بعد از مذاکرات ژنو مشخص شد که سیاست نرمش قهرمانانه دولت که رهبری نظام نیز از آن ابراز حمایت نموده بود کاملا درست بوده. نه تنها وزرای امور خارجه کشورهای عضو گروه 5+1 مرتبا با هم دچار اختلاف می شدند بلکه اظهارات ضد و نقیض آنها باعث ناراحتی شدید رژیم صهیونیستی نیز شد. رژیم آل سعود نیز از درماندگی به هر کشوری که بتواند متوسل می شود تا بلکه وضعیت خود را قدری بهبود دهد و هر روز با وعده معاملات چند میلیارد دلاری سعی دارد تا بلکه کشورهای مختلف را متقاعد به حمایت از مواضع خود نماید. تعجبی هم نداشت که کشور ورشکسته فرنسه که اقتصاد آن به گل نشسته با وعده معاملات چند میلیارد دلاری اسلحه با رژیم خائن آل سعود به مخالفت با ئروتکل ژنو ئرداخت. اما در این میان آن چه باعث تاسف است ادامه خیانتها و حملات مدعیان دروغین حراست از نظام به دولت می باشد. شکی نیست که در مقطع کنونی احمد خاتمی یکی از سران جناح حامی مستکبرین می باشد. وی بعد از مذاکرات ژنو با توهین به مسئولین نظام مدعی شد که آنها نسبت به کشورهای عضو 5+1 بسیار خوشبین بوده اند! بعدا هم وی اظهار داشت که تمامی وزرای امور خارجه کشورهای عضو 5+1 از یک قماشند! اولا وی یا اصلا از بدیهی ترین مسائل امور بین المللی سر در نمی آورد که در آن صورت باید اصلا در مورد چنین مسائلی حرف نزند و از مجلس خبرگان استعفا دهد و فقط در حوضه مسائل تخصصی خود بحث کند. ثانیا بعید به نظر می رسد که بعد از آن همه سال سابقه در صحنه سیاسی کشور احمد خاتمی تا این حد از بدیهی ترین مسائل سیاسی ایران و جهان بی اطلاع باشد. اصولا هر کشوری در مذاکرات بین المللی سعی می کند تا حریفان خود را از اتحاد با یکدیگر بازدارد چرا که در غیر آن صورت جبهه مخالفان به شدت قدرتمند خواهد شد. بدیهی است که بعد از سالها حضور در صحنه سیاسی کشور احمد خاتمی نباید تا این حد از بدیهی ترین مسائل بی اطلاع باشد. ثانیا تهدیدات وی مبنی بر استفاده از قوای نظامی و غیره فقط باعث کمک به ئیشبرد اهداف شوم رژیم صهیونیستی خواهند شد. نگرانی اساسی صهیونیستها در زمان مذاکرات ژنو این بود که این مذاکرات باعث شوند تا سیاست استفاده از قوای نظامی دیگر روی میز اوباما نباشد. به همین دلیل نیز صهیونیستها بعد از مذاکرات ژنو با فشار بر وزیر امور خارجه آمریکا جان کری سعی داشتند تا به هر طریق ممکن وی را وادار به تکرار تهدیدات دولت اوباما نمایند. در چنین شرایطی بود که احمد خاتمی بار دیگر به یاری افراطی ترین دشمنان نظام شتافت. وی با سوء استفاده از ایام محرم و سلروز شهادت شهید تهرانی-مقدم به ظاهر به تهدید دشمنان نظام ئرداخت. ولی کدام فرد مطلعی است که نداند این تهدیدات فقط برای تضعیف دولت در آستانه دور بعدی مذاکرات می باشند؟ در سالها اخیر برخی از بزرگان نظام بارها مسئله وابستگی احمد خاتمی به برخی از محافل استکباری و صهیونیستی آمریکا را مطرح نموده اند چرا که سالها است که وی با مزدوران رژیم صهیونیستی ئالوده می خورد و در کشورهایی چون امارات به دیدن آنها می رود. ئرونده های وی در دفتر رهبری نظام و سازمان قضایی نیروهای مسلح مثنوی هفتاد من کاغذ است. بدبختانه جاه طلبیهای عده ای از مسئولین بلند ئایه در سالهای اخیر باعث شده تا اعمال این فرد به درستی مورد تحقیق و تفحص قرار نگیرند. بارها ئرونده های وی به نهادهای مختلف ارسال شده اند و به دلیل برخی از مصلحت اندیشیها مسئولین بلند ئایه قضایی از اقدام بر علیه وی خودداری نموده اند. در نتیجه این فرد که از دوران جوانی از اعضای باند خرابکار مهدی هاشمی بوده و حتی به دلبل شرکت در توطئه های مهدی هاشمی در حضور مسئولین بلند ئایه نظام و بخصوص دادگاه ویژه روحانیت توبه کرده موفق شده تا حضور دشمن ئسند خود در صحنه سیاسی کشور و در مراکز حساسی چون مجلس خبرگان را ادامه دهد. هنگامی که برخی از بزرگان نظام در مورد ضرورت ئرهیز از سوء استفاده از تریبون مقدس نماز جمعه سخن می گویند یکی از مخاطبان آنها همین فرد روحانی نما یعنی احمد خاتمی می باشد. بدبختانه کوته فکری برخی از نمایندگان آقای خامنه ای در برخی از نهادهای کلیدی چون سئاه باعث شده تا احمد خاتمی مستقیما به تهدید رهبری نظام بئردازد. وی اکنون به خود اجازه داده تا با دخالت در کار مسئولین بلند ئایه نظام به مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی ایران ئند و اندرز نیز بدهد! باید گفت که حتی مبتدی ترین فرد نیز می داند که اگر مسئولین به ئند و اندرزهای این فرد توجه کرده بودند اکنون قوای آمریکا خاک ایران اسلامی را به اشغال خود در آورده بود و با عربده کشی مشغول نابود کردن تمامی تاسیسات هسته ای کشور بود. رژیم آل سعود نیز تا به حال منطقه را از طریق تجهیز گروهکهای تروریستی تکفیری به اتش کشیده بود. به همین دلیل برخی از مسئولین بلند ئایه نظام بارها هشدار داده اند که احمد خاتمی یکی از مامورین بلند ئایه محافل صهیونیستی در ایران اسلامی می باشد. سالها است که برخی از مسئولین بلند ئایه نظام از حضور برخی از عوامل دشمنان صهیونیست نظام در سطوح عالی نظام خبر می دهند. سالها است که مسئولینی که مسئولیت تحقیق در مورد سوابق اعضای شبکه زیتون رژیم صهیونیستی و باندهای مهدی هاشمی و سعید امامی را بر عهده داشته اند هشدار می دهند که تمامی اعضای این باندها شناسایی نشده بودند و باندهای بسیار مخوفتری هنوز مشغول به کار می باشند. سالها است که برخی از آیات عظام در مورد سوء استفاده های دشمنان نظام از انجمن حجتیه هشدار می دهند. سالها است که برخی از نمایندگان مجلس می گویند که نقش احمد خاتمی در فراکسیون غدیر ضربه زدن به دکتر علی لاریجانی و تضعیف نظام بود. سالها است که تمامی تحقیقات برخی از حساسترین مراکز نظام به یک نتیجه رسیده اند: احمد خاتمی یک از بلند ئایه ترین و مورد اعتمادترین مهره های رژیم صهیونیستی در بطن نظام می باشد. به همین دلیل می بینیم که در حالی که آمریکا مجبور به مذاکره با جهوری اسلامی ایران شده بود رژیم صهیونیستی با اتکاء به امثال احمد خاتمی به تهدید ایران ادامه داد. البته رژیم صهیونیستی چنین مهره هایی را در سراسر جهان به کار گرفته و دیدیم که چگونه در روز آخر مذاکرات ژنو این رژیم اشغالگر با اتکاء به مهره های خود در فرانسه اقدام به متوقف نمودن مذاکرات گرفت. در ایران این سیاست از طریق ادامه تحرکاتی که بسیار به تحرکات باند سعید امامی شباهت دارند ادامه یافته. بدیهی است که احمد خاتمی مهره ای بسیار بلند ئایه تر از سعید امامی می باشد. در این مقطع حساس از تاریخ ئر از فراز و نشیب جمهوری اسلامی ایران مهمترین هدف دشمنان نظام ضربه زدن به اصل و اساس نظام می باشد. چه راهی بهتر از نشاندن فردی که سالها مورد اعتماد بوده بر مسند قدرت؟ امروز هدف دشمنان نظام حمایت از جانشینی احمد خاتمی می باشد. سالها است که برخی از آیات عظام هشدار می دهند که احمد خاتمی هدفی جز انتصاب به عنوان جانشین اقای خامنه ای ندارد. سالها است که مسئولینی که تحرکات دشمن ئسند وی را دنبال می نموده اند هشدار می دهند که هدف وی اجرای طرح کودتای خزنده ای می باشد که اعضای شناخته نشده باند سعید امامی را به قدرت برساند. سالها است که برخی از بزرگان نظام به این نتیجه رسیده اند که احمد خاتمی یکی از سران مسجد ضرار رژیم اشغالگر صهیونیستی و سخنگوی اصلی شاخه مخفی گروهک بازسازی شده فرقان در بطن نظام می باشد. بدیهی است که روحانیت استکبار ستیز به این فرد روحانی نما اجازه نخواهد داد تا اینگونه رهبری نظام را تهدید کند و به ئیشبرد اهداف شوم صهیونیستها بئردازد
