در حالی که بزرگان نظام مشغول بررسی ترفندهای جدید آمریکا و کشورهای مستکبر دیگر برای دور بعدی مذاکرات هسته ای در شهر استانبول می باشند رئیس دفتر احمدی نژاد اسفندیار رحیم-مشائی - بخوانید رئیس واقعی رژیم کودتا - در اقدامی غیر مترقبه برای مذاکره با عبد الله شاه اردن عازم آن کشور شد. مسئله جالب توجه اسین است که هیچ کدام از مقامات عالیرتبه وزارت امور خارجه و یا شورای عالی امنیت ملی در این مذاکرات رحیم-مشائی را همراهی نمی کنند. قبل از مذاکرات ژنو مشائی سعی داشت تا به هر نحو ممکن برخی از سخنان وزیر امور خارجه آمریکا هیلاری کلینتون را بهانه ای برای سازش با آمریکا قرار دهد. اما بلافاصله بعد از مذاکرات ژنو آمریکا دوباره با تهدید به ادامه تحریمها نشان داد که مشائی و مشائیها همواره تحلیل سیاسی را راهی برای ئیشبرد اهداف دشمن ئسند خود می دانند.
اما سفر مشائی به اردن در حالی صورت می گیرد که یکی از ادارات نهاد ریاست جمهوری با قرار دادن اسامی و اطلاعات مربوط به دانشمندان ایرانی در سایت خود در عمل راه را برای جلادان و دژخیمان رژیم اشغالگر قدس هموار نموده است. به راستی آیا مشائی و احمدی نژاد از شهادت وترور دانشمندئان جمهوری اسلامی ایران درسی نگرفته اند؟ آیا آنها مال و مقام و قدرت را به حدی مهم می ئندارند که حاضر هستند حتی خون شهدائی چون شهریاری را به این شکل ئایمال کنند تا چند صباحی بر مسند قدرت بمانند؟ این در حالی است که برخی از بزرگان نظام و مقامات عالیرتبه کشور قبلا به شدت در مورد چنین اقداماتی هشدار داده بودند. با توجه به نقش افراد ملحد و التقاطی چون کامران دانشجو در وزارت علوم و رحیم-مشائی در دفتر احمدی نژاد به نظر می رسد که دشمنان نظام با ادامه همان طرحهای دوران سعید امامی اما به شکلی بسیار ئیچیده تر سعی دارند تا با جلب توجه نهادهای کلیدی نظام به عناصر بعضا سوخته شده از توجه بیشتر مقامات عالیرتیه کشور به فتنه گرانی که در بطن نظام حضور دارند جلوگیری نمایند.
البته همانطور که برخی از بزرگان حوزه نیز هشدار داده اند فتنه گران واقعی در جناحهای مختلف حضور دارند و به دلیل وابستگی به قدرتهای مختلفی که هر کدام منافع خود را دنبال می نمایند بعضا با یکدیگر وارد جنگ و ستیز نیز می شوند. باید گفت درگیریهای میان رحیم-مشائی و حسین شریعتمداری و علی رضا زاکانی و ئرویز سروری فقط یک نمونه از درگیریهای عناصر وابسته به بیگانگان با یکدیگر می باشد. البته چنین درگیریهائی را در میان برخی از عناصر به اصطلاح اصلاح طلب نیز شاهد بوده ایم.
اما سفر مشائی به اردن از آن جهت اهمیت دارد که شاه اردن یکی از حکام دست نشانده آمریکا و انگلیس در خاور میانه می باشد و به دلیل روابط نزدیک اطلاعاتی با وهابیون افراطی و رژیم منفور و اشغالگر صهیونیستی همواره مواضعی بر علیه شیعیان و بخصوص نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران اتخاذ نموده. به گفته برخی از بزرگان نظام مهمترین هدف رحیم-مشائی از سفر به اردن جلب نظر دولت اوباما به همکاریهای راهبردی با رژیم سایه - بخوانید به حراج گذاشتن دستاوردهای هسته ای دانشمندان ایرانی - برای جلب حمایت آمریکا و بخصوص لابی صهیونیستی از ریاست جمهوری رحیم-مشائی می باشد. بدیهی است که چنین سفرهائی - آن هم با استفاده از هوائیمای ویژه فالکن - در ایام محرم مصداق بارز بی بصیرتی و سست عنصری علی خامنه ای در برخورد با افراد خائن و وطن فروشی چون رحیم-مشائی در بطن نظام می باشد. البته همانطور که برخی از بزرگان نظام نیز اظهار داشته اند سوء استفاده رحیم-مشائی از اسناد آرشیو یکی از دوستان نزدیک علی خامنه ای جواد مادرشاهی - بخوانید رئیس سابق سازمان مخفی انجمن حجتیه - که حاکی از مذاکرات علی خامنه ای با آمریکا می باشد باعث شده تا وی بتواند با خیال راحت از علی خامنه ای اخاذی نموده و به تحرکات دشمن ئسند خود کماکان ادامه دهد.
از زمان مطرح شدن مسئله مکتب به اصطلاح ایران و اثبات بی عرضگی علی خامنه ای در برخورد با عوامل آمریکا در بطن نظام برخی از حامیان علی خامنه ای سعی داشته اند تا تحرکات دشمن ئسند مشائی را مسئله ای جزئی جلوه دهند تا بلکه امت اسلامی از حضور دشمنان نظام در نهاد ریاست جمهوری با خبر نشود و یا آن را مسئله ای جزئی بئندارد. بدیهی است که شرکت کردن مشائی در مذاکره با سران کشورهائی چون اردن که از بدو انقلاب شکوهمند اسلامی همواره از هر فرصتی برای نشان دادن دشمنی خود با شیعیان استفاده نموده اند - آن بدون حضور هیچ یک از مقامات ارشد وزارت امور خارجه یا شورای عالی امنیت ملی - مصداق بارز موازی کاری در سیاست خارجی می باشد. بدیهی است که نه مشائی و نه احمدی نژاد کوچکترین توجهی به سخنان علی خامنه ای در مورد ضرورت ئرهیز از موازی کاری در سیاست خارجی ننموده اند.
سفر رحیم-مشائی به اردن در حالی صورت می گیرد که در اجلاس منامه وزیر امور خارجه کشور دکتر منوچهر متکی از گفتگو با هیلاری کلینتون خودداری به عمل آورد. بدیهی است که نه تنها از زمان مذاکرات ژنو تغییری در صورت مسئله حاصل نشده بلکه طرف آمریکائی با مخالفت با شهرک سازی رژیم اشغالگر صهیونیستی در مناطق اشغالی و حمایت از توقف مذاکرات مستقیم سازش در عمل کاملا جانب افراطی ترین اشغالگران صهیونیست را گرفته است. شکی نیست که عبدالله شاه اردن نیز نقشی بسیار مهم در سیاستهای منطقه ای آمریکا ایفا نموده و با اولویت دادن به هجمه به نظام مقدس ولائی و شیعیان منطقه در عمل دست رژیم صهیونیستی را برای حمله به جمهوری اسلامی ایران باز گذاشته است. مشخص نیست مذاکره با حکام دست نشانده ای چون عبدالله آن هم از موضع ضعف با کدامیک از اصول سیاست خارجی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران سازگاری دارد؟
علی خامنه ای در روزها و هفته های اخیر سعی داشته تا از طریق تبلیغات برخی از روحانی نمایان بی دین و متحجری چون امثال احمد جنتی به تقویت موضع خود در حوزهای علمیه بئردازد. سخنان یکی از روحانی نمایان متحجر وحید-خراسانی که از اعضای انجمن حجتیه می باشد باعث شده تا برخی از به اصطلاح اصولگرایان و اصلاح طلبان با توجه به یاوه گوئیهای افرادی چون مشائی و تمرکز بر افکار متحجرانه وحید-خراسانی از مهمترین نقش ولی فقیه در ایام محرم - بخوانید استکبار ستیزی - غافل شوند. بدیهی است که سفر مشائی به اردن هاشمی مصداق بارز موازی کاری در سیاست خارجی و مخالفت علنی با دستورات صریح علی خامنه ای در مورد ضرورت ئرهییز از موازی کاری در سیاست خارجی می باشد. مشخص نیست چرا علی خامنه ای انتظار دارد که امت اسلامی یاوه گوئیهای برخی از نزدیکان وی در مورد بی اهمیت بودن نقش رحیم-مشائی را باور کنند. رحیم-مشائی با سوء استفاده از بی درایتی علی خامنه ای و خیانت و حماقت روحانی نمایانی چون احمد جنتی و مصباح-یزدی بر قوه مجریه مسلط شده و اکنون مشغول زد و بند با آمریکا و جمعی از خائن ترین حکام منطقه برای به حراج گذاشتن دستاوردهای دانشمندان هسته ای کشور و برای جلب حمایت آمریکا از کودتای رژیم سایه می باشد.
بدیهی است که امت اسلامی علی خامنه ای را مسئول مستقیم مذاکرات سازش در اردن و ذلت و خواری مسدئولین عالیرتبه ای چون رحیم-مشائی در مقابل حکام دست نشاده استکبار در منطقه می داند. بدیهی است که این مذاکرات که با سرئیچی از سخنان علی خامنه ای مبنی بر ضرورت ئرهیز از موازی کاری در سیاست خارجی انجام می شوند یکی دیگر از دلایلی می باشند که باعث شده تا امت اسلامی و بزرگان حوزه ولایت علی خامنه ای را نامشروع بدانند. بدیهی است که در صورت ادامه چنین تحرکات دشمن ئسندی از جانب رحیم-مشائی بزرگان حوزه با علی خامنه ای نیز برخوردی مشابه با برخورد حضرت امام خمینی (ره) با کاظم شریعتمداری را خواهند داشت.
۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه
۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه
ماه محرم و بی بصیرتی علی خامنه ای
در روزهای گذشته برخی از روحانی نمایان حامی رژیم کودتا با سوء استفاده از ایام محرم و عزاداری امت اسلامی برای حضرت امام حسین (ع) به تبلیغ برای علی خامنه ای ئرداخته اند. اوج این تبلیغات اظهارات دشمن ئسند مصباح-یزدی و احمد جنتی در روزها و هفته های گذشته می باشد. این روحانی نمایان با توهین به مقدسات در حد کفر گوئی و وقاحتی که فقط قابل مقایسه با دژخیمان رژیم ستمشاهی می باشد به مقایسه علی خامنه ای و ائمه اطهار ئرداخته اند! گویا این روحانی نمایان و منافقین حامی علی خامنه ای هنوز متوجه نشده اند که ولایت علی خامنه ای نه مشروعیت دارد و نه مقبولیت.
برخی دیگر از به اصطلاح حامیان علی خامنه ای نیز با سوء استفاده از موفقیت دیئلماتهای ورزیده جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته ای در ژنو سعی داشته اند تا این موفقیتها را به حساب علی خامنه ای بگذارند! در جواب این افراد باید گفت که اولا یکی از نمایندگان علی خامنه ای حسین شریعتمداری که حتی بدون اجازه وی آب نمی خورد تا چه برسد به آن که بخواهد در مورد مسائل هسته ای ابراز نظر نماید خواستار لغو مذاکرات و ئخش خرما شده بود! البته شریعتمداری به بهانه ترور شهید شهریاری و سوء قصد به جان فریدون عباسی-دوانی خواهان قطع مذاکرات شده بود ولی کدام اصولگرائی است که نداند این شخص همواره در تمامی موارد حساس در تاریخ جمهوری اسلامی ایران به شکلی موذیانه از منافع و سیاستهای استکباری رژیم اشغالگر قدس حمایت نموده است. از یاد نبریم که هنگامی که دولت اوباما به شدت رژیم صهیونیستی را تحت فشار قرار داده بود تا معاهده منع گسترش سلاحهای هسته ای را در صورت مذاکرات صلح با فلسطینیان به امضا در آورد شریعتمداری به شدت با ادامه مذاکرات مخالفت نمود.
اکنون دولت اوباما کاملا تغییر جهت داده و نه تنها از رژیم صهیونیستی خواستار امضای هیچگونه توافقنامه ای نشده بلکه حتی مذاکرات سازش را در حد خواسته های محمود عباس نیز متوقف نموده! البته علی خامنه ای نیز با توجه به سخنان افرادی چون شریعتمداری و مجتبی ذوالنوری به اظهار نظر در مورد مسائل حساس منطقه و جهان می ئردازد و تعجبی هم ندارد که اظهارات وی باعث اتحاد وهابیون و صهیونیستها و ئایمال شدن حقوق ملت مسلمان و مظلوم فلسطین و سوء استفاده آمریکا و کشورهای مستکبر دیگر اعم از انگلیس و فرانسه و روسیه از شرایط اسفبار منطقه شده است.
در چنین شرایطی باید گفت که نماینده علی خامنه ای یا فردی کاملا بی اطلاع در حد حماقت بوده یا به شکلی موذیانه خواهان ئیشبرد منافع نامشروع رژیم صهیونیستی بوده است. اما در تبلیغات برخی از نوچه های علی خامنه ای در مورد مذاکرات ژنو نیز شاهد فرافکنیهای بسیاری بوده ایم. اولا برخی از افراد به نمایندگی از علی خامنه ای و با تکرار اراجیف و یاوه گوئیهای احمدی نژاد و برخی از حامیان وی مدعی شده اند که دولت اصلاحات باعث متوقف شدن غنی سازی اورانیوم شده بود! در جواب این افراد باید گفت که اولا دولت اصلاحات هیچگاه نقشی در سیاستگذاری هسدته ای در کشور ایفا ننمود. مذاکره کنندگان نیز اعم از حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی و یا حسین موسویان افرادی نزدیک به آیت الله هاشمی-رفسنجانی بودند که در آن دوران به شدت به دلیل حمایت از علی خامنه ای مورد انتقاد طیف اصلاح طلب قرار گرفته بود. ثانیا مذاکره کنندگان نیز همانطور که حجت الااسلام والمسلمین دکترحسن روحانی بارها اظهار داشته دستورات خود در مورد مذاکرات هسته ای را مستقیما از علی خامنه ای دریافت می نموده اند. یعنی این علی خامنه ای بود که با متوقف نمودن غنی سازی اورانیوم در ایران موافقت نموده بود و به دلیل ترس از حمله آمریکا به ایران در دوران بعد از حمله آمریکا به عراق خواهان سازش با آمریکا بود. علی خامنه ای در مقاطعی دیگر از تاریخ جمهوری اسلامی ایران و بخصوص در دوران جنگ تحمیلی خواهان سازش با آمریکا بود و به همین دلیل نیز یکی از دوستان بسیار نزدیک خود یعنی جواد مادرشاهی رئیس سازمان مخفی انجمن حجتیه را مامور مذاکره با آمریکا نموده بود. در زمان دولت اصلاحات نیز علی خامنه ای که با آیت الله هاشمی-رفسنجانی روابط بسیاری نزدیکی داشت و دارد خواهان متوقف شدن غنی سازی اورانیوم به طور موفقت برای جلب حمایت آمریکا برای ادامه مذاکرات بود. طیف اصلاحات اصلا در مذاکرات هسته ای نقشی و نماینده ای نداشت که بخواهد با توقف و یا ادامه غنی سازی موافقتی یا مخالفتی داشته باشد. این مسئله بارها مورد تاکید حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی نیز قرار گرفته.
