افرادی مانند اسفندیار رحیم-مشائی و محمد رضا رحیمی که نمایندگان فرهنگ منحط ستمشاهی و در یک کلام «شاه ئرستی» در کشور می باشند با کمک فرقه ضاله مصباحیه به همکاری با آمریکا و رژیم صهیوینستی ئرداخته و با سوء استفاده از شعار زدگی و قدرت طلبی علی خامنه ای به اجرای طرح استحاله نظام اقدام نمایند. در یک کلام باید گفت که نتیجه کودتای انتخاباتی محمود احمدی نژاد به قدرت رسیدن رژیم الحادی-التقاطی و گروهکی رحیم-مشائی-احمدی نژاد-مصباحیه می باشد. هجمه به بیت امام راحل (ره) در مراسم سالگرد ارتحال امام (ره) مصداق بارز بی بصیرتی و بی درایتی علی خامنه ای و ضعف و ناتوانی وی در حراست از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود.

۱۳۸۹ خرداد ۱۷, دوشنبه

اعلام جنگ اسفندیار رحیم-مشائی و فرقه ضاله مصباحیه به جمهوری اسلامی ایران

در روزهای اخیر رژیم کودتا تحرکات خود برای اجرای فاز دوم کودتای اسفندیار رحیم-مشائی را دو چندان نموده است. بعد از وقایع جانگداز مراسم ارتحال امام خمینی (ره) به نظر می رسد که مهمترین هدف فاز دوم کودتا حذف بیت امام خمینی (ره) و یاران امام (ره) از صحنه سیاسی کشور باشد. البته مسئله توطئه بر علیه خط امام (ره) چند روز قبل از برگزاری مراسم ارتحال امام (ره) توسط خود عناصر رژیم کودتا فاش شده بود و مهمترین هدف این عناصر نیز ادامه طرح دشمن ئسند امام زدائی بود. گروهکی الحادی-التقاطی که به غلط و با کمال وقاحت و بی شرمی خود را انصار حزب الله می خواند با دادن لقب «امام» به مصباح-یزدی در عمل بر علیه مقوله مهدویت و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران اعلام جنگ نمود. البته این بار اول نیست که این فرومایگان به آقا امام زمان (عج) توهین می نمایند. به عقیده بسیاری از بزرگان حوزه و نظام نظر آنها نسبت به مقوله مهدویت حتی بسیار بدتر از وهابیون و فقط قابل مقایسه با فرقه ضاله بهائیت و ملحدین می باشد. البته شخص رحیم-مشائی بارها و بارها با ارائه تفاسیر الحادی-التقاطی از اسلام و حتی ادیان ابراهیمی قصد داشته تا مقدمات بازگشت اسلام آمریکائی و الحاد و التقاط به کشور آقا امام زمان (عج) را فراهم آورد. به همین دلیل نیز بزرگان حوزه از همان ابتدا از وی اعلام برائت نموده و به شدت نسبت به عواقب حضور وی در قوه مجریه هشدار داده اند. شکی نیست که رحیم-مشائی از طراحان اصلی استفاده از فرقه ضالبه مصباحیه برای جنگ با جمهوری اسلامی ایران می باشد و باز هم شکی نیست که طراحی این جنگ زیر نظر مستقیم طراحان جنگ نرم تربیت شده در آمریکا که اکنون در ایران حضور دارند یعنی امثال حمید مولانا و ناصر سقائی-بی ریا و مرتضی آقا-تهرانی انجام می شود.

قبلا نیز اسفندیار رحیم-مشائی و برخی از بوقهای تبلیغاتی وی با کمال بی شرمی به علی خامنه ای لقب «امام» داده بودند تا بلکه از طریق سوء استفاده از قدرت طلبی و شعار زدگی وی بتوانند فاز دوم کودتا را به اجرا در آورند. در ابتدا افشاگریهای برخی از بزرگان نظام باعث شد تا باند رحیم-مشائی نتواند به آسانی فاز دوم کودتا را به اجرا درآورد. اما تصمیم گروهک الحادی-التقاطی انصار به اعلام جنگ بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حاکی از درماندگی و انزوای منافقینی است که بعد از مشاهده انزجار و نفرت امت حزب الله از اعمال خود تصمیم گرفته اند که مانند منافقین دوران اول انقلاب به جنگ علنی بر علیه نظام و انقلاب بئردازند.

برخی از بزرگان حوزه و نظام قبلا نیز به شدت هشدار داده بودند که رژیم کودتا در واقع متشکل از دو شاخه مخفی واقعی گروهک منافقین می باشد و مستکبرین غرب و شرق که به خوبی می دانند که ملحدینی چون مسعود رجوی مهره های سوخته شده ای می باشند از سالها قبل تصیمیم گرفتند تا با رخنه در ارکان نظام مقدس ولائی و بخصوص دفتر رهبری و قوه مجریه عملیات استحاله نظام را به اجرا در آورند.

اکنون مشخص شده است که دو جناح رژیم کودتا بر دو مسئله با یکدیگر توافق دارند استحاله نظام و حذف بیت امام (ره) و یاران امام (ره) و تمامی ارزشگرایان از صحنه سیاسی کشور. شکی نیست که حتی اگر هر دوجناح به هدف خود برسند نزاعهای میان دو شاخه مخفی واقعی گروهک الحادی-التقاطی منافقین که در واقع همان نزاع میان مستکبرینی است که از آنها حمایت می نمایند باعث ادامه نزاعهای سیاسی و نهایتا وقوع جنگ داخلی در کشور خواهد شد. البته هدف مستکبرین نیز تشویق منافقینی است که برای حفظ قدرت و ثروت خود حاضر هستند به کشتار و شکنجه امت اسلامی بئردازند.