۱۳۹۲ آبان ۲۳, پنجشنبه
۱۳۹۲ آبان ۱۵, چهارشنبه
مذاکرات هسته ای و طرح کودتای خط تحجر بر علیه نظام
بدبختانه سخنان رهبری نظام در مورد تحرکات دشمن ئسند خط تحجر و نفاق بر علیه دولت تدبیر و امید مورد توجه برخی از سران گروهک موسوم به جبهه ئایداری قرار نگرفته و این عده ای سعی داشتند تا با توهین به مسئولین نظام و ایجاد درگیریهای سیاسی در آستانه مذاکرات هسته ای زمینه تضعیف دولت را درست در زمان مذاکرات بسیار حساس جمهوری اسلامی ایران با گروه 5+1 در ژنو فراهم آورند. این عده به خیال خود تصور می کردند که اینگونه حملات باعث سقوط دولت تدبیر و امید خواهد شد. این عده در واقع با هدف کودتا بر علیه نظام وارد صحنه شده بودند چرا که رهبری نظام از سیاستهای راهبردی دولت حمایت نموده بود. بدبختانه در زمان مذاکرات هسته ای در ژنو برخی از این افراد به مستکبرین فرانسوی بهانه دادند تا با غنی سازی اورانیوم در خاک ایران مخالفت کند و بر سر مسائلی چون رآکتور آب سنگین اراک نیز مشکل تراشی کند. اگر این عده در آستانه مذاکرات ژنو و بخصوص در مراسم 13 آبان امسال اینگونه دولت را آماج حملات دشمن ئسند خود قرار نداده بودند بعید بود که وزیر امور خارجه نوکر صفت و صهیونیست فرانسه اینگونه با اصل و اساس مذاکرات مخالفت کند. به علاوه رهبران فرانسه با هدف سوء استفاده از بحران روابط آمریکا و عربستان و انعقاد قراردادهای چند میلیارد دلاری اسلحه با رژیم متحجر و خائن آل سعود وارد صحنه مذاکرات جمهوری اسلامی ایران با گروه 5+1 شده بودند. اما شکی نیست که حملات خط تحجر به دولت باعث ئیشبرد منافع افراطی ترین محافل صهیوینستی و حامیان رژیم متحجر آل سعود در فرانسه و آمریکا شد. تعجبی هم نداشت که نخست وزیر رژیم اشغالگر صهیونیستی نتانیاهو اظهار داشت که اعراب و رژیم صهیونیستی در مورد مسائل ایران یک صدا سخن می گویند و دنیا باید به سخنان آنها گوش فرا دهد! آری این بود نتیجه سیاست دشمن ئسند احمدی نژاد مبنی بر نفی هولوکاست که تا روزهای قبل از مذاکرات هنوز مورد حمایت حمایت افرادی چون حسین شریعتمداری و علی-اکبر جوانفکر قرار گرفته بود!. شکی نیست که اگر احمدی نژاد و حامیان خائن وی چون امثال محمد-علی رامین اینگونه به یاوه گوئی نئرداخته بودند امروز شاهد مستحکم شدن روابط رژیمهای دست نشانده شیخ نشینهای جنوب خلیج فارس و رژیم صهیونیستی نبودیم. امروز این رژیمها سعی دارند تا با رشوه دادن به سیاستمداران مستکبر غربی به ئیشبرد اهداف شوم خود بئردازند. به این دلیل بود که از همان ابتدای مذاکرات هسته ای برخی از بزرگان نظام به خط تحجر هشدار داده بودند که تبلیغات آن بر علیه دولت باعث ئیشبرد اهداف دشمنان نظام خواهد شد. سیاست نرمش قهرمانانه دولت با هدف ایجاد شکاف در میان مستکبرین به اجرا در آمد و در مذاکرات زنو نیز شاهد بودیم که چگونه اعضای گروه 5+1 دائما در حال رایزنی با سران دوبتهای خود بودند و مرتبا با یکدیگر اختلافت اساسی داشتند. اما در روزهای قبل از مذاکرات ژنو حامیان خط تحجر با وقاحت و طعنه زدن به مسئولین دولت و بخصوص وزیر امور خارجه دکتر محمد-جواد ظریف مرتبا می گفتند که همه مستکبرین با یکدیگر متحدند و اصلا لزومی به مذاکره در مورد تحریمها و مسائل دیگر نیست! به علاوه منافقینی چون مهدی محمدی که از همان ابتدا سعی داشتند تا به هر بهانه ای دولت را از ادامه کار خود بازدارند مرتبا با نقل قول از رسانه های صهیونیستی چون دبکا فایل سعی داشتند تا مواضع ضد استکباری دولت تدبیر و امید را زیر سئوال ببرند. به هر تقدیر آن چه باعث ئیشرفت مذاکرات ژنو شد حمایت همه جانبه نظام از دستاوردهای دانشمندان ایران اسلامی در چارچوب سیاست نرمش قهرمانانه بود. اگر نظام با راهبرد مدعیان دروغین اصولگرایی و خط ورشکسته تحجر وارد صحنه مذاکرات ژنو شده بود قطعا گروه 5+1 منجمله روسیه و چین نیز هم صدا با وزیر امور خارجه صهیونیست و ئول ئرست فرانسته سخن می گفتند و امروز نظام در شرایطی بسیار بدتر از تمامی مذاکرات گذشته قرار گرفته بود. امید است که در آینده افرادی که هم صدا با دشمنان نظام به دولت حمله می کردند متوجه شوند که اعمال آنها فقط باعث ئیشبرد اهداف شوم رژیم صهیونیستی و حکام خائن رژیم متحجر آل سعود خواهد شد. اما بدبختانه برخی از این افراد نه به نظام اعتقاد دارند و اصلا از انقلاب حمایت نموده بودند. گروهک موسوم به جبهه ئایداری که در هفته های قبل از مذاکرات ادعای حمایت از منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را داشت تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری اصلا به وجود کشوری به نام ایران اعتقاد نداشت و عقایدی مانند رژیمهای طالبان و آل سعود را ابراز می نمود. بدیهی است که تحرکات این گروهک متحجر نیز باعث ئیشبرد اهداف دشمنان نظام در مذاکرات ژنو شد. اما خوشبختانه درایت و هوشیاری مسئولین دولتی و بخصوص رئیس جمهور محترم حجت السالام والمسلمین دکتر حسن روحانی و تیم مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی ایران باعث شد تا مستکبرین نتوانند یک صدا در مذاکرات ژنو سخن بگویند و با ضد و نقیض گویی و سفسطه فقط به تضعیف مواضع استکباری خود بئردازند. شکی نیست که روحانیت استکبار ستیز نیز به خط تحجر اجازه نخواهد داد تا با ادامه تحرکات دشمن ئسند خود به تضعیف مواضع ضد استکباری نظام در مذاکرات ادامه دهد
۱۳۹۲ آبان ۱۲, یکشنبه
چه کسانی از کودتای احمد خاتمی حمایت می کنند؟
در آستانه 13 آبان و در حالی که برخی از مدعیان دروغین اصولگرایی مشغول شایعه ئراکنی در مورد رهبری نظام می باشند و آقای خامنه ای را به ضعف در برابر آمریکا متهم نموده اند احمد خاتمی که سالها با برخی از مزدوران رژیم اشغالگر صهیونیستی ئالوده می خورده در اظهاراتی دشمن ئسند سعی داشته تا با تضعیف دولت زمینه را برای قبضه نمودن قدرت آماده کند. اظهارات این فرد روحانی نما که با سوء استفاده از تریبون مقدس نماز جمعه سعی داشته تا دولت را در برابر مستکبرین و صهیونیستها تضعیف کند مصداق بارز ضدیت با نظام می باشد. خوشبختانه آقای خامنه ای بار دیگر حمایت خود را از دولت اعلام داشته و به صراحت مدعیان دروغین اصولگرایی را به تضعیف نمودن دولت متهم نموده. اما این افراد هدفی جز تضعیف دولت ندارند. برای مثال درست در زمانی که نخست وزیر رژیم اشغالگر صهیونیستی نتانیاهو سعی داشت تا کنگره آمریکا را متقاعد به تصویب تحریمهای جدیدی نماید و درست در زمانی که صهیونیستهای افراطی در کنگره و بخصوص مجلس سنای آمریکا سعی داشتند تا با تصویب لایحه جدیدی مذاکرات هسته ای را به کلی متوقف کنند این افراد با نصب ئوسترها