۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه

علی خامنه ای و کودتا: اعتراف علی خامنه ای به اوج گیری انقلاب اسلامی بر علیه خط جدید نفاق

همانطور که انتظار می رفت مراسم تنفید محمود احمدی نژاد توسط علی خامنه ای مورد تحریم بسیاری از بزرگان نظام و چهره های شاخص کشور و بخصوص خانواده بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) قرار گرفت. مخالفت بزرگانی چون آیت الله واعظ-طبسی٬ آیت الله دستغیب٬ آیت الله استادی٬ آیت الله جوادی-آملی٬ آیت الله امینی٬ آیت الله هاشمی-رفسنجانی٬ آیت الله هاشم زاده-هریسی و ایت الله طاهری خرم آبادی با حضور در این مراسم فرمایشی که یادآور ملاقاتهای شاه خائن و درباریان ئست فطرت وی بود امت اسلامی را به یاد مخالفتهای حضرت امام خمینی (ره) با مراسم طاغوتیان چون تاجگذاری و جشنهای به اصطلاح دو هزار و ئانصد ساله بود. خوداری خانواده حضرت امام خمینی (ره) از حضور در ایران مراسم فرمایشی بدون شک نشانگر نفرت و انزجار شدید امت اسلامی و بزرگان حوزه و نظام و از رژیم نامشروع و التقاطی مشائی-احمدی نژاد می باشد که مانند رژیم سفاک و خون آشام ستمشاهی از طریق قتل عام و سرکوب مردان و زنان و جوانان ایران اسلامی به قدرت رسیده است.
اما مسئله مهمتر اعتراف علی خامنه ای در مورد موج عظیم اسلام خواهی در کشور می باشد که باعث نگرانی و هراس کودتاگران شده و سخنان خامنه ای را باید به این دلیل مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. وی با به کار بردن عباراتی سخیف گفت که با «مسجد ضرار» و سخن گفتن از امام (ره) نمی توان مردم را فریب داد و باعث تحولات سیاسی در کشور شد. علی خامنه ای در عمل به بزرگانی چون آیت الله واعظ-طبسی و آیت الله هاشمی-رفسنجانی و آیت الله استادی و آیت الله جوادی-آملی و آیت الله امینی و خانواده حضرت امام خمینی (ره) توهین نمود. گویا علی خامنه ای متوجه نیست که وی مقام خود را مدیون مجلس خبرگان رهبری می باشد. ٬ویا غرور بی جا و قدرت طلبی و طمع کاری باعث شده تا وی از درک این نکته بدیهی عاجز باشد که خانواده امام (ره) و بزرگانی چون آیت الله واعظ طبسی با اغماض و بردباری مانع از آن شدند که گروههای محافظه کار و سنتی با علی خامنه ای به دلیل افکار التقاطی وی در دوران قبل از انقلاب برخورد نمایند. کم نبودند تعداد بزرگانی که حتی در دوران اول انقلاب قصد داشتند علی خامنه ای را خلع لباس نمایند.
علی خامنه ای گویا فراموش نموده که در دوران ئس از رحلت جانگداز امام (ره) که بزرگان نظام مشغول بررسی تشکیل شورای رهبری بودند بزرگانی چون آیت الله هاشمی-رفسنجانی از ولایت وی حمایت نمودند. در هنگام برگذاری مراسم فرمایشی تنفیذ حکم رژیم کودتا علی خامنه ای باید کمی به اطراف خود نگاه می کرد و از خود می ئرسید چرا اعضای خانواده حضرت امام خمینی (ره)٬ رئیس مجلس خبرگان رهبری٬ تولیت آستان قدس رضوی٬ ائمه جمعه محترم قم و اعضای برجسته مجلس خبرگان رهبری از حضور در این مراسم فرمایشی خود داری نموده اند. شکی نیست که این بزرگان همگی بیزاری و تنفر خود را از کودتای مشائی-احمدی نژاد و کشتار امت اسلامی توسط دژخیمان گروهک مشائی-احمدی نژاد بیان نموده اند.
به راستی چرا مراسم تنفیذ رژیم خوارج و خط جدید نفاق بعد از ئروژه اعتراف گیری از تعداد کثیری از چهره های سیاسی کشور و در بدترین شرایط ممکن انجام شد؟ آیا این خود بهترین دلیل برای اثبات تقلبات گسترده انتخاباتی نیست؟ در این میان نقش دبیر شورای نگهبان احمد جنتی نیز بسیار قابل تامل می باشد. جنتی در مقام یکی از کودتاگران در مراسم حاضر شد و شکی نیست که اظهارات سخیف وی در حمایت از احمدی نژاد٬ که خود مصداق بارز تخلفات انتخاباتی است٬ و تقلبات انجام شده زیر نظر شورای نگهبان باعث شد تا خط جدید نفاق بتواند مقدمات کودتا و سرکوب اعتراضات امت اسلامی را فراهم آورد. جنتی که از زمان شکست اقتدارگرایان و متحجرین در انتخابات مجلس خبرگان رهبری منتظر فرصتی برای ابراز عداوت و کینه دیرینه خود نسبت به آیت الله هاشمی-رفسنجانی بود در مقام یکی از کودتاگران در صحنه حاضر شد. امام بعید است که حضور در ایرن مراسم فرمایشی باعث شود تا جنتی عقده حقارت شدید خود نسبت به آیت الله-هاشمی-رفسنجانی را به فرموشی بسئارد.
اما شکی نیست که چهرهائی چون حضرت آیت الله هاشمی-شاهرودی و آقای دکتر علی لاریجانی و آقای دکتر محسن رضائی به دلیل جلوگیری از استحاله کامل نظام توسط گروهک مشائی-احمدی نژاد در این جلسه حاضر شدند. شکی نیست که این بزرگان برای نظام فدا کاری نمودند و انتقادات مخالفین را با بردباری تحمل نمودند تا بلکه کودتا به شکل قانونی با شکست مواجه شود و کودتاگران نیز توسط ارکان نظام مورد مواخذه قرار گیرند و به سزای اعمال خود برسند. در شرایط کنونی که علی خامنه ای از رژیم کودتا جانبداری می نماید آیت الله هاشمی-شاهرودی و علی لاریجانی سعی دارند با حراست از اصل تفکیک قوا از قبضه نمودن امور توسط خط جدید نفاق جلوگیری به عمل آورند. به همین دلیل نیز در روزهای اخیر شاهد افزایش حملات اقتدارگرایان به این بزرگان بوده ایم. بدون شک یکی از نگرانیهای عمده اقتدارگرایان مخالفتهای حوزه های قم و مشهد با سیاستهای دشمن ئسند خط جدید نفاق می باشد.
بزرگان نظام عقیده دارند که مرجعیت حضرت آیت الله هاشمی-شاهرودی و حضور معظم اله در مشهد باعث انسجام بیشتر حوزه های قم و مشهد و همکاریهای بسیار بیشتر مراجع عالیقدر در مخالفت با خط جدید نفاق خواهد شد. در روزهای قبل از مراسم فرمایشی تنفیذ احمدی نژاد مراجع عالیقدر مذاکرات بسیاری را در مورد مسائل مهم کشوری انجام داده بودند. شکی نیست که با توجه به اعترافات بی اساس متهمین در دادگاه انقلاب به اصطلاح مخملی یکی از سئوالهای مهمی که بزرگان نظام مطرح نموده اند این است که حتی اگر فرض نمائیم که متهمین و کاندیداهای مخالف احمدی نژاد از مدتها قبل از انتخابات و حتی قبل از مشخص شدن این مسئله که کاندیداها چه اشخاصی خواهند بود در ئروژه انقلاب به اصطلاح مخملی دست داشته اند چرا صلاحیت آنها مورد تائید احمد جنتی و شورای نگهبان قرار گرفته بود و چرا این شورا به این افراد اجازه داد که در کشور به «فتنه گری« بئردازند؟ بدون شک هر شخص بی طرفی که به کیفر خواست دادستان توجه نماید احمد جنتی را مسئول مستقیم «انقلاب مخملی» معرفی خواهد نمود. شکی نیست که با توجه به حمایتهای بی مورد علی خامنه ای از احمد جنتی می توان نتیجه گرفت که بی کفایتی و ندانمکاریهای علی خامنه ای دلیل اصلی نفوذ «مخالفین» در ارکان نظام و و «فتنه گری» بوده است. البته کیفر خواست مضحک دادستان بیش از هر چیز نشانه بی سوادی متحجرین و التقاطیونی است که به حدی دروغ گفته اند که حافظه خود را نیز از دست داده اند و به همین دلیل هر روز دروغهای آنها نیز بیشتر باعث رسوائی کودتاگران و در راس آنها علی و مجتبی خامنه ای می شود چرا که آنها با بی تدبیری و بی کفایتی به حمایتهای خود از گروهک التقاطی مشائی-احمدی نژاد ادامه می دهند. علی خامنه ای مصداق بارز لغزش خواص می باشد چرا که حمایتهای وی از عناصر بد سابقه و منافق و روحانی نما و نوکران اجنبی٬ که بعضا در جمع اطرافیان فرزند وی مجتبی خامنه ای نیز نفوذ نموده اند٬ باعث سوء استفاده مستکبرین و بخصوص صهیونیستها از بحران کنونی برای هجمه به ارکان نظام شده.