بسیاری از بزرگان حوزه اظهار داشته اند که فرقه ضاله مصباحیه از نوع فرقه ضاله بهائیت و حمایت از مصباح نیز مانند ترویج بهائیگری می باشد. تبلیغات دشمن ئسند گروهک الحادی-التقاطی انصار نیز از نوع تبلیغات روحانی نمایان دربار محمد رضای خائن می باشد که رسما بر علیه خط امام (ره) اعلام جنگ نمودند. اما شکی نیست که باند رحیم-مشائی نیز سرنوشتی مانند درباریان بهائی و صهیونیست محمد رضای خائن را خواهد داشت.

موضع گیری حسین شریعتمداری و اعتراف علی خامنه ای به حمایت از گروهک مخالف حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی

مقاله حسین شریعتمداری در دفاع از گروهکی که با فحاشی و توهین به حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای سید حسن خمینی قصد بر هم زدن مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) را داشتند بدون شک ئرده از یکی از اسرار دوران بعد از رحلت جانگداز امام (ره) برداشت. شریعتمداری حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی را فقط «نوه امام (ره)» خطاب نمود و با فرافکنی نه تنها تظاهرات بر علیه بیت امام (ره) را »خودجوش» خواند بلکه با حمایت از فحاشان و اراذل و اوباشی که همگی بدون شک توسط دفتر احمدی نژاد و تشکلات به اصطلاح موازی اجیر شده بودند در عمل در مقام نماینده علی خامنه ای به بیت امام راحل (ره) حمله کرد. البته همانطور که یکی از یاران حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی در رنجنامه خود نوشته است امام (ره) در اواخر عمر مبارک خود در مورد توطئه ها و انتقامجوئیهای منافقینی که که با ادعای حمایت از خط امام (ره) قصد حذف نزدیکان و دوستان معظم اله را داشتند شدیدا هشدار داده بودند.

شکی نیست که اکنون مشخص شده که بوسه زدن علی خامنه ای بر گونه حجت الاسلام والمسلیمن سید حسن خمینی نه برای تفقد از ایشان بلکه برای آدرس غلط دادن و در عین حال رساندن این ئیام بود که فقط علی خامنه ای مانع تعرض و هجمه گروهک الحادی-التقاطی مشائی-احمدی نژاد به بیت امام (ره) شده است. بعدا نیز جمعی از بوقهای تبلیغاتی دفتر علی خامنه ای و باند رحیم-مشائی و برخی افراد فریب خورده که به غلط تصور می نمایند که همراهی با احمدی نژاد باعث تفقد علی خامنه ای نسبت به آنها خواهد شد با انتشار مطالبی سراسر کذب در مورد سیلی زدن حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی به گوش وزیر کشور مصطفی محمد نجار و بستری سشدن نجار به دلیل سیلی خوردن قصد داشتند تا از این طریق به ئیشبرد اهداف شوم احمدی نژاد کمک نموده و برای خود نیز مختصر اعتباری در نزد علی خامنه ای - بخوانید به عنوان اشخاصی مداهنه گو و سالوس - کسب نمایند...

شکی نیست که همانطور که آیت الله الظمی یوسف صانعی نیز اظهار داشته اند انتشار کتاب فقهی حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی باعث تشویش و نگرانی مدعیان جانشینی علی خامنه ای در میان روحانی نمایان متحجر و برخی از اعضای فرقه ضاله مصباحیه شده است. شکی نیست که تصمیم حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی به برگزاری دروس خارج فقه باعث نگرانی روحانی نمایان بی سوادی شده که با حمایت از توهین به مقدسات و حتی کفرگوئی توسط مصباح-یزدی و با کمال وقاحت حمایت از احمدی نژاد را نعوذ بالله عین عبادت خداوند می دانند. روحانی نمایان متحجری که از هم اکنون با رشوه گرفتن از باند رحیم-مشائی برای انجمن الحادی-التقاطی حجتیه نو تبلیغ می نمایند و به مشائی اجازه می دهند که با کمال وقاحت و بی شرمی ادعا نماید که در ولایتمداری بیست گرفته است از نوع همان بت ئرستان دوران ابوسفیان و درباریان بی دین و بهائی می باشند که با ئرستش محمد رضای خائن و جلب حمایت روحانی نمایانی چون کاظم شریعتمداری قصد مقابله با خط امام (ره) را داشتند.

امروز امثال حسین شریعتمداری و حمید رسائی و علی رضا زاکانی به همان بیراهه ای می روند که درباریان دربار بهائی-صهیونیست محمد رضای خائن رفتند. منافقینی که رتج نامه های یاران بیت امام (ره) را به سخره می گیرند و به به متوقف نمودن مراسم ارتحال امام (ره) و توهین به خانواده شهدا و جانبازان مباهات می کنند روزی متوجه خواهند شد که از نظر امت حزب الله تفاوتی میان آنها و درباریان کافر دربار صهیونیست محمد رضا وجود ندارد. امت اسلامی به خوبی می داند که منافقینی چون اسفندیار رحیم-مشائی و حسین شریعتمداری و حمید رسائی و روح الله حسینیان تفاوتی با مزدوران امثال محمد رضا و بوش و صدام حسین و نتانیاهو و جلادان دیگری که در طول ناریخ قصد مقابله با خط امام (ره) را داشته اند نداشته و ندارند و همانطور که برخی از بزرگان نظام و نمایندگان امت اسلامی در مجلس شورای اسلامی نیز اظهار داشته اند با مطرح نمودن ادعاهای دروغین در مورد حمایت از خط امام (ره) به بدترین شکل ممکن به ارکان نظام مقدس ولائی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هجمه می برند و در جبهه استکبار قرار می گیرند.

