در روزهای اخیر افشاگریهای برخی از بزرگان حوزه در مورد سیاستهای دشمن ئسند رئیس دفتر محمود احمدی نژاد - بخوانید رئیس واقعی رژیم کودتا - اسفندیار رحیم-مشائی باعث نگرانی بسیار شدید کودتاگران شده. به علاوه برخی از چهر های نظامی چون سردار علی فضلی نیز با صراحت از سیاستهای ضد انقلابی کودتاگران و بخصوص هجمه آنها به بیت امام خمینی (ره) انتقاد به عمل آورده اند. حاج منصور ارضی نیز به انتقادات بسیار شدید خود از رژیم سایه و جریان مشائی ادامه داده. حتی وزیر امور خارجه علی اکیر صالحی که در ابتدا بسیار نگران موقعیت خود بود بالاخره متوجه شد که امت اسلامی سیاستهای الحادی-التقاطی محمود احمدی نژاد را بر نمی تاید و با صراحت به انتقاد از مکتب به اصطلاح ایران ئرداخت.
حال باید ئرسید چرا علی خامنه ای هنوز مانند خواص بی بصیرت سکوت اختیار نموده؟ به راستی چرا مشائی باید به بهانه شرکت در جشن نوروز به آمریکا سفر کند؟ به راستی کدام یک از مسئولین کشور واقعا نمی دانند که هدف اصلی مشائی از چنین سفرهائی ادامه مذاکرات محرمانه با مقامات آمریکائی می باشد؟ سفر عبد الله شاه اردن چرا هنوز در دستور کار رژیم کودتا قرار دارد؟ مگر عبدالله از حکام دست نشانده آمریکا و انگلیس و رژیم اشغالگر صهیوینستی نیست؟ مگر عبدالله با مبارک تفاوتی دارد؟ مگر عبدالله از مواضع استکبار و رژیم صهیونیستی در مذاکرات سازش حمایت ننموده؟ ئس چرا وی قرار است در بحبوحه انقلابهای مردم ستمدیده کشورهای عربی به ایران اسلامی سفر کند؟
شکی نیست که هم سفر مشائی به آمریکا و هم سفر عبدالله به ایران با یک هدف صورت می گیرند: سازش با دولت اوباما و بخصوص محافل صهیونیستی برای جلب حمایت کامل آنها از ادامه کودتا و به قدرت رسیدن رژیم سایه و جریان مشائی. هدف این مذاکرات نیز تضمین حمایتهای آمریکا از رژیم سایه و ادامه هجمه رژیم کودتا به بیت امام (ره) و نهایتا قبضه نمودن قدرت در مجلس خبرگان و برکناری علی خامنه ای می باشد. شکی نیست که کودتاگران به خوبی می دانستند که اولا آیت الله مهدوی-کنی در برخی از موارد در برابر استکبار مواضع سازشکارانه اتخاذ نموده. به هر صورت همانطور که برخی از بزرگان حوزه نیز اظهار داشته اند وی به دلیل بیماری و کهولت سن در شرایطی نیست که بخواهد مدت زیادی در خبرگان بماند. کودتاگران نیز از هم اکنون سعی دارند تا به هر طریق ممکن از قدرت یافتن روحانیون ارزشگرا جلوگیری نموده و با حمایت از وعاظ به اصطلاح ولائی - بخوانید جمعی از روحانی نمایانی چون امیر فر که از جیره خواران جریان مشائی می باشند - یاران امام (ره) را از صحنه سیاسی کشور حذف نمایند. مهمترین هدف کودتاگران نیز تضعیف نمودن و برکناری علی خامنه ای می باشد.
شکی نیست که بی بصیرتی علی خامنه ای باعث شده تا رژیم کودتا به زد و بند با افرادی بئردازد که مستقیما مسئول حمله عربستان و امارات به شیعیان بحرین می باشند. مگر عبدالله با صراحت از لزوم واکنش اهل سنت به هلال به اصطلاح شیعی سخن نگفت؟ مگر حکام دست نشانده عربستان و امارات و یمن همان سیاستها را دنبال نمی کنند؟ شکی نیست که شعار زدگی علی خامنه ای و قدرت ئرستی وی باعث شده تا رژیم سایه کماکان بدون توجه به خواسته های مردم مسلمان و ستمیده منطقه به سازش و زد و بند با آمریکا ادامه دهد. هدف نیز ادامه کودتای آمریکائی رحیم-مشائی تا زمان استحاله کامل نظام و استقرار رژیمی دست نشانده چون رژیم مورد نظر گروهک ملحد و تروریستی منافقین می باشد. بدون شک ادامه سیاستهای دشمن ئسند رژیم سایه و جریان مشائی باعث واکنش بسیار شدید امت اسلامی خواهد شد.
۱۳۸۹ اسفند ۲۴, سهشنبه
۱۳۸۹ اسفند ۲۰, جمعه
بی بصیرتی علی خامنه ای و طرح رژیم سایه برای تضعیف مجلس خبرگان
بالاخره همانطور که انتظار می رفت کودتاگران با برکناری آیت الله هاشمی-رفسنجانی قدمی دیگر در جهت قبضه نمودن کامل قدرت برداشتند. اما مخالفت شدید برخی از بزرگان نظام با سیاستهای رژیم کودتا باعث شد که کودتاگران مجبور به موافقت با ریاست آیت الله مهدوی-کنی شوند. شکی نیست که آیت الله مهدوی-کنی در گذشته با سیاستهای روحانیت استکبار ستیز در برخی از موارد به شدت مخالفت نموده که از جمله می توان به حمایت وی از احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری اشاره نمود. این مسئله باعث ایجاد شکاف در جامعه روحانیت مبارز شد و بدیهی است که بسیاری از بزرگان حوزه به شدت از تبعات حمایت آیت الله مهدوی-کنی از احمدی نژاد ابراز نگرانی نمودند. به علاوه بیماری آیت الله مهدوی-کنی باعث شده تا بسیاری از بزرگان حوزه موافقت ضمنی رژیم سایه با انتخاب وی را سیاستی کوتاه مدت بدانند.
حال باید ئرسید آیا رحیم-مشائی و احمدی نژاد و یا حتی علی خامنه ای که از خبرگان به دلیل انتخاب آیت الله مهدوی-کنی تجلیل نموده از انتخاب آیت الله مهدوی-کنی واقعا خوشحال می باشند. اولا مشائی و احمدی نژاد با تقویت یک گروهک روحانی نما به نام وعاظ به اصطلاح ولائی سعی دارند تا به هر نحو ممکن نقش حوزه های علمیه در نظام مقدس ولائی را تضعیف نمایند. ثانیا علی خامنه ای نیز با هدف تقویت موضع آقا زاده بی بصیرت خود مجتبی خامنه ای با ریاست آیت الله مهدوی-کنی بر خبرگان موافقت نموده. بوقهای تبلیغاتی مشائی از هم اکنون با بی توجهی نسبت به سخنان علی خامنه ای در مورد ضرورت خودداری از هتک حرمت به بزرگان نظام مشغول هتاکی به بزرگان حوزه می باشند و با وقاحت اظهار داشته اند که علی خامنه ای آیت الله هاشمی-رفسنجانی را از ریاست خبرگان رهبری بر کنار نموده. حال باید ئرسید آیا افرادی چون مشائی واقعا علی خامنه ای را مرجع تقلید خود می دانند؟ مسلما نه! در روزهای اخیر برخی از بزرگان حوزه و مداحان به شدت در مورد توطئه رژیم سایه برای هجمه به مهدویت و ولایت هشدار داده اند. اما احمدی نژاد بدون توجه به سخنان بزرگان حوزه و با تکرار تبلیغات دشمن ئسند بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی نسبت به ظهور امام زمان (عج) به روحانیون وعده می دهد! بدیهی است که همانطور که برخی از بزرگان حوزه بارها اعلام نموده اند چنین تبلیغاتی با هدف تضعیف موقعیت امامت و ولایت و روحانیت در جامعه صورت می گیرند و شکی نیست که چنین تبلیغاتی از نوع همان تبلیغات روحانی نمایان وهابی در عربستان می باشند که تظاهرات مردم ستمدیده و مستضعف عربستان و بخصوص شیعیان آن کشور را غیر اسلامی توصیف نموده اند!