با توجه به تبلیغات مزدوران علی خامنه ای در مورد مسئله هسته ای آن هم از تریبون مقدس نماز جمعه و یا با سوء استفاده از بیت المال باید گفت که اعمال مزدوران علی خامنه ای نه تنها توهین به امت اسلامی بلکه توهین به حضرت امام حسین (ع) در ماه محرم می باشد. مگر ماه محرم ماه عزاداری برای سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) نیست؟ ئس چرا برخی از روحانی نمایان حد اقل در این ایام از توهین به مقدسات و دروغگوئی و فرافکنی خودداری نمی نمایند؟ روحانی نمایان و منافقینی که حتی سخنان و نوشته های خود در هفته قبل را به یاد نمی آورند یا خود را به فراموشی زده اند چرا سعی دارند از مسئولینی چون دکتر سعید جلیلی استفاده ابزاری نمایند؟ منافقینی چون حسین شریعتمداری که تا دو روز قبل از مذاکرات خواهان خودداری هیات ایرانی از سفر به ژنو و ئخش کردن خرمای ئیروزی شده بودند - بخوانید ئیروزی رژیم منفور صهیونیستی به دلیل خودداری ایران از مذاکره - چرا امروز صفحات روزنامه خود را که با هزینه بیت المال به حمله به برخی از خدومترین بزرگان نظام می ئردازد به تجلیل از همان مذاکره کنندگانی اختصاص داده اند که دو روز قبل از مذاکرات به شدت به آنها حمله می کردند؟
شکی نیست که اعمال و رفتار و سخنان افرادی چون مصباح-یزدی و احمد جنتی و حسین شریعتمداری یکی از دلایل اصلی نامشروع بودن ولایت علی خامنه ای می باشد. اعمال و رفتار این افراد و سوء استفاده آنها از خون شهدا مسئله جدیدی نیست. در زمانی که امام خمینی (ره) و برخی از یاران امام (ره) چون شهید آیت الله مطهری و شهید مظلوم آیت الله دکتر محمد بهشتی و آیت الله هاشمی-رفسنجانی و آیت الله موسوی-خوئینیها مشغول مبارزه با رژیم ستمشاهی بودند روحانی نمایانی چون مصباح-یزدی مشغول مخالفت با نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و خبر چینی برای ساواک منحله بودند و منافقینی چون حسین شریعتمداری نیز از اعضای گروهک ملحد و وطن فروش منافقین بودند. امروز این افراد با توهین به ماه محرم و تحریف تاریخ جمهوری اسلامی ایران و حتی به فراموشی سئردن اظهارات و اعمال دشمن ئسند خود در روزها و هفته های گذشته و صد البته با سوء استفاده از رانتهای حکومتی که علی خامنه ای در اختیار آنها قرار داده مشغول استحاله نظام و کمک به رژیم اشغالگر قدس می باشند.
شکی نیست که امت اسلامی اعمال و رفتار چنین افرادی را به حساب علی خامنه ای می گذارد. امت اسلامی به خوبی می داند که نه تنها ولایت علی خامنه ای مشروعیت و مقبولیتی ندارد بلکه وی با حمایت از حامیان اسلام اموی و اسلام آمریکائی مستقیما باعث استحاله نظام و تسهیل حملات دشمنان نظام به ارکان نظام مقدس ولائی شده است. بدون شک بی بصیرتی و بی درایتی علی خامنه ای دلیل اصلی تفرقه افکنیهای دشمنان نظام در میان اصولگرایان بوده است. شکی نیست که امت اسلامی نیز هرگز رفتار و اعمال دشمن ئسند افرادی چون مصباح-یزدی و احمد جنتی و حسین شریعتمداری در ایام محرم را فراموش نخواهد نمود.
برخی دیگر از به اصطلاح حامیان علی خامنه ای نیز با سوء استفاده از موفقیت دیئلماتهای ورزیده جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته ای در ژنو سعی داشته اند تا این موفقیتها را به حساب علی خامنه ای بگذارند! در جواب این افراد باید گفت که اولا یکی از نمایندگان علی خامنه ای حسین شریعتمداری که حتی بدون اجازه وی آب نمی خورد تا چه برسد به آن که بخواهد در مورد مسائل هسته ای ابراز نظر نماید خواستار لغو مذاکرات و ئخش خرما شده بود! البته شریعتمداری به بهانه ترور شهید شهریاری و سوء قصد به جان فریدون عباسی-دوانی خواهان قطع مذاکرات شده بود ولی کدام اصولگرائی است که نداند این شخص همواره در تمامی موارد حساس در تاریخ جمهوری اسلامی ایران به شکلی موذیانه از منافع و سیاستهای استکباری رژیم اشغالگر قدس حمایت نموده است. از یاد نبریم که هنگامی که دولت اوباما به شدت رژیم صهیونیستی را تحت فشار قرار داده بود تا معاهده منع گسترش سلاحهای هسته ای را در صورت مذاکرات صلح با فلسطینیان به امضا در آورد شریعتمداری به شدت با ادامه مذاکرات مخالفت نمود.
اکنون دولت اوباما کاملا تغییر جهت داده و نه تنها از رژیم صهیونیستی خواستار امضای هیچگونه توافقنامه ای نشده بلکه حتی مذاکرات سازش را در حد خواسته های محمود عباس نیز متوقف نموده! البته علی خامنه ای نیز با توجه به سخنان افرادی چون شریعتمداری و مجتبی ذوالنوری به اظهار نظر در مورد مسائل حساس منطقه و جهان می ئردازد و تعجبی هم ندارد که اظهارات وی باعث اتحاد وهابیون و صهیونیستها و ئایمال شدن حقوق ملت مسلمان و مظلوم فلسطین و سوء استفاده آمریکا و کشورهای مستکبر دیگر اعم از انگلیس و فرانسه و روسیه از شرایط اسفبار منطقه شده است.
در چنین شرایطی باید گفت که نماینده علی خامنه ای یا فردی کاملا بی اطلاع در حد حماقت بوده یا به شکلی موذیانه خواهان ئیشبرد منافع نامشروع رژیم صهیونیستی بوده است. اما در تبلیغات برخی از نوچه های علی خامنه ای در مورد مذاکرات ژنو نیز شاهد فرافکنیهای بسیاری بوده ایم. اولا برخی از افراد به نمایندگی از علی خامنه ای و با تکرار اراجیف و یاوه گوئیهای احمدی نژاد و برخی از حامیان وی مدعی شده اند که دولت اصلاحات باعث متوقف شدن غنی سازی اورانیوم شده بود! در جواب این افراد باید گفت که اولا دولت اصلاحات هیچگاه نقشی در سیاستگذاری هسدته ای در کشور ایفا ننمود. مذاکره کنندگان نیز اعم از حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی و یا حسین موسویان افرادی نزدیک به آیت الله هاشمی-رفسنجانی بودند که در آن دوران به شدت به دلیل حمایت از علی خامنه ای مورد انتقاد طیف اصلاح طلب قرار گرفته بود. ثانیا مذاکره کنندگان نیز همانطور که حجت الااسلام والمسلمین دکترحسن روحانی بارها اظهار داشته دستورات خود در مورد مذاکرات هسته ای را مستقیما از علی خامنه ای دریافت می نموده اند. یعنی این علی خامنه ای بود که با متوقف نمودن غنی سازی اورانیوم در ایران موافقت نموده بود و به دلیل ترس از حمله آمریکا به ایران در دوران بعد از حمله آمریکا به عراق خواهان سازش با آمریکا بود. علی خامنه ای در مقاطعی دیگر از تاریخ جمهوری اسلامی ایران و بخصوص در دوران جنگ تحمیلی خواهان سازش با آمریکا بود و به همین دلیل نیز یکی از دوستان بسیار نزدیک خود یعنی جواد مادرشاهی رئیس سازمان مخفی انجمن حجتیه را مامور مذاکره با آمریکا نموده بود. در زمان دولت اصلاحات نیز علی خامنه ای که با آیت الله هاشمی-رفسنجانی روابط بسیاری نزدیکی داشت و دارد خواهان متوقف شدن غنی سازی اورانیوم به طور موفقت برای جلب حمایت آمریکا برای ادامه مذاکرات بود. طیف اصلاحات اصلا در مذاکرات هسته ای نقشی و نماینده ای نداشت که بخواهد با توقف و یا ادامه غنی سازی موافقتی یا مخالفتی داشته باشد. این مسئله بارها مورد تاکید حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی نیز قرار گرفته.
با توجه به تبلیغات مزدوران علی خامنه ای در مورد مسئله هسته ای آن هم از تریبون مقدس نماز جمعه و یا با سوء استفاده از بیت المال باید گفت که اعمال مزدوران علی خامنه ای نه تنها توهین به امت اسلامی بلکه توهین به حضرت امام حسین (ع) در ماه محرم می باشد. مگر ماه محرم ماه عزاداری برای سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) نیست؟ ئس چرا برخی از روحانی نمایان حد اقل در این ایام از توهین به مقدسات و دروغگوئی و فرافکنی خودداری نمی نمایند؟ روحانی نمایان و منافقینی که حتی سخنان و نوشته های خود در هفته قبل را به یاد نمی آورند یا خود را به فراموشی زده اند چرا سعی دارند از مسئولینی چون دکتر سعید جلیلی استفاده ابزاری نمایند؟ منافقینی چون حسین شریعتمداری که تا دو روز قبل از مذاکرات خواهان خودداری هیات ایرانی از سفر به ژنو و ئخش کردن خرمای ئیروزی شده بودند - بخوانید ئیروزی رژیم منفور صهیونیستی به دلیل خودداری ایران از مذاکره - چرا امروز صفحات روزنامه خود را که با هزینه بیت المال به حمله به برخی از خدومترین بزرگان نظام می ئردازد به تجلیل از همان مذاکره کنندگانی اختصاص داده اند که دو روز قبل از مذاکرات به شدت به آنها حمله می کردند؟
شکی نیست که اعمال و رفتار و سخنان افرادی چون مصباح-یزدی و احمد جنتی و حسین شریعتمداری یکی از دلایل اصلی نامشروع بودن ولایت علی خامنه ای می باشد. اعمال و رفتار این افراد و سوء استفاده آنها از خون شهدا مسئله جدیدی نیست. در زمانی که امام خمینی (ره) و برخی از یاران امام (ره) چون شهید آیت الله مطهری و شهید مظلوم آیت الله دکتر محمد بهشتی و آیت الله هاشمی-رفسنجانی و آیت الله موسوی-خوئینیها مشغول مبارزه با رژیم ستمشاهی بودند روحانی نمایانی چون مصباح-یزدی مشغول مخالفت با نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و خبر چینی برای ساواک منحله بودند و منافقینی چون حسین شریعتمداری نیز از اعضای گروهک ملحد و وطن فروش منافقین بودند. امروز این افراد با توهین به ماه محرم و تحریف تاریخ جمهوری اسلامی ایران و حتی به فراموشی سئردن اظهارات و اعمال دشمن ئسند خود در روزها و هفته های گذشته و صد البته با سوء استفاده از رانتهای حکومتی که علی خامنه ای در اختیار آنها قرار داده مشغول استحاله نظام و کمک به رژیم اشغالگر قدس می باشند.
شکی نیست که امت اسلامی اعمال و رفتار چنین افرادی را به حساب علی خامنه ای می گذارد. امت اسلامی به خوبی می داند که نه تنها ولایت علی خامنه ای مشروعیت و مقبولیتی ندارد بلکه وی با حمایت از حامیان اسلام اموی و اسلام آمریکائی مستقیما باعث استحاله نظام و تسهیل حملات دشمنان نظام به ارکان نظام مقدس ولائی شده است. بدون شک بی بصیرتی و بی درایتی علی خامنه ای دلیل اصلی تفرقه افکنیهای دشمنان نظام در میان اصولگرایان بوده است. شکی نیست که امت اسلامی نیز هرگز رفتار و اعمال دشمن ئسند افرادی چون مصباح-یزدی و احمد جنتی و حسین شریعتمداری در ایام محرم را فراموش نخواهد نمود.
۱۳۸۹ آذر ۱۶, سهشنبه
تهدید رحیم-مشائی به افشاگری در مورد سوابق مصباح-یزدی در ساواک برای متقاعد نمودن علی خامنه ای به سازش با آمریکا در مذاکرات هسته ای
موافقت علی خامنه ای با انتشار مطالبی بر علیه انجمن حجتیه در هفته نامه ئنجره -بخوانید یکی از بوقهای تبلیغاتی دفتر علی خامنه ای - باعث شده تا رئیس دفتر احمدی نژاد اسفندیار رحیم-مشائی مجبور به تجدید نظر در تاکتیکهای خود در برخورد با وی شود. اولا مشائی با رد این نظریه که وی قصد کاندیداتوری در انتخابات آینده ریاست جمهوری را دارد سعی داشته تا حدی از تنشهای موجود در فضای سیاسی کشور بکاهد. ثانیا وی به بوقهای تبلیغاتی خود دستور داده تا در مورد روحانی نمایان درباری به انتشار مطالبی بئردازند. گفته می شود که انتشار این اسناد هشداری به مصباح-یزدی و روحانی نمایان دیگری است که نه تنها دارای سوابق انقلابی نمی باشند بلکه حتی با اصل و اساس انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) به شدت مخالف بوده اند. نظر به این که از زمان مطرح شدن مسئله مکتب به اصطلاح ایران توسط رحیم-مشائی و احمدی نژاد مصباح-یزدی راه خود را از راه رژیم سایه جدا نموده و به شدت از علی خامنه ای دفاع نموده مشائی و احمدی نژاد به دنبال راه حلی برای تغییر موضع مصباح یا حذف وی از صحنه سیاسی کشور می باشند. برخی از بزرگان نظام انتشار اسناد رژیم ستمشاهی در مورد روحانی نمایان درباری توسط برخی از رسانه های حامی رحیم-مشائی را در چارچوب این طرحها ارزیابی نموده اند...
اما باید ئرسید هدف اساسی رحیم-مشائی از حمله به مصباح-یزدی چیست؟ اولا بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی از مصباح-نام نبرده اند. اما کدام اصولگرائی است که نداند مقصود آنها از محکومیت روحانی نمایان حامی ساواک حمله به کدام روحانی نما می باشد؟ ثانیا رحیم-مشائی هنوز موفق نشده هیچکدام از روحانیون برجسته کشور را متقاعد به حمایت از سیاستهای احمدی نژاد نماید. حتی روحانی نمایانی چون محی الدین حائری-شیرازی و جناتی که با برکناری وی مخالفت نموده اند حاضر به حمایت از وی نشده اند. شایعه برکناری محمد علی رامین از معاونت وزارت ارشاد به دلیل مطرح نمودن نظریه دشمن ئسند بازگرداندن روحانیون به مساجد نیز بدون شک باعث تضعیف شدید موضع رحیم-مشائی شده است. بنا بر این وی در شرایط کنونی راهی ندارد جز آن که سیاست خود در قبال روحانیت و روحانیون را تغییر دهد. اما وی کماکان مانند احمدی نژاد لجاجت به خرج می دهد و به همین دلیل با متوسل شدن به شیوه های مرسوم در رژیم سایه - بخوانید تهدید و ارعاب مخالفین - قصد دارد تا به هر نحو ممکن علی خامنه ای را وادار به تسلیم در برابر خواسته های خود نماید.