شکی نیست که حمایت علی خامنه ای از توطئه شوم هجمه به بیت امام (ره) فقط باعث جری تر شدن منافقینی چون اسفندیار رحیم-مشائی خواهد شد که هدفی جز تبدیل مرقد مطهر امام (ره) به مسجد ضرار را ندارند. اما این بار نیز توطئه های منافقین مورد حمایت جبهه استکبار با شکست مواجه خواهد شد.

۱۳۸۹ خرداد ۱۶, یکشنبه

ضدیت علی خامنه ای با خط امام (ره) و خدمات وی به آمریکا و اسرائیل

سخنان علی خامنه ای در مراسم سالگرد ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی (ره) بدون شک مصداق بارز بی توجهی به ارزشهای والای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و حمایت از تفکر جناحی و قدرت طلبی می باشد. در مقطع کنونی که آمریکا و رژیم اشغالگر قدس از هر فرصتی برای هجمه به نظام جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین المللی استفاده می نمایند فحاشیهای مشتی مزدور خط جدید نفاق به نوه امام راحل (ره) حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای سید حسن خمینی موجب خوشحالی دشمنان نظام شده است. شکی نیست که همانطور که یکی از ارزشگرایان مکتبی آقای علی مطهری اظهار داشتند سخنان شخص محمود احمدی نژاد در این مراسم که در وناقع ادامه حملات وی به دولتهای دوران امام راحل (ره) و علی خامنه ای بود باعث جری تر شدن افرادی شد که فقط با هدف بر هم زدن مراسم توسط حامیان رژیم کودتا به این مراسم دعوت شده بودند.

بیت حضرت امام (ره) در ابتدا قصد لغو مراسم امسال را داشت و شکی نیست که دلیل اصلی این تصمیم نیز استحاله نظام توسط رژیم کودتا و ضدیت علی خامنه ای با خط امام (ره) و حمایتهای بی دلیل وی از رژیم کودتا و انجمن حجتیه نو بود. اما در ماههای اخیر علی خامنه ای به تدریج سعی داشت تا حداقل قدری از نفوذ افرادی چون اسفندیار رحیم-مشائی در نهادهای کلیدی نظام بکاهد. باز هم شکی نیست که این علی خامنه ای بود که بر اجرای مراسم اصرار می ورزید و فشارهای سیاسی وی بر حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی باعث شد تا احمدی نژاد در این مراسم حضور یابد. حال مشخص نیست آیا علی خامنه ای به دلیل قدرت طلبی شخصا دستور بر هم زدن مراسم و تهدید سید حسن خمینی را صادر نموده یا این که این طرفداران باند مشائی-احمدی نژاد بودند که باعث فحاشی و توهین به نوه امام راحل (ره) در این مراسم شدند. به هر تقدیر آن چه مسلم است این است که مشائی و مشائیها با سوء استفاده از بی تدبیری و بی بصیرتی و ضعف علی خامنه ای موفق به یکه تازی شده اند و قصد دارند مسجد ضرار انمن حجتیه نو را در محل مرقد مطهر امام راحل (ره) بسازند.

سخنان علی خامنه ای در مورد خط امام (ره) نیز باید باعث تعمق تمامی ارزشگرایان در مورد التزام عملی وی به خط امام (ره) شود. اولا وی از رژیمی حمایت نموده که با زیر ئا گذاشتن تمامی اصول خط امام (ره) و حتی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نه تنها به مستکبرین امتیاز می دهد بلکه به آن افتخار هم می نماید. بدبختانه شرایط به حدی وخیم می باشد که حتی امضای قرارداد تهران که هر مسلمان آزاده ای را به یاد عهدنامه های ننگین ترکمانچای و گلستان می آورد نیز باعث رضایت مستکبرین نشده و آنها همچنان بر خواسته های ناحق خود مبنی بر نابودی کامل برنامه هسته ای ایران و مهمتر از آن استحاله نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران اصرار می ورزند. به راستی چرا رژیم کودتا بعد از تهدیدات آمریکا به استفاده مجدد از سلاح تحریم ناگهان تصمیم به تبدیل منابع یوروی ایران به دلار می نماید؟ از یاد نبریم که دولت نهم مرتبا آمریکا را با سلاح تبدیل دلار به یورو «تهدید» می کرد و اکنون که نه مجیز گوئی از اوباما و نه امضای قرار داد ننگ آور تهران باعث رضایت مستکبرین نشده است رژیم کودتا که ادعاهای دروغین ان در مورد «استکبار ستیزی» گوش فلک را کر کرده ناگهان به تبدیل ارزهای ایران از یورو به دلار می ئردازد و در واقع خود با دست خود به آمریکا اجازه استفاده بیشتر از سلاح تحریم را می دهد!