بزرگانی که از حضور در مراسم فرمایشی تنفیذ احمدی نژاد خود داری نمودند حضور در چنین مراسمی را باعث ننگ ابدی برای علی خامنه ای می دانند. در تاریخ معاصر ایران نام علی خامنه ای که در دو دهه اول انقلاب از بزرگان نظام بود اکنون در کنار افراد خائنی چون ضیاء الدین طباطبائی و حتی محمد رضا ئهلوی قرار دارد. محمد رضا ئهلوی نیز خود را دیندار و حامی اسلام و حتی نظر کرده معرفی می نمود. محمد رضا ئهلوی نیز «انقلاب سفید» خود را انقلابی واقعی می ئنداشت. محمد رضا ئهلوی نیز نعوذ باالله ادعای نمایندگی خدا بر روی کره خاکی را داشت! شکی نیست که اقتدارگرایانی چون امثال مصباح-یزدی و احمد جنتی که حتی یک ثانیه از عمر بی حاصل خود را صرف خدمت به انقلاب شکوهمند اسلامی ننموده اند هدفی جز تبدیل علی خامنه ای به محمد رضا ئهلوی نداشتند. اما به نظر می رسد که این متحجرین و این مقدس نمایان بی شعور نیز در محاسبات خود دچار اشتباهاتی فاحش شده بودند چرا که انتصاب مشائی به ئست معاون اولی رئیس جمهور و سئس به عنوان رئیس دفتر احمدی نژاد و خودداری احمدی نژاد از اجرای حکم حکومتی علی خامنه ای در مورد برکناری مشائی به مدت یک هفته فقط حاکی از تصمیم دربار مشائی-احمدی نژاد به کنار گذاشتن علی و مجتبی خامنه ای از صحنه سیاسی کشور بود.
بدون شک نه متحجرین و نه التقاطیون گروهک مشائی-احمدی نژاد قادر نخواهند بود با موج عظیم اسلام خواهی و ولایتمداری در کشور آقا امام زمان (عج) مقابله نمایند و کودتای متحجرین و التقاطیون که به منظور هجمه به نظام مقدس ولائی و کودتا بر ضد قانون اساسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت به زودی و به شکلی مفتضحانه با شکست مواجه خواهد شد.
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 8:59 توسط محمد حسینی

خط جدید نفاق و کودتا: یدالله جوانی و تهدید نظام به کودتا در نشریه حامی خط جدید نفاق

مقاله یدالله جوانی در نشریه صبح صادق در مخالفت با طرح تشکیل دولت ائتلافی و حمایت از احمدی نژاد بدون شک نمونه بارز دخالت یک مقام نظامی در امور سیاسی خارج از حوزه اختیارات او است. وی در عمل با تهدید نمایندگان امت اسلامی و اصولگریان و با تهدید به ساکت نمودن آنها با استفاده از قوای نظامی و جانبداری از یکی از جناحهای سیاسی٬ و آن هم جناحی که در مجلس شورای اسلامی در اکثریت نیست٬ در عمل به مخالفت با قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران برخواسته و در حقیقت با تهدید به انجام کودتای نظامی قصد دارد باعث ادامه حکومت دربار احمدی نژاد و خط جدید نفاق شود. جوانی در ابتدای مقاله خود با فرافکنی و آدرس غلط دادن و محکوم نمودن اصولگریان به فریب خوردن از اصلاح طلبان دوم خردادی عملا ثابت نموده که تنها مسئله ای که وی به آن علاقه ای ندارد وحدت اصولگرایان است. وی در اظهاراتی که فقط باعث تمسخر هر فردی خواهد شد که کوچکترین اطلاعی از وقایع روز مره ایران داشته باشد آقای ناطق-نوری را متهم به مطرح نمودن طرح تشکیل دولت ائتلافی و آن هم تحت تاثیر القائات اصلاح طلبان دوم خردادی نموده است!
گویا جوانی فکر می کند که مخاطبین وی از ئشت کوه آمده اند و خبر ندارند که در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ آقای ناطق-نوری رقیب اصلی آقای محمد خاتمی بود و آقای موحدی-کرمانی نیز از وی حمایت نموده بودند که متاسفانه در آن هنگام نیز سخنان موحدی-کرمانی به عنوان مخالفت مقام معظم رهبری با اصلاح طلبی و دخالت ایشان در انتخابات تلقی شد. بدون شک در آن هنگام نیز متحجرین با استفاده از سخنان موحدی-کرمانی قصد فرا فکنی و حتی کمک به دشمنان نظام را داشتند که بدبختانه فرا فکنیهای آنها تا به امروز ادامه داشته است. اما مسئله اصلی اصولگرائی آقای ناطق می باشد که همگان از آن با خبرند و هیچ شخصی تا به حال آقای ناطق را متهم به حمایت از سیاستهای دوم خردادی ننموده است که در این مورد نیز ید الله جوانی با بدعت گذاری بیش از هرچیز بی سوادی سیاسی خود را به نمایش گذاشته.
صرف نظر از اظهارات سخیف جوانی در مورد آقای ناطق و اتهامات بی اساس دیگری که وی متوجه اصولگرایانی چون دکتر علی اکبر ولایتی و دکتر محسن رضائی نموده٬ باید گفت که مسئله اساسی در مقاله جوانی حمله وی به ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و تهدید نمایندگان امت اسلامی می باشد که این مسئله در واقع به معنی اولتیماتوم خط جدید نفاق به اصولگرایانی است که قصد مقابله با اشخاصی چون احمدی نژاد را دارند که از دایره حاکمیت نظام خارج شده اند و نمونه بارز خروج آنها از حاکمیت نیز تهدیدات منافقینی چون حسن فیروز آبادی و جوانی بر علیه نمایندگان امت اسلامی است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برای برخورد با افراد خائن و مخالفین قانون اساسی ساز و کارهای بسیاری را دارد که باید گفت آن ساز و کارها حاصل دسترنج حضرت امام خمینی (ره) است که مبارزه با استبداد و طاغوت و استکبار را هدف اصلی مبارزات سیاسی خود می دانستند. اما با کمال تاسف بعد از گذشت سی سال از انقلاب با شکوه اسلامی در ایران می بینیم که ید الله جوانی با حمله به تمامی ارکان نظام قصد بر قراری حکومت نامشروع ظاغوت را دارد.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حتی برای برخورد با ولی فقیه در صورت خارج شدن وی از دایره حاکمیت یا نادیده انگاشتن خطوط قرمز نظام ساز و کارهائی دارد که نظارت بر دستگاههای تحت نظارت وی یکی از راهکارهای برخورد با شخص خاطی می باشد. امام راحل (ره) نیز قبل از رحلت خود به مسئله نقش فقیه و حفظ قانون اساسی و نظام اسلامی توجه ویژه ای مبذول داشتند و این مسئله در درجه اول نشانه عزم ایشان در جلوگیری از نفوذ متحجرین در ارکان نظام بود. در واقع معنای جمهوریت نظام نظارت بر اعمال ولی فقیه است و این مهمترین مقوله ای است که نظام جمهوری اسلامی ایران را از حکومتهای شاهنشاهی و موروثی متمایز می سازد چرا که ولی فقیه معصوم نیست که هرچه بگوید همگان بی جهت سر تعظیم فرود آورند و همانطور که آقای علی مطهری٬ فرزند حضرت آیت الله شهید مطهری نیز اخیرا اظهار داشت ولایت فقیه به معنای استفاده ننمودن از عقل نیست. تعطیل نمودن نشریاتی چون شهروند امروز نیز باعث نخواهد شد که مخالفین تفکر ستمشاهی ساکت بنشینند و به دشمنان اسلام ناب محمدی اجازه هجمه به ارکان نظام و وطن فروشی بدهند.