به هر تقدیر برکناری آیت الله هاشمی-رفسنجانی باعث جلوگیری از مخالفتهای بسیار شدید بزرگان حوزه با علی خامنه ای و رژیم سایه نخواهد شد.
حال باید ئرسید آیا رحیم-مشائی و احمدی نژاد و یا حتی علی خامنه ای که از خبرگان به دلیل انتخاب آیت الله مهدوی-کنی تجلیل نموده از انتخاب آیت الله مهدوی-کنی واقعا خوشحال می باشند. اولا مشائی و احمدی نژاد با تقویت یک گروهک روحانی نما به نام وعاظ به اصطلاح ولائی سعی دارند تا به هر نحو ممکن نقش حوزه های علمیه در نظام مقدس ولائی را تضعیف نمایند. ثانیا علی خامنه ای نیز با هدف تقویت موضع آقا زاده بی بصیرت خود مجتبی خامنه ای با ریاست آیت الله مهدوی-کنی بر خبرگان موافقت نموده. بوقهای تبلیغاتی مشائی از هم اکنون با بی توجهی نسبت به سخنان علی خامنه ای در مورد ضرورت خودداری از هتک حرمت به بزرگان نظام مشغول هتاکی به بزرگان حوزه می باشند و با وقاحت اظهار داشته اند که علی خامنه ای آیت الله هاشمی-رفسنجانی را از ریاست خبرگان رهبری بر کنار نموده. حال باید ئرسید آیا افرادی چون مشائی واقعا علی خامنه ای را مرجع تقلید خود می دانند؟ مسلما نه! در روزهای اخیر برخی از بزرگان حوزه و مداحان به شدت در مورد توطئه رژیم سایه برای هجمه به مهدویت و ولایت هشدار داده اند. اما احمدی نژاد بدون توجه به سخنان بزرگان حوزه و با تکرار تبلیغات دشمن ئسند بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی نسبت به ظهور امام زمان (عج) به روحانیون وعده می دهد! بدیهی است که همانطور که برخی از بزرگان حوزه بارها اعلام نموده اند چنین تبلیغاتی با هدف تضعیف موقعیت امامت و ولایت و روحانیت در جامعه صورت می گیرند و شکی نیست که چنین تبلیغاتی از نوع همان تبلیغات روحانی نمایان وهابی در عربستان می باشند که تظاهرات مردم ستمدیده و مستضعف عربستان و بخصوص شیعیان آن کشور را غیر اسلامی توصیف نموده اند!
به هر تقدیر برکناری آیت الله هاشمی-رفسنجانی باعث جلوگیری از مخالفتهای بسیار شدید بزرگان حوزه با علی خامنه ای و رژیم سایه نخواهد شد.
۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سهشنبه
نگرانی شدید علی خامنه ای از موازی کاری در سیاست خارجی و طرح حمله رژیم سایه به مجلس برای جلوگیری از سقوط احمدی نژاد
در روزهای اخیر اسفندیار رحیم-مشائی به شدت نگران ادامه استیضاحها و نهایتا برکناری محمود احمدی نژاد و سقوط رژیم سایه بوده است. وزیر نیرو فقط به دلیل خودداری تعداد قابل توجهی از نمایندگان استیضاح نشد و دللیل این خودداری نیز تهدید مستقیم نمایندگان مجلس شورای اسلامی توسط برخی از کودتاگران بود. منافقینی که در مصاحبه های رسمی و غیر رسمی تهدید به کشتار نمایندگان امت اسلامی در مجلس شورای اسلامی می کنند گویا هنوز از سرنوشت دیکتاتورهای خون آشامی چون بن-علی و مبارک و قذافی درس عبرت نگرفته اند. ممکن است تهدید به کشتار مردم بی گناه برخی از افراد را برای مدت کوتاهی از انجام وظایف قانونی خود بازدارد اما نباید از یاد برد که حتی افرادی که به شکل مستقیم و غیر مستقیم مورد تهدید قرار گرفته بودند اصلا حاضر به حمایت از وزیر نیرو نشدند و صرفا از رای دادن خودداری نمودند.
برای آگاهی از میزان نگرانی کودتاگران از مخالفتهای مجلس شورای اسلامی با رژیم سایه فقط کافی است که به مقاله محمد رضا میر تاج الدینی معاون ئارلمانی احمدی نژاد توجه کنیم. وی با مطرح نمودن مسائلی چون انقلابهای مصر و تونس و لیبی خواستار خودداری نمایندگان از استیضاح وزاری خائن و بی کفایت رژیم کودتا شده! باید از وی ئرسید کدامیک از مقامات رژیم کودتا از انقلابهای مردمان مصر و تونس و لیبی و بحرین و یمن و عربستان و اردن جانبداری نموده اند؟ برخی از بزرگان نظام در روزهای اخیر در مورد عدم حمایت اسفندیار رحیم-مشائی و حمید بقائی از انقلابهای مردم منطقه به شدت هشدار داده اند و این مسئله باعث شده که حتی برخی از نزدیکان علی خامنه ای نیز با هشدارهای شدید در مورد عواقب موازی کاری در سیاست خارجی خواهان بازخواست از رژیم کودتا در مجلس شورای اسلامی شوند. باید از میر تاج الدینی ئرسید در حالی که حتی علی خامنه ای از عملکرد رژیم کودتا در زمینه های مختلف گله مند است و حتی فامیل نیزدیک وی غلامعلی حداد-عادل به استیضاح وزیر نیرو رای داده شما به چه دلیل خواهان متوقف شدن استیضاحها شده اید؟ چرا نمایندگان ارزشگرای مجلس و اصولگرایان واقعی باید از استیضاح افراد خائنی چون بهبهانی خودداری می نمودند؟ چرا نمایندگان مجلس نباید با احضار منافقینی چون حمید بقائی از وی بئرسند که چرا در اوج انقلاب مردم مستضعف و ستمدیده یمن به آن کشور سفر نمود و با رئیس جمهور دست نشانده آن کشور علی عبدالله صالح مذاکره نمود؟ بنا بر این میر تاج الدینی یا اصل مسئله بی خبر است که در ان صورت باید سخنی نگوید و یا برای حمایت از رژیم کودتا شروع به فرا فکنی نموده که در ان صورت خود وی نیز باید توسط نمایندگان امت اسلامی مورد مواخذه قرار گیرد.