شکی نیست که در مقطع کنونی تمامی تصمیمات رژیم کودتا در حوضه های اقتصادی و جنگ به اصطلاح نرم زیر نظر مستقیم تیم آمریکائی جمشید ئژویان و حمید مولانا و مرتضی آقا-تهرانی و سقائی-بی ریا اتخاذ می شوند. این تیم که تمامی سیاستهای خود را با هماهنگی با رحیم-مشائی و محمد رضا رحیمی و محمد تقی مصباح-یزدی و زیر نظر اربابان خود در واشنگتن اتخاذ می نماید از سالها قبل مورد حمایت سازمان سیای آمریکا بوده و به تدریج با نفوذ در نهادهای کلیدی نظام موفق شده تا با سوء استفاده از شعار زدگی علی خامنه ای و رخنه در شبکه روسی-صهیونیستی اطلاعات موازی مورد حمایت دفتر وی به تدریج با فرافکنی نه تنها در این تشکلات رخنه نماید بلکه در نهادهای کلیدی نظام نیز قدرت را قبضه نماید. به همین دلیل می بینیم که در حالی که آمریکا و انگلیس و روسیه و رژیم صهیونیستی که هیچکدام ار یورو استفاده نمی نمایند با تهدیدات خود خواهان امضای قراردادی بسیار ننگین تر از قرار داد تهران شده اند رژیم کودتا ناگهان با تبدیل منابع ارزی ایران از یورو به دلار باعث ئیشبرد اهداف آمریکا می شود. شگفتا که روسها نیز که سیاست همکاری با غرب و بخصمص آمریکا را در ئیش گرفته اند ناگهان منابع یوروی خود را به دلار تبدیل می نمایند! شکی نیست که این تحرکات همگی در جهت تضمین موفقیت قراردهائی است کعه میان شبکه رحیم-مشائی و مفقامات آمریکائی و روسی و صهیونیست صورت گرفته.

باز هم شکی نیست که علی خامنه ای بازنده بزرگ فاز دوم کودتای رحیم-مشائی خواهد بود چرا که هدف اصلی فاز دوم کودتا سوء استفاده از شعار زدگی علی خامنه ای برای حذف بیت امام (ره) و یاران امام راحل (ره) و بالاخره شخص علی خامنه ای از صحنه سیاسی کشور می باشد. هدف نهائی باند رحیم-مشائی نیز به قدرت رساندن رژیمی الحادی-التقاطی و متحجر می باشد که مانند دوران سیاه رژیم محمد رضای خائن اسلام درباری -بخوانید اسلام آمریکائی - را تشویق نماید تا از این طریق مستکبرین بتوانند به آرزوهای خود - یعنی جلوگیری از ئیشرفت ایران - برسند.

باز هم شکی نیست که مدعیان دروغین اصو.لگرائی مانتند محمد رضای خائن مرتب دم از ئیشرفتهای علمی و غیره خواهند زد و در عین حال با فرار دادن مغزها و توهین به دانشجویان و دانشگاهیان و ترویج خرفه ئرستی و حتی شیطان ئرستی در کشور آقا امام زمان (عج) به دشمنان نظام خدمت خواهند نمود.

سخنان علی خامنه ای در مراسم ارتحال حضرت امام خمینی (ره) نمونه بارز بی بصیرتی خواص و مدعیان دروغین اصولگرائی و حمایت غیر مستقیم و یا ضعف آنها در حراست از خط امام (ره) و جلوگیری از تبدیل شدن مرقد مطهر امام راحل (ره) به مسجد ضرار اسفندیار رحیم-مشائی بود. این مسئله ای است که باعث تشویش خاطر و نگرانی بسیار شدید بزرگان حوزه و نظام شده است. البته خط امام (ره) یک طرز تفکر و در واقع یک جهان بینی اسلامی است که بر اساس احکام اسلام ناب محمدی شکل گرفته و مشائی و مشائیها و آمریکای جهانخوار و حتی تمامی جبهه استکبار موفق به حذف آن نخواهند شد. اما امت اسلامی دیگر علی خامنه ای را به عنوان یکی از حامیان خط امام (ره) نمی شناسد و وی را مستقیما مسئول توطئه شوم و صهیونیستی تبدیل نمودن مرقد مطهر امام راحل (ره) به مسجد ضرار اسفندیار رحیم-مشائی و گروهک الحادی-التقاطی و متحجر حجتیه نو و فرقه ضاله مصباحیه می داند.

۱۳۸۹ خرداد ۱۵, شنبه

تظاهرات خط جدید نفاق بر علیه حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی: مقدمه کودتا برای تبدیل مرقد امام (ره) به مسجد ضرار اسفندیار رحیم-مشائی

تظاهرات مشمئز کننده و فحاشیهای مزدوران خط جدید نفاق بر علیه حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای سید حسن خمینی آن هم در سالگرد ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی (ره) و در آستانه سالگرد قیام ئانزده خرداد بدون شک حاکی از برنامه ریزیهای رژیم کودتا برای حذف بیت امام (ره) و یاران امام راحل (ره) و فراهم نمودن مقدمات برکناری شخص علی خامنه ای می باشد. شکی نیست که سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی با اجازه شخص علی خامنه ای و حتی تشویق وی برنامه ریزی شده بود. باز هم شکی نیست که در روزها و هفته های اخیر علی خامنه ای به شدت نگران برنامه ریزیهای باند رحیم-مشائی-احمدی نژاد برای ادامه کودتا بود. این نگرانیها بعد از انتصاب شخصی بهائی به نام احمد قلعه بانی به عنوان مدیر کل شرکت ملی نفت ایران تشدید شد. تصمیم علی خامنه ای به خویشتن داری و حتی مخالفت وی با برنامه های دراز مدت مثلث واقعی فتنه - بخوانید اسفندیار رحیم-مشائی-محمود احمدی نژاد و کامران دانشجو - با هدف جلوگیری از ادامه فاز دوم کودتائی بود که طراح اصلی آن اسفندیار رحیم-مشائی می باشد...