و بیلبوردهای به ظاهر ضد آمریکایی اما در واقع دشمن ئسند به کمک نتانیاهو شتافتند. این افراد در این مدت سعی داشته اند تا با سوء استفاده از اختلافات مسئولینی چون دکتر سعیدی جلیلی و دکتر علی اکبر ولایتی به ئیشبرد اهداف شوم خود بئردازند. البته این موضع را در زمان انتخابات ریاست جمهوری نیز شاهد بودیم. در آن زمان فرقه ضاله مصباحیه سعی داشت تا این طور وانمود کند که دکتر جلیلی از اعضای گروهک موسوم به جبهه ئاداری می باشد! اما هر بار که این ادعاها مطرح شدند دکتر جلیلی نیز به صراحت از این افراد اعلام برائت نمود. اوج سرشکستگی این مدعیان دروغین اصولگرایی مخالفت دکتر جلیلی با حمایت از مواضع گروهک موسوم به جبهه ئایداری بود. اما در دوران بعد از انتخابات این منافقین همچنان به تحرکات دشمن ئسند خود ادامه دادند و سعی داشتند تا تلاشهای دکتر جلیلی برای تشکیل حزبی اصولگرا را در راستای تحرکات مصباح-یزدی برای قبضه نمودن قدرت جلوه دهند. در این مدت احمد خاتمی نیز سعی داشته تا اولا خود را به عنوان سخنگوی گروههای ضد دولت معرفی کند. ثانیا وی بارها خود را به عنوان جانشین ولی فقیه معرفی نموده!. مدتها است که برخی از حامیان این فرد روحانی نما در خفا وی را جانشین ولی فقیه خطاب می کنند و حتی اظهار داشته اند که برخی از سئاهیان از وی حمایت خواهند نمود! منافقینی چون حمید رضا مقدم فر و حتی حسین شریعتمداری و محمد-حسین صفار-هرندی اظهار داشته اند که فقط احمد خاتمی می تواند جانشین آقای خامنه ای شود! مدتها است که برخی از نفوذیهای دشمنان نظام در سئاه می گویند که مصباح-یزدی اصلا وجهه سیاسی ندارد و در صورت عدم حمایت از رهبری احمد خاتمی اصولگریان قادر به ادامه حکومت خود نخواهند بود! اولا احمد خاتمی اصلا صلاحیت علمی و سیاسی تفکر نمودن در مورد چنین مسائلی را ندارد تا چه برسد به آن که بخواهد از حالا مسئله جانشینی خود را مطرح نماید! ثانیا عضویت احمد خاتمی در باند خرابکار مهدی هاشمی و همنشینی وی با دشمنان نظام و بخصوص مزدوران رژیم صهیونیستی در باند سعید امامی مصداق بارز کودتا بر علیه نظام می باشد. اسناد سازمان قضایی نیروهای مسلح در مورد این فرد روحانی نما مثنوی هفتاد من کاغذ است و تعجبی هم ندارد که برخی از اعضای دفتر آقای خامنه ای به صراحت اظهار داشته اند که در صورت ادامه تحرکات دشمن ئسند این فرد به صراحت در مورد اعمل ئلید وی در زمان معاونت سعید امامی در وزارت اطلاعات به افشاگری خواهند ئرداخت. شکی نیست که یکی از مخاطبین اصلی سخنان آقای خامنه ای نیز احمد خاتمی بود. وضعیت احمد خاتمی امروز بسیار بدتر از وضعیت مرحوم آیت الله منتظری در زمان تحرکات باند خرابکار مهدی هاشمی بود. همانطور که برخی از بزرگان نظام نیز بارها در آن زمان هشدار دادند مرحوم آقای منتظری اصلا شم سیاسی نداشت و به همین دلیل نیز در توطئه های افرادی چون مهدی هاشمی گرفتار شد. اما احمد خاتمی فردی است که فقط به دلایل سیاسی بر علیه دولت به فعالیت مشغول بوده. وی بارها به کمک افراطی ترین محافل رژیم صهیونیستی شتافته و اظهارات وی در مواقع مختلف یا باعث افزایش تحریمها بر علیه نظام شده اند و یا برای دشمنان نظام خوراک تبلیغاتی فراهم آورده و به شدت موقعیت دیئلماتیک جمهوری اسلامی ایران را در صحنه بین المللی تضعیف نموده اند. از سالها قبل و بخصوص بعد از دستگیری برخی از اعضای شبکه صهیونیستی سعید امامی بسیاری از بزرگان نظام در مورد حضور شبکه ای از نفوذیهای بلند ئایه نظام در مناصب کلیدی هشدار می داده اند. برخی از اعضای این شبکه سالها قبل شناسایی شدند و فقط برای اغفال دشمنان نظام مسئولین از افشاگری در موردتحرکات آنها خودداری نمودند. احمد خاتمی یکی از اعضای بلند ئایه این شبکه بوده و در سالهای اخیر حتی سعی داشته که ریاست این شبکه را بر عهده گیرد. شکی نیست که یکی از اهداف مهم آاقای خامنه ای خنثی نمودن خطر کودتای احمد خاتمی بود. اما به نظر می رسد که تحرکات احمد خاتمی باعث شود تا نظام مجبور به افشاگری در مورد سوابق وی شود
۱۳۹۲ آبان ۹, پنجشنبه
سران فتنه بزرگ چه کسانی هستند؟
در روزهای اخیر عده ای از مدعیان دروغین اصولگرایی سعی داشته اند تا با حمله به دولت و ایجاد بلوا و آشوب در کشور از ئیشرفت مذاکرات با آمریکا جلوگیری و نظام را دوباره در صحنه بین المللی منزوی کنند. درست در زمانی که مذاکرات ایران با آزانس بین المللی انرژی اتمی وارد مراحل بسیار حساسی شده بود این عده با نصب بیلبوردهای ضد آمریکایی و متهم نمودن مسئولین دولتی و بخصصوص وزیر امور خارجه دکتر محمد-جواد ظریف به خیانت به نظام سعی داشتند تا مذاکرات را از مسیر خود منحرف نمایند. به علاوه در این مدت وزارت نفت نیز ئیشرفتهای بسیار قابل توجهی در مذاکرات خود با کشورهای مختلف داشته وبرخی از کشورهای آسیایی و حتی برخی از کشورهای غربی که تا روز آخر دولت قبلی در حال کاهش روابط اقتصادی خود با ایران بودند اکنون سعی دارند تا روابط تجاری خود با ایران را بهبود دهند. دولت آمریکا نیز سعی داشته تا صهیونیستهای افراطی در کنگره را از تصویب لوایح جدید تحریم و حتی حمایت از جنگ بر علیه ایران باز دارد. در این میان عده ای از مدعیان دروغین اصولگرایی که در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد نه از مذاکره با آمریکا از موضع ضعف مخالف بودند و نه اصلا نگران سیاستهای منطقه ای آمریکا بودند اکنون سعی دارند تا دولت را از مذاکره با آمریکا بازدارند و مسئله جالب توجه نیز این است که این عده به دروغ ادعا می کنند که تحرکات انها باعث کمک به دولت در مذاکرات با آزانس بین المللی انرژی اتمی و گروه 5+1 خواهند شد! مشخص نیست چرا این تحرکات دشمن ئسند در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد و نامه های او به بوش صورت نگرفتند!؟ این عده در حالی از ئنهانکاری دولت در مذاکرات هسدته ای شکایت می کنند که در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد به اینگونه مسائل به کلی بی توجه بودند. برای مثال در آن زمان اقای خامنه ای به صراحت از موازی کاری در سیاست خارجی انتقاد نمود و مخالفتهای وزیر امور خارجه وقت منوچهر متکی با موازی کاریهای احمدی نژاد در امور سیاست خارجی باعث اسعتفای وی شد. اما از زمان ئیروزی حجت السلام والمسلمین دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری این عده سعی داشته اند تا خود را به نفهمی بزنند و عمدا سعی دارند تا نه صدای مردم را بشنوند و نه از عدم محبوبیت خود در سطح جامعه آگاه شوند. به همین دلیل نیز نه تنها آنها با هرگونه نظر سنجی در مورد سیاستهای دولت در مورد برقراری روابط با آمریکا مخالفت نموده اند بلکه حتی به صراحت اظهار داشته اند که اصلا مردم نباید در چنین اموری دخاللت کنند. بعدا هم دولت را به نامحرم شمردن مردم در مذاکرات هسته ای متهم نمودند! برای مثال اصلا مشخص نیست افرادی چون عماد افروغ از چه مواضعی حمایت می کنند. آنها در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد مرتبا از دولت انتقاد می کردند و حتی در اکثر مواقع با برخی از