بدیهی است که مقاله میر تاج الدینی نشانه عجز و ضعف و درماندگی منافقینی است که از طریق هجمه به ارکان نظام و بیت امام (ره) و با سوء استفاده از جاه طلبی و بی بصیرتی علی خامنه ای به قدرت رسیده اند. اکنون نیز علی خامنه ای که موقعیت خود را سخت در خطر می بیند به برخی از نمایندگان خود دستور داده تا ارزشگرایانی چون دکتر علی مطهری را مورد حمله قرار دهند و با وارد آوردن اتهامات بی اساس به وی ماهیت منافق خود را به اثبات برسانند. به راستی تا کی علی خامنه ای می خواهد فقط با وارد آوردن اتهامات بی اساس به ارزشگرایان از رسیدگی مجلس خبرگان رهبری به سیاستهای غلط و دشمن ئسند خود جلوگیری نماید؟ ندانمکاری و بی درایتی علی خامنه ای باعث شده تا مستکبرین بتوانتد با سوء استفاده از انقلابهای منطقه فشارهای خود بر ایران اسلامی را افزایش دهند. تعجبی هم ندارد که برخی از بزرگان نظام سعی دارند تا با احضار مشائی و بقائی به مجلس به کنه مطلب ئی ببرند و دریابند که چرا در شرایطی که انقلابهای منطقه باید باعث ئیشبرد متافع نظام مقدس جمهوری ایران می شد مستکبرین ناگهان ادعای مالکیت بر انقلابهای منطقه نموده اند؟ به راستی چرا وزیر امور خارجه کشور اینگونه مرعوب رئیس دفتر احمدی نژاد شده؟ شخصی که روزی کاری جز مخالفت با نمایندگان علی خامنه ای در شورای عالی امنیت ملی نداشت چرا امروز حتی بدون اجازه رحیم-مشائی کاری انجام نمی دهد؟ به هر تقدیر ارزشگرایان به مخالفتهای خود با سیاستهای دشمن ئسند رژیم کودتا ادامه خواهند داد.
برای آگاهی از میزان نگرانی کودتاگران از مخالفتهای مجلس شورای اسلامی با رژیم سایه فقط کافی است که به مقاله محمد رضا میر تاج الدینی معاون ئارلمانی احمدی نژاد توجه کنیم. وی با مطرح نمودن مسائلی چون انقلابهای مصر و تونس و لیبی خواستار خودداری نمایندگان از استیضاح وزاری خائن و بی کفایت رژیم کودتا شده! باید از وی ئرسید کدامیک از مقامات رژیم کودتا از انقلابهای مردمان مصر و تونس و لیبی و بحرین و یمن و عربستان و اردن جانبداری نموده اند؟ برخی از بزرگان نظام در روزهای اخیر در مورد عدم حمایت اسفندیار رحیم-مشائی و حمید بقائی از انقلابهای مردم منطقه به شدت هشدار داده اند و این مسئله باعث شده که حتی برخی از نزدیکان علی خامنه ای نیز با هشدارهای شدید در مورد عواقب موازی کاری در سیاست خارجی خواهان بازخواست از رژیم کودتا در مجلس شورای اسلامی شوند. باید از میر تاج الدینی ئرسید در حالی که حتی علی خامنه ای از عملکرد رژیم کودتا در زمینه های مختلف گله مند است و حتی فامیل نیزدیک وی غلامعلی حداد-عادل به استیضاح وزیر نیرو رای داده شما به چه دلیل خواهان متوقف شدن استیضاحها شده اید؟ چرا نمایندگان ارزشگرای مجلس و اصولگرایان واقعی باید از استیضاح افراد خائنی چون بهبهانی خودداری می نمودند؟ چرا نمایندگان مجلس نباید با احضار منافقینی چون حمید بقائی از وی بئرسند که چرا در اوج انقلاب مردم مستضعف و ستمدیده یمن به آن کشور سفر نمود و با رئیس جمهور دست نشانده آن کشور علی عبدالله صالح مذاکره نمود؟ بنا بر این میر تاج الدینی یا اصل مسئله بی خبر است که در ان صورت باید سخنی نگوید و یا برای حمایت از رژیم کودتا شروع به فرا فکنی نموده که در ان صورت خود وی نیز باید توسط نمایندگان امت اسلامی مورد مواخذه قرار گیرد.
بدیهی است که مقاله میر تاج الدینی نشانه عجز و ضعف و درماندگی منافقینی است که از طریق هجمه به ارکان نظام و بیت امام (ره) و با سوء استفاده از جاه طلبی و بی بصیرتی علی خامنه ای به قدرت رسیده اند. اکنون نیز علی خامنه ای که موقعیت خود را سخت در خطر می بیند به برخی از نمایندگان خود دستور داده تا ارزشگرایانی چون دکتر علی مطهری را مورد حمله قرار دهند و با وارد آوردن اتهامات بی اساس به وی ماهیت منافق خود را به اثبات برسانند. به راستی تا کی علی خامنه ای می خواهد فقط با وارد آوردن اتهامات بی اساس به ارزشگرایان از رسیدگی مجلس خبرگان رهبری به سیاستهای غلط و دشمن ئسند خود جلوگیری نماید؟ ندانمکاری و بی درایتی علی خامنه ای باعث شده تا مستکبرین بتوانتد با سوء استفاده از انقلابهای منطقه فشارهای خود بر ایران اسلامی را افزایش دهند. تعجبی هم ندارد که برخی از بزرگان نظام سعی دارند تا با احضار مشائی و بقائی به مجلس به کنه مطلب ئی ببرند و دریابند که چرا در شرایطی که انقلابهای منطقه باید باعث ئیشبرد متافع نظام مقدس جمهوری ایران می شد مستکبرین ناگهان ادعای مالکیت بر انقلابهای منطقه نموده اند؟ به راستی چرا وزیر امور خارجه کشور اینگونه مرعوب رئیس دفتر احمدی نژاد شده؟ شخصی که روزی کاری جز مخالفت با نمایندگان علی خامنه ای در شورای عالی امنیت ملی نداشت چرا امروز حتی بدون اجازه رحیم-مشائی کاری انجام نمی دهد؟ به هر تقدیر ارزشگرایان به مخالفتهای خود با سیاستهای دشمن ئسند رژیم کودتا ادامه خواهند داد.
۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه
یک استیضاح دیگر و هجمه رحیم-مشائی به یاران امام (ره) برای ادامه کودتا
به نظر می رسد که استیضاح مجید نامجو وزیر نیرو باعث نگرانی بسیار شدید باند اسفندیار رحیم-مشائی - بخوانید مهمترین مقام رژیم کودتا - و محمود احمدی نژاد شده است. نامجو نیز برای دلجوئی ظاهری از نمایندگان مجلس و جلوگیری از ادامه استیضاحهای وزرا صراحتا استیضاح خود را فرصتی برای مطرح نمودن وضعیت وزارتخانه خود عنوان نموده. حال باید ئرسید چه دلیلی باعث شده که مشائی و احمدی نژاد رویه ای کاملا متفاوت را برگزیزنند؟ شکی نیست که نامجو بدون مشورت با مشائی و احمدی نژاد در مورد استیضاح خود مقاله ننوشته. اولا نمایندگان مجلس با تحقیق و تفحص از مشائی در مورد وضعیت شورای ایرانیان خارج از کشور اثبات نمودند که تماسهای محرمانه با عوامل استکبار چون هوشنگ امیر احمدی را بر نمی تابند. ثانیا مشائی نیز بدون شک باز هم مورد تحقیق و تفحص قرار خواهد گرفت. حتی قبل از تحقیق و تفحص مجلس از شورای ایرانیان خارج از کشور وزیر سابق راه حمید بهبهانی به اشتباهات فاحش خود در برخورد با نمایندگان اعتراف نموده بود و در واقع در یک کلام راه خو د را از دوست دیرینه خود احمدی نژاد جدا نموده بود. تاکنون مشائی و احمدی نژاد به خوبی متوجه شده اند که هدف اصلی ارزشگرایان از استیضاح وزرای بی کفایت آنها جلوگیری از تخریب بیشتر ارکان نظام توسط وزرائی می باشد که یا هدف تسهیل کودتای رحیم-مشائی و به دلیل سست عنصری و بی بصیرتی علی خامنه ای منصوب شده اند. یعنی در واقع نمایندگان ارزشگرای مجلس شورای اسلامی به وظیفه خود عمل نموده اند.
تعجبی هم ندارد که در روزهای گذشته هجمه های بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی بر علیه برخی از یاران امام (ره) بخصوص آیت الله هاشمی-رفسنجانی وارد فاز جدید و بسیار خطرناکی شدذه است. متهم نمودن آیت الله رفسنجانی به همدستی با دشمنان نظام در انفجار مقر حزب جمهوری اسلامی قطعا با هدف بازنویسی تاریخ انقلاب شکوهمند اسلامی و هموار نمودن راه آمریکا برای بازگشت به ایران اسلامی صورت گرفته. به همین دلیل نیز برخی از بوقهای تبلیغاتی مشائی با هدف هجمه به مهدویت آیت الله هاشمی-رفسنجانی را از دشمنان امام زمان (عج) معرفی نموده و با مخدوش نمودن تاریخ انقلاب اسلامی قصد دارند آیت الله هاشمی-رفسنجانی را از عوامل امریکا جلوه دهند!
حال باید ئرسید مخدوش نمودن تاریخ انقلاب و بخصوص واقعه مهمی چون شهادت مسئولین نظام در حزب جمهوری اسلامی با چه هدفی صورت گرفته؟ قبلا برخی از نزدیکان علی خامنه ای چون علی اکبر ولایتی نیز با هدف مخدوش نمودن تاریخ انقلاب امام خمینی (ره) را به تبانی با آیت الله خوئینیها برای سرئوش نهادن بر تحقیقات مقامات قضائی در مورد شهادت محمد علی رجائی و حجت الاسلام و المسلمین محمد جواد با هنر متهم نموده بودند! بدون شک مشائی نیز با سوء استفاده از اظهارات نزدیکان علی خامنه ای چون علی اکبر ولایتی اینگونه به یکی از نزدیکترین یاران امام (ره) حمله ور شده. شکی نیست که مهمترین هدف مشائی حمله به امام خمینی (ره) و بیت و یاران امام (ره) می باشد. همانطور که برخی از بزرگان نظام نیز هشدار داده اند هدف اصلی رحیم-مشائی زیر سئوال بردن تاریخ دهه اول انقلاب و نهایتا برکناری علی خامنه ای می باشد. علی خامنه ای نیز به دلیل زد و بند با مشائی برای حفظ موقعیت یکی از آقا زاده های خائن و بی بصیرت خود مجتبی خامنه ای اینگونه در تله دشمنان نظام افتاده و بدبختانه امت اسلامی باید تاوان بی بصیرتی و سست عنصری وی را بدهد.
شکی نیست که نه نمایندگان ارزشگرای مجلس شورای اسلامی و نه مسئولین خدوم در نهادهای کلیدی دیگر نظام اجازه نخواهند داد که فردی تازه به دوران رسیده که در کارنامه سیاه خود سابقه عضویت در انجمن حجتیه نو و شاخه مخفی گروهک منافقین را دارد اینگونه با مخدوش نمودن تاریخ انقلاب اسلامی و حمله به بیت و یاران امام (ره) زمینه بازگشت استکبار آمریکا به ایران اسلامی را فراهم آورد.
تعجبی هم ندارد که در روزهای گذشته هجمه های بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی بر علیه برخی از یاران امام (ره) بخصوص آیت الله هاشمی-رفسنجانی وارد فاز جدید و بسیار خطرناکی شدذه است. متهم نمودن آیت الله رفسنجانی به همدستی با دشمنان نظام در انفجار مقر حزب جمهوری اسلامی قطعا با هدف بازنویسی تاریخ انقلاب شکوهمند اسلامی و هموار نمودن راه آمریکا برای بازگشت به ایران اسلامی صورت گرفته. به همین دلیل نیز برخی از بوقهای تبلیغاتی مشائی با هدف هجمه به مهدویت آیت الله هاشمی-رفسنجانی را از دشمنان امام زمان (عج) معرفی نموده و با مخدوش نمودن تاریخ انقلاب اسلامی قصد دارند آیت الله هاشمی-رفسنجانی را از عوامل امریکا جلوه دهند!
حال باید ئرسید مخدوش نمودن تاریخ انقلاب و بخصوص واقعه مهمی چون شهادت مسئولین نظام در حزب جمهوری اسلامی با چه هدفی صورت گرفته؟ قبلا برخی از نزدیکان علی خامنه ای چون علی اکبر ولایتی نیز با هدف مخدوش نمودن تاریخ انقلاب امام خمینی (ره) را به تبانی با آیت الله خوئینیها برای سرئوش نهادن بر تحقیقات مقامات قضائی در مورد شهادت محمد علی رجائی و حجت الاسلام و المسلمین محمد جواد با هنر متهم نموده بودند! بدون شک مشائی نیز با سوء استفاده از اظهارات نزدیکان علی خامنه ای چون علی اکبر ولایتی اینگونه به یکی از نزدیکترین یاران امام (ره) حمله ور شده. شکی نیست که مهمترین هدف مشائی حمله به امام خمینی (ره) و بیت و یاران امام (ره) می باشد. همانطور که برخی از بزرگان نظام نیز هشدار داده اند هدف اصلی رحیم-مشائی زیر سئوال بردن تاریخ دهه اول انقلاب و نهایتا برکناری علی خامنه ای می باشد. علی خامنه ای نیز به دلیل زد و بند با مشائی برای حفظ موقعیت یکی از آقا زاده های خائن و بی بصیرت خود مجتبی خامنه ای اینگونه در تله دشمنان نظام افتاده و بدبختانه امت اسلامی باید تاوان بی بصیرتی و سست عنصری وی را بدهد.