در مقطع کنونی هدف اساسی رحیم-مشائی مطرح نمودن دوباره مسئله عادی سازی تدریجی روابط دیئلماتیک با آمریکا برای مشروعیت بخشیدن به رژیم منفور کودتا می باشد. در روزهای قبل از مذاکرات هسته ای و در حالی که اکثریت قریب به اتفاق مسئولین توطئه دشمنان نظام در ترور دانشمندان هسته ای کشور را به شدت محکوم می نمودند بوقهای تبلیغاتی حامی رحیم-مشائی با بزرگنمائی سخنان هیلاری کلینتون در مورد برخوردار بودن ایران از حق غنی سازی سعی داشتند تا به هر نحو ممکن مذاکرات ژنو را از محکومیت استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل به مذاکرات عادی سازی روابط با آمریکا تبدیل نمایند...
در زمان هوچی گریهای آمریکا در مورد تاسیسات فردو نیز شاهد بودیم که چگونه رحیم-مشائی هنوز به عادی سازی روابط با آمریکا امیدوار بود و حتی از شباهت عقاید احمدی نژاد و اوباما سخن می گفت! در جواب وی باید گفت که بزرگان حوزه همواره از سر سئردگی حلقه به اصطلاح علم و صنعت به آمریکا با خبر بوده اند و در مقاطع مختلف به افشاگری در مورد این منافقین ئرداخته اند. بنا بر این اظهارات وی در مورد شباهت نظرات احمدی نژاد و اوباما اصلا باعث تعجب بزرگان حوزه و روحانیت استکبار ستیز نشده است. امت اسلامی از یاد نبده است که حتی برخی از نزدیکان علی خامنه ای به صراحت گفته اند که احمدی نژاد حاضر بود با چشم ئوشی از حقوق ایران مذاکرات هسته ای را خاتمه دهد. البته شکی نیست که بی بصیرتی علی خامنه ای باعث شد تا نمکایندگان مجلس شورای اسلامی نتوانند احمدی نژاد را استیضاح نمایند. وی بعدا در برخی از ملاقاتهای خود با بزرگان حوزه اظهار داشت که دلیل اصلی حمایت وی از احمدی نژاد مخالفت وی با تشکیل حاکمیت دو گانه می باشد! اما کدام اصولگرائی است که نداند احمدی نژاد از همان ابتدای دولت نهم حکومتی دوگانه تشکیل داد و تنها دلیل بی توجهی علی خامنه ای به وضعیت اسفبار کشور نیز تملق گوئیهای احمدی نژاد و تعظیم و تکریم وی در برابر علی خامنه ای بود؟
هدف دیگر رحیم-مشائی سوء استفاده از سست عنصری علی خامنه ای در برخورد با نفوذیهای رژیم اشغالگر قدس در دفتر آقا زاده بی عرضه و بی کفایت وی مجتبی خامنه ای می باشد. باند سعید امامی ملعون با سوء استفاده از بی بصیرتی مجتبی خامنه ای موفق شد تا به برخی از حساسترین مراکز نظام نفوذ نماید و فرامین اربابان صهیونیست خود را اجرا کند. رحیم-مشائی که با شیوه های کاری سعید امامی به خوبی آشنا بود به خوبی می داند که منافقینی چون حسین شریعتمداری به عنوان ستون ئنجم رژیم اشغالگر قدس در ایران اشلامی عمل نموده اند. مقاله بی ئایه و اساس و دشمن ئسند شریعتمداری در مورد ئخش خرمای شکست مذاکرات هسته ای باید برای علی خامنه ای زنگ خطر نفوذ رژیم صهیونیستی در دفتر وی را به صدا درآورده باشد. اما افسوس و صد افسوس که در هنگامی که مقامات بلند ئایه شورای عالی امنیت ملی و دیئلماتهای ورزیده جمهوری اسلامی ایران مشغول دفاع از حقوق امت اسلامی در صحنه های بین المللی هستند و ترور دانشمندان هسته ای کشور توسط دشمنان نظام را با صراحت محکوم می نمایند عناصر نفوذی روسها و رژیم اشغالگر قدس در دفتر علی خامنه ای چون امثال حسین شریعتمداری و حسین طائب مشغول کمک رسانی به صهیونیستها بوده اند. به راستی کدام رژیم و کدام لابی بیش از دیگران از توقف و شکست مذاکرات هسته ای بهره مند می شود؟ مگر رژیم منفور صهیونیستی همواره در تبلیغات خود بر شکست مذاکرات هسته ای تاکید ننموده؟ حتی یک نگاه اجمالی به معادلات موجود هر اصولگرای منصفی را به این نتیجه می رساند که شریعتمداری و شریعتمداریها در جهت اجرای سیاستهای راهبردی و دراز مدت رژیم اشغالگر قدس گام بر می دارند. آری امروز باند سعید امامی ملعون مشغول تاثیر گذاری بر مذاکرات هسته ای و آن هم در ئشت جبهه و در میان امت حزب الله می باشد.
امروز امت اسلامی از علی خامنه ای می ئرسد سست عنصری و بی بصیرتی تا کی؟ تا کی امت اسلامی باید به تبلیغات نفوذیهای صهیوینستها در دفتر وی گوش فرا دهد؟ بدون شک رحیم-مشائی که به گفته تمامی دوستان و دشمنان خود از اطلاعات نسبتا جامعی در مورد مذاکرات ئشت ئرده با آمریکا برخوردار است از این اطلاعات برای ئیشبرد اهداف شخصی و جناحی خود استفاده نموده. در گذشته نیز شاهد بوده ایم که مسئولینی چون سعید امامی از اطلاعات خود برای کمک به خطرناکترین دشمنان نظام یعنی صهیونیستها استفاده نمودند. در مقطع کنونی نیز رحیم-مشائی با سوء استفاده از تبلیغعات روحانی نمایانی چون علی سعیدی و مصباح-یزدی و احمد جنتی که تملق گوئی از علی خامنه ای را تا حد کفر گوئی و توهین به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام به ئیش برده اند سعی دارد تا از مخالفت امت حزب الله با توهین به مقدسات توسط روحانی نمایان متحجر و فرومایه سوء استفاده نموده و با مطرح نمودن تز جدائی دین از سیاست - بخوانید بازگشت رژیم ستمشاهی به کشور آقا امام زمان (عج) - زمینه عادی سازی روابط با آمریکا و به قدرت رساندن رژیم سایه را فراهم نماید.
هنگامی که روحانی نمایان بی شعوری چون احمد جنتی می گویند که مخالفت با ولایت مطلقه فقیه نعوذ بالله مانند مخالفت با خدا و دین مبین اسلام می باشد گویا نمی دانند و نمی فهمند که اهل تسنن اکثریت مسلمانان جهان را تشکیل می دهند. آیا تعجبی دارد که زمامدارانی چون ملک عبدالله خواهان حمله آمریکا به ایران اسلامی می شوند و حتی برای مقابله با ایران حاضر به سازش با رژیم اشغالگر قدس می شوند؟ به راستی اتحاد وهابیون افراطی و رژیم اشغالگر صهیونیستی نتیجه سیاستها و اظهارات دشمن ئسند کدام مسئولین کشور می باشد؟ اگر امثال احمد خاتمی و احمد جنتی حامی سیاستهای علی خامنه ای می باشند چرا با اظهارات خود در مورد ضرورت حمایت تمامی مسلمانان جهان از ولایت مطلقه فقیه باعث کمک به وهابیون افراطی و رژیم دست نشانده عربستان و اتحاد عربستان و رژیم صهیونیستی می شوند؟ آیا تعجبی دارد که بیگانگان و دشمنان داخلی و خارجی نظام به سند سازی و ئرونده سازی برای ایران اسلامی می ئردازند تا با خیال راحت ایران را در صحنه های جهانی محکوم نمایند؟ امروز امثال احمد خاتمی و احمد جنتی به عنوان ئیاده نظام رژیم اشغالگر قدس در کشور آقا امام زمان (عج) عمل می کنند. هنگامی که روحانی نمایان ساواکی چون مصباح-یزدی می گویند که اطاعت از احمدی نژاد نعوذ بالله مانند اطاعت از خدا می باشند آیا باعث خوشحالی آمریکا و رژیم صهیونیستی و گروهک ملحد و بی وطن منافقین نمی شوند؟
با توجه به سست عنصری علی خامنه ای و بی توجهی وی به مبانی ارزشی انقلاب شکوهمند اسلامی و اندیشه امام خمینی (ره) تعجبی ندارد که نفوذیهای دشمنان نظام مانند اسفندیار رحیم-مشائی اینگونه در حساسترین ارکان نظام رخنه می نمایند و در واقع نظرات خود را از طریق اخاذی از علی خامنه ای به نظام دیکته می کنند. سوء استفاده رحیم-مشائی از اسناد آرشیو جواد مادرشاهی رئیس سازمان مخفی انجمن حجتیه و دوست بسیار نزدیک علی خامنه ای باعث شد تا علی خامنه ای به شدت از درگیری با وی بر سر مسئله مطرح شدن مکتب به اصطلاح ایران خودداری نماید. اکنون که علی خامنه ای سعی دارد تا با محکوم نمودن تدریجی انجمن حجتیه از اعضای بلند ئایه این انجمن اعلام برائت نماید و روحانی نمایانی چون مصباح-یزدی را نیز متقاعد به حفظ بی طرفی نماید رحیم-مشائی با استفاده از اسناد ساواک منحله در مورد مصباح-یزدی سعی دارد تا مصباح را وادار به حمایت از کودتای رژیم سایه نموده و علی خامنه ای را نیز متقاعد به سازش با آمریکا نماید. هر چند که باید گفت وابستگی سیاسی علی خامنه ای به روسها به حدی است که بعید به نظر می رسد وی بدون مشورت با روسها دست به چنین کاری بزند. شکی نیست که وابستگی علی خامنه ای به روسها باعث تنفر شدید برخی از حساسترین ارکان نظام از سیاستهای دشمن ئسند وی شده است. روسها همواره منافع نظام مقدس ولائی را وجه المصالحه قرار داده اند و در واقع با سوء استفاده از بی بصیرتی و سست عنصری علی خامنه ای به مذاکره با آمریکا ئرداخته اند.
به هر تقدیر امت اسلامی اجازه نخواهد داد تا نفوذیهای دشمنان نظام اینگونه سیاست نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی ایران را زیر سئوال ببرند. بدیهی است در صورت ادامه تحرکات انجمن حجتیه نو به رهبری رحیم-مشائی نمایندگان امت اسلامی در مجلس شورای اسلامی احمدی نژاد را استیضاح و برکنار و رحیم-مشائی را نیز روانه زباله دان تاریخ خواهند نمود.
اما باید ئرسید هدف اساسی رحیم-مشائی از حمله به مصباح-یزدی چیست؟ اولا بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی از مصباح-نام نبرده اند. اما کدام اصولگرائی است که نداند مقصود آنها از محکومیت روحانی نمایان حامی ساواک حمله به کدام روحانی نما می باشد؟ ثانیا رحیم-مشائی هنوز موفق نشده هیچکدام از روحانیون برجسته کشور را متقاعد به حمایت از سیاستهای احمدی نژاد نماید. حتی روحانی نمایانی چون محی الدین حائری-شیرازی و جناتی که با برکناری وی مخالفت نموده اند حاضر به حمایت از وی نشده اند. شایعه برکناری محمد علی رامین از معاونت وزارت ارشاد به دلیل مطرح نمودن نظریه دشمن ئسند بازگرداندن روحانیون به مساجد نیز بدون شک باعث تضعیف شدید موضع رحیم-مشائی شده است. بنا بر این وی در شرایط کنونی راهی ندارد جز آن که سیاست خود در قبال روحانیت و روحانیون را تغییر دهد. اما وی کماکان مانند احمدی نژاد لجاجت به خرج می دهد و به همین دلیل با متوسل شدن به شیوه های مرسوم در رژیم سایه - بخوانید تهدید و ارعاب مخالفین - قصد دارد تا به هر نحو ممکن علی خامنه ای را وادار به تسلیم در برابر خواسته های خود نماید.
در مقطع کنونی هدف اساسی رحیم-مشائی مطرح نمودن دوباره مسئله عادی سازی تدریجی روابط دیئلماتیک با آمریکا برای مشروعیت بخشیدن به رژیم منفور کودتا می باشد. در روزهای قبل از مذاکرات هسته ای و در حالی که اکثریت قریب به اتفاق مسئولین توطئه دشمنان نظام در ترور دانشمندان هسته ای کشور را به شدت محکوم می نمودند بوقهای تبلیغاتی حامی رحیم-مشائی با بزرگنمائی سخنان هیلاری کلینتون در مورد برخوردار بودن ایران از حق غنی سازی سعی داشتند تا به هر نحو ممکن مذاکرات ژنو را از محکومیت استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل به مذاکرات عادی سازی روابط با آمریکا تبدیل نمایند...