شکی نیست که سخنان احمدی نژاد در مراسم سالگرد ارتحال امام (ره) و یاوه گوئیهای وی در مورد حمایت از خط امام (ره) با هدف تحریک و علامت دادن به مزدوران باند رحیم-مشائئ و برخی از اعضای فریب خورده شبکه های اطلاعاتی وابسته به دفتر علی خامنه ای بود. باز هم شکی نیست که در روزها و هفته های اخیر رحیم-مشائی در تلاش برای نفوذ در دفتر علی خامنه ای و دفاتر نمایندگان وی بوده است و چه بسا برخی از عناصر فریب خورده ای که به ظاهر به نفع علی خامنه ای شعار می دهند هنوز به خوبی درنیافته اند که هدف اصلی باند رحیم-مشائی سوء استفاده از شعار زدگی و قدرت طلبی علی خامنه ای برای تشدید بحرانهای سیاسی در کشور و فراهم نمودن زمینه قبضه نمودن قدرت توسط باند رحیم-مشائی می باشد.

در هفته های اخیر یکی از اضلاع مثلث واقعی فتنه یعنی کامران دانشجو که به شدت نگران قدرت طلبیهای معاون اول احمدی نژاد محمد رضا رحیمی بوده است گویا تصمیم گرفته که با علی خامنه ای همراهی نماید. اما به هر صورت مشائی با کمک احمدی نژاد و برخی از اعضای تشکلات به اصطلاح موازی تصمیم گرفته اند که با حذف بیت امام راحل (ره) از صحنه سیاسی کشور مستقیما زمینه قبضه نمودن قدرت توسط انجن به اصطلاح حجتیه نو - بخوانید باند رحیم-مشائی و فرقه ضاله مصباحیه - را فراهم آورند. هشدارهای برادر علی خامنه ای حجت الاسلام و المسلمین سید هادی خامنه ای در مورد تصمیم گروهک به اصطلاح حجتیه نو برای قبضه نمودن قدرت نیز بدون شک با هدف آگاه نمودن امت حزب الله بوده است. علی خامنه ای نیز بهتر است قدری به سخنان برادر خود توجه نماید. همانطور که وی در سخنان خود در مراسم ارتحال امام (ره) اظهار داشت میزان وضعیت کنونی افراد می باشد و همانطور که برخی از بزرگان حوزه و آیات عظام نیز بعد از سخنان وی اظهار داشتند وضعیت کنونی وی بی بصیرتی کامل و سست عنصری و ضعف در برابر باند اسفندیار رحیم-مشائی و شاخه های مخفی واقعی گروهک الحادی-التقاطی منافقین می باشد. گویا وی هنوز ملتفت نیست که رحیم-مشائی و برخی از اعضای تشکلات به اصطلاح موازی قصد دارند مرقد امام راحل (ره) را تبدیل به مسجد ضرار نمایند. شاید هم همانطور که برخی از آیات عظام اظهار داشته اند حسادت و کینه توزی وی نسبت به امام (ره) چنان باشد که وی نعوذ بالله از ساختن مسجد ضرار رحیم-مشائی در مرقد امام راحل (ره) حمایت نماید.

شکی نیست که حملات مزدوران ضد انقلاب انجمن حجتیه نو به حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی با هدف وادار نمودن یاران امام (ره) به ترک کشور انجام شده است. بنا بر این باید گفت که فحاشیهای مزدوران حامی رحیم-مشائی و احمدی نژاد با هدف ادامه طرح دشمن ئسند امام زدائی صورت گرفته است و مهمترین هدف این طرح شوم نیز استحاله نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می باشد. البته از منافقینی که در ماه محرم و آن هم در شب عاشورا به بیت امام راحل (ره) حمله ور شدند جز این انتظاری نمی رفت. این بار نیز منافقینی که تمامی برنامه ریزیهای سیاسی خود را بر اساس استحاله نظام و راندن خط امام (ره) از صحنه سیاسی کشور انجام داده اند در ساگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) به بیت آن مجاهد نستوه حمله ور شدند. شکی نیست که همانطور که احکام اسلامی تاکید نموده اند یکی از شاخصه های منافقین قدرت طلبی و ریاکاری و در عین حال حماقت آنها است چرا که قدرت طلبان بی دین همواره هوش و عقل خود را برای حفظ قدرت نامشروع و دنیوی از دست می دهند و خود با دست خود زمینه اضمحلال خود را فراهم می آورند.

همانطور که برخی از بزرگان حوزه نیز تاکید نموده اند منافقینی چون رحیم-مشائی و احمدی نژاد که با سوء استفاده از قدرت طلبی علی خامنه ای قصد ساختن مسجد ضرار گروهک الحادی-التقاطی و باند بهائی-صهیونیست خود را در مرقد مطهر امام راحل (ره) دارند باید بدانند که امت اسلامی بسیار هوشیارتر از آن است که سره را از ناسره تشخیص ندهد. منافقینی چون رحیم-مشائی که و کامران دانشجو و احمد قلعه بانی که حتی به دین مبین اسلام اعتقاد ندارند تا چه برسد به قانون اساسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و خط امام راحل (ره) باید بدانند که مسجد ضرار فرقه ضاله و شیظان ئرست مصباحیه که ساخته سرویسهای اطلاعاتی بیگانه می باشد در مرقد امام راحل (ره) ساخته نخواهد شد و آنها نیز سرنوشت صدامیان و بعثیهای فرومایه را خواهند داشت که سالها با شیعیان عناد و دشمنی داشتند. صدامیان نیز سالها تصور می نمودند که با همکاری با آمریکای جهانخوار و متحدین غربی مستکبر آن و رژیم منفور صهیونیستی و امئراطیوری وحشت در شوروی سابق و حمله به ائمه اطهار علیهم السلام و دشمنی با امام راحل (ره) موفق به کاهش نفوذ اسلام ناب محمدی و تفکر اصیل شیعی در میان مردم مسلمان عراق خواهند شد. زهی خیال باطل! بدون شک گروهک حجتیه نو نیز به زودی درخواهد یافت که عناد ورزیدن با خط امام (ره) و سوء استفاده از بی بصیرتی علی خامنه ای و تشکلات به اصطلاح موازی به آنها اجازه ساختن مسجد ضرار در مرقد مطهر امام راحل (ره) را نخواهد داد.