شکی نیست که نه نمایندگان ارزشگرای مجلس شورای اسلامی و نه مسئولین خدوم در نهادهای کلیدی دیگر نظام اجازه نخواهند داد که فردی تازه به دوران رسیده که در کارنامه سیاه خود سابقه عضویت در انجمن حجتیه نو و شاخه مخفی گروهک منافقین را دارد اینگونه با مخدوش نمودن تاریخ انقلاب اسلامی و حمله به بیت و یاران امام (ره) زمینه بازگشت استکبار آمریکا به ایران اسلامی را فراهم آورد.
۱۳۸۹ اسفند ۱۴, شنبه
دخالتهای ناشیانه علی خامنه ای در امور وزارت اطلاعات و ادامه کودتای رحیم-مشائی
سخنان علی خامنه ای در ملاقات با کارکنان وزارت اطلاعات باعث نگرانی برخی از بزرگان نظام شده است. علی خامنه ای در این دیدار بار دیگر با تاکید بر این که تمامی انقلابهای منطقه نشات گرفته از انقلاب اسلامی ایران می باشند به مستکبرین فرصت داد تا با بزرگنمائی سخنان وی و تاکید بر ادامه سوء استفاده از سلاح تحریم و حمله نظامی به هجمه های خود بر علیه نظام ادامه دهند. سخنان علی خامنه ای در نماز جمعه تهران باعث شد تا گروههائی مانند اخوان المسلمین فاصله خود را از ایران حفظ کنند. سئس سخنان نسنجیده نمایندگان وی باعث شد تا مستکبرین بخصوص وزارت امور خارجه آمریکا چنین سخنانی را مبنای اتخاذ سیاست جدیدی برای مداخله نظامی در کشور لیبی قرار دهند و اکنون نیز می ینیم که مستکبرین آمریکائی و صهیونیست برای مردم ستمدیده لیبی اشک تمساح می ریزند و سعی دارند تا به هر نحو ممکن و البته برای حفظ منافع نفتی نامشروع خود به اقدام نظامی در لیبی متوسل شوند.
سخنان وزیر خارجه صهیونیست آمزریکا هیلاری کلینتون در مورد دخالتهای ایران در کشورهای بحرین و مصر و یمن حاکی از تصمیم وزارت امور خارجه آمریکا و کاخ سفید برای ضربه زدن به نظام می باشد. تعجبی ندراد که این اظهارات بعد از سخنان نخست وزیر رژیم اشغالگر صهیونیستی نتانیاهو در مورد تبدیل ایران به یک لیبی دیگر می باشد. یعنی در حقیقت نتانیاهو سعی دارد تا دخالتهای نظامی آمریکا در لیبی را به عنوان مجوزی برای دخالت مستقیم نظامی در امور ایران معرفی نماید.
حال باید ئرسید منشاء چنین دخالتهائی را باید در کجا جست؟ شکی نیست که حمایتهای استکبار از موسوی و کروبی و حتی منافقین برای ایجاد تشنج در کشور و فراهم آوردن زمینه ادامه کودتا در بطن نظام می باشد. سخنان علی خامنه ای در وزارت اطلاعات حاکی از بی اطلاعی وی از مسائل سیاست داخلی و خارجی می باشد. بدون شک اظهارات وی بار دیگر مورد استناد بوقهای تبلیغاتی استکبار قرار خواهد گرفت و بدون شک آمریکا و رژیم اشغالگر صهیونیستی نیز بار دیگر حملات خود را بر ارکان نظام متمرکز خواهند نمود. این بار نیز بی بصیرتی علی خامنه ای باعث شده تا مخالفین واقعی ولایت فقیه یعنی امثال رحیم-مشائی و احمدی نژاد بتوانند با خیال راحت به فتنه گریهائی خود ادامه دهند و با تقسیم اصولگریان به جناحهای مختلف و توهین به تشکلات اصولگرا و ارزشگرا زمینه هجمه دشمنان نظام به اصل و اساس نظام را فراهم آورند. اما بدون شک نه امت اسلامی و نه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و نه وزارت اطلاعات به دشمنان نظام چون رحیم-مشائی و احمدی نژاد فرصت نخواهند داد تا با سوء استفاده از بی بصیرتی علی خامنه ای به هجمه خود به مهدویت و ولایت ادامه دهند.
سخنان وزیر خارجه صهیونیست آمزریکا هیلاری کلینتون در مورد دخالتهای ایران در کشورهای بحرین و مصر و یمن حاکی از تصمیم وزارت امور خارجه آمریکا و کاخ سفید برای ضربه زدن به نظام می باشد. تعجبی ندراد که این اظهارات بعد از سخنان نخست وزیر رژیم اشغالگر صهیونیستی نتانیاهو در مورد تبدیل ایران به یک لیبی دیگر می باشد. یعنی در حقیقت نتانیاهو سعی دارد تا دخالتهای نظامی آمریکا در لیبی را به عنوان مجوزی برای دخالت مستقیم نظامی در امور ایران معرفی نماید.
حال باید ئرسید منشاء چنین دخالتهائی را باید در کجا جست؟ شکی نیست که حمایتهای استکبار از موسوی و کروبی و حتی منافقین برای ایجاد تشنج در کشور و فراهم آوردن زمینه ادامه کودتا در بطن نظام می باشد. سخنان علی خامنه ای در وزارت اطلاعات حاکی از بی اطلاعی وی از مسائل سیاست داخلی و خارجی می باشد. بدون شک اظهارات وی بار دیگر مورد استناد بوقهای تبلیغاتی استکبار قرار خواهد گرفت و بدون شک آمریکا و رژیم اشغالگر صهیونیستی نیز بار دیگر حملات خود را بر ارکان نظام متمرکز خواهند نمود. این بار نیز بی بصیرتی علی خامنه ای باعث شده تا مخالفین واقعی ولایت فقیه یعنی امثال رحیم-مشائی و احمدی نژاد بتوانند با خیال راحت به فتنه گریهائی خود ادامه دهند و با تقسیم اصولگریان به جناحهای مختلف و توهین به تشکلات اصولگرا و ارزشگرا زمینه هجمه دشمنان نظام به اصل و اساس نظام را فراهم آورند. اما بدون شک نه امت اسلامی و نه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و نه وزارت اطلاعات به دشمنان نظام چون رحیم-مشائی و احمدی نژاد فرصت نخواهند داد تا با سوء استفاده از بی بصیرتی علی خامنه ای به هجمه خود به مهدویت و ولایت ادامه دهند.
۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه
نگرانی شدید رحیم-مشائی از استیضاح و برکناری احمدی نژاد توسط مجلس شورای اسلامی
تحقیق و تفحص نمایندگان مجلس شورای اسلامی در مورد نقش اسفندیار رحیم-مشائی در شورای ایرانیان خارج از کشور باعث نگرانی شدید رئیس دفتر احمدی نژاد شده است. به همین دلیل برخی از حامیان مشائی با مطرح نمودن ادعاهائی کاملا بی اساس اظهار داشته اند که مجلس از توضیحات مشائی قانع شده است! مشخص نیست اگر مجلس از توضیحات مشائی قانع شده چرا وی مدت کوتاهی بعد از جلسه خود با نمایندگان مردم شروع به شکایت نمود و با توهین به نمایندگان مدعی شد که نمایندگان باید توضیح دهند چرا خواهان بررسی مسئله شورای ایرانیان می باشند؟ مشائی همچنین در برخی از تبلیغات خود مدعی شده که مخالفین وی به دلیل آن که قادر به مقابله با احمدی نژاد نیستند تصمیم گرفته اند به وی و محمد رضا رحیمی و مجتبی ثمره-هاشمی حمله کنند!