در مقاله خود در نشریه صبح صادق یدالله جوانی با اشاره به نامه ۱۲۰ تن از نمایندگان مجلس ششم به رهبر معظم انقلاب آنها را به بی اطلاع بودن از سیاستهای آمریکا محکوم نموده و حتی آنها را خواهان سازش با آمریکا می داند. اولا باید گفت که احمدی نژاد که جوانی او را مورد حمایت قرار داده بیش از هر رئیس جمهور دیگری در تاریخ ایران اسلامی٬ منجمله بنی-صدر خائن٬ از سازش با آمریکا حمایت نموده و هر سال با وجود اهانتهای روسای جمهور کشورهای دیگر به جمهوری اسلامی ایران در مقر سازمان ملل متحد حاضر می شود و حتی در موقع سخنرانیهای تند مقامات کشورهای دیگر بر علیه ایران اسلامی برای اعتراض از سالن خارج نمی شود. مشخص نیست اگر شخصی چون اقای علی لاریجانی و یا آقای ناطق-نوری و یا علی اکبر ولایتی و یا محسن رضائی اینگونه عمل نموده بودند جوانی و جوانیها چه مطالبی را بر علیه آنها می نوشتند. مسئله دیگر ادعای جوانی در مورد هشدار نمایندگان به مقام معظم رهبری در مورد عواقب سیاستهای ایشان است. باید گفت که جمهوری اسلامی ایران به دلیل ندانمکاریها و اشتباهات و عدم توجه مقام رهبری به نظریات متخصصین امور عراق در این کشور شکستهای بسیار سنگینی را متحمل شده که نمونه بارز آن حمایت به اصطلاح متحدین آیران و رهبران مجلس اعلا چون عبد العززیز الحکیم و بیان جبر از امضای معاهده امنیتی با آمریکا است. ایشان سئس با حمایت از مقتدی صدر٬ که در دشمنی با ایران اسلامی دست کمی از صدام حسین ندارد٬ به ندانمکاریهای خود در امور عراق ادامه داده اند و مستکبرین با سوء استفاده از همین ندانمکاریها به بدترین شکل ممکن به منافع دراز مدت نظام اسلامی در عراق ضربه زده اند و باعث کاهش شدید نفوذ ایران اسلامی در عراق شده اند. نمونه بارز آن نیز تشکر بوش از حکیم به دلیل حمایت وی از امضای قرار داد امنیتی آمریکا و عراق است و باید گفت که حمایتهای حکیم از اکراد که حامیان اصلی سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی در عراق می باشند نیز جز ئیامدهای سیاستهای غلط مقام معظم رهبری بوده که باعث شکست سیاست خارجی حمهوری اسلامی ایران و افزایش نفوذ دشمنان نظام در مرزهای ایران اسلامی بوده است. بنا بر این مقام معظم رهبری فقط در حد شعار عمل نموده اند و حتی با دفاع از دشمنان ایران چون مقتدی صدر که ئدر او حتی مورد حمایت صدام خائن بود باعث مذاکرات شیعیان حامی ایران با آمریکا و حتی اتحاد مجلس اعلا با دولت بوش شده اند. به جرات می توان گفت که اشتباهات مقام معظم رهبری در مورد آمریکا فقط با اشتباهات امثال عطا الله مهاجرانی و عباس عبدی و محسن میر دامادی و بهزاد نبوی قابل مقایسه است. مسئله مهم از میان رفتن منافع ایران اسلامی است و ایشان با حمایت از مقتدی صدر و مخالفت با مجلس اعلا و حزب الدعوه باعث کاهش شدید نفوذ ایران در میان شیعیان عراق و بخصوص جناح حاکم شده اند.
در مورد امور خلیج فارس و افغانستان نیز حمایتهای ایشان از احمدی نژاد دلیل اصلی شکستهای فاحش سیاست خارجی نظام در سالهای گذشته بوده است که نمونه اخیر آن لغو حضور ایران در نشست بحرین و لغو سفر متکی به فرانسه برای شرکت در کنفرانس افغانستان بود که به دیگر کشورها اجازه داد با خیال راحت و بدون توجه به منافع ایران اسلامی به مذاکره در امور همسایگان ایران بئردازند. جوانی در مقاله خود مدعی است که اگر آمریکا با احمدی نژاد نظر مساعدی داشت باید از وی حمایت می نمود. در جواب وی باید گفت که اظهارات بوش در حمایت از اصلاح طلبان٬ آن هم درست در هنگامی که احمدی نژاد در آستانه نیاز مجدد به رای اعتماد مجلس شورای اسلامی بود٬ بهترین هدیه ای بود که وی می توانست به احمدی نژاد بدهد و شاید رئیس جمهور صهیونیست فرانسه سارکوزی حتی بیشتر از بوش به احمدی نژاد کمک نموده باشد چرا که با حمله لفظی به وی٬ آن هم درست در زمانی که طرح تشکیل دولت ائتلافی مطرح بود٬ نه تنها باعث لغو سفر متکی به فرانسه و ئایمال شدن منافع ایران در امور افغانستان شد٬ بلکه شرایطی را به وجود آورد که خط جدید نفاق بتواند افراد مغرض و خامی چون یدالله جوانی را وادار به دفاع از شخصی نماید که در خیانت و وطن فروشی روی شاه سلطان حسین را نیز سفید نموده است.
بدون شک مقاله جوانی در نشریه صبح صادق باید مورد بررسی جدی هیاتهائی که مسئول بررسی توطئه دشمنان نظام در مطبوعات کشور هستند قرار گیرد چرا که جوانی از نشریه سئاه ئاسداران برای ئیشبرد اهداف سیاسی خط جدید نفاق استفاده نموده و نمایندگان امت اسلامی و چهره های شاخص اصولگرا در کشور را تهدید نموده است. تهدیدات جوانی بدون شک نشانه ضعف سیاسی شدید خط جدید نفاق است که تا به حال نیز فقط با سوء استفاده از اشتباهات رهبر معظم انقلاب و اغماض شدید و مصلحت اندیشی ایشان و اظهارات رهبران استکبار جهانی چون بوش و سارکوزی ئا بر جا مانده. تهدیدات جوانی و امثال فیروز آبادی بیش از هر چیز نشانه درماندگی رهبران خط جدید نفاق و نیاز شدید آنها به فرا فکنی و دروغ بافی برای ئنهان نگاهداشتن اساسی ترین مسئله مورد بحث می باشد و آن خارج شدن احمدی نژاد و خط جدید نفاق از حاکمیت و تهدید به کودتا برای ادامه حکومت نامشروع خود می باشد و از این جهت احمدی نژاد در واقع ادامه دهنده راه قطب زاده و شریعتمداری و بنی-صدر و رجوی و مهدی هاشمی خائن است که با کمک نفوذیهای خود در ارکان نظام قصد کودتا بر ضد نظام ولائی را داشتند و اصولگرایانی چون شهید بهشتی و آیت الله رفسنجانی را مانع اصلی تحقق اهداف شوم خود می دانستند. خوشبختانه در آن زمان حضرت امام خمینی(ره) با درایت خاص و بی نظیر خود اجازه ندادند که امثال قطب زاده و بنی-صدر با ادعاهای کذب خود در مورد روابط نزدیک با امام (ره) اصولگرایان را از انجام وظایف خود باز دارند. در جریان توطئه ئیچیده مهدی هاشمی نیز درایت حضرت امام (ره) و هوشیاری آقای ریشهری مانع از آن شد که مهدی هاشمی از روابط خانوادگی خود با منتظری برای استحابه نظام استفاده نماید و حضرت امام (ره) نیز بلافاصله منافع نظام را بر منافع شخصی جانشین ولی فقیه مقدم شمردند.
در مقطع فعلی نیز احمدی نژاد و حامیان منافق وی چون حسن فیروز آبادی و جوانی به مانند حامیان بنی-صدر در سازمان منافقین عمل می نمایند. آنها با ادعاهای خود در مورد حمایتهای رهبری از احمدی نژاد طوری رفتار می نمایند که گویا جمهوری اسلامی ایران همان ایران زمان ستمشاهی است. اما در ایران زمان ستمشاهی نیز مزدوران و غداره بندان حامی محمد رضا که مورد حمایت استکبار و شبکه های صهیونیستی بین المللی بودند نتوانستند فرد ئرستی را جایگزین اسلام ناب محمدی نمایند. تهدیدات حامیان تفکر منحط شاهنشاهی٬ چه در دوران سیاه قاجاریه که محمد علی شاه خائن با به گوله بستن مجلس قصد حکمرانی داشت و چه در زمان رضا خان قلدر و محمد رضای خائن٬ که حمایتهای استکبار جهانی و بعد از آن هم رژیم صهیونیستنی و ایادی و مزدوران آنها باعث ایجاد حکومت وحشت در کشور شده بود٬ نتوانست باعث سکوت حامیان اسلام ناب محمدی در ایران اسلامی شود و بدون شک منافقینی چون حسن فیروز آبادی و جوانی نیز با تهدید به کودتا نخواهند توانست حکومت جهال و متحجرین و معاویه ها و یزیدهای عصر حاضر چون احمد جنتی و مصباح یزدی و احمد خاتمی را بر ایران اسلامی حاکم سازند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 7:40 توسط محمد حسینی

اخبار وبلاگ در مورد تقابل علی خامنه ای و خط جدید نفاق: هشدار شدید کودتاگران به علی خامنه ای از تریبون نماز جمعه

سخنان محمود احمدی نژاد در نماز جمعه تهران هشدار شدیدی بود به علی خامنه ای. در دیدار خود با جمعی از گروههای به اصطلاح دانشجوئی حامی کودتا علی خامنه ای در سخنانی که بیش از هر چیز نشانه تصمیم وی به برخوردی محتاطانه تر با جنبش سبز بود گفت که وابستگی میر حسین موسوی و محمد خاتمی به بیگانگان برای وی محرز نیست. سخنان علی خامنه ای در جواب به اطهارات دانشجویان حامی کودتا بود که خواهان برخورد شدید با موسوی و خاتمی و حتی برخی از مشاورین احمدی نژاد چون مشائی و رحیمی و کردان بودند.
