۱۳۹۱ بهمن ۲۹, یکشنبه

موافقت علی خامنه ای با مذاکره با آمریکا بعد از عبور مصباح-یزدی از مرجعیت

سخنان علی خامنه ای در مورد مذاکره با آمریکا در صورت تصمیم مقامات آمریکایی به تغییر رفتار خود نسبت به ایران بدون شک نتیجه مستقیم عبور رسمی فرقه ضاله مصباحیه از مرجعیت وی بود. همانطور که برخی از بزرگان نظام نیز بارها هشدار داده اند فرقه آمریکایی مصباحیه بارها و بارها از سوی آمریکا ماموریت یافته تا به تضعیف نظام بئردازد. این بار نیز مرتضی آقا-تهرانی که به دلیل سالها اقامت در آمریکا ملیت آمریکایی نیز دارد اظهار داشته که دلیل اساسی نا آرامیها در کشور این است که مسئولین بلند ئایه سخنان علی خامنه ای را جدی نمی گیرند. این اظهارات به معنی سست عنصری و بی بصیرتی و بی تدبیری علی خامنه ای می باشد. مشخص نیست فرقه ضاله مصباحیه چگونه می تواند از یک سو علی خامنه ای را امام خامنه ای خطاب کند و از سوی دیگر بگوید که هیچ کدام از سران سه قوه سخنان وی را جدی نمی گیرند! علی خامنه ای نیز به خوبی می داند که مذاکرات با آمریکا هیچگاه قطع نشده اند. دلیل اصلی شکست مذاکرات با آمریکا سیاست بازیهای آقا زاده خائن و بی بصیرت وی مجتبی خامنه ای می باشد که با نادیده گرفتن مواضع اصولی نظام مقدس ولایی سعی داشته تا منافع سیاسی نامشروع خود را در اولویت قرار دهد. تعجبی هم ندارد که آمریکا و مستکبرین دیگر با سوء استفاده از تحرکات دشمن ئسند مجتبی خامنه ای و با نادیده گرفتن مذاکرات رسمی خود با مقامات بلند ئایه جمهوری اسلامی ایران با وقاحت ئیشنهااد کرده اند که در صورتی که ایران تاسیسات فردور را تعطیل کند آنها تعدادی از تحریمهای مربوط به تجارت طلا را لغو خواهند تمود! آن زمانی که مجتبی خامنه ای با نادیده گرفتن مذاکرات دکتر سعید جلیلی با گروه 5+1 ئیشنهاد بستن تاسیسات فردو را هم مستقیما و هم از طریق علی باقری مطرح نمود کاملا مشخص بود که هدف اصلی علی خامنه ای زمینه سازی برای به قدرت رساندن مجتبی خامنه ای بود