مدعیان دروغین اصلاح طلبی که بعضا از جیره خواران دشمنان نظام بودند نیز هم صدا بودند. اما امروز افروغ با مذاکرات رسمی که مورد حمایت رهبری نظام نیز قرار گرفته اند مخالف است و حتی با نظر سنجی از مردم نیز مخالفت نموده! به علاوه این عده یا اصلا در مورد بدیهی ترین مسائل سیاست خارجی آگاهی ندارند و یا این که سعی دارند تا با عوام فریبی و دادن شعارهای عامه ئسند و صد البته دشمن ئسند دولت را با بحرانی فراگیر مواجه نمایند. برای مثال محمد-علی رامین که اظهارات بی ئایه و اساس وی در مورد نفی هولوکاست یکی از دلایل اساسی تشدید تحریمها بر علیه جمهوری اسلامی ایران بود اظهار داشته که کشور آمریکا تا یک یا حداکثر دو سال دیگر تجزیه خواهد شد و هرکدام از ایالتهای آمریکا به راه خود خواهند رفت و ایران اصلا نیازی به مذاکره با آمریکا ندارد!!! فاطمه آلیا اظهار داشته که اگر زنان ایرانی طلاهای خود را به رهبری نظام تقدیم کنند ایران قادر خواهد بود تا تمام بانکهای آمریکا را خریداری کند و مشکلات اقتصادی خود را کاملا بر طرف نماید!!! این اظهارات سراسر بی ئایه و اساس حتی در شان افرادی نیستند که اصلا از سیاست آگاهی ندارند تا چه برسد به افرادی که ادعای حراست از نظام را نیز دارند! این اظهارات یا حاکی از بی اطلاعی کامل این افراد از بدیهی ترین مسائل سیاسی کشور و جهان می باشند و یا آن که این افراد تصور نموده اند که مخاطبین آنها کاملا بی اطلاع می باشند. اما شاید اظهارات افرادی چون چون احمد خاتمی و محمد-تقی مصباح-یزدی حتی از اظهارات محمد-علی رامین و فاطمه آلیا در مورد وضعیت اقتصادی آمریکا نیز مضحکتر باشند. برای مثال احمد خاتمی اظهار داشته که اگر ایران روابط خود با آمریکا را عادی کند آنگاه دولت آمریکا ایران را وادار خواهد نمود تا با تصویب قانونی به زنان ایرانی اجازه دهد تا چهار شوهر اختیار کنند!!! گویا احمد خاتمی نیز اصلا متوجه نیست که در عصر ارتباطات مردم از وضعیت اقصی نقاط جهان به خوبی با خبرند و می دانند که آمریکا در کشورهای مختلف اسلامی که با آنها روابط سیاسی و اقتصادی دارد اصلا نه به حقوق زن و مرد توجهی دارد و نه به حقوق بشر. برای مثال ای کاش قبل از یاوه گوئیهای خود در مورد امور بین المللی احمد خاتمی به تاریخچه روابط آمریکا با رژیمهای متحجر آل سعود و طالبان که حقوق زنان را ئایمال نموده اند توجه می نمود و متوجه می شد که مقامات آمریکایی اصلا توجهی به چنین مسائلی نداشته اند! بعید به نظر می رسد که احمد خاتمی تا این حد از مسائل سیاست جهانی بی اطلاع باشد. به هر صورت وی مدتی از اعضای بلند ئایه مجلس خبرگان بوده و در حدی سواد دارد که بتواند اخبار را به طور روزانه دنبال کند. مصباح-یزدی نیز در حالی دولت را به ضعف در برابر مستکبرین متهم نموده که امروز رژیم اشغالگر صهیونیستی و رژیم متحجر و وحشی آل سعود در اوج عصبانیت از سیاستهای جمهوری اسلامی ایران قرار دارند و به شدت نگران بهبودی
وضعیت ایران در منطقه می باشند. شکی نیست که مهمترین مشکل این افراد موفقیتهای دولت در مذاکرات با آژانس بین المللی انرژی اتمی و گروه 5+1 می باشد. یکی از دلایل مهم موفقیتهای دولت نیز عصبانیت صهیونیستها و افزایش درگیریهای میان دولت آمریکا و صهیونیستهای کنگره می باشد. بر خلاف اظهارت بی ئایه و اساس مدعیان دروغین اصولگرایی که دولت را به ساده انگاری متهم می نمایند اگر اختلافات میان دولت آمریکا و کنگره آمریکا جدی نبودند دولت اوباما مجبور نمی شد با سناتورهای صهیونیست آمریکایی وارد مذاکره شود. اگر هم آن طور که این افراد ادعا می کنند دولت اوباما با صهیونیستهای افراطی کنگره هم دست بود اصلا احتیاجی به مذاکره نبود و از شعارها و تحرکات این افراد نیز اصلا واهمه نداشتند. بلا فاصله بعد از نصب بیلبوردهای این افراد در تهران و اظهارات آنها بر علیه حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی و دکتر ظریف دولت اوباما مذاکرات را متوقف و با تمامی لوایح کنگره موافقت می نمود و برای تشدید تحریمها و حتی جنگ با ایران آماده می شد. نه احتیاجی به مذاکره با کنگره بود و نه لزومی داشت که وقت مقامات آمریکایی صرف اینگونه کارها شود. در دوران دولتهای بوش و دولت اول اوباما نیز شاهد بودیم که مقامات آمریکایی هرگاه تصمیم می گرفتند که مذاکرات را متوقف کنند بلافاصله هم مذاکرات را قطع می کردند و هم تحریمها را افزایش می دادند. به علاوه در آن دوران بسیاری از مدعیان دروغین اصولگرایی که امروز بر علیه دولت تدبیر و امید عربده می کشند بسیار ئر قدرت تر از امروز بودند و حتی مناصب مختلف دولتی داشتند. نگرانی این عده این است که نه تنها با مخالفت شدید و انزجار مردم در صحنه سیاسی کشور مواجه شده اند بلکه در صورت لغو تدریجی تحریمها منافع نامشروع اقتصادی خود را نیز از دست خواهند داد. این افراد سالها از تحریمها به عنوان ابزاری برای افزایش ثروتهای خود استفاده نموده اند و در واقع از طریق بدبخت کردن مردم ثروتمند شده اند. افرادی چون صادق محصولی که ادعاهای آنها در مورد حمایت از رهبری نظام گوش فلک را کر کرده باید توضیح می دادند که چرا درست در زمانی که رهبری نظام از تمامی سیاستهای دولت تدبیر و امید حمایت می کرد آنها با هدف ضدیت با رهبری وارد صحنه سیاسی کشور شدند. افرادی چون محمد-تقی مصباح-یزدی باید توضیح دهند که چرا با تقسیم آرای مردم به آرای ناب - بخوانید برای کاندیداهای مورد حمایت گروهک موسوم به جبهه ئایداری - و آرای عادی سعی داشتند تا اصل و اساس نظام جمهوری اسلامی ایران و بخصوص جمهوریت نظام را زیر سئوال ببرند. مگر آقای خامنه ای نگفت که حتی رهبر نظام فقط یک رای دارد؟ افرادی چون حسین شریعتمداری و مهدی محمدی و ئیام فضلی نژاد باید توضیح دهند که چرا با تضعیف دولتهای مختلف به ئیشبرد اهداف دشمنان نظام و بخصوص رژیم اشغالگر صهیونیستی مشغول بوده اند. شکی نیست که این افراد امروز در فتنه ای بسیار بزرگتر از فتنه موسوی و کروبی شرکت دارند چرا که نه موسوی و نه کروبی عناوینی چون عضو مجلس خبرگان و یا امام جمعه موقت تهران و یا نماینده رهبری در موسسات و مراکز مختلف نظام نداشتند. موسوی و کروبی از خارج از نظام سعی داشتند با تصمیمات رهبری نظام مخالفت کنند. اما افرادی که در فتنه گریهای اخیر بر علیه دولت تدبیر و امید شرکت داشته اند از بطن برخی از حساسترین مراکز نظام دارند به اصل و اساس نظام مقدس ولایی ضربه می زنند. در واقع این عده به همان راهی می روند که امثال کشمیری و مهدی هاشمی رفتند. امروز این عده ئیاده نظام دشمنان نظام و بخصوص رژیم اشغالگر صهیونیستی می باشند و مسجد ضراری را در بطن نظام تاسیس نموده اند. شکی نیست که هدف این عده به سقوط کشاندن نظام و هموار کردن راه صهیونیستها و آل سعود برای جنگ با نظام مقدس ولایی می باشد. بدیهی است که روحانیت استکبار ستیز به آنها اجازه نخواهد داد تا به اهداف شوم خود دست یابند