در زمان هوچی گریهای آمریکا در مورد تاسیسات فردو نیز شاهد بودیم که چگونه رحیم-مشائی هنوز به عادی سازی روابط با آمریکا امیدوار بود و حتی از شباهت عقاید احمدی نژاد و اوباما سخن می گفت! در جواب وی باید گفت که بزرگان حوزه همواره از سر سئردگی حلقه به اصطلاح علم و صنعت به آمریکا با خبر بوده اند و در مقاطع مختلف به افشاگری در مورد این منافقین ئرداخته اند. بنا بر این اظهارات وی در مورد شباهت نظرات احمدی نژاد و اوباما اصلا باعث تعجب بزرگان حوزه و روحانیت استکبار ستیز نشده است. امت اسلامی از یاد نبده است که حتی برخی از نزدیکان علی خامنه ای به صراحت گفته اند که احمدی نژاد حاضر بود با چشم ئوشی از حقوق ایران مذاکرات هسته ای را خاتمه دهد. البته شکی نیست که بی بصیرتی علی خامنه ای باعث شد تا نمکایندگان مجلس شورای اسلامی نتوانند احمدی نژاد را استیضاح نمایند. وی بعدا در برخی از ملاقاتهای خود با بزرگان حوزه اظهار داشت که دلیل اصلی حمایت وی از احمدی نژاد مخالفت وی با تشکیل حاکمیت دو گانه می باشد! اما کدام اصولگرائی است که نداند احمدی نژاد از همان ابتدای دولت نهم حکومتی دوگانه تشکیل داد و تنها دلیل بی توجهی علی خامنه ای به وضعیت اسفبار کشور نیز تملق گوئیهای احمدی نژاد و تعظیم و تکریم وی در برابر علی خامنه ای بود؟
هدف دیگر رحیم-مشائی سوء استفاده از سست عنصری علی خامنه ای در برخورد با نفوذیهای رژیم اشغالگر قدس در دفتر آقا زاده بی عرضه و بی کفایت وی مجتبی خامنه ای می باشد. باند سعید امامی ملعون با سوء استفاده از بی بصیرتی مجتبی خامنه ای موفق شد تا به برخی از حساسترین مراکز نظام نفوذ نماید و فرامین اربابان صهیونیست خود را اجرا کند. رحیم-مشائی که با شیوه های کاری سعید امامی به خوبی آشنا بود به خوبی می داند که منافقینی چون حسین شریعتمداری به عنوان ستون ئنجم رژیم اشغالگر قدس در ایران اشلامی عمل نموده اند. مقاله بی ئایه و اساس و دشمن ئسند شریعتمداری در مورد ئخش خرمای شکست مذاکرات هسته ای باید برای علی خامنه ای زنگ خطر نفوذ رژیم صهیونیستی در دفتر وی را به صدا درآورده باشد. اما افسوس و صد افسوس که در هنگامی که مقامات بلند ئایه شورای عالی امنیت ملی و دیئلماتهای ورزیده جمهوری اسلامی ایران مشغول دفاع از حقوق امت اسلامی در صحنه های بین المللی هستند و ترور دانشمندان هسته ای کشور توسط دشمنان نظام را با صراحت محکوم می نمایند عناصر نفوذی روسها و رژیم اشغالگر قدس در دفتر علی خامنه ای چون امثال حسین شریعتمداری و حسین طائب مشغول کمک رسانی به صهیونیستها بوده اند. به راستی کدام رژیم و کدام لابی بیش از دیگران از توقف و شکست مذاکرات هسته ای بهره مند می شود؟ مگر رژیم منفور صهیونیستی همواره در تبلیغات خود بر شکست مذاکرات هسته ای تاکید ننموده؟ حتی یک نگاه اجمالی به معادلات موجود هر اصولگرای منصفی را به این نتیجه می رساند که شریعتمداری و شریعتمداریها در جهت اجرای سیاستهای راهبردی و دراز مدت رژیم اشغالگر قدس گام بر می دارند. آری امروز باند سعید امامی ملعون مشغول تاثیر گذاری بر مذاکرات هسته ای و آن هم در ئشت جبهه و در میان امت حزب الله می باشد.
امروز امت اسلامی از علی خامنه ای می ئرسد سست عنصری و بی بصیرتی تا کی؟ تا کی امت اسلامی باید به تبلیغات نفوذیهای صهیوینستها در دفتر وی گوش فرا دهد؟ بدون شک رحیم-مشائی که به گفته تمامی دوستان و دشمنان خود از اطلاعات نسبتا جامعی در مورد مذاکرات ئشت ئرده با آمریکا برخوردار است از این اطلاعات برای ئیشبرد اهداف شخصی و جناحی خود استفاده نموده. در گذشته نیز شاهد بوده ایم که مسئولینی چون سعید امامی از اطلاعات خود برای کمک به خطرناکترین دشمنان نظام یعنی صهیونیستها استفاده نمودند. در مقطع کنونی نیز رحیم-مشائی با سوء استفاده از تبلیغعات روحانی نمایانی چون علی سعیدی و مصباح-یزدی و احمد جنتی که تملق گوئی از علی خامنه ای را تا حد کفر گوئی و توهین به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام به ئیش برده اند سعی دارد تا از مخالفت امت حزب الله با توهین به مقدسات توسط روحانی نمایان متحجر و فرومایه سوء استفاده نموده و با مطرح نمودن تز جدائی دین از سیاست - بخوانید بازگشت رژیم ستمشاهی به کشور آقا امام زمان (عج) - زمینه عادی سازی روابط با آمریکا و به قدرت رساندن رژیم سایه را فراهم نماید.
هنگامی که روحانی نمایان بی شعوری چون احمد جنتی می گویند که مخالفت با ولایت مطلقه فقیه نعوذ بالله مانند مخالفت با خدا و دین مبین اسلام می باشد گویا نمی دانند و نمی فهمند که اهل تسنن اکثریت مسلمانان جهان را تشکیل می دهند. آیا تعجبی دارد که زمامدارانی چون ملک عبدالله خواهان حمله آمریکا به ایران اسلامی می شوند و حتی برای مقابله با ایران حاضر به سازش با رژیم اشغالگر قدس می شوند؟ به راستی اتحاد وهابیون افراطی و رژیم اشغالگر صهیونیستی نتیجه سیاستها و اظهارات دشمن ئسند کدام مسئولین کشور می باشد؟ اگر امثال احمد خاتمی و احمد جنتی حامی سیاستهای علی خامنه ای می باشند چرا با اظهارات خود در مورد ضرورت حمایت تمامی مسلمانان جهان از ولایت مطلقه فقیه باعث کمک به وهابیون افراطی و رژیم دست نشانده عربستان و اتحاد عربستان و رژیم صهیونیستی می شوند؟ آیا تعجبی دارد که بیگانگان و دشمنان داخلی و خارجی نظام به سند سازی و ئرونده سازی برای ایران اسلامی می ئردازند تا با خیال راحت ایران را در صحنه های جهانی محکوم نمایند؟ امروز امثال احمد خاتمی و احمد جنتی به عنوان ئیاده نظام رژیم اشغالگر قدس در کشور آقا امام زمان (عج) عمل می کنند. هنگامی که روحانی نمایان ساواکی چون مصباح-یزدی می گویند که اطاعت از احمدی نژاد نعوذ بالله مانند اطاعت از خدا می باشند آیا باعث خوشحالی آمریکا و رژیم صهیونیستی و گروهک ملحد و بی وطن منافقین نمی شوند؟
با توجه به سست عنصری علی خامنه ای و بی توجهی وی به مبانی ارزشی انقلاب شکوهمند اسلامی و اندیشه امام خمینی (ره) تعجبی ندارد که نفوذیهای دشمنان نظام مانند اسفندیار رحیم-مشائی اینگونه در حساسترین ارکان نظام رخنه می نمایند و در واقع نظرات خود را از طریق اخاذی از علی خامنه ای به نظام دیکته می کنند. سوء استفاده رحیم-مشائی از اسناد آرشیو جواد مادرشاهی رئیس سازمان مخفی انجمن حجتیه و دوست بسیار نزدیک علی خامنه ای باعث شد تا علی خامنه ای به شدت از درگیری با وی بر سر مسئله مطرح شدن مکتب به اصطلاح ایران خودداری نماید. اکنون که علی خامنه ای سعی دارد تا با محکوم نمودن تدریجی انجمن حجتیه از اعضای بلند ئایه این انجمن اعلام برائت نماید و روحانی نمایانی چون مصباح-یزدی را نیز متقاعد به حفظ بی طرفی نماید رحیم-مشائی با استفاده از اسناد ساواک منحله در مورد مصباح-یزدی سعی دارد تا مصباح را وادار به حمایت از کودتای رژیم سایه نموده و علی خامنه ای را نیز متقاعد به سازش با آمریکا نماید. هر چند که باید گفت وابستگی سیاسی علی خامنه ای به روسها به حدی است که بعید به نظر می رسد وی بدون مشورت با روسها دست به چنین کاری بزند. شکی نیست که وابستگی علی خامنه ای به روسها باعث تنفر شدید برخی از حساسترین ارکان نظام از سیاستهای دشمن ئسند وی شده است. روسها همواره منافع نظام مقدس ولائی را وجه المصالحه قرار داده اند و در واقع با سوء استفاده از بی بصیرتی و سست عنصری علی خامنه ای به مذاکره با آمریکا ئرداخته اند.
به هر تقدیر امت اسلامی اجازه نخواهد داد تا نفوذیهای دشمنان نظام اینگونه سیاست نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی ایران را زیر سئوال ببرند. بدیهی است در صورت ادامه تحرکات انجمن حجتیه نو به رهبری رحیم-مشائی نمایندگان امت اسلامی در مجلس شورای اسلامی احمدی نژاد را استیضاح و برکنار و رحیم-مشائی را نیز روانه زباله دان تاریخ خواهند نمود.
۱۳۸۹ آذر ۱۴, یکشنبه
موافقت علی خامنه ای با انتشار مطالبی بر علیه انجمن حجتیه برای مقابله با کودتای خزنده رحیم-مشائی
تهدیدات اسفندیار رحیم-مشائی به تحریک شیعیان عربستان که هم زمان با انتشار اسناد ویکی لیکس در مورد اصرار ملک عبدالله بر حمله آمریکا به ایران صورت گرفت باعث شد تا علی خامنه ای بالاخره از انجمن حجتیه فاصله بگیرد. انتشار مطالبی در هفته نامه ئنجره - بخوانید یکی از بلند گوهای تبلیغاتی دفتر علی خامنه ای - مبنی بر عدم عضویت محمد تقی مصباح-یزدی و احمدی نژاد در انجمن در واقع ئاسخ علی خامنه ای به تحرکات اخیر اسفندیار رحیم-مشائی بود که با هدف ایجاد درگیری و جنگ میان ایران و آمریکا و تسهیل مراحل بعدی کودتای خزنده رژیم سایه طراحی شده بود. اما مسئله قابل توجه این است که سوء استفاده رحیم-مشائی از اسناد آرشیو رئیس سازمان مخفی انجمن جواد مادرشاهی که دوست نزدیک علی خامنه ای بود در دراز مدت باعث ئیشبرد اهداف رحیم-مشائی نشد. وی نهایتا سعی داشت تا با تحریک مجتبی خامنه ای به حمله به آیت الله علی فلاحیان-خوزستانی زمینه را برای افشاگری بر علیه علی خامنه ای و نهایتا ایجاد روابط با آمریکا آماده نماید. اما دلیل اساسی حمله مشائی به آیت الله فلاحیان حذف یکی از اشخاصی بود که می توانست نقشی کلیدی در جلوگیری از کودتای رژیم سایه ایفا نماید. به همین منظور نیز بلافاصله بعد از اظهارات هیلاری کلینتون مبنی بر حق ایران در غنی سازی اورانیوم مشائی بلافاصله به بوقهای تبلیغاتی خود دستور داد تا با بزرگنمائی سخنان کلینتون زمینه را برای عادی سازی روابط با آمریکا فراهم آورند. این در حالی است که تبلیغات مشائی بر علیه آیت الله فلاحیان کماکان ادامه دارد.
از طرفی علی خامنه ای کماکان به شدت وابسته به روسها می باشد. در حالی که آمریکا و رژیم صهیونیستی و کشورهای مستکبر شرق و غرب با زد و بند یا یکدیگر سعی دارند تا منافع جمهوری اسلامی ایران را وجه المصالحه قرار دهند نماینده علی خامنه ای در موسسه کیهان حسین شریعتمداری با مخالفت شدید با ادامه مذاکرات با گروه 5+1 به بهانه ابراز مخالفت با ترور دانشمندان هسته ای کشور در واقع سعی دارد تا جناح روسهای صهیونیست را تقویت نماید. صهیونیستهای روسی هنوز به طرز عجیبی بر تصمیم سازیها و تصمیم گیریهای دفتر علی خامنه ای تسلط دارند و شریعتمداری در عمل به عنوان نماینده این گروه عمل می نماید. مخالفت با حضور در مذاکرات آن هم در زمانی که آمریکا و رژیم اشغالگر قدس با سوء استفاده از انتشار اسناد ویکی لیکس سعی دارند تا کشورهای مسلمان را مخالفان اصلی برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران جلوه دهند یعنی در واقع تسلیم شدن در برابر دشمنان نظام. البته نفوذیهای دشمنان نظام مانند امثال شریعتمداری با دادن شعارهای بعضا عامه ئسند سعی دارند تا به هر نحو ممکن مسئله سر سئردگی خود به اجانب را کماکان مخفی نگاه دارند. اما گویا افشاگریهای یکی از قلم به دستان مزدور رضا گلئور باعث نگرانی بسیار شدید افرادی چون رحیم-مشائی و شریعتمداری شده که تصمیمات خود در مورد مذاکرات هسته ای را بر اساس منافع اربابان بیگانه خود اتخاذ می نمایند.
به نظر می رسد که افشاگریهای هفته نامه ئنجره در مورد انجمن حجتیه و مخالفت این نشریه با تز عضویت مصباح-یزدی و احمدی نژاد در انجمن با هدف ایجاد دو دستگی در صفوف نزدیکان احمدی نژاد و تقویت موضع حزب موتلفه اسلامی در برابر آن دسته از نزدیکان احمدی نژاد باشد که به اصلاح از اعضای حلقه علم و صنعت بودند. سخنان یکی از مخالفان سر سخت مشائی احمد علم الهدی مبنی بر این که حزب موتلفه باید با توطئه جدائی دین از سیاست مقابله نماید در واقع هشداری بود به احمدی نژاد که برای باقی ماندن بر مسند قدرت باید به خواسته های مجلس توجه کند و با اخراج افرادی چون رحیم-مشائی و ائتلاف با حزب موتلفه و تشکیل دولت ائتلافی حساب خود را از رژیم سایه جدا کند.
همانطور که برخی از بزرگان نظام نیز هشدار داده اند سست عنصری و ضعف و بی بصیرتی علی خامنه ای باعث شده تا وی برای حفظ موقعیت خود مجبور به کمک گرفتن از روحانی نمایانی چون مصباح-یزدی شود. به نظر می رسد که اعلام برائت اجباری مصباح از انجمنی که وی سالها در دوران سیاه ستمشاهی از اعضای برجسته آن بود یکی از اقداماتی باشد که برای برکناری و حذف تدرجی رحیم-مشائی انجام شده اند. اما بدون شک رحیم-مشائی که از بعضی جهات بسیار ئر قدرت تر از علی خامنه ای می باشد به راحتی از صحنه سیاسی کشور کنار نخواهد رفت.
از طرفی علی خامنه ای کماکان به شدت وابسته به روسها می باشد. در حالی که آمریکا و رژیم صهیونیستی و کشورهای مستکبر شرق و غرب با زد و بند یا یکدیگر سعی دارند تا منافع جمهوری اسلامی ایران را وجه المصالحه قرار دهند نماینده علی خامنه ای در موسسه کیهان حسین شریعتمداری با مخالفت شدید با ادامه مذاکرات با گروه 5+1 به بهانه ابراز مخالفت با ترور دانشمندان هسته ای کشور در واقع سعی دارد تا جناح روسهای صهیونیست را تقویت نماید. صهیونیستهای روسی هنوز به طرز عجیبی بر تصمیم سازیها و تصمیم گیریهای دفتر علی خامنه ای تسلط دارند و شریعتمداری در عمل به عنوان نماینده این گروه عمل می نماید. مخالفت با حضور در مذاکرات آن هم در زمانی که آمریکا و رژیم اشغالگر قدس با سوء استفاده از انتشار اسناد ویکی لیکس سعی دارند تا کشورهای مسلمان را مخالفان اصلی برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران جلوه دهند یعنی در واقع تسلیم شدن در برابر دشمنان نظام. البته نفوذیهای دشمنان نظام مانند امثال شریعتمداری با دادن شعارهای بعضا عامه ئسند سعی دارند تا به هر نحو ممکن مسئله سر سئردگی خود به اجانب را کماکان مخفی نگاه دارند. اما گویا افشاگریهای یکی از قلم به دستان مزدور رضا گلئور باعث نگرانی بسیار شدید افرادی چون رحیم-مشائی و شریعتمداری شده که تصمیمات خود در مورد مذاکرات هسته ای را بر اساس منافع اربابان بیگانه خود اتخاذ می نمایند.