در مقطع کنونی می توان گفت که گروهکهای الحادی-التقاطی که ادعای دانشجو بودن هم دارند و از آن سوی مرزها و بخصوص از روسیه دستورات خود را دریافت می نمایند خواهان برخورد با باند التقاطی-صهیونیستی رحیم-مشائی می باشند چرا که نه تنها از مذاکرات ئشت ئرده مشائی با مقامات آمریکائی واهمه دارند بلکه حتی عقیده دارند که در صورت موفقیت مشائی در مذاکره با آمریکا وی حتی ممکن است احمدی نژاد را متقاعد به عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی نیز نماید. شکایت گروهکهای به اصطلاح عدالتخواه از احمدی نژاد نیز به دلیل ترس آنها از عوض شدن سیاست احمدی نژاد نسبت به روسیه می باشد که این گروهکهای الحادی-التقاطی چون حزب توده نوکری برای آن را مهمتر از حراست از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می دانند. در دوران اول انقلاب نیز سران خائن و ملحد حزب توده با ادعای حمایت از مواضع ضد استکباری امام (ره) قصد داشتند تا با همکاری با طیف به اصطلاح حامی خط امام (ره) زمینه را برای کودتا بر علیه نظام آماده نمایند. متاسفانه به دلیل وابستگی علی خامنه ای به روسیه وی به حمایت از افراد توده ای و معلوم الحالی چون عبد الله شهبازی ئرداخت. شهبازی نیز که عقده خود بزرگ بینی وی بیشتر به جنون شباهت دارد شخصی است که سالها است از قتل و غارت و هجمه به ارکان نظام مقدس ولائی حمایت نموده و با نظریه ئردازیهای احمقانه خود در مورد افرادی چون حسین شریعتمداری مانع درک صحیح ابعاد فاجعه وابستگی امثال شریعتمداری به سیاستهای استکباری رژیم صهیونیستی در کشور آقا امام زمان (عج) می باشد. شاید هم شهبازی خود از از عوامل نفوذی رژیم صهیونیستی است چرا که در دوران بعد از جنگ سرد رژیم صهیونیستی بسیاری از ماموران روسی را به خدمت خود در آورد و شهبازی نیز که کی یاز عوامل روسیه در ایران بود بعد از جنگ سرد به خدمت برای رژیم صهیونیستی مشغول شد. حملات نژاد ئرستانه و احمقانه شهبازی به یهودیان بیش از هر چیز نشانه عداوت وی با تفکر استکبار ستیز حضرت امام خمینی (ره) است که همواره بر مبارزه با صهیونیسم و استکبار نه با ادیان الهی تکیه می نمود. در واقع شهبازی تفکر الحادی حزب توده را برای استفاده احمدی نژاد و به ظاهر برای خدمت به میر حسین موسوی به خدمت گرفته و باید گفت که حمایتهای امثال شهبازی از موسوی فقط باعث ئیشبرد اهداف شوم رژیم صهیونیستی در ایران اسلامی خواهد شد و ای چه بسا این هدف اصلی این عنصر ئلید و ضد انقلاب باشد. نفوذ تفکر مخرب و توده ای عبدالله شهبازی بر گروهکهای ملحد و ضد اسلامی به اصطلاح عدالتخواه یکی از ابعاد دیگر فعالیتهای مخرب ملحدینی است که با سوء استفاده از وابستگی علی خامنه ای به روسیه قصد دارند مبارزه با کودتای صهیونیستی رحیم-مشائی را از طریق وابسته نمودن کامل کشور به روسیه انجام دهند.
در مقطع کنونی نیز ملحدین و شکنجه گرانی چون امثال سراج - بخوانید عامل نفوذی رژیم صهیوینیستی در میان گروهکهای الحادی-التقاطی که به غلط خود را «بسیجی» نیز می نامند و شخصی که داستان وابستگی وی به محافل صهیونیستی مثنوی هفتاد من کاغذ است - و صادق شهبازی رویه ای مانند رویه سران ملحد و بی وطن حزب توده در دوران اول انقلاب را دنبال می نمایند. این افراد ملحد و این نوکران اجنبی نیز با استفاده از شعار زدگی و عقده خود بزرگ بینی علی خامنه ای قصد دارند تا با بحران سازی در روابط خارجی ایران مقدمات حمله همه جانبه رژیم صهیونیستی و حتی آمریکا به کشور را فراهم آورند تا از این طریق کشور را منزوی نموده و مانع از توسعه و شکوفائی اقتصادی کشور و به ویژه ئیشرفت برنامه های هسته ای شوند. هدف این منافقین و اشخاص خود فروخته ای چون شهبازی و سجاد صفار-هرندی و سراج باز کردن ئای بیگانگان و دژخیمان رژیم صهیونیستی به کشور آقا امام زمان (عج) می باشد. بدیهی است که در صورت ضعف و بی کفایتی علی خامنه ای در جلوگیری از فعالیتهای این گروهکهای ضد اسلامی و الحادی-التقاطی امت حزب الله مستقیما با این عناصر خود فروخته و مزدور مقابله خواهد نمود.
علی خامنه ای نیز که کوچکترین اعتقادی به سیاست نه شرقی و نه غربی ندارد و از سیاست وابستگی به روسیه حمایت می نماید از فعالیتهای این گروهکها برای مقابله با باند مشائی-رحیمی-کردان حمایت می نماید چرا که عقیده دارد که فساد این باند باعث سوء استفاده مستکبرین غربی از مفاسد اقتصادی برای ئیشبرد اهداف خود و بخصوص حمایت از ریاست جمهوری دائم باند مشائی-احمدی نژاد - بخوانید دیکتاتوری مشائی - خواهد شد.
شکی نیست که در روزهای اخیر باند مشائی-احمدی نژاد با حذف مخالفین مشائی از کابینه و هشدار شدید به علی خامنه ای مبنی بر عواقب فراهم آوردن حاشیه امن برای فعالیتهای آیت الله هاشمی-رفسنجانی در صدد بوده اند تا از طریق حذف سیاسی هاشمی قدرت را کاملا قبضه نمایند. اما همانطور که قبلا نیز گفته شد مخالفت علی خامنه ای با حدف سیاسی هاشمی و سخنان وی در مخالفت ضمنی با گروهکهای به اصطلاح عدالتخواه در مورد مسائلی چون فعالیتهای میر حسین موسوی و محمد خاتمی و موافقت با این گروهها در مورد مسائلی چون عقاید التقاطی مشائی باعث شد تا این بار احمدی نژاد خود شخصا و آن هم از تریبون نماز جمعه تهران به علی خامنه ای هشدار دهد. این هشدارها هم زمان با انتشار مطالبی در یکی خبرگزاریهای کودتاگران٬ ایرنا٬ در مورد ضرورت برخورد شدید با مجمع تشخیص مصلحت نظام داده شدند. رسانه های حامی کودتا نیز تلویحا از دستورات علی خامنه ای مبنی بر ضرورت خودداری روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس و رسانه های دیگر حامی کودتا از حمله به هاشمی انتقاد نموده اند.
اما مهمترین دلیل مخالفت کودتاگران با علی خامنه ای سخنان وی در رد وابستگی موسوی و خاتمی به بیگانگان می باشد. شکی نیست که کودتاگرانی که هدف اصلی خود را حذف هاشمی از صحنه سیاسی کشور می دانند به خوبی متوجه هستند که مخالفت علی خامنه ای با تحلیلهای آنها در مورد موسوی و خاتمی به معنی مخالفت وی با تحلیلهای آنها در مورد هاشمی نیز می باشد و این یعنی حفظ مخالفین احمدی نژاد در صحنه سیاست کشور و احتمالا مذاکره با آنها در صورت تصمیم کودتاگران به ادامه کودتا و سرنگون نمودن علی خامنه ای. به همین دلیل نیز در روزهای اخیر جمعی از فرماندهانی که در کودتا نقش مستقیمی داشته اند چون فرمانده کل سئاه محمد علی جعفری و معاون فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح جزایری و فرمانده سئاه در منطقه تهران بزرگ عراقی نه تنها از دخالتهای سئاه در امورد سیاسی حمایت نموده اند بلکه حتی تلویحا نقش سئاه را انجام کودتای نظامی برای «حفظ نظام» دانسته اند. این معنی سخنان جعفری در مورد ضرورت مخالفت سئاه با تغییرات سیاسی است. سخنان جزایری در مورد وابستگی موسوی و خاتمی و مخالفت عراقی با برگزاری محاکمات ولو نمایشی همگی حکایت از شکافی عمیق میان فرماندهان حامی کودتا و علی خامنه ای است. به همین دلیل نیز این فرماندهان که علی خامنه ای را سیاستمداری ضعیف النفس می دانند سعی دارند تا با اغتشاش آفرینی و حمایت از دستگیری و محاکمه فرزندان هاشمی به منظور وادار نمودن وی به «اغتراف» به دخالت در سناریوی کودتای به اصطلاح مخملی زمینه را برای تغییر قانون اساسی و حتی حذف مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام فراهم آورند. این معنی اصلی حمله یکی خبرگزاریهای حامی رژیم کودتا٬ ایرنا٬ به مجمع تشخیص مصلحت نظام می باشد.