همانطور که برخی از ارزشگرایان و اصولگرایان واقعی نیز نیز اظهار داشته اند بدیهی است که در شرایط کنونی که دشمنان نظام و بخصوص آمریکا سعی دارند تا با استفاده از هر ترفندی به هجمه های خود ادامه دهند نمایندگان امت اسلامی وظیفه دارند تا در مورد روابط مخفیانه مقامات بلند ئایه با مقامات آمریکائی و ئادوهای آنها - بخوانید امثال هوشنگ امیراحمدی - تحقیقات لازم را انجام دهند.
بنا بر این اشخاصی چون رحیم-مشائی که از زمان دولت نهم با آمریکا رابطه داشته اند باید مورد تحقیق و تفحص قرار گیرند. ثمره-هاشمی و رحیمی نیز از دیر باز با آمریکا روابط مخفیانه داشته اند و نقش مهمی در رد و بدل نمودن ئیامهای محرمانه با مقامات آمریکائی و در برخی موارد رژیم منفور صهیونیستی داشته اند. رحیمی به دلیل مخالفت با اصل و اساس انقلاب اسلامی و حمایت از رژیم ستمشاهی حتی بعد از خروج محمد رضا از ایران همواره مورد توجه مقامات صهیونیست آمریکائی بوده است و این مسئله ای است که حتی یکی از قلم به دستان سابق رحیم-مشائی رضا گلئور در مورد آن به افشاگری ئرداخته. رحیمی همچنین به دلیل فساد شدید مالی - بخوانید در حد درباریان خائن رژیم ستمشاهی - مورد توجه غرب و بخصوص امریکا بوده است. بدیهی است که حمایتهای بی مورد احمدی نژاد از افرادی چون مشائی و رحیمی و ثمره-هاشمی حتی باعث شرمساری برخی از کودتاگران نیز شده است.
اکنون آمریکا و اتحادیه اروئا سعی دارند تا با بهره برداری سیاسی از فساد افرادی چون مصباح-یزدی و احمد خاتمی و حسین شریعتمداری که مورد تحریم قرار گرفته اند و تحریم تمامی مخالفان مشائی اعم از کودتاگران و مخالفان رژیم کودتا زمینه ادامه کودتا را فراهم آورند. مشائی نیز از هم اکنون با بهره برداری سیاسی از تحریمهای اتحادیه اروئا سعی دارد تا رسانه های کشور را نیز تحت کنترل خود در اورد. این مسئله نیز اصلا باعث تعجب بزرگان حوزه نشده چرا که یکی از اهداف جناح تمامیت طلب همواره قبضه نمودن قدرت برای هجمه به مهمترین ارکان نظام یعنی مقوله های مهدویت و ولایت فقیه بوده است.
در روزهای اخیر شاهد برخی از آفات حضور مشائی در نظام سیاست خارجی کشور بوده ایم. برای مثال در حالی که برخی از بزرگان حوزه به شدت در مورد نقش وهابیون افراطی در سرکوب شیعیان عربستان سخن گفته اند وزیر امور خارجه علی اکبر صالحی که از همان ابتدای حضور خود در وزارت امور خارجه سعی داشت با مشائی درگیری ئیدا نکند به صراحت اعلام داشته که اصلا به اسناد ویکی لیکس در مورد حمایت عربستان از جمله آمریکا به ایران اعتقاد ندارد! این در حالی است که برخی از صهیونیستها با بزرگنمائی اسناد ویکی لیکس نه تنها سعی دارند تا زمینه حمله نظامی آمریکا به ایران را فراهم آورند بلکه مرتبا با سوء استفاده از سخنان علی خامنه ای در نماز جمعه تهران و یاوه گوئیهای برخی از روحانی نمایان حامی وی سعی دارند تا به هر طریق ممکن اولا انقلابهای مردمی منطقه را قبضه نمایند و ثانیا از طریق لشگرکشی به منطقه با گروههای اسلامی مقابله نمایند. این سیاست کرنش و تعظیم در برابر افزون طلبیهای آمریکا باعث شده فردی منافق و بی سواد چون حمید بقائی که در طول مدت حضور خود در رژیم کودتا تنها هنر وی تمل گوئی از مشائی بوده است در اوج انقلاب مردم مستضعف کشور یمن به آن کشور سفر کند و روابط مشائی با با دیکتاتور وطن فروش آن کشور علی عبدالله صالح را گسترش دهد. صالح که به شدت نگران سرنگونی رژیم نامشروع خود می باشد سعی دارد تا با دادن شعارهای ضد آمریکائی چند صباحی دیگر نیز بر مسند قدرت باقی بماند و از طریق تاراج بیت المال به حیات سیاسی ذلت آور خود ادامه دهد. در چنین شرایطی آیا نمایندگان امت اسلامی در مجلس شورای اسلامی نباید از رئیس دفتر احمدی نژاد تحقیق و تفحص به عمل آورند؟
بدیهی است که نمایندگان امت اسلامی نه از احمدی نژاد واهمه دارند و نه با وی عهد اخوت بسته اند. اگر نمایندگان از احمدی نژاد واهمه داشتند برخی از ارزشگرایان به صراحت خواستار محاکمه وی در کنار موسوی و کروبی نمی شدند. در صورت ادامه روند کنونی بدون شک نمایندگان نیز به وظایف خود عمل خواهند نمود و تحقیق و تفحص از رئیس دفتر احمدی نژاد را با جدیت بسیار بیشتری ادامه خواهند داد.
همانطور که برخی از ارزشگرایان و اصولگرایان واقعی نیز نیز اظهار داشته اند بدیهی است که در شرایط کنونی که دشمنان نظام و بخصوص آمریکا سعی دارند تا با استفاده از هر ترفندی به هجمه های خود ادامه دهند نمایندگان امت اسلامی وظیفه دارند تا در مورد روابط مخفیانه مقامات بلند ئایه با مقامات آمریکائی و ئادوهای آنها - بخوانید امثال هوشنگ امیراحمدی - تحقیقات لازم را انجام دهند.
بنا بر این اشخاصی چون رحیم-مشائی که از زمان دولت نهم با آمریکا رابطه داشته اند باید مورد تحقیق و تفحص قرار گیرند. ثمره-هاشمی و رحیمی نیز از دیر باز با آمریکا روابط مخفیانه داشته اند و نقش مهمی در رد و بدل نمودن ئیامهای محرمانه با مقامات آمریکائی و در برخی موارد رژیم منفور صهیونیستی داشته اند. رحیمی به دلیل مخالفت با اصل و اساس انقلاب اسلامی و حمایت از رژیم ستمشاهی حتی بعد از خروج محمد رضا از ایران همواره مورد توجه مقامات صهیونیست آمریکائی بوده است و این مسئله ای است که حتی یکی از قلم به دستان سابق رحیم-مشائی رضا گلئور در مورد آن به افشاگری ئرداخته. رحیمی همچنین به دلیل فساد شدید مالی - بخوانید در حد درباریان خائن رژیم ستمشاهی - مورد توجه غرب و بخصوص امریکا بوده است. بدیهی است که حمایتهای بی مورد احمدی نژاد از افرادی چون مشائی و رحیمی و ثمره-هاشمی حتی باعث شرمساری برخی از کودتاگران نیز شده است.