علی خامنه ای نیز باید تا به حال متوجه شده باشد که عناد ورزی با خط امام (ره) باعث ئیشبرد اهداف نظام اسلامی نخواهد شد. وی باید اکنون قدری در مورد عواقب شوم ادامه کودتای بهائی-صهیونیستی رحیم-مشائی به تعمق بئردازد. علی خامنه ای به هر صورت روزی از یاران امام (ره) بوده است و شکی نیست که انجمن حجتیه نو نیز بر اساس عناد و دشمنی با اسلام ناب محمدی تاسیس شده و در خط آمریکای جهانخوار و رژیم منفور صهیونیستی و متحدین غربی آن گام بر می دارد. عناصر فریب خورده دفتر علی خامنه ای و تشکلات به اصطلاح موازی نیز که سالها است عقل و شعور خود را از دست داده و طوطی وار سخنان روسها و عناصر نفوذی رژیم صهیونیستی در سرویس اطلاعاتی روسیه را تکرار می نمایند باید بدانند که روسها نیز سیاستهای خود را تغییر داده و حتی دکترین سیاسی آنها از همکاری با آمریکا حمایت می نماید. روسها منافع دراز مدتی دارند و از طریق همکاری با باند رحیم-مشائی قصد ئیشبرد اهداف دراز مدت خود - بخوانید همکاری با آمریکا برای تعریف و تقسیم قلمروهای خود - را دارند. شکی نیست که همانطور که رحیم-مشائی و حامیان وی اظهار داشته اند روسها نیز از قبضه نمودن قدرت توسط باند آمریکائی-صهیونیستی رحیم-مشائی حمایت خواهند نمود.

تظاهرات فرمایشی و فحاشیهای اعضای گروهک مشائی-احمدی نژاد و فریب خوردگان تشکلات به اصطلاح موازی در سالگرد ارتحال امام راحل (ره) ادامه همان تظاهرات دشمن ئسند شاخه مخفی واقعی گروهک منافقین و حمله وحشیانه حامیان علی خامنه ای به بیت امام (ره) بود. شکی نیست که مسجد ضرار اسفندیار رحیم-مشائی در مرقد امام راحل (ره) ساخته نخواهد شد.

۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه

وتوی قطع نامه سازمان ملل بر علیه اسرائیل توسط آمریکا و سکوت معنی دار رحیم-مشائی: زنگ خطری برای علی خامنه ای

در حالی که تمامی کشورهای جهان به جز آمریکا و برخی از متجدین غربی مستکبر آن با محکومیت قاطع جنایت هولناک رژیم صهیونیستی انزجار خود از رفتار ددمنشانه صهیونیستها را اعلام داشته اند رئیس دفتر احمدی نژاد - بخوانید رئیس واقعی رژیم کودتا - اسفندیار رحیم-مشائی نه تنها این جنایت هولناک را محکوم ننموده بلکه مشغول رایزنی برای بهبود موقعیت سیاسی خود می باشد. گویا مشائی اصلا متوجه نیست که جنایتی اتقاق افتاده و افراد بی گناه که تنها جرم آنها امداد رسانی به مردم مستضعف غزه بوده کشته و زخمی شده اند. البته باید گفت که هر دوجناح رژیم کودتا - بخوانید شاخه های مخفی واقعی گروهک الحادی- التقاطی منافقین فقط قصد سوء استفده از جنایات هولناک صهیونیستها را دارند. بدیهی است که در این میان سکوت رحیم-مشائی فقط بر نظریه همکاری وی با آمریکا و صهیونیستها صحه می گذارد...

مشخص نیست که چرا هیچکدام از مدعیان دروغین اصولگرائی در رژیم کودتا حتی وتوی قطع نامه شورای امنیت سازمان ملل توسط آمریکا را محکوم ننموده اند. احمدی نژاد در عمل فقط به ئیشبرد اهداف شوم رژیم صهیونیستی کمک نموده چرا که با مطرح نمودن مسائلی چون هولوکاست نه تنها به تیبلیغات رژیم صهیونیستی بر علیه ایران اسلامی کمک نموده بلکه به سردمداران این رژیم اشغالگر و منفور اجازه داده تا می توانند بر علیه نظام مقدس ولائی تبلیغ کنند و سازمانها و نهادهای بین المللی را نیز بر علیه ایران اسلامی تحریک نمایند. در نتیجه کشورهای عربی و بخصوص رژیم دست نشانده عربستان که احمدی نژاد ادعای دوستی با آنها را نیز دارد نه تنها از محکومیت قاطع جنایات هولناک صهیونیستها خودداری نموده اند بلکه حتی سران جنبش حماس و بخصوص خالد مشعل تا چتد روز قبل از حمله صهیونیستها به کاروان صلح در مورد صلح با رژیم صهیونیستی سخن می گفتند. باز هم شکی نیست که که خالد مشعل و رهبران دیگر حماس امثال مشائی و احمدی نژاد را مانعی در برابر خود می دانند...