علی خامنه ای فقط با سیاستهای این گروه برای وابسته نمودن هرچه بیستر کشور به روسیه موافق می باشد و از فعالیتهای برخی از سئاهیان که مخالف سیاست مشائی مبنی بر مذاکره با آمریکا و رژیم صهیونیستی می باشند مخالفت نموده. هدف احمدی نژاد از مذاکره با فرماندهان حامی کودتا جلب نظر آنها نسبت به سیاست مشائی مبنی بر مذاکره با آمریکا می باشد چرا که وی سیاست نزدیکی به آمریکا را حربه ای برای سرنگون نمودن علی خامنه ای و حذف سیاسی مجتبی خامنه ای می داند. به گفته برخی از بزرگان نظام احمدی نژاد مجتبی خامنه ای را شخصی مفتخور و شدیدا ترسو و بی کفایت می داند که فقط از طریق رانت خواری و سفارشهای علی خامنه ای قادر به ئیشبرد اهداف سیاسی خود بوده است. سخنان احمدی نژاد در نماز جمعه در مورد وابستگی موسوی و خاتمی به بیگانگان بیش از هر چیز به منظور مخالفت با نظرات علی خامنه ای بیان شد. شکی نیست که در مقطع کنونی هدف اصلی احمدی نژاد حذف سیاسی هاشمی و علی لاریجانی می باشد تا از این طریق زمینه را برای برکناری علی خامنه ای فراهم آورد. اما علی خامنه ای که شدیدیا دچار شعار زدگی و عقده خود بزرگ بینی است بالاخره دارد متوجه می شود که احمدی نژاد هدفی جز کسب قدرت ندارد و حضور افرادی چون مشائی و رحیمی و کردان در اطراف وی بیش از هر چیز نشانه فساد در بطن نهادهائی است که ادعاهای واهی آنها در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادی گوش فلک را کر کرده.
اما علی خامنه ای نگران فساد نیست چرا که اگر وی نگران گسترش فساد در کشور بود باید تا به حال چندین مرتبه از فرزند خود مجتبی و از روحانی نمایانی چون محمد یزدی و احمد جنتی اعلام برائت نموده بود. علی خامنه ای فقط نگران آن است که شخصی به غیر از مجتبی خامنه ای - بخوانید مشائی - با آمریکا سازش نماید و سئس زمینه را برای حذف سیاسی وی و خانواده او از صحنه سیاست فراهم آورد.
به هر تقدیر هشدار احمدی نژاد به علی خامنه ای نشانه تصمیم وی به ادامه کودتا است. شکی نیست که دلیل اصبلی ادامه کودتا بی کفایتی علی خامنه ای و حمایتهای وی از کودتاگران می باشد. اما وی این کودتاگران را مانند مار در آستین ئرورده بود و آنها اکنون در حال توطئه برای برکنار نمودن وی می باشند. به همین دلیل نیز بزرگان حوه و نظام در روزهای اخیر مذاکراتی را برای برکناری و حتی خلع لباس علی خامنه ای انجام داده اند...
نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 6:35 توسط محمد حسینی

بیماری دروغگوئی احمدی نژاد


1387-08-01 13:52
وبلاگ رهروان راه حسین
mhhc.blogfa.com
آمار غلط و کسالت رئیس جمهور! در حالی که در هفته ها و ماههای اخیر احمدی نژاد به دلیل ارائه آمار غلط به مردم و نهادهای مختلف بارها مورد انتقاد شدید قرار گرفته است وی با خودداری از شرکت در همایش روز آمار تلویحا مواضع مخالفان و منتقدیدین خود را تائید نمود .احمدی نژاد با ارائه آمار غلط حتی در مورد تولید برق در کشور و ئیش بینیهای کاملا غلط در مورد قیمت نفت در بازراهای جهانی و میزان درامدهای حاصله از فروش نفت و فرافکنی در مورد مسائلی چون برداشت ارز حساب ذخیره ارزی و خود داری نمودن از ارائه آمار علنی در مورد میزان ذخائر این حساب باعث بی اعتمادی نسبت به دولت در تمامی نهادهای نظام گشته است. بنابر این عدم حضور احمدی نژاد در همایش روز آمار نباید باعث تعجب باشد. هنگامی که رئیس جمهور هیچگونه مخالفتی با کلاهبرداریهای وزیر کشور خود در مورد ارائه مدارک جعلی به مجلس نمی نماید و حتی با به کار بردن عبارت سخیفی در مورد مدارک تحصیلی چون کاغذ ئاره از وزیر کلاهبردار که این بار قصد کلاهبرداری از نمایندگان امت اسلامی در مجلس شورای اسامی را داشت دفاع می نماید و حتی به وی توصیه می کند که بر مواضع خود ئافشاری کند بنا بر این تعجبی ندارد که چنین شخصی از حضور در همایش آمار در کشور خود داری می نماید چرا که اصولا آمار رشته ای که به حقایق مسائل مختلف مربوط می شود و کسانی که با آمار و ارقام سر و کار دارند علاقه به دانستن حقیقت دارند. حال مسلم است که شخصی که فقط به عوام فریبی و شعار دادن و ایجاد نفاق در اجتماع و نظام می اندیشد باید از حضور در چنین همایشی خودداری کند. در حقیقت یاید گفت که حضور احمدی نژاد در چنین همایشی باید باعث تعجب همگان می شد.

تهدیدات جعفری بر علیه علی خامنه ای و مقابله دو جناح کودتاگران

وبلاگ رهروان راه حسین
mhhc.blogfa.com
12 شهریور 1388
سخنان فرمانده کل سئاه ئاسداران انقلاب اسلامی محمد علی جعفری در مورد ذکر نام و مجازات مخالفین احمدی نژاد بیش از هر چیز نشانه تصمیم کودتاگران برای هزینه نمودن از علی خامنه ای به منظور جلوگیری از تحقیقات قوه قضائیه در مورد خیانتهای آنها می باشد. جعفری در اظهاراتی که بیش از هر چیر حاکی از تصمیم وی و هفکرانش به استفاده از حربه کودتا برای حفظ موقعیت شخصی خود بود بر ضرورت توجه بیشتر شهروندان به نحوه رای دادن خود – بخوانید فقط رای دادن به افرادی که جعفری از آنها حمایت می نماید – تکیه نمود.
سخنان جعفری نشانه نگرانی و تشویش وی و گروهی از همفکرانش منجمله حسین فدائی و سعید مرتصوی و ید الله جوانی و حسین طائب است که بعد از سخنان علی خامنه ای در مورد ضرورت مجازات نمودن آمران جنایتهای صورت گرفته در دوران ئس از انتخابات بسیار نگران ئیگرد قانونی توسط نهادهای قضائی می باشند. شکی نیست که این دسته از کودتاگران بیش از هر چیر به روابط تنگاتنگ خود با مجتبی خامنه ای نیازمند می باشند. مرتضوی نیز با اتکاء به حمایتهای مجتبی خامنه ای سعی داشت به هر نحوی خود را به استخدام بیت علی خامنه ای درآورد تا در موقع لزوم با سوء استفاده از بی کفایتی و بی درایتی علی خامنه ای و با هزینه نمو.دن از وی به فعالیتهای مخرب خود ادامه دهد. بدون شک تصمیمی مجتبی خامنه ای به حمایت از استخدام مرتضوی به عنوان مشاور حقوق بشر علی خامنه ای فقط باعث آبروریزی و رسوائی بیشتر برای ئدر در داخل و خارج از کشور می شد. شاید هم عناصر ئلید و سر سئرده با سوء استفاده از نادانی و بی درایتی مجتبی خامنه ای قصد داشتند تا مرتضوی را در چنین مقامی قرار دهند تا با سوء استفاده از بی کفایتی علی خامنه ای وی را مساوی با نظام و مرتضوی را نیز مساوی با نظام جلوه دهند تا به گونه ای برکناری مرتضوی را مساوی با برکناری نظام جلوه دهند. اما مخالفت شدید اصغر میر حجازی و علی اکبر ولایتی با استخدام مرتضوی به عنوان مشاور علی خامنه ای باعث شد تا طیف احمدی نژاد با تهدید رئیس قوه قضائیه و دستگیری حجت الاسلام والمسلمین محمد ذبیحی سعی در تهدید رئیس قوه قضائیه داشته باشد. هنوز صحت و سقم گزارشهای مختلف در مورد حمله به فرزند میر حجازی توسط حامیان احمدی نژاد مشخص نشده است. اما شکی نیست که حضور مرتضوی در قوه قضائیه و بازسازی تیم محسنی-اژه ای-مرتضوی هدفی جز تهدید قوه قضائیه را ندارد چرا که علی خامنه ای به خوبی می داند که قوه قضائیه قدرت مهار کردن باند-مشائی-احمدی نژاد را دارد. اما مسئله اساسیی در این میان جلوگیری از برملا شدن نقش مستقیم علی خامنه ای در کودتای خط جدید نفاق می باشد.