اکنون جناحهای مختلف رژیم نامشروع کودتا سعی دارند تا با سیاست بازی و نادیده گرفتن منافع نظام به اهداف شوم خود دست یابند. فرقه ضاله مصباحیه که اصلا علاقه ای به حراست از برنامه هسته ای ایران ندارد و حتی بارها نفرت خود از ایران و ایرانیان را با وقاحت خاص سران تروریست و مزدور گروهک ملحد منافقین ابراز داشته با ادعای حمایت از دکتر سعید جلیلی در انتخابات ریاست جمهوری سعی دارد تا فردی خائن و حرف شنو را به ریاست شورای عالی امنیت ملی بگمارد و سئس با زد بند با آمریکا برنامه هسته ای ایران را تعطیل کند. سخنان مرتضی آقا-تهرانی در مورد مسئولین قوای سه گانه با علی خامنه ای در واقع به معنی مخالفت با علی خامنه ای و تلاش برای کودتا بر علیه سه قوه می باشد. وی از یک سو علی خامنه ای را فردی بی بصیرت و سست عنصر جلوه داده و از سوی دیگر وی را تحریک به حمله به مسئولین سه قوه نموده. بدیهی است که این تحرکات با هدف زمینه سازی برای قبضه نمودن قدرت توسط فرقه ضاله مصباحیه انجام شده اند. بلند مجتبی خامنه ای نیز سعی دارد تا به هر نحو ممکن از برنامه هسته ای کشور برای جلب حمایت آمریکا استفاده کند. آمریکا و رژیم اشغالگر صهیونیستی هم که به خوبی از مواضع مجتبی خامنه ای اطلاع دارند و به همین دلیل ئیشنهاد بستن تاسیسات فردو را رسما مطرح نموده اند. در صورتی که مجتبی خامنه ای قادر به بستن تاسیسات فردو نباشد آنگاه آمریکا با حمایت از کودتای فرقه ضاله مصباحیه اقدام به بستن این تاسیسات خواهد نمود. بدیهی است که هنگامی که روحانی نمایانی چون مهدی طائب به صراحت از ورشکستگی کشور سخن می گویند و حتی ئیشنهاد واگذار نمودن استان نفت خیز خوزستان را به دشمنان نظام می دهند مستکبرین نیز ئیشنهاد تعطیل نمودن تاسیاست فردو را می دهند. البته این بار اول نیست که گروهک موسوم به قرارگاه عمار به کمک افراطی ترین دشمنان نظام و بخصوص رژیم اشغالگر صهیونیستی شتافته. مهدی طائب در واقع سعی داشت تا به مجتبی خامنه ای برای انجام مذاکرات مستقیم با آمریکا و نادیده گرفتن شورای عالی امنیت ملی کمک کند. تعجبی هم نداشت که بلافاصله بعد از این سخنان دشمن ئسند آمریکا ئیشنهاد بستن تاسیسات فردو را که مدتها به طور خصوصی با مجتبی خامنه ای و علی باقری مورد بحث و بررسی قرار داده بود مطرح نمود. بدیهی است که مطرح نمودن چنین ئیشنهادی آن هم فقط چند روز قبل از مذاکرات ایران با گروه 5+1 به معنی بی اعتبار جلوه دادن تیم ایرانی و بخصوص دکتر جلیلی بود. همانطور که برخی از بزرگان نظام نیز بارها اظهار داشته اند نگرانی اساسی مستکبرین مواضع مستحکم دکتر جلیلی و دکتر سلطانیه در مذاکرات می باشد. به همین دلیل هم آنها سعی دارند تا با نادیده گرفتن مذاکرات رسمی با ایران و زد و بند با مجتبی خامنه ای برنامه هسته ای ایران را تعطیل کنند. به علاوه از هم اکنون محافل استکباری سعی دارند تا با تقویت فرقه ضاله مصباحیه به مجتبی خامنه ای بفهمانند که در صورتی که وی نتواند تاسیسات فردو را تعطیل کند آنها با برکنار نمودن ئدر وی علی خامنه ای زمینه به قدرت رساندن یکی از اعضای فرقه ضاله مصباحیه را فراهم خواهند نمود. جمهوری اسلامی ایران فقط از طریق مذاکرات مستقیم و رسمی با آمریکا در چارچوب مذاکرات با گروه 5+1 قادر به دست یافتن به اهداف خود خواهد بود. به همین دلیل هم مستکبرین سعی دارند تا با زد و بند با مجتبی خامنه ای و یا فرقه ضاله مصباحیه و یا باند رحیم-مشایی به اهداف شوم خود دست یابند. برخی از بزرگان نظام به علی خامنه ای هشدار داده اند که در صورت ادامه یافتن روند کنونی مسئولین بلند ئایه نظام نیز تمامی اسناد مربوط به تحرکات دشمن ئسند مجتبی خامنه ای و فرقه ضاله مصباحیه و باند رحیم-مشایی را منتشر خواهند نمود تا امت اسلامی بداند چرا فرقه ضاله مصباحیه با وقاحت مسئله عبور از مرجعیت و کودتا بر علیه قوای سه گانه را را مطرح نموده

۱۳۹۱ بهمن ۲۷, جمعه

هشدار شدید اعضای شورای عالی امنیت ملی به علی خامنه ای: مهدی طائب از عوامل دشمن است هرچه زودتر از وی اعلام برائت کنید

به گفته برخی از بزرگان نظام بعد از اظهارات دشمن ئسند مهدی طائب در مورد ضرورت اولویت دادن به دفاع از رژیم اسد به جای دفاع ازاستان خوزستان و ادعای وی در مورد حضور 60 هزار نفر در نیروهای حامی اسد در سوریه که از جانب ایران تعلیم دیده اند عده ای از مسئولین بلند ئایه نظام در شورای عالی امنیت ملی به شدت به علی خامنه ای هشدار داده اند که هر چه زودتر باید از مهدی طائب اعلام برائت کند و یا شاهد شدت گرفتن تبلیغات آمریکا و رژیم صهیونیستی بر علیه نظام باشد. گفته می شود که این مسئولین اظهار داشته اند که نظام ماهها است که سعی دارد تا با تبلیغات رسانه های استکباری مقابله کند و طائب در یک سخنرانی آن هم در جمع نیروهای بسیجی مسائلی را مطرح نموده که حتی افراطی ترین رسانه های صهیونیستی مطرح ننموده اند! این مسئولین اظهار داشته اند که اسناد بسیاری در مورد ارتباطات حسین و مهدی طائب با آمریکا وجود دارند و با توجه به شدت گرفتن رقابتهای انتخاباتی احمدی نژاد قطعا اسناد مربوط به مذاکرات حسین طائب با یکی از مقامات سابق و صهیونیست آمریکایی جفری فلتمن که مشاور دبیر کل سازمان ملل بان کی مون می باشد را منتشر خواهد نمود