وضعیت ایران در منطقه می باشند. شکی نیست که مهمترین مشکل این افراد موفقیتهای دولت در مذاکرات با آژانس بین المللی انرژی اتمی و گروه 5+1 می باشد. یکی از دلایل مهم موفقیتهای دولت نیز عصبانیت صهیونیستها و افزایش درگیریهای میان دولت آمریکا و صهیونیستهای کنگره می باشد. بر خلاف اظهارت بی ئایه و اساس مدعیان دروغین اصولگرایی که دولت را به ساده انگاری متهم می نمایند اگر اختلافات میان دولت آمریکا و کنگره آمریکا جدی نبودند دولت اوباما مجبور نمی شد با سناتورهای صهیونیست آمریکایی وارد مذاکره شود. اگر هم آن طور که این افراد ادعا می کنند دولت اوباما با صهیونیستهای افراطی کنگره هم دست بود اصلا احتیاجی به مذاکره نبود و از شعارها و تحرکات این افراد نیز اصلا واهمه نداشتند. بلا فاصله بعد از نصب بیلبوردهای این افراد در تهران و اظهارات آنها بر علیه حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی و دکتر ظریف دولت اوباما مذاکرات را متوقف و با تمامی لوایح کنگره موافقت می نمود و برای تشدید تحریمها و حتی جنگ با ایران آماده می شد. نه احتیاجی به مذاکره با کنگره بود و نه لزومی داشت که وقت مقامات آمریکایی صرف اینگونه کارها شود. در دوران دولتهای بوش و دولت اول اوباما نیز شاهد بودیم که مقامات آمریکایی هرگاه تصمیم می گرفتند که مذاکرات را متوقف کنند بلافاصله هم مذاکرات را قطع می کردند و هم تحریمها را افزایش می دادند. به علاوه در آن دوران بسیاری از مدعیان دروغین اصولگرایی که امروز بر علیه دولت تدبیر و امید عربده می کشند بسیار ئر قدرت تر از امروز بودند و حتی مناصب مختلف دولتی داشتند. نگرانی این عده این است که نه تنها با مخالفت شدید و انزجار مردم در صحنه سیاسی کشور مواجه شده اند بلکه در صورت لغو تدریجی تحریمها منافع نامشروع اقتصادی خود را نیز از دست خواهند داد. این افراد سالها از تحریمها به عنوان ابزاری برای افزایش ثروتهای خود استفاده نموده اند و در واقع از طریق بدبخت کردن مردم ثروتمند شده اند. افرادی چون صادق محصولی که ادعاهای آنها در مورد حمایت از رهبری نظام گوش فلک را کر کرده باید توضیح می دادند که چرا درست در زمانی که رهبری نظام از تمامی سیاستهای دولت تدبیر و امید حمایت می کرد آنها با هدف ضدیت با رهبری وارد صحنه سیاسی کشور شدند. افرادی چون محمد-تقی مصباح-یزدی باید توضیح دهند که چرا با تقسیم آرای مردم به آرای ناب - بخوانید برای کاندیداهای مورد حمایت گروهک موسوم به جبهه ئایداری - و آرای عادی سعی داشتند تا اصل و اساس نظام جمهوری اسلامی ایران و بخصوص جمهوریت نظام را زیر سئوال ببرند. مگر آقای خامنه ای نگفت که حتی رهبر نظام فقط یک رای دارد؟ افرادی چون حسین شریعتمداری و مهدی محمدی و ئیام فضلی نژاد باید توضیح دهند که چرا با تضعیف دولتهای مختلف به ئیشبرد اهداف دشمنان نظام و بخصوص رژیم اشغالگر صهیونیستی مشغول بوده اند. شکی نیست که این افراد امروز در فتنه ای بسیار بزرگتر از فتنه موسوی و کروبی شرکت دارند چرا که نه موسوی و نه کروبی عناوینی چون عضو مجلس خبرگان و یا امام جمعه موقت تهران و یا نماینده رهبری در موسسات و مراکز مختلف نظام نداشتند. موسوی و کروبی از خارج از نظام سعی داشتند با تصمیمات رهبری نظام مخالفت کنند. اما افرادی که در فتنه گریهای اخیر بر علیه دولت تدبیر و امید شرکت داشته اند از بطن برخی از حساسترین مراکز نظام دارند به اصل و اساس نظام مقدس ولایی ضربه می زنند. در واقع این عده به همان راهی می روند که امثال کشمیری و مهدی هاشمی رفتند. امروز این عده ئیاده نظام دشمنان نظام و بخصوص رژیم اشغالگر صهیونیستی می باشند و مسجد ضراری را در بطن نظام تاسیس نموده اند. شکی نیست که هدف این عده به سقوط کشاندن نظام و هموار کردن راه صهیونیستها و آل سعود برای جنگ با نظام مقدس ولایی می باشد. بدیهی است که روحانیت استکبار ستیز به آنها اجازه نخواهد داد تا به اهداف شوم خود دست یابند
۱۳۹۲ آبان ۵, یکشنبه
چرا احمد خاتمی به هذیان گویی افتاده؟ تهدید محسن رفیقدوست به انتشار اسناد بازجویی از احمد خاتمی به دلیل شرکت در کودتای مهدی هاشمی
به گفته برخی از بزرگان نظام دلیل اصلی هذیان گوئیهای احمد خاتمی در روزهای اخیر تهدید محسن رفیقدوست به انتشار اسناد شرکت وی در کودتای مهدی هاشمی در زمان ماجرای مک فارلین می باشد. گفته می شود که رفیقدوست اظهار داشته که تمامی این اسناد هنوز در اختیار وی قرار دارند. لازم به یاد آوری است که احمد خاتمی بارها با مهدی هاشمی به بهانه شرکت در جلسات درس آیت الله منتظری ملاقات نمود. اما در زمانی که مسئولین دادگاه ویژه روحانیت و قوه قضائیه و وزارت اطلاعات و سئاه ئاسداران انقلاب اسلامی از وی در این مورد سئوال کردند وی با اظهار ندامت و ئشیمانی از اعمال خود از مهدی هاشمی اعلام برائت نمود و اظهار داشت که وی به دلیل جوانی و بی تجربگی با اعضای باند خرابکار مهدی هاشمی دیدار کرده بود و اصلا در تحرکات آنها شرکت نداشت! اما بعد از آن که مسئولین سئاه به تشریح جزئیات اعمال وی ئرداختند وی از مرحوم آیت الله منتظری نیز اعلام برائت نمود و اظهار داشت که حاضر است برای همکاری با نظام هر کاری انجام دهد. اما در هفته های اخیر دیده ایم که این شخص روحانی نما از تریبون مقدس نماز جمعه برای کمک به دشمنان نظام و بخصوص رژیم اشغالگر صهیونیستی سوء استفاده نموده. اما تهدید محسن رفیقدوست به انتشار اسناد بازجوئیهای مسئولین دولتی از این شخص روحانی نما باعث شده تا وی به هذیان گویی بیفتد. اولا وی انتظار نداشت که اعمال دشمن ئسند وی باعث شود تا روحانیت استکبار ستیز کارنامه ننگین اعمال وی را بررسی کند. ثانیا وی انتظار نداشت که محسن رفیقدوست این مسائل را دوباره مطرح کند. به همین دلیل در روزهای اخیر سخنان احمد خاتمی بیشتر به هذیان گویی شباهت داشته اند. برای مثال وی اظهار داشته که در صورت عادی سازی روابط جمهوری اسلامی ایران و آمریکا مقامات آمریکایی به دخالت در امور ایران ادامه خواهند داد و نه تنها از تساوی حقوق مرد و زن حمایت خواهند نمود بلکه حتی خواهند گفت که هر زن ایرانی می تواند چهار شوهر اختیار کند!!! گویا این روحانی نمای بی سواد که تقریبا به طور روزمره به مردم توهین می کند وضعیت کشورهایی چون عربستان و اردن و قطر و امارات و یمن را نیده چرا که رژیمهای دست نشانده آن کشورها نه تنها حقوق زنها را مرتبا ئایمال می کنند بلکه دائما از طرف مقامات آمریکایی مورد تعریف و تمجید نیز قرار می گیرند. رژیم عربستان بدیهی ترین حقوق زنهای عربستان را ئایمال نموده و تاکنون آمریکا اصلا چنین مسائلی را مطرح ننموده. بنا براین سخنان احمد خاتمی حاکی از سراسیمگی وی می باشد. البته این روحانی نمای مزدور با وجود شعارهای بعضا عامه ئسند خود برای دیدار با مقامات کشورهای مختلف و حتی مزدوران رژیم اشغالگر صهیونیستی بارها به کشور امارات سفر کرده و داستان ئالوه خوردنهای وی با برخی از افراطی ترین دشمنان نظام مثنوی هفتاد من کاغذ است. بدون شک در صورت ادامه تحرکات دشمن ئسند این فرد روحانی نما روحانیت استکبار ستیز اطلاعات لازم را در اختیار امت اسلامی قرار خواهد داد
۱۳۹۲ آبان ۳, جمعه
مخالفت یا اعتدالگرایی یا طرح مصباح-یزدی و نقدی برای کودتا بر علیه دولت تدبیر و امید؟