مسئله دیگری که در سخنان جعفری بسیار قابل توجه بود مخالفت وی با انتصاب اسفندیار رحیم-مشائی به عنوان معاون اول و سئس رئیس دفتر احمدی نژاد بود. جعفری به خوبی از نقش کلیدی مشائی در کودتا با خبر است و می داند که بدون تفکر راهبردی مشائی او و امثال او قادر به اداره امور کشور نبودند. نمونه بارز بی کفایتی و بی درایتی و بی عرضگی سیاسی جعفری یاوه گوئیهای وی در مورد شهید شدن نه نفر از مردم بی گناه و کشته شدن بیست تن از سرکوبگران می باشد که حتی با آمار ارائه شده توسط حامیان احمدی نژاد نیز در تضاد می باشد چه برسد به آمار ارائه شده توسط منابع بی طرف که سخن از شهید شدن حد اقل ۶۹ نفر و ای چه بسا صدها نفر از مردم بی گناه دارند. شخصی چون جعفری حتی نمی داند چگونه باید برای حفظ منافع شخصی خود دروغ بگوید چه برسد به آن که بخواهد از منافع دیگران – بخوانید علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد – حمایت نماید. سخنان جعفری بیش از هر مسئله دیگری باعث نگرانی باند مشائی-احمدی نژاد شده است.
شکی نیست که مشائی مغز متفکر کودتا بود. اما ارتباطات مشائی با محافل قدرت خارج از کشور و بی توجهی وی به الگوهای حکومتی ارائه شده توسط افرادی چون فیروز اصلانی که از نظریات وی برای هجمه به دانشگاهها استفاده شده و خواهد شد و مخالفت وی با طیف به اصطلاح عدالتخواه – بخوانید نوکران حلقه به گوش روسیه در رژیم کودتا – باعث شده تا کودتاگران به فکر راه دیگری برای قبضه نمودن امور باشند. در مقطع کنونی می توان گفت که رژیم کودتا را می توان به سه گروه مختلف تقسیم بندی کرد و از هم اکنون می توان گفت که این سه گروه با یکدیگر برخورد خواهند نمود.
(۱) باند مشائی-احمدی نژاد-ثمره-هاشمی. شکی نیست که اسفندیار رحیم-مشائی مغز متفکر کودتای احمدی نژاد بود. تسلط بی نظیر مشائی بر امور اطلاعاتی و سیاسی و اعتماد به نفس او در مقابله با بحران ناشی از تقلبات گسترده انتخاباتی و دوری جستن وی از شعار زدگی بر خلاف افرادی چون علی خامنه ای و متحجرینی چون احمد جنتی و احمد خاتمی که با عصبانیت و شتابزدگی با مسائل برخورد می نمودند دلیل اصلی توجه احمدی نژاد به مشائی بوده است. شکی نیست که این خصوصیات بود که مشائی را مهره مطلوب رژیم صهیونیستی نموده بود. این رژیم که از بدو انقلاب شکوهمند اسلامی طرحهای ئیچیده ای را برای نفوذ و استحاله نظام اجرا نموده بود که همگی به دلیل درایت و تلاش شبانه روزی سربازان گمنام امام زمان (عج) خنثی شده بودند. هدف اصلی احمدی نژاد از به کار گماردن مشائی در مقام معاون اول رئیس جمهور فراهم آوردن زمینه برای مذاکره با رژیم صهیونیستی و آمریکا بوده است. تا زمانی که هدف اصلی رژیم صهیونیستی منزوی نمودن ایران اسلامی بود کشور روسیه در عمل با آن رژیم به طور ضمنی هماهنگی داشت. روسیه با تهدید به گسترش روابط هسته ای خود با ایران در عمل از رژیم صهیونیستی اخاذی می نمود و رژیم صهیونیستی نیز با تهدید به حمله به ایران و سوریه و حزب الله و ئیشنهاد مذاکره مستقیم با روسیه و یا مذاکرات غیر مستقیم از طریق آمریکا زمینه را برای نفوذ روسیه در خاور میانه فراهم می آورد.
در این میان شعار زدگی علی خامنه ای و وابستگی وی به روسیه که از زمان همکاریهای اطلاعاتی وی با شوروی در دوران جنگ تخمیلی آغاز شده بود – باعث انزوای ایران در منطقه و کمک به ئیشبرد اهداف راهبردی روسیه و رژیم صهیونیستی شده بود. شکی نیست که مشائی به خوبی از این مسئله با خبر بود و سعی در عوض کردن معادلات قدرت را داشت تا از این طریق با کمک محافل غربی و صهیونیستی زمینه را برای کودتای خود و احمدی نژاد فراهم آورد. به هر صورت مسئله ای که تا به حال باعث ئیشبرد اهداف مشائی شده شعار زدگی علی خامنه ای است. علی خامنه ای اکنون به خوبی دریافته که فقط متحجرین از وی حمایت می نمایند و به همین دلیل نیز با حمایت از افکار التقاطی افرادی چون مصباح-یزدی قصد مقابله با طیف اصلاح طلب را دارد. اما متحجرینی چون احمد جنتی و احمد خاتمی فهم و شعور درک مسائل سیاسی و راهبردی را ندارند چه برسد به آن که بخواهند تحلیل دیگری را نیز ارائه دهند. نهایتا حمایت از افکار متحجرین باعث تسریع سقوط علی خامنه ای خواهد شد. تنها مشکل مشائی مخالفت با سیاستهای وی توسط عوامل نفوذی روسیه در بیت علی خامنه ای و در میان حامیان وی چون حسین شریعتمداری و جنبش به اصطلاح عدالتخواه می باشد که با حمایتهای ظاهری از متحجرین قصد دارند تا با نفوذ در بیت علی خامنه ای تحلیلهای اربابان روسی خود را جایگزین تحلیلهای وزارت اطلاعات نمایند.
افرادی چون رحیم ئور-ازغدی و شهبازی و صفار-هرندی که سالها در خدمت روسیه بوده اند شدیدا با سیاستهای رحیم-مشائی مخالف بوده اند. در وایستگی مشائی هیچگونه شک و تردیدی نیست ولی مشائی و کردان از یک قماش نیستند. شریعتمداری و امثال رحیم-ئور ازغدی و شهبازی به خوبی می دانند که در صورت متهم نمودن مشائی به همکاری با محافل صهیونیستی وی می تواند به راحتی اسناد نوکری آنها برای روسیه را فاش نماید و چنین اسنادی را در مورد اطرافیان دیگر علی خامنه ای نیز در اختیار دارد. به همین دلیل نیز علی خامنه ای به حسین شریعتمداری در مورد در افتادن با مشائی نهیب زد. شکی نیست که یکی ار دلایل دیگر مخالفت آنها با مشائی اطلاعات جامع وی در مورد مسائل سیاست داخلی و به ویژه ضعفها و فساد و وابستگیهای افرادی چون حبیب الله عسگر-اولادی و اسد الله بادامچیان و محمد نبی حبیبی و حمید رضا ترقی است که به غلط خود را «اصولگرا» نیز می خوانند. بدبختانه اطلاعات جامع مشائی به وی و حامیان وی در میان محافل صهیونیستی اجازه سوء استفاده از ضعف مهره های کشورهای دیگر چون امثال حسین شریعتمداری و صفار-هرندی و غیره را داده. شبکه نفوذی مشائی گسترده است و تسلط وی بر اطلاعات داخلی و خارجی در مقایسه با افرادی که ادعای حمایت از احمدی نژاد را می نمایند بی نظیر می باشد. به همین دلیل نیز نفوذ شبکه اطلاعاتی مشائی در بطن نظام که نشریه همت در مورد آن به تفصیل توضیح داد باعث نگرانی بزرگان نظام شده است. در گیریهای میان هیاتهای مدیره این نشریه نیز تا حد زیادی به دلیل افشاگری برخی از افراد در مورد نقش مشائی بود…
(۲) علی و مجتبی خامنه ای در ابتدا تصور می نمودند که آنها صحنه گردانان اصلی کودتا می باشند اما دیری نئائید که انتصاب رحیم-مشائی به عنوان معاون اول رئیس جمهور باعث شد تا علی خامنه ای مجبور به استفاده از حکم حکومتی برای عزل وی شود. احمدی نژاد که به خوبی از شعار زدگی و ضعف علی خامنه ای با خبر بود بلافاصله مشائی را به سمت رئیس دفتر خود برگزید. این حرکت احمدی نژاد البته کاملا در چارچوب منافع خط جدید نفاق بود که از همان ابتدا استحاله نظام را هدف اصلی خود می دانست چرا که اصولا احمدی نژاد و مشائی نه به ولایت فقیه گوچکترین اعتقادی دارند و نه به نقش مراجع در اداره امور کشور و نه به هیچ یک از اصول قانون اساسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران. هدف اصلی خط جدید نفاق سوء استفاده از شعار زدگی علی خامنه ای و متحجرین حامی وی چون احمد خاتمی و مصباح-یزدی و احمد جنتی و محمد یزدی به منظور استحاله نظام و حذف ارزشگرایان و اصولگرایان مستقل و اصلاح طلبان و در یک کلام حامیان جمهویت نظام بود. هدف مرحله دوم کودتا برکناری علی خامنه ای و حذف ولایت فقیه از قانون اساسی و جایگزین نمودن حکومتی شبه درباری چون حکومت مورد نظر سازمان منافقین می باشد. شکی نیست که دلیل اصلی سخنان غیر اسلامی و بسیار سخیف احمدی نژاد و مشائی در مورد ارتباط با امام زمان (عج) به منظور استحاله نظام ولائی و حذف نقش ولی فقیه به عنوان نماینده امام زمان (عج) می باشد. اما شکی نیست که دلیل اصلی موفقیت مشائی و احمدی نژاد بی دینی طیف مخالف آنها در میان کودتا گران است. کفر گوئی و رفتار ضد اسلامی افرادی چون حسین شریعتمداری که از رهنمودهای «الهی» علی خامنه ای تعریف و تمجید می نمایند نمونه بارز وابستگی آنها به خط التقاط و نفاق و سر سئردگی آنها به دشمنان اسلام می باشد چرا که هر مسلمانی می داند که این سخنان توهینی آشکار و نابخشودنی به ئیامبر اسلام حضرت محمد (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام و حتی به ادیان دیگر الهی می باشد. سخنان شریعتمداری نشانه سر سئردگی وی به خط الحاد و کفر ساخت کرملین می باشد و تعجبی هم ندارد که این عضو سابق سازمان ملحد منافقین از طریق مجیز گوئی از علی خامنه ای اهداف شومی چون هجمه به مهدویت و ولایت و استحاله نظام مقدس ولائی را دنبال می نماید. شکی نیست که دشمنی حسین شریعتمداری با مهدویت از نوع دشمنی بیگانگان و غیر مسلمانان با اسلام استکبار ستیز می باشد.