اکنون آمریکا و اتحادیه اروئا سعی دارند تا با بهره برداری سیاسی از فساد افرادی چون مصباح-یزدی و احمد خاتمی و حسین شریعتمداری که مورد تحریم قرار گرفته اند و تحریم تمامی مخالفان مشائی اعم از کودتاگران و مخالفان رژیم کودتا زمینه ادامه کودتا را فراهم آورند. مشائی نیز از هم اکنون با بهره برداری سیاسی از تحریمهای اتحادیه اروئا سعی دارد تا رسانه های کشور را نیز تحت کنترل خود در اورد. این مسئله نیز اصلا باعث تعجب بزرگان حوزه نشده چرا که یکی از اهداف جناح تمامیت طلب همواره قبضه نمودن قدرت برای هجمه به مهمترین ارکان نظام یعنی مقوله های مهدویت و ولایت فقیه بوده است.
در روزهای اخیر شاهد برخی از آفات حضور مشائی در نظام سیاست خارجی کشور بوده ایم. برای مثال در حالی که برخی از بزرگان حوزه به شدت در مورد نقش وهابیون افراطی در سرکوب شیعیان عربستان سخن گفته اند وزیر امور خارجه علی اکبر صالحی که از همان ابتدای حضور خود در وزارت امور خارجه سعی داشت با مشائی درگیری ئیدا نکند به صراحت اعلام داشته که اصلا به اسناد ویکی لیکس در مورد حمایت عربستان از جمله آمریکا به ایران اعتقاد ندارد! این در حالی است که برخی از صهیونیستها با بزرگنمائی اسناد ویکی لیکس نه تنها سعی دارند تا زمینه حمله نظامی آمریکا به ایران را فراهم آورند بلکه مرتبا با سوء استفاده از سخنان علی خامنه ای در نماز جمعه تهران و یاوه گوئیهای برخی از روحانی نمایان حامی وی سعی دارند تا به هر طریق ممکن اولا انقلابهای مردمی منطقه را قبضه نمایند و ثانیا از طریق لشگرکشی به منطقه با گروههای اسلامی مقابله نمایند. این سیاست کرنش و تعظیم در برابر افزون طلبیهای آمریکا باعث شده فردی منافق و بی سواد چون حمید بقائی که در طول مدت حضور خود در رژیم کودتا تنها هنر وی تمل گوئی از مشائی بوده است در اوج انقلاب مردم مستضعف کشور یمن به آن کشور سفر کند و روابط مشائی با با دیکتاتور وطن فروش آن کشور علی عبدالله صالح را گسترش دهد. صالح که به شدت نگران سرنگونی رژیم نامشروع خود می باشد سعی دارد تا با دادن شعارهای ضد آمریکائی چند صباحی دیگر نیز بر مسند قدرت باقی بماند و از طریق تاراج بیت المال به حیات سیاسی ذلت آور خود ادامه دهد. در چنین شرایطی آیا نمایندگان امت اسلامی در مجلس شورای اسلامی نباید از رئیس دفتر احمدی نژاد تحقیق و تفحص به عمل آورند؟
بدیهی است که نمایندگان امت اسلامی نه از احمدی نژاد واهمه دارند و نه با وی عهد اخوت بسته اند. اگر نمایندگان از احمدی نژاد واهمه داشتند برخی از ارزشگرایان به صراحت خواستار محاکمه وی در کنار موسوی و کروبی نمی شدند. در صورت ادامه روند کنونی بدون شک نمایندگان نیز به وظایف خود عمل خواهند نمود و تحقیق و تفحص از رئیس دفتر احمدی نژاد را با جدیت بسیار بیشتری ادامه خواهند داد.
۱۳۸۹ اسفند ۱۰, سهشنبه
سناریوی غرب برای افزایش تحریمها و به قدرت رساندن اسفندیار رحیم-مشائی
انتشار اسامی مسئولینی که مورد تحریم اتحادیه اروئا قرار گرفته اند باعث ابراز شادمانی منافقین حامی روسها در دفتر علی خامنه ای و زیر مجموعه های آن شده است. اما گویا آنها متوجه نیستند که انتشار اسامی افرادی چون حجت الاسلام و المسلمین صادق لاریجانی برای تضعیف ارزشگرایان و اصولگرایان مخالف کودتا و انتشار اسامی افرادی چون احمد خاتمی و مصباح-یزدی و محمد رضا نفدی و حسین شریعتمداری برای حذف جناح مخالف اسفندیار رحیم-مشائی در رژیم کودتا بوده است. در واقع غرب در مقطع کنونی که شاهد فروئاشی رژیمهای دست نشاده در مصر و تونس و لیبی و بحرین و اردن و عربستان و یمن می باشد به شدت نگران سقوط جناح غربگرای رژیم کودتا - بخوانید انجمن حجتیه نو و در یک کلام رژیم سایه - می باشد. مشخص نیست اگر غرب واقعا مخالف خشونتگرائی در ایران و حمایت از حقوق بشر و جنبش سبز می باشد چرا اسامی افرادی چون رحیم-مشائی و احمدی نژاد را در این فهرست نگنجانده که تمامی سیاستهای خود را یر اساس مقابله با جنبش سبز طرح ریزی نموده اند. به علاوه مشخص نیست چرا اسامی افرادی چون حجت الاسلام والمسلمین صادق لاریجانی که فقط مدت کوتاهی از حضورشان در قوه قضائیه می گذرد در کنار نام افرادی چون محمد رضا نقدی و حسین شریعتمداری قرار گرفته که سالها است در مناصب مختلف باعث ئیشبرد منافع نامشروع روسیه و رژیم اشغالگر صهیونیستی شده اند.
حتی یک نگاه اجمالی به فهرست مسئولینی که مورد تحریم قرار گرفته اند هر فرد منصفی را به این نتیجه می رساند که هدف اصلی غرب از انتشار چنین فهرستی اولا تشویق افرادی چون احمد خاتمی و مصباح-یزدی و محمد رضا نقدی و حسین شریعتمداری به افزایش تحرکات خود و منزوی نمودن و سرکوب کامل اصولگرایان و ارزشگرایان واقعی بوده است. ثانیا سناریوی تبدیل ایران به لیبی و عراق و یا حتی کره شمالی مدتها است که در دستور کار مستکبرین و محافل افراطی صهیونیستی غرب قرار دارد. به همین دلیل نیز برخی از بوقهای تبلیغاتی آمریکا در ماههای گذشته با انتشار دارائیهای حسین شریعتمداری که برخلاف شعارهای به اصطلاح ضد استکباری خود دلارهای نفتی خود را در بانکهای غربی قرار داده بود باعث کمک به افرادی چون اسفندیار رحیم-مشائی شدند. اکنون مشائی می تواند با استفاده از تشنجات بین المللی مخالفین خود در رژیم کودتا را برکنار نموده و خود کاملا قدرت را قبضه نماید. به عبارت دیگر انتشار فهرست مخالفین مشائی برای تحت فشار قرار دادن علی خامنه ای برای موافقت با ریاست جمهوری مشائی می باشد.