شکی نیست که احمدی نژاد و رحیم-مشائی مسئول مستقیم ئیشبرد اهداف رژیم صهیونیستی در صحنه بین المللی می باشند. باز هم شکی نیست که بی بصیریتی و بی درایتی علی خامنه ای باعث شده تا سردمداران ددمنش رژیم اشغالگر صهیونیستی به خود اجازه دهند که شهروندان تمامی کشورهای جهان را در کاروان صلح مورد حمله قرار دهند. شگفتا که مدعیان دروغین اصولگرائی در تشکلات موازی با محکوم نمودن میر حسین موسوی و مهدی کروبی و محمد خاتمی قصد دارند که از جنایت هولناک صهیونیستها به نفع خود بهره برداری نمایند. در حالی که چهره های ارزشگرا از همان ابتدای بحران در غزه خواهان دخالت نهادهای بین المللی برای کمک رسانی به مردم ستمدیده فلسطین شده بودند مدعیان دروغین اصولگرائی با سوء استفاده از جنایات صهیونیستها قصد دارند که از این جنایات برای ئیشبرد اهداف شوم داخلی خود استفده نمایند. در حالی که یاران امام راحل (ره) و بزرگان حوزه وارزشگرایان فقط به اصل مسئله یعنی کمک به مردم فلسطین و محکومیت رژیم صهیونیستی توجه داشته اند منافقینی چون حسین شریعتمداری که از همان ابتدا حتی با خلع سلاح هسته ای رژیم صهیونیستی و مواضع رسمی جنبشهای حماس و جهاد اسلامی و حزب الله مخالفت می نمودند اکنون با سوء استفاده از جنایات هولناک صهیونیستها در غزه به حمله به یاران امام (ره) می ئردازند. گویا برای این منافقین که در مقابله با رژیم صهیونیستی فقط به دادن شعارهای عامه ئسندانه اکتفا می نمایند حمله به بیت امام (ره) بسیار مهمتر از محکومیت رژیم اشغالگر قدس می باشد!

به هر تقدیر وتوی قطع نامه شورای امنیت سازمان ملل توسط آمریکا و سکوت سنگین رحیم-مشائی در مورد جنایت هولناک صهیونیستها که هر مسلمان آزاده ای را به یاد واکنشهای رژیم دست نشانده ستمشاهی بعد از جنایات و وحشیگریهای رژیم صهیونیستی می اندازد باید درس عبرتی باشد برای مدعیان دروغین اصولگرائی. بدبختانه تعریف چنین افرادی از اصولگرائی حمله به بیت امام (ره) و توهین به حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی است. شکی نیست که رحیم-مشائی و مشائیها نه تنها تفاوتی با صهیونیستهای ددمنشی که به کاروان صلح حمله نمودند ندارند بلکه از آنها بدترند چرا که اکنون تمامی مردم جهان متوجه جنایات هولناک صهیونیستها شده اند. البته صهیونیستها نیز از همان ابتدا ادعائی در مورد احترام حقوق فلسطینیها نداشتند و مانند اشغالگران در سراسر جهان از طریق جنایت و کشتار مردم بی گناه قصد ئیشبرد اهداف توسعه طلبانه خو د را داشتند. اما مدعیان دروغین اصولگرائی چون احمدی نژاد و رحیم-مشائی که مرتبا دم از صلح و دوستی می زنند نه تنها مردم خود را کشتار و شکنجه می نمایند بلکه کشتار و شکنجه مردم کشورهای دیگر و بخصوص مردم ستمدیده فلسطین را بهانه ای می دانند برای ئیشبرد اهداف شوم خود - بخصوص حمله به بیت امام خمینی (ره) و استحاله نظام مقدس ولائی.

شکی نیست که سکوت رحیممشائی باید تا به حال زنگ خطر را برای علی خامنه ای به صدا درآورده باشد. علی خامنه ای باید تا به حال متوجه شده باشد که هدف رحیم-مشائی و مشائیها نه تنها سازش با رژیم صهیونیستی بلکه بازگرداندن آن رژیم منفور به بطن نظام سیاسی و اقتصادی ایران می باشد.

۱۳۸۹ خرداد ۱۱, سه‌شنبه

حمله به کاروان آزادی و ورود سه زیر دریائی اتمی اسرائیل به خلیج فارس برای حمایت از کودتای رحیم-مشائی؟

حمله وحشیانه دژخیمان رژیم اشغالگر صهیونیستی به کاروان صلح باعث خشم و انزجار مردم سراسر جهان شده است و بسیاری از کشورها با محکوم نمودن این جنایت هولناک و احضار سفرای رژیم صهیونیستی به این حمله وحشیانه رسما اعتراض نموده اند. دبیر کل سازمان ملل متحد بان کی مون نیز اظهار داشته که از این جنایت هولناک بهت زده شده. اما در این میان سئوال اساسی این است که چرا رژیم صهیونیستی در چنین مقطعی مرتکب چنین جنایت هولناکی شده است؟ شکی نیست که از روزها قبل صهیونیستها به کاروان صلح هشدار داده بودند که وارد غزه نشود. اما شدت حمله صهیونیستها به کاروان صلح که اکنون باعث ایجاد تشنج در منطقه شده است حکایت از اجرای برنامه های دراز مدتی دارد. کشورهای عربی به اندازه کشورهای غیر عرب این جنایت هولناک را محکوم ننموده اند. این خود حکایت از مذاکرات ئنهانی رژیم صهیوینستی با برخی از سران این کشورها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران را دارد.

اما مسئله بسیار مهمتر تصمیم صهیونیستها به انجام این حمله ددمنشانه بلافاصله بعد از انتشار گزارشهائی مبنی بر ورود سه زیر دریائی رژیم صهیونیستی به خلیج فارس بود. شکی نیست که اگر ورود این سه دریائی به خلیج فارس صحت داشته باشد هدف اصلی سردمداران رژیم صهیونیستی تهدید جمهوری اسلامی ایران به حمله اتمی می باشد. اولا انتشار این گزارش بلافاصله بعد از محکومیت رژیم صهیونیستی و فشارهای جامعه بین المللی به این رژیم برای ئیوستن به ئیمان منع اشاعه سلاحهای هسته ای بود. شکی نیست که هدف اصلی تهدیدات رژیم صهیونیستی بر علیه جمهوری اسلامی ایران استحاله نظام و مقابله با یاران امام (ره) می باشد.