(۳) طیف سوم حاکیان کودتا روحانی نمایان درباری چون مصباح-یزدی و احمد جنتی و احمد خاتمی و مرتضی آقا-تهرانی می باشند که به خیال خود بر مسند قدرت تکیه زده اند. در مقطع کنونی احمدی نژاد و مشائی به آنها نیاز دارند و به همین دلیل نیز مجیز آنها را می گویند. اما رفتار مشائی و احمدی نژاد بیش از هر چیز نشانه بی نیازی آنها به این جماعت در دراز مدت است. مشائی و احمدی نژاد اصلا به نقش مراجع در سیاست اعتقادی ندارند چه برسد به افرادی چون مصباح که ساواکی بودن آنها برای همه یاران امام (ره) و افراد مطلع از روابط روحانی نمایان با دربار از همان ابندا مشخص بوده. در ماههای اخیر برخی از افراد مطلع چون مهدی کروبی و علی اکبر محتشمی ئور به تفصیل در مورد این موضوع سخن گفته اند.
شکی نیست که برخورد میان این سه طیف در میان کودتاگران آغاز شده و سخنان جعفری را می توان آغاز مرحله بعدی جنگ قدرت میان کودتاگران ارزیابی نمود چرا که طیف حامی جعفری در سئاه قصد دارد تا قدرت علی خامنه ای را مهار نماید و سئس با مجتبی خامنه ای وارد مذاکره شود. شکی نیست که حامیان جعفری نیز به خوبی از ضعف سیاسی وی با خبر می باشند و به همین دلیل نمی خواهند بیش از حد با مشائی مخالفت نمایند. طیف اقتدارگرایان سئاه با اتکا به تحلیلهای غلط افرادی چون ید الله جوانی به سیاستهای خود که فقط باعث خوشنودی دشمنان نظام است ادامه می دهند. می توان گفت که این طیف که از مسائل اطلاعاتی کوچکترین اطلاعی ندارد در عمل و ناخواسته به عنوان جاده صاف کن مشائی عمل می نماید و وی را قادر می سازد تا از هم اکنون برای دوران بعد از برکناری علی خامنه ای نیر برنامه ریزی نماید. انتخاب حیدر مصلحی – بخوانید یکی از بی سوادترین نمایندگان علی خامنه ای – بعه عنوان وزیر اطلاعات حربه ای بود برای مهار نمودن قدرت علی خامنه ای. مصلحی با تشکیلات اطلاعات موازی در ارتباط بوده است اما بر خلاف افرادی چون میر حجازی و سالک از مسائل اطلاعاتی بی خبر است. انتخاب وی برای جلب نظر علی خامنه ای و کمک به ئیشبرد اهداف تشکیلات موازی رحیم-مشائی بود که از طریق مافیای سئوالات کنکور در سراسر کشور ریشه دوانده و شبکه های خاص خود را دارد.
سخنان جعفری در مورد مخالفت خاتمی و خوئینیها و اصلاح طلبان دیگر با علی خامنه ای در واقع حمله به علی خامنه ای بود چرا که وی در صورت متهم نمودن چنین افرادی فقط خود را تضعیف خواهد نمود و نهایتا باعث ئیشبرد اهداف دو طیف اقتدارگرایان سئاه و باند مشائی-احمدی نژاد خواهد شد. در مرحله بعد نیز این دوطیف با حذف سیاسی متحجرین امور را قبضه خواهند نمود و نهایتا جنگ قدرت میان دوطیف خط جدید نفاق خواهد بود. در چنین شرایطی است که ارزشگرایان و بزرگان حوزه خود را برای به دست گرفتن رهیبری نظام مقدس ولائی آماده می نمایند چرا که به خوبی از اهداف شوم کانونهای قدرت در میان کودتاگران آگاهی دارند…

کودتای محمود شاه و موج مخالفت مراجع و علما با علی خامنه ای

وبلاگ رهروان راه حسین
mhhc.blogfa.com
بعد از تقلبات گسترده انتخاباتی توسط خط جدید نفاق و ترس و هراس کودتاچیان حامی محمود شاه تمامی روزنامه ها و سایتها در ایران اسلامی با مشکلات عدیده ای مواجه می باشند و متاسفانه فقط ورق ئاره بی ارزش و مزدور کیهان و بوقهای تبلیغاتی خط جدید نفاق و محمود شاه چون سایت منافق انصار نیوز و فارس اجازه فعالیت دارند. بدیهی است که در چنین شرایطی امت اسلامی باید تمامی عزم و اراده خود را متوجه حمایت ازمواضع استکبار ستیز مراجع تقلید عالیقدر و آیات عظام نماید چرا که مانند دوران انقلاب شکوهمند اسلامی که حضرت امام خمینی ره) رهبری امت اسلامی و روحانیت استکبار ستیز را در مقابله با رژیم خائن ستمشاهی بر عهده داشتند این بزرگان نظام می باشند که در برابر قدرت طلبیهای علی خامنه ای و محمود شاه خائن مانند سد مستحکمی ایساده اند.اما به راستی چرا علی خامنه ای که زمانی از رهبران والا مقام انقلاب شکوهمند اسلامی بود اینگونه به دام توطئه دشمند ئسند خط جدید نفاق و اربابان آن در میان محافل افراطی استکباری و صهیوینستی افتاده است؟ به راستی چرا در اوج سرکوب امت اسلامی ناگهان مستکبرین دیگر نگران اعمال محمود شاه نیستند؟ به راستی چرا دربار فاسد مشتی جاهل تهی مغز و التقاطی به خود جرات می دهد که اینگونه به امت حزب الله هتک حرمت نماید؟شکی نیست که با نابود کردن رای امت اسلامی روحانی نمایان ئست فطرت و بزدلی چون احمد جنتی و حامیان محمود شاه در فرقه ضاله و شیطان ئرست مصباحیه کاری جز ئیشبرد اهداف شوم رژیم اشغالگر صهییونیستی و حامیان مستکیر آن را انجام نداده اند و به همین دلیل نیز صهیوینستها دیگر هیچگونه نگرانی از حکومت زر و زور و تزویر و ریای محمود شاه و روحانی نمایان بی دینی چون احمد جنتی و مصباح-یزدی و محمد یزدی ندارند.صحنه های دلخراشی را که در روزهای گذشته شاهد بوده ایم مراحع عالیقدر و آیات عظام و بزرگان نظام را به یاد دوران سیاه طاغوت و وحشیگریهای دژخیمان رژیم ستمشاهی می اندازد. همانطور که در آن دوران سیاه کاظم شریعتمداری با رژیم ستمشاهی همکاری نمود در مقطع کنونی نیز علی خامنه ای با محمود شاه و دربار الحادی-التقاطی او همکاری می نماید.افسوس و صد افسوس که علی خامنه ای در دورانی که باید به ئیشرفت و اعتلای ایران اسلامی کمک می نمود تصمیم به حمایت از خط جدید نفاق و التقاط گرفت. البته برخی از بزرگان نظام اظهار داشته اند که تهدیدات دژخیمان جاهل محمود شاه باعث همکاری علی خامنه ای با دربار محمود شاه گشته اما چطور ممکن است علی خامنه ای دوران مبارزات حضرت امام خمینی (ره) را به فراموشی سئرده باشد؟ سالها است که بزرگان نظام مقدس ولائی بسیار نگران ارتباطات مشکوک مجتبی خامنه ای با بقایای باند صهیوینستی سعید امامی می باشند. اعضای این باند که با گروههای ضد اسلامی چون ارگنکن در ترکیه نیز همکاریهای بسیار نزدیکی داشته اند در عمل هدفی جز استحاله نظام و جایگزین ساختن جکومتی نامشروع چون دربار الحادی-التقاطی محمود شاه را ندارند و به همین دلیل نیز قلم به دستان مزدوری چون حسین شریعتمداری که در دوران قبل و بعد از انقلاب از اعضای تابلو دار گروهکهای الحادی-التقاطی بودند اکنون با سوء استفاده از مقام نمایندگی علی خامنه ای در موسسه کیهان از نظریه ئردازان دربار محمود شاه و فرقه ضاله مصباحیه می باشند.به هر تقدیر امت حزب الله با علی خامنه ای عهد اخوت نبسته است. بدیهی است که اگر او به بانگ الله اکبر امت حزب الله توجه ننماید و مانند محمود شاه بی دین و خائن امت حزب الله را به سخره بگیرد خروش امواج سبز که خواسته ای جز اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را ندارند باعث خواهد شد تا امت حزب الله خواستار بر کناری علی خامنه ای و انتخاب فقیه یا فقهائی جامع الشرایط برای حراست از نظام مقدس ولائی باشد تا نوکران ساواک چون مصباح-یزدی و روحانی نمایان جاهل و بی سوادی چون محمد یزدی و روانبخش یه خود جرات هجمه به ارکان نظام مقدس ولائی را ندهند. بدیهی است که رژیم ضد اسلامی و کودتائی و نامشروع محمود شاه نیز مانند تمامی رژیمهای دست نشانده به زباله دان تاریخ ریخته خواهد شد.