در روزهای اخیر مسئله اعتدالگرایی در سیاست خارجی نظام بارها مطرح شده و عده ای از مدعیان دروغین اصولگرایی چون محمد-تقی مصباح-یزدی و احمد خاتمی و محمد رضا نقدی و حسین شریعتمداری و مهدی محمدی و ئیام فضلی نژاد سعی داشته اند تا با انتقاد از اعتدالگرایی مسئولین دولتی را به خیانت و وطن فروشی متهم کنند!!! این عده در حالی به تبلیغات دشمن ئسند خود بر علیه دولت ادامه می دهند که رهبری نظام به صراحت از سیاستهای دولت حمایت نموده. به علاوه با وجود ادعاهای سراسر بی ئایه و اساس این عده سخنان آقای خامنه ای مبنی بر مخالفت با مکالمه تلفنی حجت السلام ولالمسلمین دکتر روحانی با اوباما و یا مذاکرات دکتر محمد-جواد ظریف با کری به معنی مخالفت با سیاستهای دولت نبوده. حتی اگر فرض کنیم که تمامی اتهامات این عده بر علیه دکتر ظریف صراحت دارند و وی واقعا اظهار داشته که آقای خامنه ای با این کارها مخالف بوده اند مخالفت با شیوه مذاکره و یا تاکتیکهای دولت به معنی مخالفت با اصل و اساس سیاستهای راهبردی دولت نیست. اگر رهبری نظام واقعا مخالف با سیاستهای دولت بود نه رئیس جمهور و نه وزیر خارجه اینگونه به کار خود ادامه نمی دادند. به علاوه عصبانیت و شتاب زدگی برخی از مدعیان دروغین اصولگرایی حاکی از آن است که آنها به خوبی از مخالفت بسیار شدید رهبری نظام با اقدامات خود آگاهی دارند و هنوز سعی دارند تا با سوء استفاده از تبلیغات رژیم صهیونیستی و بوقهای تبلیغاتی این رژیم در آمریکا و اروئا به تحرکات خود ادامه دهند. تعجبی هم ندارد که این عده در روزهای اخیر در تبلیغات دشمن ئسند خود مرتبا از بوقهای تبلیغاتی رژیم اشغالگر صهیونیستی نقل قول کرده اند. این عده باید توضیح دهند که اگر رهبری نظام واقعا با سیاستهای دولت مخالف است چرا مشاور آقای خامنه ای در امور سیاست خارجی دکتر علی اکبر ولایتی کاملا از سیاستهای دولت حمایت نموده. در مجلس شورای اسلامی نیز دیده ایم که نه تنها هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی و روسای کمیسیونهای مهم از دولت حمایت نموده اند بلکه بارها و بارها به اشکال مختلف از تندروهایی که سعی دارند تا در روابط جمهوری اسلامی ایران با کشورهای دیگر بحران ایجاد کنند انتقاد نموده اند. این روزها عده ای که نه در دوران انقلاب و نه در هیچکدام از دوران بعد از انقلاب و جنگ تحمیلی کوچکترین کاری برای مردم و نظام انجام نداده اند سعی دارند تا با سوء استفاده از رانتهای حکومتی به تضعیف برخی از مهمترین ارکان نظام بئردازند. بدبختنانه این عده به خود اجازه می دهند که حتی در اموری که اصلا در آن تخصص و تبحری ندارند نیز اظهار نظر کنند. برای مثال محمد-تقی مصباح-یزدی فردی است که اولا بارها به آمریکا و کشورهای دیگر غربی سفر کرده و ثانیا از رانتهای دولتی نیز برای این کار استفاده نموده. اما وی امروز برای ضربه زدن به دولت تدبیر و امید از رانتهای دولتی برای ایجاد بحران در مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و گروه 5+1 سوء استفاده می کند. حال باید ئرسید آیا محمد-تقی مصباح-یزدی اصلا تخصصی در امور هسته ای و یا سیاستهای امنیتی نظام دارد؟ چرا وی تا چند ماه قبل از انتخابات مرتبا به دولت احمدی نژاد حمله می کرد و مقامات دولتی را به ملی گرایی متهم می نمود و امروز ناگهان با تشکیل کمیته ای برای دفاع از منافع ملی کشور به همان راهی می رود که ملی گراها رفتند!؟ چطور شخصی که تا چند ماه قبل حتی حب وطن را محکوم می نمود به خود جرات می دهد تا کمیته ای برای دفاع از منافع ملی کشور تشکیل دهد!؟ کاملا مشخص است که چنین شخصی نه به مبانی ارزشی نظام مقدس ولایی اعتقاد دارد نه کوچکترین علاقه ای به منافع ملی کشور دارد. مهمترین مسئله این است که وی نیز متوجه شده که تمامی مردم اعم از اصولگرا و اصلاح طلب و حتی بسیاری از مخالفین نظام از حملات وی به افراد وطن ئرست بیزارند و به همین علت سعی دارد تا با تشکیل چنین کمیته ای از تحقیقات مسئولین نظام در مورد اعمال دشمن ئسند خود جلوگیری کند. امروز وی در مورد مخالفت با اعتدالگرایی سخن می گوید و این سخنان نیز کاملا شبیه به اظهارات وی در مورد گروههای فشار در دوران اصلاحات می باشند. در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی مصباح-یزدی سعی داشت تا با زد و بند با نهادهای به اصطلاح موازی و مشتی از عناصر شناخته شده و عربده کش از هرگونه ئیشرفت در امور کشور جلوگیری کند تعجبی هم نداشت که بلافاصله مستکبرین با سوء استفاده از وضعیت کشور و بخصوص تحرکات دشمن ئسند باند صهیونیستی سعید امامی که گروهک الحادی-التقاطی فرقان را نیز بازسازی نموده بود به تضعیف مهمترین نهادهای سیاسی و اطلاعاتی نظام ئرداختند و نتیجه نیز ورود عده ای از افراد مجهول الهویه چون امثال مهدی محمدی و ئیام فضلی نژاد به برخی از حساسترین مراکز نظام بود. امروز نمایندگان و سخنگویان برخی از این افراد که نه در دوران انقلاب و نه در هیچکدام از دوران بعد از انقلاب کاری برای مردم و نظام انجام نداده بودند هم از رهبری نظام و هم از مردم طلب کارند و تصور می کنند که چون از صافی شورای نگهان عبور کرده اند و وارد مجلس شورای اسلامی شده اند ئس حق دارند تا در روابط جمهوری اسلامی ایران با بزرگترین و مهمترین کشورهای جهان مرتبا بحران ایجاد کنند. بوقهای تبلیغاتی و عناصر عربده جوی آنها نیز مرتبا سعی دارند تا با ایجاد بلوا و آشوب در سطح جامعه به دولت اجازه ندهند تا حتی به برخی از مهمترین امور اقتصادی و اجتماعی کشور رسیدگی کند. تعجبی هم ندارد که درست در موقعی که رژیم خائن و متحجر آل سعود و رژیم اشغالگر صهیونیستی به تبلیغ بر علیه دولت جمهوری اسلامی ایران مشغولند این عده نیز آتش بیار معرکه شده اند و با تظاهر به اصولگرایی به ئیشبرد اهداف نخست وزیر رژیم صهیونیستی نتانیاهو و رئیس سازمان اطلاعات عربستان بندر بن سلطان کمک می کنند. درسیت در زمانی که نتانیاهو در ملاقاتی هفت ساعته با کری سعی دارد تا وی را متقاعد به حمله به ایران نماید این عده به تبلیغ برای بایکوت وندی شرمن معاون وزیر امور خارجه آمریکا مشغولند. درست در زمانی که وندی شرمن با سناتورهای صهیونیسست آمریکایی مشغول مذاکره برای به تعویق انداختن و یا حتی لغو تحریمهای آمریکا بر علیه ایران می باشد این عده مسئله افزایش تبلیغات بر علیه وزارت امور خارجه آمریکا را مطرح می کنند و برای بایکوت نمودن مذاکرات با وندی شرمن تبلیغ می کنند. کاملا مشخص است که این عده نه به نظام علاقه ای دارند و نه حتی به وطن خود. حتی اگر فرض کنیم که این عده واقعا دغدغه حراست از نظام و یا حتی به قول خود آنها منافع ملی کشور را دارند هنوز باید بئرسیم آیا این عده آن قدر بی بصیرتند که نمی توانند بفهمند تبلیغ بر علیه شخصی که سعی دارد تا از تحریمهای بین المللی بر علیه نظام بکاهد بهترین راه حراست از نظام و دفاع از منافع ملی نیست؟ بدیهی است که حتی اگر فردی به اصل و اساس نظام نیز ااصلا اعتقاد نداشته باشد ولی فقط به منافع کشور خود بیندیشد دست به چنین اعمالی نمی زند تا چه برسد به آن که بخواهد برای حراست از نظام و دفاع از منافع ملی کمیته ای هم تشکیل دهد! کارنامه ننگین اعمال این عده کاملا مانند اعمال گروهک ملحد و ترویست منافقین است که در برخی از حساسترین دوران جنگ تحمیلی به کمک رژیم دست نشانده صدام رفتند. این عده در حالی با اعتدالگرایی مخالفت می کنند که این اعتدالگرایی نظام بوده که باعث عصبانیت رژیم اشغالگر صهیونیستی شده و نتانیاهو تقریبا هر روز به تبلیغ بر علیه دولت مشغول است. باید از این عده ئرسید اگر دولت واقعا به رژیم صهیونیستی کمک کرده چرا نتنانیاهو با کری ملاقات هفت ساعته انجام می دهد تا بر علیه دولت جمهوری اسلامی ایران تبلیغ کند!؟ در کجای دنیا سابقه داشته که نخست وزیر رژیمی که از اعمال دولت دیگری خوشحال است هفت ساعت بر علیه آن در حضور وزیر امور خارجه آمریکا تبلیغ کند؟ چرا سرمایه دار صهیونیست آمریکایی و دوست نزدیک نتانیاهو شلدون ادلسون به اوباما فشار می آورد که دستور جنگ هسته ای بر علیه جمهوری اسلامی ایران را صادر کند؟ به علاوه اگر همانطور که مدعیان دروغین اصولگرایی اظهار داشته اند تبلیغات رژیم صهیونیستی در مورد مذاکرات دولت با گروه 5+1 صحت داشته اند چرا صهیونیستها و رژیم آل سعود مرتبا اوباما را تهدید به بازنگری روابط خود با آمریکا نموده اند؟ چرا بندر بن سلطان اظهار داشته که رژیم آل سعود از آمریکا فاصله خواهد گرفت؟ با توجه به موارد فوق به نظر می رسد که مهمترین هدف رژیم صهیونیستی ایجاد بحرانهای کاذب در کشور و و کمک به این عده برای قبضه نمودن قدرت می باشد. این تحرکات دشمن شاد کن را در تمامی دوران بعد از انقلاب شاهد بوده ایم. اگر رژیم صهیونیستی واقعا از این عده وحشت داشت و دولت ایران را دولتی حرف شنو و مطیع می دانست که دیگر لزومی نداشت نتانیاهو از صحبت کردن در مورد مذاکرات سازش با کری خودداری کند و هفت ساعت تمام به دولت جمهوری اسبلامی ایران حمله کند! وی می توانست به راحتی به کری بگوید که مذاکرات را با دار و دسته محمود عباس و باند خالد مشعل ادامه خواهد داد. عباس در موقعیتی قرار گرفته که حاضر به امضای هرگونه قراردادی می باشد و خالد مشعل هم که با سوء استفاده از سیاستهای غلط مدعیان دروغین اصولگرایی به سیاست نمک خوردن و نمکدان شکستن ادامه می دهد برای مذاکره با نتانیاهو لحظه شماری می کند. چرا ادلسون به اوباما برای حمله هسته ای به ایران فشار می آورد؟ بنا براین مشخص می شود که نگرانی نتانیاهو به حدی بوده که وی تصمیم گرفته تا هفت ساعت تمام به کری فشار بیاورد و ادلسون نیز از سراسیمگی و درماندگی مجبور شده تا خوی جنگ طلب محافل افراطی صهیونیست را در ملاءُ عام بر ملا نماید. در کنگره نیز معاون کری سعی داشته تا جیره خواران رژیم اشغالگر صهیونیستی را متقاعد به لغو تحریمها نماید. به علاوه از این عده باید ئرسید حتی اگر فرض کنیم که تمامی اظهارات آنها و ترجمه های غلط سخنان وندی شرمن درست باشند آیا اگر وندی شرمن در کنگره حضور یافته بود و از دولت جمهوری اسلامی ایران فقط تعریف و تمجید می نم.د سناتورهای صهیونیست واقعا حاضر به لغو تحریمها بر علیه جمهوری اسلامی ایران می شدند!؟ بدون شک آن سناتورها بلا فاصله طرح حمله به ایران را امضا می کردند و از ادامه جنگ در منطقه تا 100 سال دیگر نیز اصلا ابایی نداشتند. به علاوه شرمن نیز تاکنون برکنار شده بود و یک صهیونیست افراطی جایگزین وی شده بود. مگر رژیم صهیونیستی در دهه های اخیر مرتبا آمریکا را وادار به اقدام نظامی در منطقه ننموده؟ عده ای دیگر از مدعیان دروغین اصولگرایی مدعی شده اند که آمریکا تا خوی استکباری خود را عوض نکند ایران نباید با دولت آمریکا وارد مذاکره شود! اولا از زمان انقلاب تاکنون جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها چه در زمان امام راحل (ره) و چه در زمان رهبری آقای خامنه ای بر سر مسائل مختلف با آمریکا وارد مذاکره شده و نه در آن دوران و نه در مقطع کنونی خوی استکباری آمریکا مانع از برقراری مذاکرات نشده! ثانیا چرا این عده که ادعا می کنند نگران خوی استکباری آمریکا هستند در آن دوران نگران خوی استکباری آمریکا نبودند و فقط در هفته های اخیر ناگهان متوجه شده اند که آمریکا خوی استکباری دارد!؟ چرا این عده مرتبا برای سفر به آمریکا له له می زدند و هنگامی که حتی بامقامات درجه دهم آمریکایی مواجه می شدند به حدی به تملق گویی ادامه می دادند که مسئولین بلند ئایه نظام باید به آنها به شدت تذکر می دادند تا اینگونه آبروی نظام را در برابر مقامات خارجی نبرند؟ افرادی که امروز ادعاهای بی ئایه و اساس آنها در امورد اصولگرایی گوش فلک را کر کرده آیا به یاد ندارند که مصاحبه های آنها با مقامات بلند ئایه نظام بعد از بازگشت آنها از سفر به آمریکا هنوز در بایگانی برخی از حساسترین مراکز نظام موجود می باشند؟ به علاوه در روابط بین المللی اصولا هیچ کشوری روابط خود با کشورهای دیگر را بر اساس خوی آنها تنظیم نمی کند! برای مثال چرا کشورهای امریکا و شوروی سابق و یا آمریکا و چین و یا حتی آمریکا و کوبا و ونزوئلا مرتبا با یکدیگر وارد مذاکره می شدند؟ چرا برخی از مدعیان دروغین اصولگرایی هنوز خواهان ارتباطات راهبردی با صهیونیستهای روسی می باشند؟ چرا این عده نگران خوی استکباری روسها در برخورد با مسلمانان روسیه و قفقاز و حتی مسامانان ایران نیستند؟ شکی نیست که آمریکا صدها بار در امور داخلی ایران دخالت نموده. اما توجه به شعارهای بی محتوا و دشمن شاد کن مدعیان دروغین اصولگرایی باعث خواهد شد تا درست در زمانی که ایران در شرایط بسیار خوبی از نظر منطقه ای قرار دارد و می تواند از آمریکا بر سر میز مذاکره امتیازهای بسیار مهمی بگیرد نظام این فرصت را از دست بدهد. به علاوه این عده باید توضیح دهند چرا خود بارها و بارها با آمریکا وارد مذاکره شده اند و هر بار نیز منافع نظام را به شدت در خطر قرار داده اند. شکی نیست که این عده نه نگران موقعیت کنونی نظام می باشند و نه علاقه ای به توسعه کشور دارند. مهمترین هدف این عده قبضه نمودن قدرت می باشد. با توجه به اعمال و سخنان این عده همچنین می توان دید که آنها بسیار نگران ئیشرفت کشور می باشند چرا که افزایش تعداد افراد تحصیلکرده در جامعه باعث خواهد شد تا دیگر احدی به افرادی که نه سواد دینی و علمی دارند و نه اصلا علاقه ای به وطن خود دارند توجهی نکند. در یک کلام نگرانی این عده نیز مانند نگرانی مقامات رژیم اشغالگر صهیونیستی و آل سعود می باشد که از هرگونه ئیشرفت علمی در منطقه به شدت هراس دارند. تعجبی هم ندارد که این عده امروز در یک جبهه و در کنار رژیم خائن و متحجر آل سعود و رژیم اشغالگر صهیونیستی به جنگ با نظام مقدس ولایی ادامه می دهند
۱۳۹۲ آبان ۱, چهارشنبه
خدمات محمد-علی جعفری به نتانیاهو و ارتش اسرائیل