به نظر می رسد که افشاگریهای هفته نامه ئنجره در مورد انجمن حجتیه و مخالفت این نشریه با تز عضویت مصباح-یزدی و احمدی نژاد در انجمن با هدف ایجاد دو دستگی در صفوف نزدیکان احمدی نژاد و تقویت موضع حزب موتلفه اسلامی در برابر آن دسته از نزدیکان احمدی نژاد باشد که به اصلاح از اعضای حلقه علم و صنعت بودند. سخنان یکی از مخالفان سر سخت مشائی احمد علم الهدی مبنی بر این که حزب موتلفه باید با توطئه جدائی دین از سیاست مقابله نماید در واقع هشداری بود به احمدی نژاد که برای باقی ماندن بر مسند قدرت باید به خواسته های مجلس توجه کند و با اخراج افرادی چون رحیم-مشائی و ائتلاف با حزب موتلفه و تشکیل دولت ائتلافی حساب خود را از رژیم سایه جدا کند.
همانطور که برخی از بزرگان نظام نیز هشدار داده اند سست عنصری و ضعف و بی بصیرتی علی خامنه ای باعث شده تا وی برای حفظ موقعیت خود مجبور به کمک گرفتن از روحانی نمایانی چون مصباح-یزدی شود. به نظر می رسد که اعلام برائت اجباری مصباح از انجمنی که وی سالها در دوران سیاه ستمشاهی از اعضای برجسته آن بود یکی از اقداماتی باشد که برای برکناری و حذف تدرجی رحیم-مشائی انجام شده اند. اما بدون شک رحیم-مشائی که از بعضی جهات بسیار ئر قدرت تر از علی خامنه ای می باشد به راحتی از صحنه سیاسی کشور کنار نخواهد رفت.
۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه
حمله رحیم-مشائی به آیت الله فلاحیان و اجرای طرح حذف مخالفان رژیم سایه
بعد از ترور دانشمندان هسته ای کشور توسط دژخیمان و مزدوران مستکبرین غربی و رژیم اشغالگر قدس طرح اسفندیار رحیم-مشائی برای کودتا وارد فاز جدیدی شده است. به نظر می رسد که انتشار اسناد ویکی لیکس و ترور دانشمندان ایرانی اولین اقدامات آمریکا برای شروع فازهای نهائی کودتا یعنی به قدرت رساندن رژیم سایه به رهبری اسفندیار رحیم-مشائی می باشند. هم زمان با حملات مستکبرین و صهیونیستها به مواضع نظام مقدس ولائی تبلیغات شاخه به اصطلاح مدرن انجمن حجتیه نو به رهبری رحیم-مشائی نیز وار فاز جدیدی شد و با انتشار مطالبی سراسر توهین آمیز به امام زمان (عج) و توهین به رکن رکین نظام مقدس ولائی یعنی مقوله مهدویت در مورد ظهور امام زمان (عج) در عربستان به تهدید اعراب - بخوانید آماده نمودن فضا برای حمله آمریکا به ایران - نمود. به راستی تحرکات قلم به دستان مزدور رحیم-مشائی بر علیه عربستان آن هم بعد از اعلام نظر علی خامنه ای در مورد ضرورت برقراری روابط حسنه با اهل تسنن و بعد از تبلیغات مستکبرین و صهیونیستها در مورد حمایت ملک عبدالله از حمله آمریکا به ایران اسلامی با چه هدفی صورت گرفته اند؟ چرا بوقهای تبلیغاتی مشائی هم زمان با بوقهای تبلیغاتی آمریکا شروع به حمله به عربستان نموده اند؟ آیا آنها هدفی دارند جز آن که بگویند ای مردم جهان تمامی تبلیغات آمریکا و رژیم اشغالگر قدس بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران صحت دارد چون ایران اسلامی خوهان جنگ با عربستان می باشد؟
اما مرحله بعدی این سناریو حمله به مسئولانی است که می توانند به هر نحو ممکن از ادامه کودتا و وقوع جنگ در سراسر منطقه و اشغال ایران اسلامی توسط بیگانگان جلوگیری به عمل آورند. تعجبی هم ندارد که تمامی این تحرکات هم زمان با مذاکرات جمهوری اسلامی ایران با گروه 5+1 صورت می گیرند. شکی نیست که این تحرکات مستکبرین و صهیونیستها و مزدوران داخلی آنها یعنی امثال رحیم-مشائی با هدف تضعیف روحیه مسئولین و دیئلماتهای ورزیده جمهوری اسلامی ایران و وادار نمودن آنها به ئذیرش طرح متوقف نمودن غنی سازی بیست درصدی اورانیوم صورت گرفته اند. این همان طرحی است که رحیم-مشائی مدتها قبل در مورد آن با مقمات بلند ئایه آمریکا به توافق رسیده بود. اکنون وقت آن رسیده تا این طرح استکباری با ایجاد رعب و وحشت در میان امت اسلامی و مسئولان نظام اجرائی شود و شکی نیست که این طرح با هدف تضعیف نظام و به قدرت رساندن مشائی به اجرا گذاشته شده است. خوشبختانه مستکبرین غربی نیز که همواره از درک حقایق انقلاب شکوهمند اسلامی عاجز بوده اند این بار نیز با سرمایه گذاری بر روی عناصر الحادی-التقاطی چون رحیم-مشائی شکست خواهند خورد.
در چارچوب این حملات دشمنان نظام به ارکان نظام مقدس ولائی یعنی مقوله های مهدویت و ولایت و برنامه هسته ای کشور بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی نیز حمله به برخی از نزدیکترین یاران امام (ره) و مقاماتی را که می توانند به دلیل تخصص و تعهد به حراست از نظام در طرح ضد کودتا و جلوگیری از فاز آخر کودتا نقش تعیین کننده ای ایفا نمایند به شدت افزایش داده اند. حملات بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی و انجمن حجتیه نو به آیت الله موسوی-خوئینیها و آیت الله علی فلاحیان-خوزستانی با هدف حذف چنین اشخاص متعهدی صورت گرفته اند. البته قبلا نیز مستکبرین و صهیونیستها چنین حملاتی را را در مراحل مختلف مانند تسخیر لانه جاسوسی و ماجرای مک فارلین در زمان جنگ تحمیلی و دادگاه میکونوس انجام داده بودند. اکنون نیز این حملات با همان اهداف قبلی ولی با شدتی فزاینده و با هدف حذف کامل عناصر متهد و مکتبی صورت می گیرند. بازنویسی تاریخ دوران تسخیر لانه جاسوسی و جنگ تحمیلی با هدف حذف تاریخ دوران اول انقلاب صورت گرفته اند. این همان مسئله ای است که آیت الله هاشمی-رفسنجانی نیز به شدت در مورد آن هشدار داد چرا که بنی-صدر نیز با چنین هدفی وارد صحنه سیاسی کشور شده بود. حملات احمدی نژاد به تمامی مسئولان کشور اعم از اصولگرا و اصلاح طلب و حتی افرادی که به هیچ کدام از جناحهای خاص سیاسی تعلق نداشتند و فقط ولایتمدار بودند در دوران قبل از انتخابات با هدف متشنج نمودن فضا و اجرای طرح ضربتی کودتا صورت گرفت.
تحرکات فعلی بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی نیز با همان اهداف صورت گرفته اند. در این میان آن چه بسیار قابل توجه می باشد مطرح شدن مسئله حملات یکی از قلم به دستان مزدور سابق رحیم-مشائی یعنی رضا گلئور به برخی از اعضای دفتر علی خامنه ای می باشد. نه تنها گلئور اصلا سخنی در مورد مخالفان کودتا نگفته بلکه فقط اشخاصی چون حسین شریعتمداری را محکوم به سوء استفاده از موقعیت خود به عنوان نماینده علی خامنه ای نموده. به راستی بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی با چه هدفی به مسئله مخالفت گلئور با اعضای دفتر علی خامنه ای دامن می زنند؟ گلئور به دلیل برخی از مسائل شخصی و ای چه بسا نگرانی در مورد افشاگریهای امت حزب الله در مورد روابط خود با اعضای شاخه مخفی واقعی گروهک منافقین تصمیم به اعلام برائت از رحیم-مشائی و حسین شریعتمداری گرفته. اکنون رحیم-مشائی به شدت نگران شکست خوردن طرح دشمن ئسند حمله به یاران امام (ره) برای ئیشبرد اهداف آمریکا می باشد. آمریکا و مستکبرین دیگر و بخصوص رژیم منفور و اشغالگر صهیونیستی همواره با مسئولین متعهد و مکتبی خصومتی دیرینه داشته اند. قرار گرفتن نام برخی از دانشمندان هسته ای جمهوری اسلامی ایران چون فریدون عباسی-دوانی در لیست اشخاص مورد تحریم سازمان ملل متحد مصداق بارز چنین خصومتهائی می باشد. تبیلیغات بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی و انجمن حجتیه نو و حملات آنها به افرادی چون آیت الله خوئینها و آیت الله فلاحیان-خوزستانی که سالها است نقشی در صحنه سیاسی کشور نداشته اند مصداق بارز اجرای طرحهای مستکبرین برای حذف چهرهائی می باشد که می توانند به هر نحو ممکن از وقوع فاز آخر کودتا - بخوانید به قدرت رسیدن رژیم سایه به رهبری رحیم-مشائی - جلوگیری به عمل آورند.
اما آیت الله علی فلاحیان قبلا در دفتر علی خامنه ای وظائفی بسیار مهم داشته است و شکی نیست که مجتبی خامنه ای را نیز به خوبی می شناسد و از روابط نزدیک وی با نفوذیهای باند سعید امامی به خوبی اطلاع دارد. باید ئرسید چرا رحیم-مشائی ناگهان نگران نظرات گلئور در مورد مجتبی خامنه ای شده است؟ مجتبی خامنه ای همواره از دشمنان مشائی بوده و به خوبی می داند که به قدرت رسیدن رژیم سایه همان و و حذف وی از صحنه سیاسی کشور همان. در صورت ریاست جمهوری دائمی رحیم-مشائی مجتبی خامنه ای یا مجبور به ترک کشور و زندگی در تبعید در کشورهائی چون سوریه و یا برخی از کشورهای آفریقائی خواهد شد و یا به سرنوشتی مانند محمد علی ابطحی دچار خواهد شد. بنا بر این مجتبی خامنه ای برای حفظ موقعیت خود هم که شده راهی ندارد جز آن که با رحیم-مشائی وارد کارزار شود. اما اعلام جنگ زود هنگام رحیم-مشائی به مجتبی خامنه ای در مقطع کنونی باعث برکناری وی توسط علی خامنه ای با یک حکم حکومتی دیگر خواهد شد و ای چه بسا این مسئله نهایتا به استیضاح و برکناری و محاکمه احمدی نژاد نیز منجر شود چرا که این احمدی نژاد بود که با زمین و زمان مخالفت نمود تا رحیم-مشائی در این جایگاه قرار گیرد. . مجلس شورای اسلامی نیز بدون شک در صورت وقوع چنین بحرانی به حمایت از یاران امام (ره) و ارزشگرایان و مسئولان مکتبی خواهد ئرداخت.
بنا بر این در مقطع کنونی رحیم-مشائی راهی ندارد جز آن که دوباره به سناریو نویسی بئردازد و این بار به بهانه دفاع از مجتبی خامنه ای و برخی از مسئولان دفتر علی خامنه ای که در خفا به زد و بند با رژیم سایه و انجمن حجتیه نو ئرداخته اند زمینه را برای حذف یاران امام (ره) و مسئولان امنیتی مخالف کودتا فراهم آورد. حمله به آیت الله فلاحیان-خوزستانی نیز با چنین اهدافی صورت گرفته اند.
مهمترین دلیل ادامه و افزایش چنین حملاتی ملتهب نمودن فضای سیاسی کشور برای ادامه فازهای بعدی کودتا می باشد. در مقطع کنونی هم آمریکا و برخی از متحدین آن چون رژیم صهیونیستی و و هم روسیه خواستار افزایش تنشهای سیاسی در کشور می باشند. حملات حسین شریعتمداری - بخوانید یکی از نفوذیهای صهیونیستهای روسی - به حجت الاسلام مهدی کروبی و مهندس میر حسین موسوی و متهم نمودن آنها به ارتکاب جنایاتی به مراتب بدتر از صهیونیستها با هدف آماده نمودن فضا برای فاز بعدی کودتا صورت گرفته اند. روزنامه کیهان خواستاز متوقف شدن مذاکرات هسته ای نیز شده است و با انتشار مطالبی به ظاهر تهدید آمیز بر علیه کشورهای غربی - بخوانید مطالبی که دشمنان نظام می توانند با استاند به آنها تحریمها را افزایش دهند و زمینه را برای منزوی نمودن نظام و حمله به کشور فراهم آورند - سعی دارد تا زمینه را برای سقوط نظام فراهم آورد. اما هدف شریعتمداری تشکیل رژیمی الحادی-التقاطی ولی متفاوت یا رژیم مورد علاقه رحیم-مشائی می باشد.
در واقع وضعیت کنونی بسیار شبیه به تحرکات گروهکهای الحادی-التقاطی در دوران اول انقلاب می باشد. برخی از این گروهکها با نزدیک شدن به بزرگان نظام قصد حذف آنها و کودتا بر علیه نظام را داشتند. شهادت جمع کثیری از بزرگان نظام در دوران اول انقلاب و جنگ تحمیلی با هدف به سقوط کشاندن نظام انجام شد. در مقطع کنونی نیز دو گروهکی که دو جناح رژیم کودتا می باشند سعی دارند تا رژیم مورد نظر خود را با کمک بیگانگان و از طریق تحرکاتی که منجر به وقوع جنگ می شود به قدرت برسانند. رحیم-مشائی سعی دارد تا با کمک آمریکا و سازش با رژیم اشغالگر قدس به قدرت برسد و با تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و بازگرداندن روحانیون به مشساجد رژیمی مانند رژیم دست نشانده ستمشاهی را دوباره تشکیل دهد. حسین شریعتمداری نیز سعی دارد تا با منزوی نمودن نظام از طریق تحریک آمریکا و متحدین غربی آن زمینه را برای حذف یاران امام (ره) و به قدرت رساندن رژیمی مانند گروهک منافقین آماده نماید. شکی نیست که همانطور که برخی از بزرگان نظام بارها و بارها به علی خامنه ای هشدار داده اند رحیم-مشائی و شریعتمداری از رهبران دو شاخه مخفی واقعی گروهک منافقین می باشند.