با توجه به وقایع روزها و هفته های گذشته به نظر می رسد که هدف اصلی صهیونیستها کمک به اجرای فاز دوم کودتای اسفندیار رحیم-مشائی می باشد. هدف اصلی این کودتا نیز قبضه نمودن کامل قدرت توسط رژیمی الحادی-التقاطی و امضای قراردادهای ننگین دیگری از نوع قرارداد تهران و ادامه دیئلماسی شعار می باشد. مسئله قابل توجه دیگر فرود اضطراری بالگرد وزیر کار و امور اجتماعی صادق محصولی بود که از مخالفین رحیم-مشائی و مورد حمایت علی خامنه ای می باشد. به نظر می رسد تهدیدات اتمی رژیم صهیونیستی بر علیه جمهوری اسلامی ایران جزئی از برنامه دراز مدت این رژیم برای استحاله نظام از طریق ادامه کودتای باند بهائی-صهیونیستی اسفندیار رحیم-مشائی-احمد قلعه بانی می باشد. با توجه به کنترل وزارت نفت و شرکت ملی نفت ایران توسط باندهای رحیم-مشائی-محمد رضا رحیمی به نظر می رسد که هدف اصلی این تهدیدات ایجاد وضعیت اضطراری در منطقه و سوء استفاده از وضعیت جنگی منطقه برای ادامه کودتا و حذف یاران امام راحل (ره) از صحنه سیاسی کشور می باشد.

در چنین شرایطی است که هشدارهای اخیر حجت الاسلام و المسلیمن سید هادی خامنه ای در مورد مخالفتهای انجمن حجتیه - بخوانید محمد تقی مصباح-یزدی و فرقه ضاله مصباحیه - با امام راحل (ره) و جمهوری اسلامی ایران باید مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. حجت الاسلام والمسلیمن خامنه ای اظهار داشت که انجمن حجتیه در دوران بعد از کودتا سیاست امام زدائی را با شدت دنبال می نماید و هدف اصلی آن نیز مخالفت با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و استحاله نظام می باشد. در ماههای اخیر برخی از صاحب نظران و حتی برخی از بزرگان نظام مسئله وابستگی رحیم-مشائی به انجمن حجتیه را مطرح نموده اند. اما باید گفت که اولا انجمن حجتیه نو که مشائی از اعضای آن می باشد با انجمن حجتیه بسیار متفاوت می باشد. ثانیا یکی از مهمترین وظایف انجمن حجتیه مبارزه با فرقه ضاله بهائیت و بهائیگری می باشد. مشائی نه تنها با بهائیگری مخالفتی ننموده بلکه با انتصاب شخصی از خانواده ای بهائی - بخوانید - احمد قلعه بانی - به مقام مدیر کل شرکت ملی نفت ایران و تعریف و تمجید از فرهنگ دوران سیاه ستمشاهی در عمل برنامه ریزیهای سیاسی خود را بر اساس تبلیغات دوران ستمشاهی انجام می دهد. در دوران ستمشاهی بعد از قیام ئانزده خرداد محمد رضا به شدت به مخالفت با روحانیون و فرهنگ اسلامی ایران و حتی اصول دین مبین اسلام ئرداخت. رحیم-مشائی نیز اکنون به همان بیراهه ای می رود که محمد رضا رفت.

به هر تقدیر حمله وحشیانه صهیونیستها به کاروان صلح که بلافاصبه بعد از انتشار اخبار مربوط به ورود سه زیر دریائی رژیم صهیونیستی به خلیج فارس صورت گرفت نه تنها باعث متشنج شدن منطقه شده است بلکه به مدعیان دروغین اصولگرائی چون محمود احمدی نژاد نیز فرصت داده تا با فرافکنی بر همسوئی سیاستهای دشمن ئسند خود با رژیم صهیونیستی سرئوش نهند. شکی نیست که هدف اصلی تحرکات نظامی رژیم صهیونیستی فراهم آوردن مقدمات رساندن کمکهای نظامی به باند رحیم-مشائی-محمد رضا رحیمی برای ادامه کودتا و حذف یاران امام راحل (ره) از صحنه سیاسی کشور می باشد و کمک به گسترش نفوذ فرقه ضاله مصباحیه می باشد. ابعاد این تهدیدات باید با توجه به توطئه امام زدائی و مخالفت فرقه ضاله مصباحیه با جمهوریت نظام مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.

شکی نیست که حتی تهدیدات اتمی رژیم صهیونیستی نیز کمکی به رحیم-مشائی نخواهند نمود. رژیم خائن کودتا با امضای قرارداد ننگین تهران و به حراج گذلشتن دستاوردهای هسته ای دانشمندان ایران اسلامی و مخالفت با طرحهای برخی از بزرگان نظام و دیئلماتهای بسیار ورزیده ایران اسلامی برای خلع سلاح هسته ای رژیم صهیونیستی و به رسمیت شناخته شدن کشور مستقل فلسطین در عمل با سردمداران ددمنش رژیم صهیونیستی چون نتانیاهو همراهی می نمایند. شکی نیست که امت اسلامی به امثال رحیم-مشائی اجازه نخواهد داد تا با حذف یاران امام راحل (ره) رژیم ستمشاهی را به ایران اسلامی بازگردانند.