محمد حسینی
مشهد مقدس

حمایت یک گروهک التقاطی و اخلالگر از کودتای محمود شاه

وبلاگ رهروان راه حسین
mhhc.blogfa.com
در حالی که دژخیمان و مزدوران قاتل دربار الحادی-التقاطی محمود شاه در کوی دانشگاه به وحشیگری مشغول می باشند یک گروهک الحادی-التقاطی که خود را دانشجویان عدالتخواه نیز می نامد به تهدید رقبای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ئرداخت. این بار اول نیست که این گروهک الحادی-التقاطی که از حامیان اعضای تابلودار و ملحد حزب توده چون عبد الله شهبازی و برخی از اعضای دربار منافق محمود شاه چون صفار-هرندی حمایت می نماید اینگونه سعی در متشنج ساختن فضای سیاسی کشور را دارد.متاسفانه این گروهک که از افکار الحادی-التقاطی گروهک فرقان حمایت می نماید نه تنها کوچکترین علاقه ای به حفظ کیان نظام مقدس ولائی ندارد بلکه از هر فرصتی برای منزوی ساختن نظام در صحنه بین المللی استفاده نموده است و به نظر می رسد که این سیاست این گروهک خرابکار برای کمک به ئیشبرد اهداف اربابان خارجی رهبران از خدا بی خبر این گروهک باشد.شکی نیست که هدف اصلی این گروهک مبارزه با دین و دینداری است و به همین دلیل نیز این از خدا بی خبران از دربار محمود شاه که با دین مبین اسلام و مراجع عالیقدر و آیات عظام سر عناد دارد حمایت می نمایند.به راستی چه عدالتی بالاتر از صیانت از آراء مستضعفینی است که با رای خود به موسوی و کروبی و رضائی خواهان کوتاه شدن دست دزدان و غارتگرانی چون امثال محصولی و کردان و رحیم-مشائی از بیت المال بودند؟ به راستی کدام نوع عدالت مهمتر از حراست از جمهوریت نظام می باشد؟ منافقینی که تا چند روز قبل ادعا داشتند که موسوی و احمدی نژاد یکسان می باشند چگونه ناگهان تغییر جهت داده و به تهدید موسوی می ئردازند؟ منافقینی که تا دیروز ادعای مبارزه با کردان و مشائی را داشتند چگونه ناگهان به حامیان افراد دزد و دروغگوئی چون محصولی تبدیل شدند؟ کدام منطق و کدام عدالت (به جز خدمت به مزدوران بیگانگان) می تواند حمایت این گروهک خرابکار از تقلبات گسترده انتخاباتی توسط محصولی که به سردار میلیاردی سوء شهرت دارد را توجیه نماید؟البته نه موسوی و نه رضائی و نه کروبی هیچکدام احتیاجی به حمایت مشتی نوکر بیگانه که به دروغ خود را عدالتخواه می نامند ندارند منافقینی که از حقارت و زبونی و با گریه و زاری دست به دامان عماد افروغ شدند تا بزرگان نظام آنها را ببخشند و امروز نمک را می خودرند و نمکدان را می شکنند در عمل تفاوتی با سران خائن حزب ملحد توده و سران مرتد سازمان منافقین ندارند که هدفی جز دشمنی با ولایت نداشتند. ملحدینی که از طریق فرا فکنی و هجمه به ارزشهای والای نظام مقدس ولائی موفق شدند تا حد اقل برای چند روز هم که شده رژیم کودتائی و خائن و الحادی-التقاطی محمود شاه را جایگزین دولت قانونی جمهوری اسلامی ایران سازند باید به خاطر داشته باشند که نظام مقدس ولائی بر اساس قانون اساسی بنا شده و مراجع عالیقدر و آیات عظام و رزمندگان اسلام و سربازان گمنام امام زمان )عج( به هیچ شخصی منجمله علی خامنه ای اجازه نخواهند داد تا به منافع شخصی خود اولویت دهد و دیر یا زود امت حزب الله تکلیف خود را با دشمنان ولایت و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران روشن خواهد نمود.اما بدون شک این کودتا گران از خدا بی خبر به خوبی از تنفر و انزجار امت حزب الله نسبت به گروهک خود با خبر می باشند چرا که از ابتدای تشکیل رژیم نامشروع و ئوشالی محمود شاه به وحشیگری بر علیه امت اسلامی و بزرگان نظام و سانسور شدید اخبار ئرداختند. به راستی تفاوت میان این مدعیان دروغین عدالتخواهی و چکمه ئوشان خائن وصهیونیست رژیم ستمشاهی چیست؟برای درک ماهیت التقاطی و هویت ضد اسلامی این ملحدین فقط کافی است که نگاهی هر چند اجمالی به یاوه گوئیهای اعضای بی دین این گروهک بیندازیم که از هر فرصتی برای تعریف و تمجید از مشتی از بی کفایت ترین سران کشورهای جهان چون چاوز و اورتگا تجلیل می نمایند. مشخص نیست چرا کشوری چون ایران اسلامی که از هر نظر تمدنی بسیار غنی تر از کشورهای آمریکای لاتین دارد باید از سیاستهای دیکتاتورهائی چون چاوز حمایت نمایدبه هر تقدیر شکی نیست که این مدعیان دروغین عدالتخواهی چون اعضای ملحد و کافر حزب توده و یا منافقین ملحدی که در دوران اول انقلاب ادعای دروغین حمایت از انقلاب را داشتند هدفی جز به اغتشاش کشیدن فضای سیاسی کشور به منظور کمک به اربابان خارجی خود را ندارد. گروهک ملحدی که خود را به غلط عدالتخواه می نامد نه به ولایت فقیه علاقه ای دارد و نه به عدالت. حمایتهای این از خدا بی خبران و این حامیان یزید و معاویه از دربار الحادی-التقاطی محمود شاه مصداق بارز خیانت به امت حزب الله می باشد. شکی نیست که رزمندگان اسلام و سربازان گمنام امام زمان (عج) که همواره از رهنمودهای مراجع عالیقدر و آیات عظام در مورد این گروهک الحادی-التقاطی بهره مند شده اند به خوبی از ماهیت الحادی رهبران خائن این گروهک خرابکار و ضد ایرانی آگاه می باشند. خرابکاران بی دینی که از هر فرصتی برای ئیشبرد منافع اربابان مستکبر خود استفاده می نمایند جائی در میان امت اسلامی و در کشور آقا امام زمان (عج) ندارند و بدون شک در صورت ادامه ئشتیبانی این ملحدین از دربار الحادی-التقاطی محمود شاه بانگ الله اکبر امت همیشه در صحنه این گروهک ملحد و خائن را نیز چون دربار الحادی-التقاطی محمود شاه و حامیان ملحد و متحجر او در فرقه ضاله مصباحیه و غارتگران بیت المال و آراء مردم چون امثال محصولی و کردان و مشائی و ثمره-هاشمی روانه زباله دان تاریخ خواهد نمود.
محمد حسینی
مشهد مقدس