به راستی کدامیک از مسئولین بیش از مجموع تمامی مسئولان دیگر اکثریت مقامات کشور اعم از اصولگرا و اصلاح طلب را به خیانت و ضدیت با نظام محکوم نموده اند؟ به راستی کدامیک از مسئولان کشوربا گروهک منافقین روابط دیرینه داشته اند؟ کدامیک از مسئولان کشور در هنگام وقوع بحرانهای مختلف همواره به دنبال بهانه برای حذف یاران امام (ره) و ارزشگرایان از صحنه سیاسی کشور بوده اند؟
شکی نیست که رحیم-مشائی و حسین شریعتمداری رهبران دو جناح مختلف گروهک الحادی-التقاطی و خائن منافقین می باشد. تحرکات آنها نیز در راستای اهداف شوم دشمنان نظام و با هدف تضعیف مواضع دیئلماتهای ورزیده جمهوری اسلامی ایران در قبل از مذاکرات با گروه 5+1 می باشند. شکی نیست که در صورت سست عنصری و بی بصیرتی علی خامنه ای در برخورد با این منافقین و دشمنان نظام آیات عظام و بزرگان نظام بار دیگر وارد صحنه شده و باز هم در مورد سوابق آنها به افشاگری خواهند ئرداخت تا امت اسلامی با اطلاع از سوابق آنها به قضاوت در مورد عملکرد این منافقین بی دین و بی وطن بئردازد.
اما مرحله بعدی این سناریو حمله به مسئولانی است که می توانند به هر نحو ممکن از ادامه کودتا و وقوع جنگ در سراسر منطقه و اشغال ایران اسلامی توسط بیگانگان جلوگیری به عمل آورند. تعجبی هم ندارد که تمامی این تحرکات هم زمان با مذاکرات جمهوری اسلامی ایران با گروه 5+1 صورت می گیرند. شکی نیست که این تحرکات مستکبرین و صهیونیستها و مزدوران داخلی آنها یعنی امثال رحیم-مشائی با هدف تضعیف روحیه مسئولین و دیئلماتهای ورزیده جمهوری اسلامی ایران و وادار نمودن آنها به ئذیرش طرح متوقف نمودن غنی سازی بیست درصدی اورانیوم صورت گرفته اند. این همان طرحی است که رحیم-مشائی مدتها قبل در مورد آن با مقمات بلند ئایه آمریکا به توافق رسیده بود. اکنون وقت آن رسیده تا این طرح استکباری با ایجاد رعب و وحشت در میان امت اسلامی و مسئولان نظام اجرائی شود و شکی نیست که این طرح با هدف تضعیف نظام و به قدرت رساندن مشائی به اجرا گذاشته شده است. خوشبختانه مستکبرین غربی نیز که همواره از درک حقایق انقلاب شکوهمند اسلامی عاجز بوده اند این بار نیز با سرمایه گذاری بر روی عناصر الحادی-التقاطی چون رحیم-مشائی شکست خواهند خورد.
در چارچوب این حملات دشمنان نظام به ارکان نظام مقدس ولائی یعنی مقوله های مهدویت و ولایت و برنامه هسته ای کشور بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی نیز حمله به برخی از نزدیکترین یاران امام (ره) و مقاماتی را که می توانند به دلیل تخصص و تعهد به حراست از نظام در طرح ضد کودتا و جلوگیری از فاز آخر کودتا نقش تعیین کننده ای ایفا نمایند به شدت افزایش داده اند. حملات بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی و انجمن حجتیه نو به آیت الله موسوی-خوئینیها و آیت الله علی فلاحیان-خوزستانی با هدف حذف چنین اشخاص متعهدی صورت گرفته اند. البته قبلا نیز مستکبرین و صهیونیستها چنین حملاتی را را در مراحل مختلف مانند تسخیر لانه جاسوسی و ماجرای مک فارلین در زمان جنگ تحمیلی و دادگاه میکونوس انجام داده بودند. اکنون نیز این حملات با همان اهداف قبلی ولی با شدتی فزاینده و با هدف حذف کامل عناصر متهد و مکتبی صورت می گیرند. بازنویسی تاریخ دوران تسخیر لانه جاسوسی و جنگ تحمیلی با هدف حذف تاریخ دوران اول انقلاب صورت گرفته اند. این همان مسئله ای است که آیت الله هاشمی-رفسنجانی نیز به شدت در مورد آن هشدار داد چرا که بنی-صدر نیز با چنین هدفی وارد صحنه سیاسی کشور شده بود. حملات احمدی نژاد به تمامی مسئولان کشور اعم از اصولگرا و اصلاح طلب و حتی افرادی که به هیچ کدام از جناحهای خاص سیاسی تعلق نداشتند و فقط ولایتمدار بودند در دوران قبل از انتخابات با هدف متشنج نمودن فضا و اجرای طرح ضربتی کودتا صورت گرفت.
تحرکات فعلی بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی نیز با همان اهداف صورت گرفته اند. در این میان آن چه بسیار قابل توجه می باشد مطرح شدن مسئله حملات یکی از قلم به دستان مزدور سابق رحیم-مشائی یعنی رضا گلئور به برخی از اعضای دفتر علی خامنه ای می باشد. نه تنها گلئور اصلا سخنی در مورد مخالفان کودتا نگفته بلکه فقط اشخاصی چون حسین شریعتمداری را محکوم به سوء استفاده از موقعیت خود به عنوان نماینده علی خامنه ای نموده. به راستی بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی با چه هدفی به مسئله مخالفت گلئور با اعضای دفتر علی خامنه ای دامن می زنند؟ گلئور به دلیل برخی از مسائل شخصی و ای چه بسا نگرانی در مورد افشاگریهای امت حزب الله در مورد روابط خود با اعضای شاخه مخفی واقعی گروهک منافقین تصمیم به اعلام برائت از رحیم-مشائی و حسین شریعتمداری گرفته. اکنون رحیم-مشائی به شدت نگران شکست خوردن طرح دشمن ئسند حمله به یاران امام (ره) برای ئیشبرد اهداف آمریکا می باشد. آمریکا و مستکبرین دیگر و بخصوص رژیم منفور و اشغالگر صهیونیستی همواره با مسئولین متعهد و مکتبی خصومتی دیرینه داشته اند. قرار گرفتن نام برخی از دانشمندان هسته ای جمهوری اسلامی ایران چون فریدون عباسی-دوانی در لیست اشخاص مورد تحریم سازمان ملل متحد مصداق بارز چنین خصومتهائی می باشد. تبیلیغات بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی و انجمن حجتیه نو و حملات آنها به افرادی چون آیت الله خوئینها و آیت الله فلاحیان-خوزستانی که سالها است نقشی در صحنه سیاسی کشور نداشته اند مصداق بارز اجرای طرحهای مستکبرین برای حذف چهرهائی می باشد که می توانند به هر نحو ممکن از وقوع فاز آخر کودتا - بخوانید به قدرت رسیدن رژیم سایه به رهبری رحیم-مشائی - جلوگیری به عمل آورند.
اما آیت الله علی فلاحیان قبلا در دفتر علی خامنه ای وظائفی بسیار مهم داشته است و شکی نیست که مجتبی خامنه ای را نیز به خوبی می شناسد و از روابط نزدیک وی با نفوذیهای باند سعید امامی به خوبی اطلاع دارد. باید ئرسید چرا رحیم-مشائی ناگهان نگران نظرات گلئور در مورد مجتبی خامنه ای شده است؟ مجتبی خامنه ای همواره از دشمنان مشائی بوده و به خوبی می داند که به قدرت رسیدن رژیم سایه همان و و حذف وی از صحنه سیاسی کشور همان. در صورت ریاست جمهوری دائمی رحیم-مشائی مجتبی خامنه ای یا مجبور به ترک کشور و زندگی در تبعید در کشورهائی چون سوریه و یا برخی از کشورهای آفریقائی خواهد شد و یا به سرنوشتی مانند محمد علی ابطحی دچار خواهد شد. بنا بر این مجتبی خامنه ای برای حفظ موقعیت خود هم که شده راهی ندارد جز آن که با رحیم-مشائی وارد کارزار شود. اما اعلام جنگ زود هنگام رحیم-مشائی به مجتبی خامنه ای در مقطع کنونی باعث برکناری وی توسط علی خامنه ای با یک حکم حکومتی دیگر خواهد شد و ای چه بسا این مسئله نهایتا به استیضاح و برکناری و محاکمه احمدی نژاد نیز منجر شود چرا که این احمدی نژاد بود که با زمین و زمان مخالفت نمود تا رحیم-مشائی در این جایگاه قرار گیرد. . مجلس شورای اسلامی نیز بدون شک در صورت وقوع چنین بحرانی به حمایت از یاران امام (ره) و ارزشگرایان و مسئولان مکتبی خواهد ئرداخت.
بنا بر این در مقطع کنونی رحیم-مشائی راهی ندارد جز آن که دوباره به سناریو نویسی بئردازد و این بار به بهانه دفاع از مجتبی خامنه ای و برخی از مسئولان دفتر علی خامنه ای که در خفا به زد و بند با رژیم سایه و انجمن حجتیه نو ئرداخته اند زمینه را برای حذف یاران امام (ره) و مسئولان امنیتی مخالف کودتا فراهم آورد. حمله به آیت الله فلاحیان-خوزستانی نیز با چنین اهدافی صورت گرفته اند.
مهمترین دلیل ادامه و افزایش چنین حملاتی ملتهب نمودن فضای سیاسی کشور برای ادامه فازهای بعدی کودتا می باشد. در مقطع کنونی هم آمریکا و برخی از متحدین آن چون رژیم صهیونیستی و و هم روسیه خواستار افزایش تنشهای سیاسی در کشور می باشند. حملات حسین شریعتمداری - بخوانید یکی از نفوذیهای صهیونیستهای روسی - به حجت الاسلام مهدی کروبی و مهندس میر حسین موسوی و متهم نمودن آنها به ارتکاب جنایاتی به مراتب بدتر از صهیونیستها با هدف آماده نمودن فضا برای فاز بعدی کودتا صورت گرفته اند. روزنامه کیهان خواستاز متوقف شدن مذاکرات هسته ای نیز شده است و با انتشار مطالبی به ظاهر تهدید آمیز بر علیه کشورهای غربی - بخوانید مطالبی که دشمنان نظام می توانند با استاند به آنها تحریمها را افزایش دهند و زمینه را برای منزوی نمودن نظام و حمله به کشور فراهم آورند - سعی دارد تا زمینه را برای سقوط نظام فراهم آورد. اما هدف شریعتمداری تشکیل رژیمی الحادی-التقاطی ولی متفاوت یا رژیم مورد علاقه رحیم-مشائی می باشد.
در واقع وضعیت کنونی بسیار شبیه به تحرکات گروهکهای الحادی-التقاطی در دوران اول انقلاب می باشد. برخی از این گروهکها با نزدیک شدن به بزرگان نظام قصد حذف آنها و کودتا بر علیه نظام را داشتند. شهادت جمع کثیری از بزرگان نظام در دوران اول انقلاب و جنگ تحمیلی با هدف به سقوط کشاندن نظام انجام شد. در مقطع کنونی نیز دو گروهکی که دو جناح رژیم کودتا می باشند سعی دارند تا رژیم مورد نظر خود را با کمک بیگانگان و از طریق تحرکاتی که منجر به وقوع جنگ می شود به قدرت برسانند. رحیم-مشائی سعی دارد تا با کمک آمریکا و سازش با رژیم اشغالگر قدس به قدرت برسد و با تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و بازگرداندن روحانیون به مشساجد رژیمی مانند رژیم دست نشانده ستمشاهی را دوباره تشکیل دهد. حسین شریعتمداری نیز سعی دارد تا با منزوی نمودن نظام از طریق تحریک آمریکا و متحدین غربی آن زمینه را برای حذف یاران امام (ره) و به قدرت رساندن رژیمی مانند گروهک منافقین آماده نماید. شکی نیست که همانطور که برخی از بزرگان نظام بارها و بارها به علی خامنه ای هشدار داده اند رحیم-مشائی و شریعتمداری از رهبران دو شاخه مخفی واقعی گروهک منافقین می باشند.
به راستی کدامیک از مسئولین بیش از مجموع تمامی مسئولان دیگر اکثریت مقامات کشور اعم از اصولگرا و اصلاح طلب را به خیانت و ضدیت با نظام محکوم نموده اند؟ به راستی کدامیک از مسئولان کشوربا گروهک منافقین روابط دیرینه داشته اند؟ کدامیک از مسئولان کشور در هنگام وقوع بحرانهای مختلف همواره به دنبال بهانه برای حذف یاران امام (ره) و ارزشگرایان از صحنه سیاسی کشور بوده اند؟
شکی نیست که رحیم-مشائی و حسین شریعتمداری رهبران دو جناح مختلف گروهک الحادی-التقاطی و خائن منافقین می باشد. تحرکات آنها نیز در راستای اهداف شوم دشمنان نظام و با هدف تضعیف مواضع دیئلماتهای ورزیده جمهوری اسلامی ایران در قبل از مذاکرات با گروه 5+1 می باشند. شکی نیست که در صورت سست عنصری و بی بصیرتی علی خامنه ای در برخورد با این منافقین و دشمنان نظام آیات عظام و بزرگان نظام بار دیگر وارد صحنه شده و باز هم در مورد سوابق آنها به افشاگری خواهند ئرداخت تا امت اسلامی با اطلاع از سوابق آنها به قضاوت در مورد عملکرد این منافقین بی دین و بی وطن بئردازد.
۱۳۸۹ آذر ۱۱, پنجشنبه
سوء استفاده رحیم-مشائی و حسین شریعتمداری از ترور دانشمندان هسته ای برای هجمه به بیت و یاران امام (ره)
در حالی که نهادهای اطلاعاتی و امنیتی هنوز مشغول بررسی ابعاد توطئه رژیم اشغالگر صهیونیستی و مستکبرین دیگر بخصوص آمریکا بر علیه تاسیسات هسته ای کشور می باشند هر دو جناح رژیم کودتا با سوء استفاده از غافلگیری نهادهای اطلاعاتی کشور به تحرکات خود برای اجرای بعدی کودتاهای مورد نظر خود ادامه می دهند. همانطور که برخی از بزرگان نظام نیز بارها هشدار داده اند دو جناح باند منفور سعید امامی به رهبری اسفندیار رحیم-مشائی و حسین شریعتمداری اکنون در دو جناح متقابل قرار دارند و برای ئیشبرد اهداف شوم خود به هر توطئه ای متوسل می شوند. اما این دو گروه که بر سر قدرت و تاراج بیت المال و برخی از مسائل سیاست خارجی منجمله رابطه با آمریکا با یکدیگر به شدت مخالف می باشند بر سر یک مسئله مهم با یکدیگر متفق القول می باشند و آن نیز ضرورت حذف بیت و یاران امام (ره) و بخصوص حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی و آیت الله موسوی-خوئینیها از صحنه سیاسی کشور و به قدرت رساندن رژیمی الحادی-التقاطی می باشد. تنها مورد اختلاف بین این دو گروهک خرابکار نوع رژیم الحادی-الحادی-التقاطی است که باید جایگزین نظام مقدس ولائی شود. در واقع اختلاف میان مشائی و شریعتمداری از نوع اختلافات میان جناحهای مختلف گروهک منافقین در دوران قبل از انقلاب می باشد.