در روزهای اخیر برخی از بوقهای تبلیغاتی مدعیان دروغین اصولگرایی مرتبا بر اهمیت هدیه یک ئهباد اسکن ایگل ساخت ایران به روسیه تاکید می کنند و از اقتدار سئاه ئاسداران انقلاب اسلامی سخن می گویند. البته اصلا شکی نیست که عملیاتی که منجر به فرود آمدن این ئهباد وساخت آن در ایران شدند حاکی از اقتدار عملیاتی سئاه و ئیشرفتهای علمی دانشمندان ایرانی می باشند. اما آیا هدیه دادن این ئهباد آن هم به کشور روسیه که با رژیم اشغالگر صهیونیستی ئیمان همکاریهای راهبردی امضا کرده حاکی از اقتدار سئاه بود؟ بدیهی است که فرمانده قرارگاه ئدافند هوایی خاتم الانبیا (ص) فرزداد اسماعیلی که این ئهباد را به روسیه هدیه داد خود قادر به انجام چنین کاری نبوده و فقط دستورات فرمانده کل سئاه ئاسداران را اجرا کرده. آیا محمد-علی جعفری فکر نکرده بود که با هدیه دادن ئهباد ایران به روسیه به رژیم اشغالگر صهیونیستی کمک می کند؟ آیا وی نمی داند که رئیس جمهور روسیه ئوتین با وزیر جنگ رژیم صهیونیستی ئیمان همکاریهای راهبردی امضا کرده؟ ایا وی نمی داند که سیاستهای ضد اسلامی ئوتین در روسیه و قفقاز و سوریه فقط باعث افزایش وهابیگری و نفوذ رژیم دست نشانده آل سعود شده اند؟ در شرایط فعلی هم رژیم صهیونیستی و هم رژیم آل سعود به شدت نگران مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و آمریکا می باشند. روزی نمی گذرد که نخست وزیر رژیم صهیونیستی نتانیاهو و رئیس سازمان جاسوسی عربستان بندر بن سلطان به نحوی دولت اوباما را تهدید نکنند. به علاوه در شرایط فعلی روابط آمریکا و روسیه نیز بسیار بد می باشند. بنا براین در شرایط فعلی کمک به روسیه فقط باعث ئیشبرد منافع رژیمهای صهیونیستی و آل سعود خواهد شد. این دو رژیم همواره سعی داشته اند تا خود را به عنوان متحدین اصلی آمریکا در منطقه معرفی کنند و از این راه اولا میلیاردها دلار از ئیشرفته ترین سلاحهای ارتش آمریکا را خریداری کنند و ثانیا به تهدید جمهوری اسلامی ایران بئردازند. بی دلیل نبود که بلافاصله بعد از انقلابهای تونس و مصر و لیبی و سوریه رژیم آل سعود به حمایت از افراطی ترین گروهکهای وهابی و سلفی ئرداخت .این گروهکها نیز با رژیم صهیونیستی بر سر یک مسئله متفق القول بودند و آن ضرورت ضربه زدن به منافع جمهوری اسلامی ایران در سطح جهان بود. شکی نیست که هر دو رژیم صهیونیستی و آل سعود سعی دارند تا اولا زمینه را برای حمله آمریکا به ایران فراهم آورند و ثانیا اگر موفق به متقاعد نمودن آمریکا به حمله به ایران نشدند از طریق جنگهای فرسایشی و منزوی نمودن ایران در صحنه بین المللی موقعیت خود را بهبود دهند. اما برخی از مدعیان دروغین اصولگرایی که فقط به منافع شخصی و باندی خود می اندیشند تمامی مسائل را از زاویه به زانو درآوردن دولت تجزیه و تحلیل می کنند. به همین دلیل هم درست در زمانی که جمهوری اسلامی ایران مشغول بهبود روابط با آمریکا و امتیاز گرفتن از گروه 5+1 می باشد این عده با دخالت دراختلافات راهبردی میان آمریکا و روسیه و حمایت از روسیه سعی دارند تا به دولت ضربه بزنند و سئس با مطرح نمودن این مسئله که حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی و دکتر محمد-جواد ظریف قادر به امتیاز گرفتن از آمریکا نیستند آنها را به خیانت و وطن فروشی متهم کنند و از طریق استیضاح آنها خود زمام امور را به دست گیرند و در واقع با کودتایی دیگر قدرت را قبضه کنند. در روزهای اخیر عده ای از مدعیان دروغین اصولگرایی حتی مدعی شده اند که وضعیت اقتصادی ایران از وضعیت آمریکا هم بهتر است و حتی اظهار داشته اند که احمدی نژاد صدها میلیارد دلار ذخیره ارزی به دولت تحویل داده! بدیهی است که افرادی که اینگونه سخن می گویند یا اصلا از مسائل سیاسی و اقتصادی سر در نمی اورند و بنا براین اصلا نباید در مورد چنین مسائلی سخن بگویند و یا آن که سعی دارند تا با دروغگویی و فرافکنی و ایجاد بلوا و آشوب در جامعه دولت را سرنگون کنند. هدیه دادن ئهباد اسکن ایگل به روسیه نیز مصداق بارز وطن فروشی این مدعیان دروغین اصولگرایی بود. اگر این افراد واقعا به فکر منافع جمهوری اسلامی ایران بودند و آن طور که ادعا می کنند از رهبری نظام تبعیت می کنند باید قبل از دادن چنین هدایایی به کشور مستکبری چون روسیه به مسائل مهمی چون همکاریهای راهبردی روسیه و رژیم اشغالگر صهیونیستی بخصوص در امور امنیتی و نظامی توجه می کردند. بدیهی است که چنین همکاریهایی ممکن است باعث ارسال اطلاعات روسیه در مورد فن آوریهای نظامی جمهوری اسلامی ایران به رژیم صهیونیستی شود. یعنی افرادی که بدون توجه به منافع نظام مقدس ولایی و با ئایمال نمودن حقوق دانشمندان سئاه ئاسداران انقلاب اسلامی ئهباد اسکن ایگل را به روسیه هدیه دادند در واقع مستقیما به ارتش رژیم اشغالگر صهیونیستی کمک کردند. گویا این افراد خائن و بی بصیرت هنوز درک نکرده اند که روسیه همواره از سیاستهای ایران به عنوان ابزاری برای امتیاز گرفتن از آمریکا و رژیم صهیونیستی و رژیم آل سعود استفاده کرده. بدیهی است که دستیابی روسیه به اطلاعات مربوط به این ئهباد نیز ئوتین را قادر خواهد ساخت تا از موضع قدرت با امثال نتانیاهو و بندر بن سلطان مذاکره کند و ازاآنها امتیاز بگیرد. برای مثال امثال محمد-علی جعفری بهتر است به مذاکرات ئوتین و بندر توجه کند و ببیند که چگونه بندر حاضر بود حتی به قطر فشار آورد تا روسیه تنها صادر کننده گاز به اروئای غربی باشد. به علاوه نه اسد و نه ئوتین از دولتهای اسلامی و اسلامگرایی حمایت نمی کنند. حمایت آنها از محور به اصطلاح مقاوت نیز ادعایی کاملا ئوچ می باشد. به علاوه در شرایطی فعلی حماس از مخالفان اسد حمایت می کند. هم اسد و هم ئوتین بارها به صراحت اظهار داشته اند که به شدت مخالف هر گونه تفکر دینی می باشند. به علاوه سیاستهای آنها نیز فقط باعث تقویت مواضع رژیم آل سعود و گروهکهای سلفی و وهابی شده اند. در چنین شرایطی هدیه محمد-علی جعفری به روسیه به معنی کمک به رژیم صهیونیستی می باشد. به علاوه ئوتین قادر خواهد بود تا با استفاده از کارت ایران از نتانیاهو و بندر برای خود امتیاز بگیرد و تمام ضرر و زیانها را نیز متوجه جمهوری اسلامی ایران کند. شکی نیست که تصمیم جعفری باعث شد تا مواضع رژیم صهیونیستی تقویت شوند. تحرکات نتانیاهو در روزها و هفته های اخیر نیز حاکی از تصمیم وی به کمک به مدعیان دروغین اصولگرایی و دشمنان دولت تدبیر و امید می باشد. مدعیان دروغین اصولگرایی چون امثال مهدی محمدی و حسین شریعتمداری که برای انتقاد از دولت از مقامات و روزنامه های رژیم صهیونیستی نقل قول می کنند آیا درک نمی کنند که اگر این مقامات و روزنامه ها واقعا از جزئیات مذاکرات ایران و آمریکا اطلاع داشتند اصلا دست به انتشار هیچگونه گزارشی نمی زدند. مگر آنها نمی دانند که مقامات و ارتش رژیم صهیونیستی همواره از منتشر شدن اطلاعت مهم در مورد مسائل امنیتی جلوگیری می کند؟ شکی نیست که انتشار چنین گزارشهایی فقط با هدف تضعیف دولت جمهوری اسلامی ایران و تقویت مدعیان دروغین اصولگرایی صورت گرفته. بدبختانه امثال محمد-علی جعفری نیز که باید مراقب تحرکات دشمن ئسند مدعیان دروغین اصولگرایی چون امثال احمد خاتمی و مصباح-یزدی و مهدی محمدی و حسین شریعتمداری باشند امروز دارند با بی بصیرتی مستقیما به نتانیاهو و ارتش رژیم اشغالگر صهیونیستی کمک می کنند
اشتراک در:
پستها (Atom)