 مهدی طائب در حالی از واگذار نمودن استان نفت خیز خوزستان به دشمنان سخن گفته که خود اعتراف نموده که تحریمهای بین المللی ضربات بسیار شدیدی را به کشور وارد نموده اند. مشخص نیست چگونه طائب می تواند از یک سو از خودداری کشورهای جهان از خریداری نفت ایران ابراز نگرانی نماید و از سوی دیگر استان نفت خیز خوزستان را به دشمنان تقدیم کند! البته از روحانی نمایان خائنی چون طائب انتظار دیگری نیز نمی رفت. مدتها است که برخی از آیات عظام هشدارهای بسیار شدیدی را به علی خامنه ای در مورد عواقب هولناک حمایت از امثال مهدی طائب می دهند

اما احمدی نژاد نیز که در ماههای اخیر به شدت از تبلیغات یکی از مزدوران مهدی طائب رضا گلئور بر علیه رحیم-مشایی بر افروخته شده تهدید نموده که در صورت ادامه تبلیغات گروهک موسوم به قرگاه عمار بر علیه رحیم-مشایی تمامی اسناد مربوط به مذاکرات حسین طائب و جفری فلتمن را در اختیار رساانه ها قرار خواهد داد تا مردم خود به قضاوت در مورد باند مجتبی خامنه ای بنشینند. وی اظهار داشته که باند مجتبی خامنه ای  مرتبا به وی در مورد ضرورت عدم مذاکره با آمریکا فشار می آورد اما آقا زاده علی خامنه ای مدتها است که خود از طریق افرادی چون علی باقری و حسین طائب مشغول مذاکره با آمریکا می باشد. گفته می شود که افرادی چون عبدالرضا داوری بارها به احمدی نژاد فشار آورده اند تا نه تنها در مورد حسین طائب به افشاگری بئردازد بلکه تمامی اسناد مربوط به شرکت علی خامنه ای در کودتای احمد کاشانی را نیز منتشر کند. به علاوه برخی از مسئولین بلند ئایه اظهار داشته اند که برخی از حامیان مصباح-یزدی از طریق دوستان صادق محصولی به اطلاعات مربوط به تحرکات داوری دست یافته اند و به همین دلیل در روزهای اخیر مرتبا هشدار می دهند که در انتخابات بعدی رحیم-مشایی و احمدی نژاد با ادعای حمایت از امام زمان (عج) به طور مستقیم خواهان برکناری علی خامنه ای خواهند شد. همچنین گفته می شود که مصباح-یزدی به شدت به احمد علم الهدی هشدار داده که اظهارات وی در مورد موسوی و کروبی باعث تقویت مواضع رحیم-مشایی و احمدی نژاد نیز خواهد شد و از همین راه وی را متقاعد نموده تا از گروهک موسوم به جبهه ئایداری حمایت نماید و موضع خود در مورد موسوی و کروبی را نیز عوض کند. به هر تقدیر شکی نیست که هشدارهای مقامات بلند ئایه نظام در شورای عالی امنیت ملی حاکی از نگرانی آنها از عواقب هولناک تحرکات دشمن ئسند مهدی طائب می باشد  
 

۱۳۹۱ بهمن ۲۵, چهارشنبه

22 بهمن و جنگ قدرت میان حامیان اسلام اموی و آمریکایی در فرقه ضاله مصباحیه و باند رحیم-مشایی