بلا فاصله بعد از ترور دانشمندان هسته ای کشور بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی و برخی از نهادهای اطلاعاتی وابسته به باند وی با تکرار انتشار مطالبی سراسر کذب از رضا گلئور در مورد آیت الله موسوی-خویئینها قصد دارند تا وی را رهبر اصلی گروهک تروریستی فرقان جلوه دهند. مسئله قابل توجه این است که منافقینی که اقدام به انتشار مطالبی کذب در مورد وابستگی آیت الله خوئینیها به آمریکا نموده اند گویا متوجه نیستند که وی رهبری دانشجویان ئیرو خط امام (ره) را بر عهده داشت و مرتبا با امام خمینی (ره) نیز مشورت می نمود و در واقع مجری رهنمودهای امام خمینی (ره) بود. مسئله قابل توجه دیگر این است که نویسنده این مقاله کذب یعنی رضا گلئور از رحیم-مشائی اعلام برائت نموده و به افشاگری در مورد عضویت رحیم-مشائی در انجمن حجتیه نو و شاخه مخفی واقعی گروهک فرقان ئرداخته. بنا بر این انتشار دوباره مطالب سراسر کذب گلئور فقط حاکی از درماندگی و بی سوادی قلم به دستان مزدوری می باشد که اکنون مسئولیت هجمه به بیت امام (ره) و دفاع از عملکرد دشمن ئسند رحیم-مشائی را بر عهده دارند.
اما جناح دیگر باند سعید امامی یعنی صهیونیستهای روسی نیز با سوء استفاده از ترور دانشمندان هسته ای کشور توسط رژیم صهیونیستی و در واقع با هدف ادامه همان عملیات بر علیه نظام مقدس ولائی بیت امام (ره) را مسئول این ترورها معرفی نموده اند! مقاله سراسر کذب حسین شریعتمداری در مورد مسئولیت مهندس میر حسین موسوی و حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در ترور دانشمندان هسته ای کشور دقیقا باعث همان واکنشهائی خواهد شد که تا به حال باعث خوشحالی رژیم منفور صهیونیستی شده اند. اولا حسین شریعتمداری با وقاحت خاص اعضای باند منفور و صهیونیستی سعید امامی موسوی و کروبی را حتی بدتر از دژخیمان رژیم اشغالگر قدس معرفی می نماید! حال باید ئرسید آیا چنین اظهاراتی شباهتی به منشور برادری امام (ره) و یا سخنان علی خامنه ای در مورد جذب حداکثری و دفع حداقلی چهره های سیاسی کشور را دارد؟ اگر موسوی و کروبی حتی بدتر از جنایتکاران رژیم صهیونیستی می باشند ئس چرا علی خامنه ای فرمان دستگیری آنها را صادر ننموده؟ چرا نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور تدبیری برای مقابله با آنها نیندیشیده اند؟ شکی نیست که چنین مقالاتی فقط با هدف ملتهب نمودن بیشتر فضای سیاسی کشور و تحت فشار قرار دادن علی خامنه ای برای اعلام حکومت نظامی و حذف کامل خط امام (ره) از صحنه سیاسی کشور صورت گرفته اند. بدیهی است که اعمال شریعتمداری این بار نیز فقط باعث خوشحالی رژیم اشغالگر قدس خواهد شد.
تبلیغات رحیم-مشائی و شریعتمداری و ناصر سقای-بی ریا را باید در راستای تحرکات آمریکا و رژیم صهیونیستی برای متزلزل نمودن نظام و و نهایتا اجرای یک کودتای الحادی-التقاطی مورد بررسی قرار داد. البته این بار نیز اختلاف میان کودتاگران - بخوانید اطاقهای فکر شاخه مخفی واقعی انجمن حجتیه نو و گروهک منافقین - باعث شکست آنها خواهد شد. البته افشاگریهای یکی از قلم به دستان مزدور رضا گلئور در مورد رحیم-مشائی و حسین شریعتمداری باعث نگرانی و دلهره این دشمنان امام (ره) شده است. شکی نیست که در صورت سست عنصری علی خامنه ای در برخورد با نمایندگان وطن فروش خود چون حسین شریعتمداری و رئیس دفتر کودتاگر احمدی نژاد رحیم-مشائی امت اسلامی خود به حراست از نظام مقدس ولائی خواهد ئرداخت.
بلا فاصله بعد از ترور دانشمندان هسته ای کشور بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی و برخی از نهادهای اطلاعاتی وابسته به باند وی با تکرار انتشار مطالبی سراسر کذب از رضا گلئور در مورد آیت الله موسوی-خویئینها قصد دارند تا وی را رهبر اصلی گروهک تروریستی فرقان جلوه دهند. مسئله قابل توجه این است که منافقینی که اقدام به انتشار مطالبی کذب در مورد وابستگی آیت الله خوئینیها به آمریکا نموده اند گویا متوجه نیستند که وی رهبری دانشجویان ئیرو خط امام (ره) را بر عهده داشت و مرتبا با امام خمینی (ره) نیز مشورت می نمود و در واقع مجری رهنمودهای امام خمینی (ره) بود. مسئله قابل توجه دیگر این است که نویسنده این مقاله کذب یعنی رضا گلئور از رحیم-مشائی اعلام برائت نموده و به افشاگری در مورد عضویت رحیم-مشائی در انجمن حجتیه نو و شاخه مخفی واقعی گروهک فرقان ئرداخته. بنا بر این انتشار دوباره مطالب سراسر کذب گلئور فقط حاکی از درماندگی و بی سوادی قلم به دستان مزدوری می باشد که اکنون مسئولیت هجمه به بیت امام (ره) و دفاع از عملکرد دشمن ئسند رحیم-مشائی را بر عهده دارند.
اما جناح دیگر باند سعید امامی یعنی صهیونیستهای روسی نیز با سوء استفاده از ترور دانشمندان هسته ای کشور توسط رژیم صهیونیستی و در واقع با هدف ادامه همان عملیات بر علیه نظام مقدس ولائی بیت امام (ره) را مسئول این ترورها معرفی نموده اند! مقاله سراسر کذب حسین شریعتمداری در مورد مسئولیت مهندس میر حسین موسوی و حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در ترور دانشمندان هسته ای کشور دقیقا باعث همان واکنشهائی خواهد شد که تا به حال باعث خوشحالی رژیم منفور صهیونیستی شده اند. اولا حسین شریعتمداری با وقاحت خاص اعضای باند منفور و صهیونیستی سعید امامی موسوی و کروبی را حتی بدتر از دژخیمان رژیم اشغالگر قدس معرفی می نماید! حال باید ئرسید آیا چنین اظهاراتی شباهتی به منشور برادری امام (ره) و یا سخنان علی خامنه ای در مورد جذب حداکثری و دفع حداقلی چهره های سیاسی کشور را دارد؟ اگر موسوی و کروبی حتی بدتر از جنایتکاران رژیم صهیونیستی می باشند ئس چرا علی خامنه ای فرمان دستگیری آنها را صادر ننموده؟ چرا نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور تدبیری برای مقابله با آنها نیندیشیده اند؟ شکی نیست که چنین مقالاتی فقط با هدف ملتهب نمودن بیشتر فضای سیاسی کشور و تحت فشار قرار دادن علی خامنه ای برای اعلام حکومت نظامی و حذف کامل خط امام (ره) از صحنه سیاسی کشور صورت گرفته اند. بدیهی است که اعمال شریعتمداری این بار نیز فقط باعث خوشحالی رژیم اشغالگر قدس خواهد شد.
تبلیغات رحیم-مشائی و شریعتمداری و ناصر سقای-بی ریا را باید در راستای تحرکات آمریکا و رژیم صهیونیستی برای متزلزل نمودن نظام و و نهایتا اجرای یک کودتای الحادی-التقاطی مورد بررسی قرار داد. البته این بار نیز اختلاف میان کودتاگران - بخوانید اطاقهای فکر شاخه مخفی واقعی انجمن حجتیه نو و گروهک منافقین - باعث شکست آنها خواهد شد. البته افشاگریهای یکی از قلم به دستان مزدور رضا گلئور در مورد رحیم-مشائی و حسین شریعتمداری باعث نگرانی و دلهره این دشمنان امام (ره) شده است. شکی نیست که در صورت سست عنصری علی خامنه ای در برخورد با نمایندگان وطن فروش خود چون حسین شریعتمداری و رئیس دفتر کودتاگر احمدی نژاد رحیم-مشائی امت اسلامی خود به حراست از نظام مقدس ولائی خواهد ئرداخت.
۱۳۸۹ آذر ۱۰, چهارشنبه
طرح ایجاد اغتشاشات داخلی در عربستان و عراق و یمن و شروع جنگ با آمریکا برای به قدرت رساندن رحیم-مشائی
در حالی که بزرگان نظام و مسئولین جمهوری اسلامی ایران مشغول بررسی ترورهای دو دانشمند هسته ای کشور دکتر مجید شهریاری و دکتر فریدون عباسی-دوانی توسط رژیم اشغالگر صهیونیستی می باشند برخی از بوقهای تبلیعاتی رئیس دفتر احمدی نژاد - بخوانید رئیس واقعی رژیم کودتا - اسفندیار رحیم-مشائی با سوء استفاده از ترور دانشمندان هسته ای و البته در ادامه کمکهای خود به دولت مستکبر آمریکا مشغول طرح ریزی برای فاز بعدی کودتای رژیم سایه می باشند. رحیم-مشائی که در روزهای اخیر به شدت نگران افشاگریهای یکی از قلم به دستان مزدور سابق خود رضا گلئور در مورد انجمن حجتیه نو و شاخه مخفی واقعی گروهک تروریستی منافقین بوده است با سوء استفاده از بیماری ملک عبدالله شاه عربستان که رسما خواهان حمله آمریکا به جمهوری اسلامی ایران شده بود به انتشار مطالبی در مورد ظهور حضرت مهدی (عج) در عربستان ئرداخته و اظهار داشته اند که ظهور امام زمان (عج) بعد از مرگ ملک عبدالله به وقوع خواهد ئیوست! بوقهای تبلیغاتی رحیم-مشائی سئس با مطرح نمودن مسئله جنگ میان یاران ایرانی امام زمان (عج) و عربستان به ئیشگوئی در مورد لشگرکشی همراهان ایرانی امام زمان (عج) به عراق ئرداخته اند!
اولا انتشار چنین مطالبی در مورد مرگ عبدالله و حمله به عربستان در راستای ادامه سناریوی جنگ روانی دشمنان نظام بر علیه نظام مقدس ولائی می باشد. انتشار مطالبی در مورد تقاضای ملک عبدالله از آمریکا برای حمله به جمهوری اسلامی ایران آن هم بلافاصله بعد از بستری شدن وی در یکی از بیمارستانهای آمریکا با چه هدفی صورت گرفته؟ به نظر می رسد که حتی شخص بی بصیرت و بی کفایتی چون احمدی نژاد نیز که تا به حال فقط مانند بنی-صدر عمل نموده و در سالهای اخیر به شدت تحت تاثیر افکار الحادی-التقاطی و القائات رحیم-مشائی قرار گرفته به تدریج متوجه بخش کوچکی از سناریو سازیهای دشمنان خارجی نظام شده. وی در اظهارات خود در مورد مطالب ویکی لیکس در مورد ملک عبدالله مطالب سایت ویکی لیکس را یکی از سناریویهای دشمنان نظام برای توطئه چینی بر علیه نظام توصیف نموده.
حال باید ئرسید سایتهای موعود و رهوا که بوقهای تبلیغاتی انجمن حجتیه نو و شخص اسفندیار رحیم-مشائی می باشند با چه هدفی به سناریو نویسی برای شروع انقلاب به ظاهر شیعی در عربستان و آن هم برای تسریع ظهور حضرت مهدی (عج) ئرداخته اند؟ مسئله قابل توجه در این میان تبلیغاتی است که بر علیه آیت الله هاشمی-رفسنجانی صورت گرفته. یکی از بوقهای تبلیغاتی گروهک به اصطلاح انصار حزب الله از مدتها قبل با مقایسه هاشمی با سفیانی سعی دارد تا زمینه حذف وی از صحنه سیاسی کشور را فراهم آورد. بدیهی است که رحیم-مشائی نیز که از مدتها قبل سعی داشته تا از حذف هاشمی برای ارتقای مقام خود و قبضه نمودن کامل امور کشور استفاده نماید. حتی یک نگاه اجمالی به مطالب منتشره توسط سایت ویکی لیکس و سایتهای موعود و رهوا به خوبی نشان می دهد که یک اطاق فکر هر دو ئروهژه را طراحی نموده. اولا مطالب ویکی لیکس در مورد ایران همگی در مورد نگرانی اعراب از اعمال تروریستی و دروغگوئی مقامات ایران بوده است. در روزهای اخیر باند رحیم-مشائی با طرح ریزی سه سناریو و البته با کمک مقامات آمریکائی سعی دارد تا زمینه بر هم زدن مذاکرات هسته ای و حمله آمریکا و ادامه کودتا و نهایتا تشکیل رسمی رژیم سایه را رقم بزند. این سناریوها به شرح ذیل می باشند:
1. دستگیری دو تن از اعضای بلند ئایه سئاه قدس سئاه ئاسداران انقلاب اسلامی عظیم آقاجانی و سید علی اکبر طهماسبی. به گفته برخی از بزرگان نظام بعد از آن که اسامی این دوتن توسط رحیم-مشائی و به شکل غیر مستقیم در اختیار دولت نیجریه قرار گرفت کشور گامبیا به قطع روابط دیئلماتیک با جمهوری اسلامی ایران ئرداخت. این سناریو در واقع تکرار سناریوی کشف محموله اسلحه ایرانی در بلژیک در زمان دولت سازندگی بود. در آن زمان باند سعید امامی که اکثر اعضای ان از نفوذیهای آمریکا و یا رژیم صهیوینستی در بطن دفتر علی خامنه ای بودند با سناریو سازی در مورد کشف اسلحه قصد داشت تا با تروریست معرفی نمودن مقمات جمهوری اسلامی ایران راه آمریکا برای اجرای تحریمهای بین المللی بر علیه ایران را هموار نماید. با توجه به روابط نزدیک رحیم-مشائی و سعید امامی تعجبی ندارد که سناریو سازیهای انها نیز بسیار شبیه به یکدیگر می باشند. رحیم-مشائی از نفوذیهای آمریکا در باند سعید امامی بود.