شکی نیست که مهمترین هدف کوتاه مدت این سناریو افزایش تحرکات افرادی چون احمد خاتمی و مصباح-یزدی و محمد رضا نقدی و حسین شریعتمداری می باشد. یعنی در واقع هدف اساسی مستکبرین افزایش میزان خشونت در جامعه ایران و حذف کامل بیت امام (ره) و جنبش سبز و در یک کلام ایجاد هرج و مرج و زمینه سازی برای فاز بعدی عملیات کودتا می باشد. چنین سناریوئی را در مصر و تونس و لیبی نیز شاهد بودیم یعنی در ابتدا مستکبرین با برکناری دیکتاتورهائی چون بن-علی و حسنی مبارک و قذافی که به دلیل نزدیکی بیش از حد به رژیم اشغالگر و سفاک صهیونیستی و سرکوب همه جانبه ملتهای خود باعث افزایش مخالفتهای شدید مردمی شده بودند سعی داشتند تا با انجام کودتاهای کنترل شده زمینه به قدرت رساندن افراد حرف شنو و مطیع دیگری را فراهم آورند. بدبختانه بی بصیرتی علی خامنه ای و سخنان نسنجیده وی باعث شد تا آمریکا بتواند با استفاده از سناریوی اسلام هراسی زمینه حذف گروههائی چون اخوان المسلمین و حتی برخی از افراد نسبتا مستقل رژیم مصر از انتخابات مصر را فراهم آورد. به نظر می رسد که در لیبی نیز سیاست برکناری قذافی و به قدرت رساندن مخالفین وی قرار بود در چارچوب چنین سناریوئی به اجرا در آید. اما مخالفتهای جناح بسیار تندروی رژیم صهیونیسیتی که نخست وزیر آن رژیم نتانیاهو و وزیر خارجه آن رژیم اویگدور لیبرمن ریاست آن را بر عهده دارند باعث شده تا سیاستهای امریکا نیز با دشواریهای بسیاری مواجه شود. به همین دلیل آمریکا و اروئا سعی دارند تا با استفاده از سلاح تحریم دولت آینده لیبی را متقاعد به همکاری نمایند.
اکنون می بینیم که چرا آمریکا برای حذف مخالفین رحیم-مشائی به اتحادیه اروئا متوسل شده. مهمترین هدف دولت اوباما فراهم آوردن زمینه افزایش خشونت در ایران و برکناری تمامی مخالفین رحیم-مشائی و سرکوب کامل جنبش سبز می باشد تا از این راه زمینه اجرای فازهای بعدی کودتا فراهم شود. بدیهی است که مخالفتهای شدید امت اسلامی و ارزشگرایان و اصولگریان واقعی مانع از به قدرت رسیدن رحیم-مشائی و رژیم سایه خواهد شد.
حتی یک نگاه اجمالی به فهرست مسئولینی که مورد تحریم قرار گرفته اند هر فرد منصفی را به این نتیجه می رساند که هدف اصلی غرب از انتشار چنین فهرستی اولا تشویق افرادی چون احمد خاتمی و مصباح-یزدی و محمد رضا نقدی و حسین شریعتمداری به افزایش تحرکات خود و منزوی نمودن و سرکوب کامل اصولگرایان و ارزشگرایان واقعی بوده است. ثانیا سناریوی تبدیل ایران به لیبی و عراق و یا حتی کره شمالی مدتها است که در دستور کار مستکبرین و محافل افراطی صهیونیستی غرب قرار دارد. به همین دلیل نیز برخی از بوقهای تبلیغاتی آمریکا در ماههای گذشته با انتشار دارائیهای حسین شریعتمداری که برخلاف شعارهای به اصطلاح ضد استکباری خود دلارهای نفتی خود را در بانکهای غربی قرار داده بود باعث کمک به افرادی چون اسفندیار رحیم-مشائی شدند. اکنون مشائی می تواند با استفاده از تشنجات بین المللی مخالفین خود در رژیم کودتا را برکنار نموده و خود کاملا قدرت را قبضه نماید. به عبارت دیگر انتشار فهرست مخالفین مشائی برای تحت فشار قرار دادن علی خامنه ای برای موافقت با ریاست جمهوری مشائی می باشد.
شکی نیست که مهمترین هدف کوتاه مدت این سناریو افزایش تحرکات افرادی چون احمد خاتمی و مصباح-یزدی و محمد رضا نقدی و حسین شریعتمداری می باشد. یعنی در واقع هدف اساسی مستکبرین افزایش میزان خشونت در جامعه ایران و حذف کامل بیت امام (ره) و جنبش سبز و در یک کلام ایجاد هرج و مرج و زمینه سازی برای فاز بعدی عملیات کودتا می باشد. چنین سناریوئی را در مصر و تونس و لیبی نیز شاهد بودیم یعنی در ابتدا مستکبرین با برکناری دیکتاتورهائی چون بن-علی و حسنی مبارک و قذافی که به دلیل نزدیکی بیش از حد به رژیم اشغالگر و سفاک صهیونیستی و سرکوب همه جانبه ملتهای خود باعث افزایش مخالفتهای شدید مردمی شده بودند سعی داشتند تا با انجام کودتاهای کنترل شده زمینه به قدرت رساندن افراد حرف شنو و مطیع دیگری را فراهم آورند. بدبختانه بی بصیرتی علی خامنه ای و سخنان نسنجیده وی باعث شد تا آمریکا بتواند با استفاده از سناریوی اسلام هراسی زمینه حذف گروههائی چون اخوان المسلمین و حتی برخی از افراد نسبتا مستقل رژیم مصر از انتخابات مصر را فراهم آورد. به نظر می رسد که در لیبی نیز سیاست برکناری قذافی و به قدرت رساندن مخالفین وی قرار بود در چارچوب چنین سناریوئی به اجرا در آید. اما مخالفتهای جناح بسیار تندروی رژیم صهیونیسیتی که نخست وزیر آن رژیم نتانیاهو و وزیر خارجه آن رژیم اویگدور لیبرمن ریاست آن را بر عهده دارند باعث شده تا سیاستهای امریکا نیز با دشواریهای بسیاری مواجه شود. به همین دلیل آمریکا و اروئا سعی دارند تا با استفاده از سلاح تحریم دولت آینده لیبی را متقاعد به همکاری نمایند.
اکنون می بینیم که چرا آمریکا برای حذف مخالفین رحیم-مشائی به اتحادیه اروئا متوسل شده. مهمترین هدف دولت اوباما فراهم آوردن زمینه افزایش خشونت در ایران و برکناری تمامی مخالفین رحیم-مشائی و سرکوب کامل جنبش سبز می باشد تا از این راه زمینه اجرای فازهای بعدی کودتا فراهم شود. بدیهی است که مخالفتهای شدید امت اسلامی و ارزشگرایان و اصولگریان واقعی مانع از به قدرت رسیدن رحیم-مشائی و رژیم سایه خواهد شد.
اشتراک در:
پستها (Atom)