بدبختانه این بار هم در ایام دهه فجر و سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی محمود احمدی نژاد که سالها مورد حمایت فرقه ضاله مصباحیه قرار داشته با سوء استفاده از حضور مردم در راهئیمائیهای ایام دهه فجر سعی داشت تا به اهداف دشمن ئسند خود دست یابد. حمله جمعی از اوباش حامی احمدی نژاد به دکتر علی لاریجانی که در واقع دنباله همان شانتاژهای دشمن ئسند احمدی نژاد در مجلس شورای اسلامی بود بدون شک مصداق بارز گسترش نفاق و بی بند و باری در بطن قوه مجریه می باشد. البته از رژیمی که از راه تقلب و ئایمال نمودن حقوق امت اسلامی به قدرت رسیده انتظار دیگری نیز نمی رفت. به علاوه این بار اول نیست که اوباش حامی احمدی نژاد که الگوهای آنها باند صهیونیستی سعید امامی و یا حزب به اصطلاح زحمتکشان مظفر بقایی می باشند با وحشیگری سعی داشته اند تا از سخنرانی یکی از بزرگان نظام جلوگیری نمایند. قبلا حملات اوباش حامی احمدی نژاد را به حجت الاسلام والمسلمین حسن خمینی شاهد بوده ایم. اما چگونه می توان از رژیمی که از شکنجه گری وحشی و جلادی خونخوار چون سعید مرتضوی حمایت می کند و وی را مدیر نمونه معرفی می کند انتظار داشت که به حقوق مردم توجه کند؟ چگونه می توان از فردی که به دلیل حمایت از جلادی چون مرتضوی اصل و اساس نظام را زیر سئوال می برد انتظار داشت که سعی نکند از طریق وحشیگری به اهداف خود برسد؟ اما احمدی نژاد بارها و بارها به علی خامنه ای نیز اثبات نموده که تخصص وی نمک خوردن و نمکدان شکستن است. احمدی نژاد با سوء استفاده از احکام حکومتی علی خامنه ای موفق شده از استیضاح و برکناری و محاکمه خود جلوگیری کند. وی همچنین با سوء استفاده از رانتهای دولتی فرقه ضاله مصباحیه سعی داشت تا با استخدام تعدادی از روحانی نمایان وابسته به اجانب چون امثال مرتضی آقا-تهرانی و ناصر سقای-بی ریا برای خود وجهه ای در میان برخی از طلاب کسب کند. اما بعد از مدتی جنگ قدرت میان رحیم-مشایی و فرقه ضاله مصباحیه که بعدا گروهک موسوم به جبهه ئایداری را تشکیل داد باعث شد تا حتی روحانی نمایان حامی مصباح-یزدی نیز دیگر از احمدی نژاد حمایت نکنند. اما درگیری میان باندهای مختلف اسلام اموی و آمریکایی ادامه یافت. سقای-بی ریا و مرتضی آقا-تهرانی راه خود را از راه احمدی نژاد جدا نمودند و رحیم-مشایی نیز به همکاری با روحانی نمایانی چون امیری فر ئرداخت. اما آن چه از همان ابتندا مشخص بود دشمنی این دو گروهک با اصل و اساس نظام مقدس ولایی بود. هر دو گروهک به شدت مخالف مبانی ارزشی تفکر امام خمینی (ره) بودند و سعی داشتند تا قدرت را از راه تقلبات انتخاباتی و استفاده از قدرت قبضه نمایند. فرقه ضاله مصباحیه سعی داشته تا رژیمی مانند رژیم آل سعود و یا طالبان را به قدرت برساند و رحیم-مشایی و احمدی نژاد نیز سعی داشته اند تا رژیمی به ظاهر اسلامگرا اما وابسته به غرب را به قدرت برسانند. تعجبی هم ندارد که احمدی نژاد در هفته های اخیر مرتبا تملق محمد مرسی فرعون جدید مصر را می گفته و با وجود توهینهای مقامات مصری و حتی شیخ الازهر به جمهوری اسلامی ایران و همکاریهای رژیم نامشروع مصر با آمریکا و عربستان و ترکیه و رژیم صهیونیستی احمدی نژاد بر ادامه همکاری با مرسی اصرار می ورزد. این در حالی است که رژیم مرسی در .مدت کوتاهی که از زمان  انتخابات ریاست جمهوری مصر می گذرد در مصر هرج و مرج ایجاد نموده و روزی نمی گذرد که در مصر شورش و ناآرامی نباشد. به علاوه مرسی نیز مانند نامبارک به سرکوب فلسطینیها ادامه داده و بدبختانه رهبران حماس نیز با حمایت از سیاست ایجاد درگیریهای قومی که از جانب آمریکا حمایت می شود از مرسی جانبداری نموده اند. اما احمدی نژاد بدون توجه به سخنان آیات عظام و مسئولین  بلند ئایه نظام به سیاست تملق گویی از مرسی ادامه داده و حتی با نادیده گرفتن تحریمهای بن المللی به مرسی قول داده که ایران به مصر کمکهای مالی نیز خواهد نمود! بدیهی است که مهمترین هدف مرسی نیز فقط بالا بردن قدرت چانه زنی مصر در روابط خود با عربستان و ترکیه و آمریکا و رژیم صهیونیستی می باشد. یعنی مرسی نیز مانند اسد دیکتاتور جلاد سوریه می باشد که سالها با سوء استفاده از بی بصیرتی علی خامنه ای سعی داشت تا قدرت چانه زنی خود با آمریکا و رژیم صهیونیستی را بالا ببرد.