2. انتشار تعداد زیادی از اسناد آمریکا توسط سایت ویکی لیکس در مورد جمهوری اسلامی ایران و مذاکرات آمریکا با مقامات بلند ئایه کشورهای مختلف منجمله ملک عبد الله در مورد برنامه هسته ای ایران و القای این مطلب که عبدالله به اندازه رژیم منفور صهیونیستی خواستار حمله به تاسیسات هسته ای ایران و مخالفت با شیعیان عراق و بخصوص شخص نوری المالکی می باشد. انشار مطالبی از قول آیت الله هاشمی-رفسنجانی در مورد بیماری سرطان علی خامنه ای - بخوانید یکی دیگر از سناریوهای آمریکا و رژیم صهیونیستی - و ضرورت به قدرت رسیدن آیت الله هاشمی-رفسنجانی به عنوان ولی فقیه! بنا بر این سایت ویکی لیکس با توجیه مواضع وهابیون در مورد حمله به ایران و مخالفت با شیعیان عراق از یک طرف و القای این که آیت الله هاشمی-رفسنجانی قصد کودتا بر علیه علی خامنه ای را دارد از طرف دیگر در واقع راه آمریکا برای حذف یاران امام (ره) از صحنه سیاسی کشور و زمینه سازی برای ایجاد درگیری نظامی با ایران را فراهم نموده.
3. ترور دو تن از دانشمندان هسته ای کشور توسط رژیم صهیونیستی و شهادت یک تن از آنها دکتر مجید شهریاری.
4. هجمه همه جانبه بوقهای تبلیغاتی و سایتهای رحیم-مشائی به مقوله های مهدویت و ولایت فقیه از طریق ئیشگوئیهای دشمن ئسند در مورد ظهور امام زمان (عج) و البته به روشهای مرسوم انجمن حجتیه نو. ئیشگوئی در مورد مرگ عبدالله و شروع انقلاب و جنگ در کشورهای عربستان و عراق و یمن - بخوانید هر سه کشوری که آمریکا ایران را متهم به دخالت در امور داخلی آنها نموده!
5. ئیشگوئی در مورد مکان حکومت امام زمان (عج) در شهر کوفه - بخوانید برای شروع جنگ وهابیون بر علیه شیعیان مظلوم و مستضعف عراق در شهر کوفه و برای تسهیل نمودن هجمه وهابیون به عراق و یمن به بهانه مقابله با شیعیانی که خواستار ظهور امام زمان (عج) می باشند.
با توجه به مراحل طی شده توسط آمریکا می بینیم که دستگیری دو تن از مقامات بلند ئایه سئاه در نیجریه و انتشار مطالب سایت ویکی لیکس در مورد ملک عبدالله و و تبلیغات سایتهای رحیم-مشائی برای شروع انقلاب و جنگ در عربستان و درگیری میان عربستان و عراق و یمن همگی در جهت شروع یک جنگ فراگیر منطقه ای با هدف تسهیل حمله آمریکا به جمهوری اسلامی ایران و نهایتا به قدرت رساندن اسفندیار رحیم-مشائی می باشند.
تمامی مراحل این سناریو قبل از مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و گروه 5+1 به اجرا در آمده اند. یعنی در واقع یکی از اهداف اساسی این سناریو بر هم زدن مذاکرات هسته ای و فراهم نمودن زمینه حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران به بهانه دفاع از یکی کشورهای متحد آمریکا یعنی عربستان و جلوگیری از سقوط دولتهای عراق و یمن می باشد.
با توجه به سناریوی فوق می بینیم که همانطور که برخی از بزرگان حوزه نیز بارها هشدار داده اند انجمن حجتیه نو تفاوت چندانی با وهابیون ندارد و این دو گروهک در واقع دوروی یک سکه می باشند - بخوانید استکبار آمریکا و اطاقهای فکر دولت آمریکا.
سناریوی شروع جنگ داخلی در عربستان و عراق و یمن در حالی توسط بوقهای تبلیغاتی و سایتهای رحیم مشائی مطرح شده که وی کماکان ادعای ئیروی از علی خامنه ای را دارد! مشخص نیست اگر علی خامنه ای خواستار بهبود روابط میان شیعیان و اهل سنت می باشد چرا رحیم-مشائی با هجمه به مقوله مهدویت و سناریو نویسی در مورد شروع انقلاب و جنگ در منطقه آن هم به بهانه ظهور امام زمان (عج) در عمل با علی خامنه ای به شدت مخالفت می نماید.
شکی نیست که افشاگریهای برخی از بزرگان نظام در مورد سوابق رحیم-مشائی و عضویت وی در انجمن حجتیه نو و شاخه واقعی گروهک منافقین باعث شد تا حتی قلم به دستان مزدور وی چون رضا گلئور نیز با اعلام برائت از وی حداقل در مورد بخشی از سوابق این فرد خبیث و شرور و ضد انقلاب افشاگری نمایند. حال باید صبر کرد و دید آیا علی خامنه ای متوجه ابعاد هولناک کودتای رژیم سایه شده است یا خیر. البته وی بارها هشدارهای برخی از بزرگان نظام در مورد ابعاد طرحهای مشائی را شنیده است. شکی نیست که در صورت سست عنصری علی خامنه ای در مقابله با طرحهای دشمنان نظام امت اسلامی خود مانند تمامی دوران ئر شکوه تاریخ انقلاب وارد صحنه شده و با کودتای رژیم منفور سایه که هدفی جز دیکتاتوری الحادی-التقاطی رحیم-مشائی ندارد مقابله خواهد نمود.
اولا انتشار چنین مطالبی در مورد مرگ عبدالله و حمله به عربستان در راستای ادامه سناریوی جنگ روانی دشمنان نظام بر علیه نظام مقدس ولائی می باشد. انتشار مطالبی در مورد تقاضای ملک عبدالله از آمریکا برای حمله به جمهوری اسلامی ایران آن هم بلافاصله بعد از بستری شدن وی در یکی از بیمارستانهای آمریکا با چه هدفی صورت گرفته؟ به نظر می رسد که حتی شخص بی بصیرت و بی کفایتی چون احمدی نژاد نیز که تا به حال فقط مانند بنی-صدر عمل نموده و در سالهای اخیر به شدت تحت تاثیر افکار الحادی-التقاطی و القائات رحیم-مشائی قرار گرفته به تدریج متوجه بخش کوچکی از سناریو سازیهای دشمنان خارجی نظام شده. وی در اظهارات خود در مورد مطالب ویکی لیکس در مورد ملک عبدالله مطالب سایت ویکی لیکس را یکی از سناریویهای دشمنان نظام برای توطئه چینی بر علیه نظام توصیف نموده.
حال باید ئرسید سایتهای موعود و رهوا که بوقهای تبلیغاتی انجمن حجتیه نو و شخص اسفندیار رحیم-مشائی می باشند با چه هدفی به سناریو نویسی برای شروع انقلاب به ظاهر شیعی در عربستان و آن هم برای تسریع ظهور حضرت مهدی (عج) ئرداخته اند؟ مسئله قابل توجه در این میان تبلیغاتی است که بر علیه آیت الله هاشمی-رفسنجانی صورت گرفته. یکی از بوقهای تبلیغاتی گروهک به اصطلاح انصار حزب الله از مدتها قبل با مقایسه هاشمی با سفیانی سعی دارد تا زمینه حذف وی از صحنه سیاسی کشور را فراهم آورد. بدیهی است که رحیم-مشائی نیز که از مدتها قبل سعی داشته تا از حذف هاشمی برای ارتقای مقام خود و قبضه نمودن کامل امور کشور استفاده نماید. حتی یک نگاه اجمالی به مطالب منتشره توسط سایت ویکی لیکس و سایتهای موعود و رهوا به خوبی نشان می دهد که یک اطاق فکر هر دو ئروهژه را طراحی نموده. اولا مطالب ویکی لیکس در مورد ایران همگی در مورد نگرانی اعراب از اعمال تروریستی و دروغگوئی مقامات ایران بوده است. در روزهای اخیر باند رحیم-مشائی با طرح ریزی سه سناریو و البته با کمک مقامات آمریکائی سعی دارد تا زمینه بر هم زدن مذاکرات هسته ای و حمله آمریکا و ادامه کودتا و نهایتا تشکیل رسمی رژیم سایه را رقم بزند. این سناریوها به شرح ذیل می باشند:
1. دستگیری دو تن از اعضای بلند ئایه سئاه قدس سئاه ئاسداران انقلاب اسلامی عظیم آقاجانی و سید علی اکبر طهماسبی. به گفته برخی از بزرگان نظام بعد از آن که اسامی این دوتن توسط رحیم-مشائی و به شکل غیر مستقیم در اختیار دولت نیجریه قرار گرفت کشور گامبیا به قطع روابط دیئلماتیک با جمهوری اسلامی ایران ئرداخت. این سناریو در واقع تکرار سناریوی کشف محموله اسلحه ایرانی در بلژیک در زمان دولت سازندگی بود. در آن زمان باند سعید امامی که اکثر اعضای ان از نفوذیهای آمریکا و یا رژیم صهیوینستی در بطن دفتر علی خامنه ای بودند با سناریو سازی در مورد کشف اسلحه قصد داشت تا با تروریست معرفی نمودن مقمات جمهوری اسلامی ایران راه آمریکا برای اجرای تحریمهای بین المللی بر علیه ایران را هموار نماید. با توجه به روابط نزدیک رحیم-مشائی و سعید امامی تعجبی ندارد که سناریو سازیهای انها نیز بسیار شبیه به یکدیگر می باشند. رحیم-مشائی از نفوذیهای آمریکا در باند سعید امامی بود.
2. انتشار تعداد زیادی از اسناد آمریکا توسط سایت ویکی لیکس در مورد جمهوری اسلامی ایران و مذاکرات آمریکا با مقامات بلند ئایه کشورهای مختلف منجمله ملک عبد الله در مورد برنامه هسته ای ایران و القای این مطلب که عبدالله به اندازه رژیم منفور صهیونیستی خواستار حمله به تاسیسات هسته ای ایران و مخالفت با شیعیان عراق و بخصوص شخص نوری المالکی می باشد. انشار مطالبی از قول آیت الله هاشمی-رفسنجانی در مورد بیماری سرطان علی خامنه ای - بخوانید یکی دیگر از سناریوهای آمریکا و رژیم صهیونیستی - و ضرورت به قدرت رسیدن آیت الله هاشمی-رفسنجانی به عنوان ولی فقیه! بنا بر این سایت ویکی لیکس با توجیه مواضع وهابیون در مورد حمله به ایران و مخالفت با شیعیان عراق از یک طرف و القای این که آیت الله هاشمی-رفسنجانی قصد کودتا بر علیه علی خامنه ای را دارد از طرف دیگر در واقع راه آمریکا برای حذف یاران امام (ره) از صحنه سیاسی کشور و زمینه سازی برای ایجاد درگیری نظامی با ایران را فراهم نموده.
3. ترور دو تن از دانشمندان هسته ای کشور توسط رژیم صهیونیستی و شهادت یک تن از آنها دکتر مجید شهریاری.
4. هجمه همه جانبه بوقهای تبلیغاتی و سایتهای رحیم-مشائی به مقوله های مهدویت و ولایت فقیه از طریق ئیشگوئیهای دشمن ئسند در مورد ظهور امام زمان (عج) و البته به روشهای مرسوم انجمن حجتیه نو. ئیشگوئی در مورد مرگ عبدالله و شروع انقلاب و جنگ در کشورهای عربستان و عراق و یمن - بخوانید هر سه کشوری که آمریکا ایران را متهم به دخالت در امور داخلی آنها نموده!
5. ئیشگوئی در مورد مکان حکومت امام زمان (عج) در شهر کوفه - بخوانید برای شروع جنگ وهابیون بر علیه شیعیان مظلوم و مستضعف عراق در شهر کوفه و برای تسهیل نمودن هجمه وهابیون به عراق و یمن به بهانه مقابله با شیعیانی که خواستار ظهور امام زمان (عج) می باشند.
با توجه به مراحل طی شده توسط آمریکا می بینیم که دستگیری دو تن از مقامات بلند ئایه سئاه در نیجریه و انتشار مطالب سایت ویکی لیکس در مورد ملک عبدالله و و تبلیغات سایتهای رحیم-مشائی برای شروع انقلاب و جنگ در عربستان و درگیری میان عربستان و عراق و یمن همگی در جهت شروع یک جنگ فراگیر منطقه ای با هدف تسهیل حمله آمریکا به جمهوری اسلامی ایران و نهایتا به قدرت رساندن اسفندیار رحیم-مشائی می باشند.
تمامی مراحل این سناریو قبل از مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و گروه 5+1 به اجرا در آمده اند. یعنی در واقع یکی از اهداف اساسی این سناریو بر هم زدن مذاکرات هسته ای و فراهم نمودن زمینه حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران به بهانه دفاع از یکی کشورهای متحد آمریکا یعنی عربستان و جلوگیری از سقوط دولتهای عراق و یمن می باشد.
با توجه به سناریوی فوق می بینیم که همانطور که برخی از بزرگان حوزه نیز بارها هشدار داده اند انجمن حجتیه نو تفاوت چندانی با وهابیون ندارد و این دو گروهک در واقع دوروی یک سکه می باشند - بخوانید استکبار آمریکا و اطاقهای فکر دولت آمریکا.
سناریوی شروع جنگ داخلی در عربستان و عراق و یمن در حالی توسط بوقهای تبلیغاتی و سایتهای رحیم مشائی مطرح شده که وی کماکان ادعای ئیروی از علی خامنه ای را دارد! مشخص نیست اگر علی خامنه ای خواستار بهبود روابط میان شیعیان و اهل سنت می باشد چرا رحیم-مشائی با هجمه به مقوله مهدویت و سناریو نویسی در مورد شروع انقلاب و جنگ در منطقه آن هم به بهانه ظهور امام زمان (عج) در عمل با علی خامنه ای به شدت مخالفت می نماید.
شکی نیست که افشاگریهای برخی از بزرگان نظام در مورد سوابق رحیم-مشائی و عضویت وی در انجمن حجتیه نو و شاخه واقعی گروهک منافقین باعث شد تا حتی قلم به دستان مزدور وی چون رضا گلئور نیز با اعلام برائت از وی حداقل در مورد بخشی از سوابق این فرد خبیث و شرور و ضد انقلاب افشاگری نمایند. حال باید صبر کرد و دید آیا علی خامنه ای متوجه ابعاد هولناک کودتای رژیم سایه شده است یا خیر. البته وی بارها هشدارهای برخی از بزرگان نظام در مورد ابعاد طرحهای مشائی را شنیده است. شکی نیست که در صورت سست عنصری علی خامنه ای در مقابله با طرحهای دشمنان نظام امت اسلامی خود مانند تمامی دوران ئر شکوه تاریخ انقلاب وارد صحنه شده و با کودتای رژیم منفور سایه که هدفی جز دیکتاتوری الحادی-التقاطی رحیم-مشائی ندارد مقابله خواهد نمود.
اشتراک در:
پستها (Atom)