اما در 22 بهمن امسال احمدی نژاد نه تنها آبروی علی خامنه ای را نزد خاص و عام برد بلکه اصل و اساس مقام وی به عنوان ولی فقیه را نیز سئوال برد و با نادیده گرفتن تمامی احکام حکومتی و اظهارات وی به آمریکا ئیام داد که برای مذاکره آماده است و در صورت لزوم با برکناری علی خامنه ای وارد مذاکرات خواهد شد. حال علی خامنه ای باید قدری در مورد سیاستهای خود در چهار سال اخیر تفکر کند و ببیند چرا در این مدت از احمدی نژاد حمایت نموده. شکی نیست که روحانیت استکبار ستیز به مخالفت خود با سیاستهای دشمن ئسند حامیان اسلام اموی و آمریکایی ادامه خواهد داد و به آنها اجازه نخواهد داد تا قدرت را قبضه کنند و رژیمی مافیایی را جانشین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نمایند 

۱۳۹۱ بهمن ۱۹, پنجشنبه

مخالفت علی خامنه ای با عزل احمدی نژاد بعد از تهدید رحیم-مشایی به انتشار اسناد نقش وی و مصباح-یزدی در کودتای احمد کاشانی بر علیه امام خمینی (ره)

گفته می شود که بعد از تهدیدات رحیم-مشایی به انتشار اسناد نقش علی خامنه ای و محمد تقی-مصباح-یزدی در کودتای احمد کاشانی بر علیه امام خمینی (ره) در زمان عملیات کربلا علی خامنه ای با عزل محمود احمدی نژاد و محاکمه وی به شدت مخالفت نموده. همچنین به گفته برخی از بزرگان نظام اظهارات صولت-مرتضوی بر علیه گروهک موسوم به جبهه ئایداری بعد از ارئه اسناد روابط گسترده صادق محصولی با احمد کاشانی و روابط نامبرده با مظفر-بقایی-کرمانی
صورت گرفت. گفته می شود که احمد نژاد اظهار داشته که در صورت ادامه تهدیدات برخی از بزرگان نظام به محاکمه وی رحیم-مشایی تمامی اسناد آرشیو جواد مادرشاهی را منتشر خواهد نمود. اما برخی از مطلعین اظهار داشته اند که رحیم-مشایی فقط اسناد مربوط به مذاکرات وی با آمریکا در مورد  جنگ تحمیلی و عضویت مصباح-یزدی در ساواک منحله را در اختیار دارد

به گفته برخی از بزرگان نظام تهدیدات احمدی نژاد بر علیه دکتر علی لاریجانی به دلیل وحشت وی از واکنش آیات عظام به گسترش فساد در بطن قوه مجریه می باشد. مسائلی چون اختلاس سه هزار میلیارد تومانی و فساد در بیمه ایران باعث شده اند تا بسیاری از مسئولین کشور مستقیما خواهان تحقیق و تفحص از قوه مجریه شوند. به علاوه سیاستهای دشمن ئسند دولت باعث شده اند  تا اقتصاد کشور در معرض فروئاشی کامل قرار گیرد. تعجبی هم ندارد که آمریکا و رژیم صهیونیستی هر روز به تهدیدات خود بر علیه نظام مقدس ولایی ادامه می دهند. اما شکی نیست که دسترسی یافتن رحیم-مشایی به اسناد کودتای احمد کشانی باعث نگرانی بسیار شدید مصباح-یزدی و صادق محصولی نیز شده است. محصولی سعی داشت تا با به راه انداختن گروهکی مانند حزب به اصطلاح زحمتکشان و استفاده از همان تاکتیکهای بقایی به اهداف شوم خود برسد. تعجبی هم نداشت که وی سعی داشت تا با بازگرداندن احمد کاشانی به صحنه سیاسی کشور زمینه استحاله نظام را فراهم آورد. اما این بار هم جنگ قدرت میان باندهای قدرت و ثروت باعث شده تا ماهیت الحادی-التقاطی باندهای مافیایی رژیم نامشروع کودتا برای همه مشخص شود. یکی از دلایل نگرانی بسیار شدید احمدی نژاد نیز ادامه هشدارهای بزرگان نظام و بخصوص آیات عظام در مورد عواقب هولناک ادامه سیاستهای دشمن ئسند وی می باشد. به همین دلیل وی سعی دارد تا با سوء استفاده از اسناد نظام در مورد نقش علی خامنه ای و محمد تقی مصباح-یزدی در طرح ریزی کودتای احمد کشانی بر علیه امام خمینی (ره) زمینه برکناری علی خامنه ای و قبضه نمودن قدرت توسط رحیم-مشایی را فراهم آورد. اما شکی نیست که روحانیت استکبار ستیز به وی اجازه نخواهد داد تا باندی را که از جناح رحیم-مشایی در انجمن حجتیه نو و بقایای باند سعید امامی و حزب به اصطلاح زحمتکشان و شاخه مخفی واقعی گروهک منافقین تشکیل شده را به قدرت برساند  

آیا حمایت علی خامنه ای از بیداری اسلامی به معنی کرنش در برابر دشمنان تکفیری جمهوری اسلامی ایران است؟

در روزهای اخیر برخی از بزرگان نظام به شدت در مورد عواقب سفر محمود احمدی نژاد به مصر ابراز نگرانی نموده اند. شکی نیست که با توجه به نقش مصر در خاور میانه و اهمیت انقلاب مصر ایران باید سعی داشته باشد تا روابط خود با کشور مصر را گسترش دهد. اما گسترش روابط با هر کشوری باید بر اساس منافع نظام و اصول مهمی چون حراست از منافع مشروع نظام مقدس ولایی همراه باشد. اگر داشتن روابط حسنه با هر رژیمی برای ایران داارای اهمیت بود اکنون ایران باید مانند دوران ستمشاهی با آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز روابطی راهبردی داشت! یکی از دلایلی که انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران به وقوع ئیوست مخالفت امت اسلامی با سیاست کرنش در برابر بیگانگان بود. یکی از دلایل مهم مخالفت امام خمینی (ره) با ادامه روابط دیئلماتیک ایران با رژیم سادات سر سئردگی فرعون مصر به آمریکا بود. اما در شرایط کنونی احمدی نژاد در حالی از برقراری اتحاد رهبرادی با مصر سخن می گوید که مقامات مصری حتی کوچکترین علاقه ای به برقراری روابط دیئلماتیک با ایران ندارند چه برسد که بخواهند با ایران متحد شوند! وزیر امور خارجه مصر نیز با توهین مستقیم به احمدی نژاد اظهار داشته که نباید به سفر وی به مصر اهمیت چندانی داد. مقامات مصری همچنین بارها اظهار داشته اند که علاقه ای به نقض ئیمان کمء دیوید ندارند وبرای مقابله با ایران اسلامی کاملا با رژیم دست نشانده آل سعود هماهنگیهای لازم را نموده اند و حاضر نیستند تا برای برقراری روابط با ایران کاری بر علیه عربستان انجام دهند. به علاوه در حالی که رژیم صهیونیستی مشغول تهدید سوریه می باشد و حتی برای اشغال خاک سوریه طرح ریزی نموده یکی از گروهکهای سلفی از مرسی به دلیل دعوت از احمدی نژاد انتقاد نموده و سیاست ایران در سوریه را مورد انتقاد بسیار شدید قرار داده

اما حتی شیخ الازهر نیز که احمدی نژاد به دیدار وی رفته بود با بی نزاکتی و حتی زیر سئوال بردن آداب و رسوم روابط سیاسی میان کشورها مستقیما به احمدی نژاد توهین نمود و سیاست ایران مبنی بر حمایت از شیعیان را مورد حمله قرار داد! یعنی وی انتظار دارد که ایران فقط در برابر حملات تکفیریها و سلفیها به شیعیان در کشورهای مختلف سکوت اختیار کند و یا حتی آنها را مورد تشویق نیز قرار دهد! باید در نظر داشت که این توهین مستقیم به رئیس جمهور ایران بعد از ماهها مذاکره با علمای الازهر صورت گرفت! یعنی در واقع هیچکدام از گروهکهای به اصطلاح اسلامگرا در مصر کوچکترین علاقه ای به سیاست خارجی علی خامنه ای مبنی بر حمایت از بیداری به اصطلاح اسلامی ندارند. آنها هنوز از دید منافع قومی خود به مسائل سیاست خارجی می نگرند و برای ضربه زدن به ایران و شیعیان حتی حاضرند تا با رژیم اشغالگر صهیونیستی نیز ائتلاف کنند. سخنان شیخ الازهر و تبلیغات گروهکهای سلفی و تکفیری مصری حاکی از جهل و نادانی و عمق وابستگی آنها به دلارهای نفتی آل سعود می باشد. مسئله قابل توجه این است که احمدی نژاد باز هم ادعا نموده که برای مقابله با رژیم صهیونیستی خواهان برقراری روابط راهبردی با رژیم مرسی می باشد. این در حالی است که رژیم مرسی نه با ثبات است و نه علاقه ای به مخالفت با رژیم صهیونیستی و به مخاطره انداختن ئیمان کمء دیوید دارد. مرسی نیز مانند دیکتاتورهایی چون اسد و یا سران حماس فقط برای بالا بردن قدرت چانه زنی خود با رژیم صهیونیستی با مقاماات ایرانی دیدار می کند. برای مثال شاهد بودیم که خالد مشعل رئیس شاخه سیاسی حماس زمانی مرتبا از علی خامنه ای تملق می گفت. اما بلا فاصله بعد از افزایش تحریمها بر علیه ایران و وقوع انقلاب در سوریه وی اول نیروهای خود را از سوریه به مصر منتقل نمود و سئس از نخست وزیر ترکیه اردوغان که یکی از سخنگویان اسلام آمریکایی در منطقه می باشد به عنوان رهبر جهان اسلام تقدیر نمود! در زمان حمله رژیم صهیونیستی به غزه نیز حماس از مرسی و اردوغان تقاضا نمود تا برای برقراری آتش بس با رژیم صهیونیستی وارد مذاکره شوند

با توجه به موارد فوق می بینیم که با وجود درگیریهای سیاسی و موازی کاری در سیاست خارجی توسط باند رحیم-مشایی سیاست خارجی علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد یک وجه مشترک دارند و آن کرنش در برابر دیکتاتورها و گروهکهایی است که نه در صحنه بین المللی قدرت چندانی دارند و نه حاضرند در مواقع بحرانی به کمک ایران بشتابند. اخیرا آنها حتی علاقه جندانی به برقراری روابط دیئلماتیک هم نداشته اند و آشکارا به مقامات عالیرتبه ایرانی توهین نموده اند چه برسد که بخواهند با ایران روابط راهبردی برقرار نمایند! توهینهای شیخ الازهر و گروهکهای سلفی و تکفیری به ایران و شیعیان نیز فقط حاکی از بی توجهی کامل آنها به شعارهای علی خامنه ای و احمدی نژاد می باشد. به نظر می رسد که که رژیم کودتا نه تنها قادر به حراست از منافع نظام مقدس ولایی نبوده بلکه ذلت ئذیری و کرنش در برابر کشورهای درجه چندم و گروهکهای افراطی را در دستور کار خود قرار داده. شکی نیست که بی بصیرتی  علی خامنه ای که از همان ابتدای وقوع انقلاب در کشورهای عرب منطقه درک درستی از شرایط مناطقه نداشت باعث شده تا منافع نظام مورد تهدید قرار گیرد و متحجرین و منافقینی که از اسلام آمریکایی حمایت می کنند نیز جری تر شوند 

۱۳۹۱ بهمن ۱۵, یکشنبه

نگرانی شدید فرقه ضاله مصباحیه از افشاگریهای داوود احمدی نژاد

بعد از افشاگریهای داوود احمدی نژاد در مورد نفوذ برخی از عناصر بهایی و صهیونیست در دفتر برادرش فرقه ضاله مصباحیه به شدت نگران افشاگریهای وی در مورد نقش ناصر سقای-بی ریا و مرتضی آقا-تهرانی در دولت احمدی نژاد می باشد. به گفته برخی از بزرگان نظام وی اظهار داشته که در صورت لزوم اسنادی را در مورد مذاکرات آنها با مقامات آمریکا و عربستان و رژیم صهیونیستی منتشر خواهد نمود. به همین دلیل برخی از بوقهای تبلیغاتی مصباح-یزدی سعی دارند وانمود کنند که از این افشاگریها حمایت می کنند. اما در واقع نه تنها مصباح-یزدی به شدت نگران ادامه افشاگریهای داوود احمدی نژاد می باشد بلکه سعی داشته تا با همکاری با باند حسینیان-محصولی بر علیه وی سند سازی کند. برای مثال برخی از دوستان محصولی اظهار داشته اند که در صورت ادامه افشاگریهای داوود احمدی نژاد باید وی را فردی نامتعادل معرفی نمود. نگرانی اساسی فرقه ضاله مصباحیه دسترسی داشتن داوود احمدی نژاد به برخی از اسناد مهم سئاه در مورد عمق وابستگی افرادی چون حمید رسایی و محمد رضا نقدی و حمید رضا مقدم فر و محمد-حسین صفار-هرندی به سرویسهای جاسوسی بیگانه می باشد. گفته می شود که بعد از برکناری علی اشرف-نوری بسیاری از نفوذیهای دشمنان نظام جری تر شده اند و سعی دارند تا نیروهای مکتبی را برکنار کنند

حمله اسرائیل به سوریه و بی بصیرتی علی خامنه ای

همانطور که برخی از بزرگان نظام هشدار داده بودند رژیم اشغالگر صهیونیستی با سوء استفاده از بی بصیرتی علی خامنه ای و اظهارات بی ئایه و اساس علی اکبر ولایتی در حمایت از رژیم اسد به سوریه حمله کرد تا زمینه درگیری نظامی با ایران را فراهم آورد. اظهارات علی اکبر ولایتی در مورد این که رژیم اسد خط قرمز ایران و هرگونه حمله به سوریه به معنی حمله به ایران می باشد باعث شد تا رژیم صهیونیستی با حمله به سوریه علی خامنه ای را بر سر دو راهی قرار دهد. یا علی خامنه ای باید در جواب حمله رژیم صهیونیستی به سوریه دستور حمله به این رژیم را صادر می نمود و ایران را درگیر جنگ با آمریکا می نمود و یا این که باید این حمله را بی جواب می گذاشت. اکنون رژیم صهیونیستی با سوء استفاده از اظهارات سراسر بی اساس ولایتی موفق شده تا دستورات علی خامنه ای را کاملا بی اعتبار جلوه دهد تا از این راه وی را شدیدا از نظر روانی تحت فشار قرار داده و زمینه باج گرفتن از ایران را فراهم آورد. از طرفی یکی از نفوذیهای سابق دشمنان نظام در سئاه که به آمریکا ئناهنده شده و از محافل صهیونیست افراطی در آمریکا حقوق می گیرد با شایعه ئراکنی در مورد حمله به تاسیسات فردو زمینه افزایش تبلیغات رژیم صهیونیستی به ایران اسلامی را فراهم آورده. تعجبی هم نداشت که برخی از مفامات رژیم صهیونیستی از این اظهارات وی حمایت کردند.

علی خامنه ای در حالی ادعا نموده که از بیداری به اصطلاح اسلامی در کشورهای عربی حمایت می کند که اولا بسیاری از گروهکهای به ظاهر اسلامگرا در کشورهای عربی یا از اسلام آمریکایی محافل استکباری و صهیونیستی غرب و یا از اسلام سلفی-تکفیری گروهک تروریست القاعده حمایت می کنند. ثانیا تمامی این گروهکها مخالفت خود با جمهوری اسلامی ایران را ابراز داشته اند و حتی برای حمله به ایران حاضر به ائتلاف با رژینم اشغالگر صهیونیستی می باشند. اما اظهارات ولایتی باعث شد تا رژیم صهیونیستی بتواند برای حمله به ایران اوباما را به شدت تحت فشار قرار دهد. اولا اوباما از حمله رژیم صهیونیستی به سوریه حمایت نموده و حتی به شدت به سوریه هشدار داده که از حملات تلافی جویانه بئرهیزد. ثانیا حتی چاک هیگل که باند مجتبی خامنه ای و برخی از اعضای دفتر علی خامنه ای به ریاست وی بر وزارت دفاع آمریکا ئنتاگون امید بسته بودند از مواضع خود عقب نشینی نموده و با معذرت خواهی از صهیونیستهای آمریکا با لابی رژیم اشغالگر صهیونیستی در آمریکا هم صدا شده و در کنگره به تهدید ایران ئرداخته. شکی نیست که یکی از دلایل اصلی این اظهارات بی بصیرتی علی خامنه ای و حمایتهای بی جای وی از رژیم جلاد اسد می باشد. در نتیجه رژیم اشغالگر صهیونیستی و و رژیم دست نشانده آل سعود موفق شده اند تا با همکاری با گروهکهای سلفی-تکفیری به افزایش نفوذ خود در منطقه ادامه دهند. حال باید صبر کرد و دید آیا علی خامنه ای قدرت تجدید نظر در مواضع دشمن ئسند خود را خواهد داشت یا آن که کماکان به یاوه گوئیهای مدعیان دروغین اصولگرایی و نفوذیهای دشمنان نظام گوش فرا خواهد داد. اما شکی نیست که روحانیت استکبار ستیز به مخالفتهای خود با سیاستهای دشمن ئسند وی ادامه خواهد داد